عراق پس از اشغال همچنان درگیر مناقشات شدید و گسترده است و ریشه این بی ثباتی به دو عامل مهم داخلی و خارجی برمی گردد، بازیگر مهم خارجی در عرصه مناقشات عراق آمریکاست که تاکنون نتوانسته خود را از طریق اشغال عراق به دست آورد.
از سوی دیگر، تحولات عراق ناشی از بازیگران درون صحنه سیاسی این کشور نیز هست و اگر از این بازیگران شناخت درستی نداشته باشیم، راهبردهای ما نسبت به این کشور، ناقص خواهد بود. از این رو، ضرورت دارد که جریانات موجود در عراق را با توجه به گرایش ها، گفتمان ها، تأثیرگذاری و تعامل و تعارض آنها با یکدیگر و دولت های منطقه و بازیگران فرامنطقه ای مورد بررسی قرارگیرد.
شیعیان یکی از بازیگران اصلی صحنه تحولات عراق هستند. در مجموع، سه گروه عمده شیعه به علاوه آیت الله «سیدعلی سیستانی» در عراق فعالیت دارند که به دلیل قدرت و قابلیت نفوذشان، در تحولات از اهمیت خاصی برخوردار هستند. این سه گروه به قرار زیر هستند:
1- جریان صدر
«سیدمقتدا صدر» فرزند «سیدمحمدصادق صدر» است که در سال 1999 به دست عوامل صدام ترور شد.پدر بزرگش نیز در سال 1980 اعدام شده است.
علی رغم اینکه بسیاری از تحلیلگران غربی مقتدا صدر را فاقد مشخصات لازم برای رهبری شیعیان می دانند، ولی در شرایط فعلی از پشتیبانی قشر وسیعی از مردم عراق برخوردار است. طرفداران وی اغلب جوانان تنگدستی هستند که فقر و بدبختی خویش را به اشغالگران، به ویژه آمریکا، نسبت می دهند. مقتدا صدر شرط کنار گذاشتن مشی مبارزه علیه اشغالگران را بیرون رفتن آنها از عراق می داند. او نفوذ زیادی در میان عشایر دارد. مقتدا از میان جوانان، سپاهی تحت عنوان «جیش المهدی» راه اندازی کرده است. او مسائل عراق و فلسطین را مرتبط و مشترک اعلام می کند و از این طریق، خود را در صحنه کشورهای عربی قرارمی دهد.
صدر اعلام کرده است «ما به فلسطینیان و سایر ملت های ستمدیده در خاور نزدیک اطمینان می دهیم که نبرد خواهیم کرد و بر ستمگران پیروز خواهیم شد. همچنین، او خود را حامی حماس و حزب الله معرفی کرده است. مقتدا صدر با این ویژگی های خود، حمایت قشر عظیمی از ناراضیان سنی، به ویژه در فلوجه، را نیز به خود جلب کرده است. به طور کلی، می توان خصوصیات جریان صدر را به قرار زیر مشخص کرد:
1- این جریان با اشغالگری آمریکا به شدت مخالف است و هرگونه مماشات با این کشور را حرام می داند،
2- این جریان خود را مخالف سایر جریان های شیعه نمی داند،
3- دارای یک منطق درونی است مبنی بر اینکه شیعیان باید به صورت یک کل تجزیه ناپذیر حفظ شوند،
4- خود را در مقابل مراجع بزرگ شیعه مثل آیت الله سیستانی قرارنمی دهد،
5- با ایران اسلامی رابطه ویژه ای دارد،
6- دارای پایگاه اجتماعی قابل توجهی است و در شهرک «صدر» بغداد که بالغ بر دو میلیون نفر زندگی می کنند بیشترین طرفدار را دارد،
2- جریان معتدل
منظور از جریان معتدل در درون شیعیان، به گروه هایی اطلاق می شود که سعی دارند از طریق مکانیسم های مسالمت آمیز و مذاکره و با استفاده از ظرفیت های مدنی، اهداف خود را پیش ببرند. مهمترین جریان معتدل در عراق «مجلس اعلا» و «حزب الدعوه» هستند.
مجلس اعلای اسلامی در نوامبر 1982 تأسیس شد. اعضای اصلی این تشکل از میان مخالفان رژیم صدام و برخی از اعضای سابق حزب الدعوه بوده اند. هدف از تأسیس مجلس اعلا در اوایل دهه 1980 در واقع تمرکز دادن به نیروهای جهادی عراق با همکاری اعضای حزب الدعوه علیه رژیم بعث بوده است. مجلس اعلای اسلامی از همان ابتدای شکل گیری، توانست از یک وجهه بین المللی برخوردار شود.
اما بعد از مدتی، اختلافات آن با اعضای حزب الدعوه افزایش یافت و تعدادی از گروه های وابسته به آن، مجلس اعلا را ترک کردند. در اواخر دهه1980 میلادی، مجلس بیشتر به طرفداران آیت الله «سیدمحمد باقر حکیم» اختصاص یافت، پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط رژیم بعث، الدعوه بار دیگر به مجلس اعلا پیوست و اکنون این دو تشکل مهم در کنار یکدیگر، برای آینده عراق به همکاری می پردازند و به عنوان دو حزب منظم و با قدرت در ساختار سیاسی عراق حضور دارند.
مجلس اعلای اسلامی عراق و الدعوه اکنون دو عالم بزرگ شیعیان عراق را با خود دارند، مجلس اعلا اعتبار شهید آیت الله «سیدمحمد باقر حکیم» و پدر ایشان، مرحوم آیت الله «سیدمحسن حکیم» و حزب الدعوه اعتبار شهید «سیدمحمدباقر صدر» را با خود دارند. این دو شخصیت، از علمای بانفوذ جامعه تشیع عراق به شمار می آمدند.»
در حال حاضر این تشکل با رهبری «سیدعبدالعزیز حکیم» نقش برجسته ای در ساختار سیاسی عراق دارد.
ویژگی های اصلی این جریان عبارت است از:
الف: دارای پایگاه اجتماعی گسترده در میان شیعیان عراق است، به گونه ای که به لحاظ رتبه بندی، در درون شیعیان مقام اول را دارد.
ب: ارتباط بسیار تنگاتنگ با مرجعیت شیعه، به ویژه حضرت آیت الله سیستانی دارد.
ج: این جریان سعی دارد از ظرفیت های مدنی و مسیرهای سیاسی، جایگاه شیعیان را ارتقا دهد.
د: نسبت به حضور اشغالگران نگاه ابهام آمیز دارد و با صراحت تاکنون در راه خروج آنها موضعی نداشته است.
ر: با جمهوری اسلامی ایران دارای روابط بسیار حسنه ای است.
3- جریان لائیک
«ایاد علاوی» یکی از سکولارترین و معتدل ترین نیروهای سیاسی در عرصه سیاسی عراق است. شیعه بودن وبعثی بودن او باعث شد که به نوعی سمبل اتحاد شیعیان لائیک و سنی در عراق باشد. اکثر جریانات قومی، مذهبی و سیاسی مخالفت جدی با اونداشته اند، وی در پایان جنگ، ازمعدود افرادی بود که با اقدام نیروهای ائتلاف در انحلال حزب و ارتش عراق مخالفت کرد و آن را باعث افزایش هرج و مرج دانست.
اعتراض شدید او به حمله گسترده ارتش آمریکا به فلوجه نیز موجب افزایش نسبی محبوبیت او در بین مردم شد. مختصات مهم جریان لائیک عبارتند از:
الف: پایگاه اجتماعی گسترده در میان مردم عراق ندارد.
ب: دنباله روی سیاست های راهبردی آمریکا در عراق است.
ج: با جریانات شیعی اصیل ستیز دارد.
د: با ارتباط میان عراق جدید و جمهوری اسلامی ایران مخالف است.
ر: با همسایگان عرب سنی در منطقه هم صدا است.
ز: با مرجعیت عراق ارتباط ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی
پس از وفات آیت الله «خوئی» آیت الله سیستانی مرجعیت اسلامی شیعیان عراق را برعهده گرفت. ایشان در حال حاضر چهره بانفوذ حوزه های علمی شیعه در این کشور محسوب می شود در واقع آیت الله سیستانی در حال حاضر، رهبری دینی شیعیان را به عهده دارد، و مرجع تقلید شیعیان در عراق به شمار می رود، وی علاوه بر عراق، در پاکستان، افغانستان ، عربستان، کشورهای خلیج فارس، شیعیان اروپا، آمریکا و ایران نیز مقلدانی دارد.
حضرت آیت الله سیستانی در 15 آذر 1382 آمریکا را مجبور کرد تا نسبت به اصلاح طرح انتقال قدرت به مردم عراق اقدام کند.
وی همچنین ، در دیدار با «جلال طالبانی» رئیس جمهور عراق، عنوان کرد: ما با ایجاد یک نظام دموکراتیک و مردم سالار در عراق مخالفتی نداریم، بلکه بر ضرورت ایجاد چنین نظامی تاکید هم می کنیم.
جریان کرد
به لحاظ قدرت تشکیلاتی، گروه های کرد دومین حوزه قدرت سیاسی عراق را شکل می دهند، قدرت آنها به ویژه از آن جهت است که در یک حوزه جغرافیایی مشخص مستقر هستند. با برخورداری ازمنابع شمال عراق و حمایت نظامی آمریکا، از عمده ترین وموثرترین نیروهای سیاسی عراق به شمار می روند. با این همه، کردها نیز از لحاظ درونی از وحدت وهمبستگی کامل برخوردار نیستند و میان آنها رقابت های سیاسی و ایدئولوژیک بر سر قدرت به چشم می خورد، به طور کلی، طیف های سیاسی کرد را در سه جریان اصلی می توان تقسیم بندی کرد:
1- جریان های سنتی قبیله ای حزب دموکرات کردستان
2- نیروهای چپ گرای سوسیالیست کرد اتحاد میهنی کردستان
3-نیروهای اسلام گرای کرد جنبش اسلامی کردستان عراق
1-جریان های سنتی- قومی کردی
این جریان که به نوعی قوی ترین و با نفوذترین جریان سیاسی عراق به شمار می رود، در حزب دموکرات کردستان عراق ( ) به رهبری «مسعود بارزانی» پسر «ملامصطفی بارزانی» رهبر سابق حزب تجلی یافته است. حزب دمکرات کردستان کنترل بخش مهمی از کردستان عراق را در دست دارد. و سالها نیز بر منابع مالی شمال عراق نظیر عوارض و مالیاتهای مرزی نظارت داشت و در سالهای دهه 1990 توانست نوعی دولت خودگردان منطقه ای در شمال عراق به وجود آورد. حزب کردستان نقش عمده ای در قیام فوریه (1991) (1370ش) علیه رژیم عراق داشته است.
2-نیروهای چپ گرای سوسیالیست کردی
نمایندگی اصل این جریان را اتحادیه آحاد میهنی کردستان
عراق ( ) به عهده دارد. که توسط «جلال طالبانی» رهبری می شود. اتحادیه میهنی در سال 1975 به دلیل ایدئولوژیک از حزب دمکرات کردستان عراق منشعب شد.
اتحادیه میهنی از سوی جریانهای کوچک چپ گرای کردی نیز حمایت می شود، و بسیاری از آنها در قلمرو تحت نفوذ اتحادیه میهنی به فعالیت مشغول هستند. حزب عمل برای استقلال کردستان ( ) به رهبری «یوسف حنایوسف» اتحادیه دمکراتیک کردستان ( ) متشکل از 5گروه کوچک چپ گرای کرد، و حزب زحمتکشان کردستان عمده ترین گروه های چپ گرای رادیکال قومی کرد تحت حمایت اتحادیه میهنی کردستان عراق هستند.
3-نیروهای اسلام گرای کرد
اسلام گرایان کرد در واقع بیشتر در سال های دهه 1990 در صحنه سیاسی عراق ظاهر شده اند. اولین گروه اسلام گرای کرد به نام جنبش اسلامی کردستان عراق ( ) در 1986م، توسط شیخ «عثمان عبدالعزیز» بنیانگذاری شد. علاوه بر جنبش اسلامی گرای کردستان عراق، جنبش های اسلام گرای دیگر نیز در منطقه کردی فعال بوده اند برخی از آنها عبارتند از:
حزب الله انقلاب کرد ( ) به رهبری شیخ «ادهمه بارزانی» پسر عموی «مسعود بارزانی» و اتحادیه اسلامی کردستان ( ) به رهبری «صلاح الدین محمد بهاالدین».
کردها از اوایل دهه 1970 وقتی که «صدام» نفر دوم صحنه قدرت در بغداد بود، با دولت عراق مبارزه کردند، اما بعد از توقف حمایت ایران «رژیم پهلوی»، آمریکا و اسرائیل از کردهای عراق در سال 1975، جنبش چریک های کرد فرو پاشید. صدام همچنین ساکنان کرد شهر کرکوک را با زور بیرون کرد بعد از جنگ اول خلیج فارس و خودمختاری نسبی که برای کردها فراهم شده بود، آنها در مناطق شمالی عراق کنترل اقتصاد، مدارس و مساجد خود را بدست گرفتند. کردها در این دوره مطبوعات آزاد و یک گروه شبه نظامی تاسیس و انتخابات برگزار نمودند. دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات سال ها اختلاف و درگیری داشتند، اما در آستانه حمله آمریکا به عراق، دوطرف برای حفظ منافعشان اختلافات را کنار گذاشته و اکنون یک صدا سخن می گویند آنها اکنون به صراحت می گویند از گذشته درس گرفته اند. چون جنگ قدرت ضربه سنگینی به آنها وارد کرد، اکنون آنان به خواسته هایشان، که بخشی از حکومت عراق باشند رسیده اند. طالبانی، رئیس جمهور عراق، می گوید: به نظر من، بهترین شعار، یک عراق دموکراتیک، پارلمانی و فدرالی است، ما نباید وقت خود را با شعارهایی به هدر بدهیم، که تحقق آنها همه محال باشد.
طالبانی افزود، از دلایلی که باعث شد من از بارزانی جدا شوم این بود که ایشان تمایل قبیله ای و عشیره ای داشت. دلیل دیگر، دیدگاه مائوئیستی من بود. البته این دیدگاه در دوره ای از زندگی من بود اما اینک خود را سوسیالیست و معتقد به دموکراسی و حقوق بشر که در بیانیه جهانی حقوق بشر آمده است، می دانم. دلیل دیگر موضع گیری نسبت به آمریکا بود: ما به علت چپ بودنمان در آن هنگام ضدآمریکایی، ضدامپریالیسم و ضد این مقوله ها بودیم، خصوصیات جریان های کردی عبارت است از:
1-نوعی علقه های عاطفی بین رهبران کرد و نظام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد،
2-کردها در مقایسه با سایر گروه ها، مناقشه ای با شیعیان ندارند،
3-کردها با همسایه شمالی خود (ترکیه) مشکلات جدی دارند،
4-صهیونیست ها در منطقه کردنشین نفوذ دارند و می خواهند از این طریق برای ایران مزاحمت ایجاد کنند.
3-جریان سنی
حمله آمریکا به عراق، برای جامعه سنی عراق که به نوعی به ساختار قدرت نظام صدام وصل بودند نگرانی ایجاد کرد، زیرا آنها اقلیتی بودند که دهه هایی بر اکثریت جامعه حکومت می کردند. اکنون بخش اعظم جمعیت اهل تسنن عراق از اشغال کشورشان ناراضی اند لذا، امروز شبه نظامیان سنی که برآیندی از افراطیون سلفی، تکفیری و نیز بعثی های زخم خورده هستند، دست به حملات می زند آنها از حمایت معنوی و گاه مادی برخی رژیم های عرب برخوردارند، با بهره گیری از سازماندهی و تکنیک های پیشرفته، عراق را به معرکه ای خونین تبدیل کرده اند.
این گروه ها، نه تنها اشغالگران را هدف قرار می دهند، بلکه مردم بی گناه و به ویژه شیعیان و حتی تأسیسات و زیرساخت های عراق از حملات تروریستی آنها در امان نمانده است، هدف این گروه ها، انتقامجویی و بازداشتن عراق از سیر در روند جاری و بازگشت حاکمیت اقلیت همانند دهه پیشین عراق است و برای این منظور، شبه نظامیان سنی در عراق در قالب گروه ها و سازمان های مختلفی شکل گرفته اند که عمده ترین آنها در ذیل نام برده می شوند:
-سازمان جهادالقاعده در سرزمین راندین (ارتش اسلامی در عراق)
-ارتش انصار سنی (جبهه اسلامی مقاومت عراق)،
-جبهه ملی قومی، اسلامی در عراق (مجلس شورای مجاهدین)،
-مقاومت اسلامی ملی (مناصر و اهل سنت)
-ارتش عمر (جنبش اسلامی مجاهدین)،
-هیأت دعوت ارشاد و فتوی (ارتش مجاهدین)،
- سربازان صحابه
البته گروه های دیگری که حضور کمتری دارند، عبارتند از: ارتش راشدین، ارتش طائفه منصوره، گروه عصائب اهل عراق، گردان های الغضب الاسلامی، گردان های اسود التوحید (شیران توحید) گردان های سیوف الحق (شمشیرهای حق)، ارتش فاتحان
لازم به ذکر است که آنها در صحنه امروز عراق بیشترین حملات را علیه شیعیان آن کشور انجام می دهند که مبارزه با آنها در قالب عملیات انتحاری، هیچگونه ارزش نظامی ندارد، بلکه بیان کننده عمق کینه آنها به مردم مظلوم عراق است، که امروز بار تجاوز متجاوزین را بر دوش می کشند.
اغلب شبه نظامیان موجود در عراق برنامه های سیاسی خود را به طور واضح و روشن اعلام نمی کنند، ولی آنها اهداف خود را به جای تمرکز بر بیرون راندن نیروهای اشغالگر متوجه شیعیان کرده اند، مجموع فعالیت های جریان سنی در صحنه عراق را می توان، این گونه آرایش بندی کرد:
1- جریان معتدل: این جریان سعی دارد با حضور در پارلمان و حکومت، امتیازات مربوط به اهل تسنن در عراق را افزایش دهد. این گروه خود را با سیاست های کشورهای همسایه همراه ساخته تا با فشار بر آمریکا و شیعیان موقعیت خود را نسبت به وضعیت موجود متحول سازد.
2- جریان سلفی تکفیری: این جریان عمدتاً عملیات خود را متوجه شیعیان چه در عرصه حکومت و چه در عرصه دفاع و چه در عرصه مردمی کرده و تصمیم دارد با آشوب در عراق و انفجار بمب، موازنه موجود در عراق را به نفع اهل تسنن تغییر دهد. این جریان بنا بر اطلاعات موجود، ارتباطاتی را با سازمان های اطلاعاتی کشورهای عربستان، اردن، مصر و حتی موساد و سیا برقرار کرده است.
3- جریان بعثی «اگرچه در درون جریان بعثی ممکن است شیعیانی هم وجود داشته باشند، اما عمده اعضای این جریان را اهل تسنن تشکیل داده و به جهت علقه های سازمانی که به حزب بعث داشته اند، در صدد بازگرداندن عراق به وضعیت قبل از اشغال هستند.