* طی هفتههای گذشته این تحلیل غالب بود که 1+5 و به خصوص آمریکا بعد از مذاکرات استانبول 2، به هر قیمتی خواستار تداوم مذاکرات بوده و در واقع مذاکره را برای مذاکره می خواهد، اما طی روزهای گذشته موضع گیری های شدیدی را در قالب بیانیه ی اتحادیه ی اروپا و اظهارنظر خصمانه ی کاخ سفید علیه ایران شاهد بودیم. در واقع به نظر می آید که در حد فاصل مذاکرات استانبول تا بغداد شرایط متحول شده است. با توجه به این شرایط، آیا می توان مدعی نوعی دوربرگردان در رویکرد 5+1 در قبال ایران بود؟
** همان گونه که شما مطرح کردید، گروه غربی 1+5 از فردای نشست استانبول تاکنون مواضعی را اتخاذ کرده که بخشی از این مواضع، در واقع تداوم همان سیاست های فشار و تهدید بوده است. در همین راستا ما شاهد موضع گیری های فردی و جمعی اتحادیه ی اروپا و آمریکا و صدور بیانیه علیه ایران بوده ایم. البته در کنار این موضوع اظهاراتی از سوی بعضی از مقامات آمریکایی مطرح می شود که ادعا می کنند غرب به دنبال همکاری با ایران و یافتن مسیرهایی است که برای هر دو طرف قابل پذیرش باشد.
نکته ی دیگری که در اینجا وجود دارد و قابل توجه و متمایز از گذشته به نظر می رسد برجسته شدن نقش رژیم صهیونیستی در این فرآیند است. در همین خصوص، خانم اشتون آشکارا به رژیم صهیونیستی سفر کرد و می دانیم که موضوع بحث آن ها نشست بغداد بود.
در واقع آن گونه که از ظواهر امر پیداست گویا گروه غربی در پی اشارات تل آویو رویکردی متفاوت نسبت به قبل اتخاذ کرده و دیدگاه های اعضای آن نسبت به قبل از نشست استانبول دست خوش تغییر شده است. به عقیده ی بنده رفتارهای آن ها را می توان در چند محور تحلیل کرد؛
گروه غربی مخالف جمهوری اسلامی ایران پیش از این، راهبردی را تحت عنوان «راهبرد دو مسیره» در دستور کار داشت که بر اساس آن فشار و مذاکره را در طول این مدت و در تمام نشست ها، خصوصاً نشست های بعد از سال 1384، یعنی ژنو 1 و 2 و استانبول 1 و 2، دنبال کرد.
از سویی رفتار غرب را باید حاوی نوعی پارادوکس در تصمیم گیری دانست. در واقع به نظر می رسد که از یک سو غرب با ناکامی هایی مواجه شده و علاوه بر این به توان هسته ای ایران پی برده و به این نتیجه رسیده است که باید امتیازاتی به جمهوری اسلامی ایران بدهد و از سویی دیگر لابی های صهیونیستی بر حلقه های سیاسی و تصمیم گیری آمریکا و کشورهای اروپایی فشار می آورند.
به این ترتیب، غرب در این پارادوکس قرار گرفته است که به خواسته های رژیم صهیونیستی توجه نماید یا به جمهوری اسلامی ایران امتیاز دهد. به همین دلیل، برخی اوقات علیه ما فشار وارد می کنند و گاهی نیز گام هایی در جهت همکاری و حل مسئله برمی دارند.
پارادوکس دیگر، مشکلات آن ها در حوزه های اقتصادی و سیاسی و به ویژه بحث انتخابات در برخی کشورهای اروپایی و آمریکاست که از یک سو آن ها را مجبور می کند به جمهوری اسلامی ایران امتیاز بدهند و زمان بگیرند تا شرایط گذار کنونی را سپری کرده، به بحران های اقتصادی خود آرامش بخشند و مسائل سیاسی و انتخاباتی خود را پشت سر بگذارند و از سویی دیگر هراس این را دارند که با امتیاز دادن، قدرت جمهوری اسلامی ایران افزایش یابد. در واقع آن ها در این بین دچار پارادوکس شده اند و به ناچار یکی به نعل می کوبند و یکی به میخ.
* با توجه به آن که گام های مد نظر اعضای 1+5 برای طرفین مذاکرات با هم تفاوت های زیادی داشته و شکاف عمیقی میان آن ها احساس می شود، ارزیابی شما از مدالیته ی پیشنهادی 1+5 در دور آتی گفت وگوها چیست؟
** در زمینهی مدالیتهی پیشنهادی تصور بنده بر آن است که پیش از طرح این موضوع از سوی گروه 1+5، جمهوری اسلامی ایران تا حدودی با روس ها، در کلیات مسئله به توافقاتی رسیده بود. از این بابت، به نظر می رسد که در این مدالیته می توان دیدگاه های روس ها را پررنگ تر ارزیابی کرد. اما این موضوع که غرب تا چه میزان می تواند گام های مدالیته را متناسب با شرایط طرفین پیشنهاد دهد جای تردید دارد. به ویژه این که جمهوری اسلامی ایران تجربیات نامطلوبی را در این زمینه پشت سر گذاشته است.
در این راستا می توان به مدالیته ای که ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی منعقد کرد اشاره نمود که بر اساس آن همه ی سؤالات آژانس پاسخ داده شد، اما هم زمان با آن بحث مطالعاتی ادعایی آمریکایی ها مطرح شد و کل موضوع مدالیته به هم ریخت و با شکست مواجه شد.در هر صورت به اعتقاد بنده در مجموع غرب به ناچار بخشی از فعالیت های هسته ای ایران، یعنی غنی سازی 5/3 یا 5 درصد، را پذیرفته است؛ اما مقدار آن هنوز مورد توافق نهایی نیست. در مجموع به نظر می رسد که چارچوب های کلی مدالیته پذیرفته شده، ولی در عین حال با چالش ها و دشواری هایی مواجه است که در مذاکرات سوم خرداد تکلیف آن ها هم مشخص خواهد شد.
* با عنایت به آن که در دور قبلی مذاکرات، رویکرد گام به گام مورد توافق دو طرف قرار گرفت ضمانت اجرایی این مدالیته را چه طور ارزیابی می کنید؟ اگر هر یک از این طرفین به تعهداتشان عمل نکنند یا لااقل رضایت طرف مقابل را برآورده نسازند، در آن صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟
** فکر نمی کنم ضمانت اجرایی به صورت استانداردهای قانونی و تضمین های بین المللی مضبوط در این رابطه وجود داشته باشد. به نظر می رسد که ضمانت اجرایی طرفین همان اهرم هایی است که در اختیار دارند. در واقع اهرم جمهوری اسلامی ایران توان پیشرفت در زمینه ی فناوری هسته ای و اهرم غربی ها نیز همین تهدیدها و فشارهاست. از این حیث هر دو طرف به نوعی بازدارندگی رسیده اند که تا حدودی می تواند نقش ضمانت اجرایی دو طرف را ایفا کند.
ضمن این که در مجموع گام به گام بودن این طرح نیز یک ضمانت درونی دارد که بر اساس آن هر یک از طرفین اگر در اجرای گام متقابل تعلل کند، کل طرح با شکست روبه رو خواهد شد؛ لذا اتخاذ اقدام متقابل به خودی خود نوعی تضمین برای این موضوع به حساب می آید.
* با توجه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و رأی نیاوردن هیئت حاکمه کنونی، به نظر می رسد پروسهی تغییر دولت تا حدودی از اثرگذاری این کشور در مذاکرات آینده می کاهد، این در حالی است که فرانسه تا پیش از این نزدیک ترین دیدگاه ها را به اسرائیل داشت. با این وصف آیا می توان متصور بود که وزن این بلوک از 1+5 که ترکیبی از کشورهای فرانسه، آمریکا و انگلیس است در مقابل بلوک دیگر، مرکب از آلمان، چین و روسیه کم خواهد شد؟ تاثیر این موضوع در مذاکرات آینده چیست؟
** فکر می کنم به هر حال تحولات و تغییرات کنونی در چانه زنی طرفین و فرآیند این موضوع بی تأثیر نخواهد بود. بنابراین روی کار آمدن پوتین در روسیه و تثبیت موقعیت روس ها یکی از نکاتی است که تأثیرگذاری جدی بر فرآیند این مذاکرات خواهد داشت.
علاوه بر این، همان طور که شما فرمودید، روی کار آمدن آقای اولاند هم، با توجه به دیدگاه های خاص ایشان در مجموعه ی اتحادیهی اروپا و تأثیر جدی ای که بر آلمان خواهد گذاشت، بر فرآیند مذاکرات بغداد بی تأثیر نخواهد بود. به طور کلی، جابه جایی هایی که در غرب بین احزاب راست گرا و چپ گرا صورت می گیرد فرآیند مسئله ی هسته ای ایران را تحت الشعاع قرار داده و به نوعی وزنه را در مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا به نفع ایران سنگین تر خواهد کرد.
ضمن اینکه تحولات خاورمیانه هم در این موضوع بی تأثیر نیست. در واقع میزان تحقق طرح کوفی عنان در سوریه و سایر مباحث منطقه نیز به گونه ای باعث افزایش قدرت و نفوذ ایران می شود. در مجموع بنده تصور می کنم که این تحولات پیرامونی، موقعیت ایران را در مذاکرات بغداد تا حدودی بهتر کرده است. البته نباید از این موضوع غافل شویم که میزان انسجام داخلی ایران و وحدت در تصمیم گیری ها، به ویژه در زمینه ی مسائل هسته ای، باعث خواهد شد که ایران با قدرت بیشتری در سوم خرداد پشت میز مذاکرات بنشیند.
* در حال حاضر و در آستانه ی مذاکرات بغداد، آیا می توان امتیاز ویژه ای را نسبت به دور قبل برای ایران متصور بود؟
** بخشی از امتیازات ویژه ی ما همان شرایط خاص و تحولات بین المللی و منطقه ای و بالاخص نیاز آمریکا به داشتن آرامش نسبی و تلاش این کشور برای گذر از بحران های موجود است که ذکر شد. علاوه بر آن مکان برگزاری این نشست نیز در این موضوع بی تأثیر نیست. چرا که رابطه ی مثبت ما با میزبان و مکان این مذاکرات نشان از عمق نفوذ جمهوری اسلامی ایران دارد.
اما این که در این میان چه میزان از خواسته های ما محقق خواهد شد قابل تأمل است. به اعتقاد من، شرایط موجود منجر به این می شود که گروه غربی به دیدگاه ایران نزدیک تر شود. البته مسلماً نباید انتظار داشت که تمام خواسته های ما نعل به نعل پذیرفته شود.
* با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.