تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۲۸۵

مسلمین در نظامات سیاسی متشکله از سوی خویش می‏بایست از کدام الگوی سیاسی و دینی استفاده نمایند؟ آیا مسلمین می توانند به بهانه تحول در شرایط زمان و مکان و ورود به عصر مدرنیته، اقدام به تنظیم نظام سیاسی و مدیریتی خود خواسته، بدون توجه به مبانی و اصول موضوعه در دین الهی و هدایتها و ارشادات نظری و عملی اولیای و مرشدان معصوم دینی نمایند.
در نظام مردم‌سالاری دینی که تئوریسین معاصر آن، حضرت امام خمینی رحمه الله علیه می باشد، یگانه الگوی ساختارهای حکومتی و رفتارهای و اصول مدیریتی، همانا حکومت نبوی و حاکمیت علوی معرفی شده است. دقت در مبانی و اصول اخلاق مدیریتی و حاکمیتی حضرات معصومین(ع)، و توجه بیش از پیش بدین مولفه‏های مدیریتی در نظام نبوی و علوی، کارگشای مردم در تشخیص و انتخاب صحیح کارگزاران خود در حکومت اسلامی و راهگشای مدیران اجرایی و تقنینی و قضائی نظام در شیوه‏های مشروع و اخلاقی مدیریت و اعمال حاکمیت در حکومت اسلامی خواهد بود. ‏
اصول و روشهای اخلاقی حاکم بر مدیریت نبوی
الف. اصل تعلیم حکمت و تهذیب نفوس؛ ب. مدارا در مدیریت؛ ج. کرامت انسان. د. دلسوزی نسبت به مردم؛ هـ . عدالتخواهی و عدالت‏گستری.‏ و. حق‏گرایی
از جمله مؤلفه‏های شخصیت اخلاقی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و سیره حکومتی‏اش «حق‏گرایی و حق‏مداری» بود، حق را شناخته و ذره‏ای از آن عدول نمی‏کرد، هرگز به دلایل و انگیزه‏های فامیلی، رفاقت، صحابی بودن، همسایه یا همسر بودن و... از یک طرف و دشمن بودن، اسیر بودن و... از طرف دیگر، از حق و مسیر حق محوری خارج نمی‏شد، در شادمانی و خشم جز حق نمی‏گفت(1)، حق را اعمال می‏کرد اگر چه (در ظاهر) به ضرر خودش یا دوستانش بود،(2) به یارانش توصیه می‏کرد: «سخن حق را از هر که شنیدی بپذیر، گرچه دشمن بیگانه باشد، و ناحق را از هر کس شنیدی نپذیر، گرچه دوست نزدیکت باشد.»(3)
اگر پای حقی در میان بود، دیگر کسی را نمی‏شناخت و احدی را یارای ایستادگی در مقابل آن عزیز نبود، تا آنکه آن حق را یاری می‏کرد، بر دسته شمشیرش نوشته شده بود: «... حق را بگو، گرچه (در ظاهر) به زیان تو باشد.»(4)
آری، پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مظهر حق مطلق و جلوه حق بالاصاله و بالذات بود. انگیزه، اندیشه، اخلاق و عمل حق‏مدارانه داشت. حق برای او اصالت داشت چه در قبل از بعثت و چه پس از بعثت و در دوران بعثت، قبل از هجرت و پس از هجرت، قبل از قدرت و بعد از قدرت برای او فرقی نمی‏کرد. لذا در مدیریت خود نیز حق‏گویی و حق مرکزی را شاخصه مدیریت خویش و معیار گزینش مدیران و کارگزاران خود قرار می‏داد و تنها به حاکمیت حق می‏اندیشید و نه غیر از آن.‏
ز. جوان‌‏گرایی
از ویژگی‏های اخلاقی ـ رفتاری پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در حوزه اجتماع یا سیره سیاسی ایشان توجه به حقوق فردی و اجتماعی «جوانان» بود و چون «اهلیت»، دانایی و توانایی، درک و درد دینی، تعهد و تخصص، درایت و مدیریت برای او اصالت داشت، هم به «نسل جوان» در حوزه‏های فرهنگی میدان می‏داد و هم آنها را در عرصه‏های مدیریت به کار می‏گرفت، تا از انرژی و توانمندی و خلوص و مجاهدتشان استفاده نماید و هم «شایسته‏سالاری» را محور مدیریت خود قرار می‏داد نه شیخ‏گرایی و مسن‏گروی که از معیارهای جاهلی بود و برای او «شیخ و شباب» در معیارگرایی و اصول‏مداری حکومتی فرقی نداشت و به تجربه، تعهد و طراوت و شادابی جوان نیز اهتمام ویژه‏ای می‏ورزید و در طول دوران بعثت چه قبل از هجرت و چه بعد از هجرت از نیروهای کارآمد و شایسته جوان استفاده می‏کرد؛ چنانکه «مصعب بن عمیر» مبلغ و گوینده نامی اسلام را بنا به درخواست «اسعدبن زراره» به عنوان سفیر تبلیغی و نماینده فرهنگی خویش به مدینه اعزام کرد.(5)
در سال هشتم هجرت پس از فتح مکه «عتاب بن اسید» را ـ که جوانی بردبار و خردمند بود ـ فرماندار مکه و نماینده سیاسی خویش و «معاذبن جبل» را به عنوان نماینده فقهی ـ دینی برگزید که به تعلیم احکام و آموزش قرآن بپردازد، (6) یا «اسامة بن زید» را که جوان دانا، توانا، با تعهد و تجربه و فرزند شهید بود به عنوان فرمانده سپاه خویش برای رفتن به سوی لشکریان روم انتخاب کرد. پس از مؤلفه‏های محوری «مدیریت نبوی»، شایسته‏سالاری در حوزه جوان‏گرایی بود چه مدیریت فرهنگی ـ دینی، چه مدیریت سیاسی ـ اجتماعی و چه مدیریت اقتصادی ـ تجاری و خود پیامبر صلی‌‏الله‏‌علیه‏‌و‏آله‏‌وسلم نیز از دوران جوانی قبل از بعثت حوادث مختلفی، مثل تجارت، نصب حجر‌الاسود و... را مدیریت کرد.‏