تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۷۲۷
اشاره: در تمام مطالبی که درباره قطر در رسانه‌ها منتشر می‌شود، نکات مشترکی وجود دارد: قطر کشوری کوچک، بسیار ثروتمند، میزبان جام جهانی 2012، مالک شبکه ماهواره‌ای الجزیره و مداخله‌گر در مسائل جهان اسلام اما این کشور هنوز یک کشور دموکراتیک به حساب نمی‌آید. بسیاری از مطبوعات جهان به شیخ حمدبن خلیفه آل‌ثانی امیر 60 ساله و جاه‌طلب این کشور لقب "هنری کسینجر جهان عرب" را داده‌اند. تردیدی وجود ندارد که پادشاهی قطر فاقد مولفه‌های موجود برای این تاثیرگذاری است ولی آن چیزی که در سال‌های اخیر از سوی قطر شاهد آن بوده اند، به واسطه حمایتهای آمریکا و نقشی است که آمریکا به آن واگذار کرده است. در طول دهه گذشته قطر با تامین و تدارک یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های هوایی آمریکا در جهان خود را در کانون مناقشات افغانستان، اتیوپی، عراق، فلسطین اشغالی، لبنان، سودان، سوریه، لیبی و یمن قرار داده است. جایگاه این امیرنشین به‌عنوان میانجی اغلب با بی‌علاقگی، عدم اطمینان و در مواقعی نیز با صبر و تحمل از سوی همه طرف‌ها مواجه شده است. پول‌های سرازیر شده از فروش نفت و گاز به سوی این کشور، دوحه را به باراندازی برای توطئه و دسیسه‌چینی‌های سیاسی در خلیج‌فارس بدل کرده است. دوحه در جنگ لیبی تا ماه‌ها مملو از رهبران تبعیدی این کشور بود که در هتل‌های گران‌‌قیمت این شهر اسکان داده شده بودند و کانال ماهواره‌ای‌شان توسط دولت قطر حمایت مالی می‌شد. هواپیماهای قطر حمل کالا و تجهیزات نظامی ‌به ارزش ده‌ها میلیون دلار و نیز اعزام نیروهای عملیات ویژه برای سرفرماندهی شورشیان در بنغازی را به عهده داشتند و تقریبا تمام نیروی هوایی قطر در خدمت عملیات ناتو در ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی بود. انقلابیون بلافاصله پس از تسخیر مقر قذافی و به پاس قدردانی از قطر پرچم این کشور را در باب العزیزیه بر افراشتند. هنگامی‌ که کانال الجزیره در مصاحبه‌ای با نخست‌وزیر قطر درباره میزان کمک‌های این کشور به انقلابیون لیبی سوال کرد وی به سادگی پاسخ داد: "زیاد، بسیار زیاد." قطری‌ها بارها تاکید کرده‌اند که تنها دلیل دخالتشان در لیبی ارمغان آزادی برای مردم این کشور بوده است، اما بزودی واکنش‌های ناسونالیستی بر سر تفسیر علت دخالت قطر در حوادث لیبی بروز کرد و عبدالرحمن شلقم، سفیر سابق لیبی در سازمان ملل که جدایی‌اش از دولت قذافی تاثیر قاطعی در سرنوشت دیکتاتور داشت با ظاهر شدن در تلویزیون لیبی، قطر را نیرویی بیگانه و خبیث خطاب و اعلام کرد که این کشور خیال‌های باطلی در منطقه دارد و من به هیچ وجه حضور آنها را در کشورم نمی‌پذیرم. اکنون با گذشت یکسال از آن وقایع بسیار ساده می‌توان به نیات قطر در حوادث شمال آفریقا پی برد اگر لیبی مظهر قدرت قطر باشد سوریه نماد محدودیت‌های این کشور است. تا این لحظه تمامی‌ اقدامات برای پایان صلح‌آمیز مناقشه سوریه و از جمله تلاش‌های قطر برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک به منظور سرنگون کردن بشار اسد شکست خورده است. اما سوریه تنها استثنا در دیپلماسی شکست خورده قطر نیست. تاکنون با وجود تمامی ‌تلاش‌ها و اقدامات رسانه‌ای فقط تعداد اندکی از اقدامات دیپلماتیک قطر نتیجه داده است و غیر از حل و فصل بحران سیاسی لبنان در سال 87 بسیاری از اقدامات دیگر این کشور ناموفق بوده است.

از قطر چه می‌دانید؟ این کشور کوچک در خلیج فارس مجری چه سیاست‌هایی است؟ شیخ حمد کیست؟ روابط پنهان این کشور اسلامی با رژیم اسرائیل چگونه است؟
قطر، شبه جزیره کوچکی در ساحل جنوبی خلیج فارس است. مساحت این کشور 11 هزار و 493 کیلومترمربع است. جمعیت کنونی این کشور یک میلیون و 854 هزار نفر است که کمتر از یک سوم آن را قطری‌های اصیل تشکیل می‌دهند.
منبع در آمد ارزی قطر، صادرات نفت و گاز است. قطر سومین کشور دارنده ذخایر گاز پس از روسیه و ایران است. اقتصاد قطر یک اقتصاد کاملاً وابسته به نفت و گاز محسوب می‌شود. اگرچه این کشور درآمدهای دیگری نظیر گردشگری دارد ولی ذخیره گازی‌اش برای حدود 200 سال آینده کافی ارزیابی می‌شود. قطر به علت پیشدستی در استفاده از میدان گازی پارس جنوبی توانسته است بیش از ایران از این میدان بهره بردارد و به همین دلیل، رشد اقتصادی 20% را تجربه می‌کند.
قطر عضو بسیاری از مجامع بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد، اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس و سازمان کنفرانس اسلامی است.
تاریخچه سیاسی

قبیله آل ثانی در اوائل قرن نوزدهم از منطقه بیابانی "نجد" عربستان وارد شبه جزیره قطر شد. این خاندان حاکمیت خود را براین شبه جزیره با جنگ علیه خاندان "آل خلیفه " که در شبه جزیره بحرین حکومت می‌کرد، تثبیت و گسترش داد. قطر که درسال 1250 ش به عنوان تیول ترکیه به حساب می‌آمد، پس از شکست عثمانی درسال 1916 میلادی (1295 ش)، هنگام جنگ جهانی اول این منطقه تحت الحمایه انگلیس شد.
در آن زمان "شیخ عبدالله" به عنوان امیر قطر زمام امور این شبه جزیره را به دست داشت. حکومت او تا سال 1951 میلادی تداوم یافت. پس از مرگ شیخ عبدالله نخستین بحران در خاندان آل ثانی پدید آمد. چراکه ولی عهد قطر یعنی "شاهزاده حمد" در سال 1946 میلادی (1325 ش) از دنیا رفته بود و پسر کوچک امیر قطر یعنی "شاهزاده خلیفه" برای احراز سمت ولی عهدی بسیار جوان بود لذا این سمت به برادر امیرقطر یعنی شیخ علی واگذار شد.
پسر شیخ علی از قدرت کناره‌گیری کرد و "شیخ احمد" امیر قطر و شاهزاده خلیفه به عنوان ولی عهد و نخست‌وزیر معرفی شد. شیخ احمد کمتر به امور دولتی علاقه نشان می‌داد و بیشتر اوقات خود را صرف شکار در پاکستان و ایران می‌کرد و در سواحل دریاچه "لمان" سوئیس اقامت می‌گزید. در غیاب او شاهزاده خلیفه امور قطر را اداره می‌کرد. شیخ احمد به خاطر استفاده شخصی از درآمدهای نفتی قطر مورد انتقاد بود اما آخرین اقدامی که کرد، اعلام استقلال قطر در سپتامبر 1971 میلادی (1350 ش) از ژنو بود.
لندن در اوائل دهه 70 قرن گذشته قراردادهایی را با شیوخ شبه جزیره عربستان امضا کرد تا از منطقه خلیج فارس خارج شود. در آن زمان برخی از شیوخ با یکدیگر ائتلاف کردند و کشور مستقلی مثل امارات متحده عربی تشکیل دادند و بعض دیگر به حکومت ریاض ملحق شدند اما قطر گزینه سوم را انتخاب کرد یعنی پذیرفت که کشوری مستقل و کوچک باشد تا یکی از این گزینه‌ها را در پیش بگیرد. چراکه خاندان آل ثانی با حکمرانان عربستان اختلاف داشت، به علاوه نتوانسته بود با سایر امیر نشینان منطقه به توافق برسد و به جرگه اعضای امارات متحده عربی بپیوندد. به همین دلیل ملاحظه می‌شود "شیخ احمد بن علی آل ثانی" به عنوان بنیانگذار قطر شناخته می‌شود.
پنج ماه پس از اعلام استقلال قطر یعنی در سال 1351 ش ولی عهد قطر طی یک کودتای آرام و با توافق اعضای خانواده آل ثانی، شیخ احمد را که در ایران به سر می‌برد از قدرت بر کنار ساخت. به دنبال این کودتا "شیخ عبدالعزیز" پسر امیر مخلوع تحت نظارت قرار گرفت و سرانجام او مجبور شد به عربستان فرار کند.
شیخ خلیفه در سال 1356، پسر ارشد خود یعنی "شیخ حمد" را به عنوان ولی عهد معرفی کرد و وزارت دفاع این شیخ نشین را به او سپرد. این اقدام خشم "شیخ عبدالعزیز" برادر کوچکتر شیخ حمد را برانگیخت. او در آن زمان به عنوان وزیر دارایی و بازرگانی در دولت دوحه مشغول فعالیت بود ولی سرانجام مجبور به ترک قطر و اقامت در پاریس شد.
"شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی" در سن 43 سالگی طی یک کودتای آرام و بدون خونریزی پدر خود را از قدرت برکنار ساخت و اکنون 17 سال است که زمام امور قطر را در دست دارد.
شیخ حمد کیست؟
"شیخ حمد" در سال 1952 (1331 ش) در دوحه بدنیا آمد و دوره ابتدایی و متوسطه را در مدارس قطر گذراند سپس وارد دانشکده "افسری" ساند هرست" انگلیس شد و در سال 1350 به دوحه بازگشت و در همان سال با درجه سرلشکری به ارتش قطر پیوست و فرمانده "گردان یکم مکانیزه" این کشور شد که اکنون به عنوان "گردان مکانیزه حمد" شناخته میشود شیخ حمد نقش زیادی در افزایش توان نیروهای نظامی قطر ایفا کرد بطوری که ارتش این کشور را به ادوات نوین نظامی مجهز ساخت و تعداد نیروهای آن را افزایش داد.
شیح حمد در سال 1356 به سمت ولیعهدی قطر انتخاب شد و این درحالی بود که سکان وزارت دفاع این کشور را دردست داشت. سپس از آن به عنوان رئیس شورای عالی برنامه ریزی قطر منصوب شد. این شورا نقش زیادی در تکوین ساختار دولت مدرن و جدید قطر داشت.
سرانجام شیخ حمد طی یک کودتای آرام در سال 1374 پدر خود را از قدرت برکنار ساخت و به عنوان امیر قطر بر جای او نشست. نخستین کودتا علیه شیخ حمد در سال 1375 رخ داد ولی این کودتا با شکست مواجه شد و به دنبال این کودتای نافرجام 110 نفر از جمله برخی افراد خاندان سلطنتی آل ثانی دستگیر شدند. آنان به تلاش برای سرنگونی امیر قطر از طریق اقدامات نظامی و ارتباط با کشورهای بیگانه متهم شدند.
عادی‌سازی روابط با تل‌آویو از نگاه امیر قطر
کشورهای عربی بخوبی می‌دانند که راه نفوذ به قلب آمریکا از تل آویو می‌گذرد و قطر یکی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است که در این زمینه پیشتاز است.
شیخ حمد بن خلیفه در دیداری که با "بیل کلینتون" رئیس جمهوروقت آمریکا در ژوئن 1997 میلادی (1376 ش) در نیویورک داشت، درارتباط با روند مذاکرات سازش تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم صهیونیستی و عادی سازی روابط دوحه با تل آویو گفت: "مسأله برقرای مناسبات اقتصادی با تل آویو از درگیری‌های سیاسی اعراب و اسرائیل جداست. قطر کشور ثروتمندی است و صدور گاز طبیعی، موقعیت مناسبی را برای دوحه در سطح جهان فراهم کرده است لذا ما در سطح جهان دارای نفوذ زیادتری نسبت به موقعیت جغرافیایی و سیاسی کشور خود هستیم." امیر قطر تصریح کرد "رابطه اقتصادی با تل آویو هیچ تاثیری در روند مذاکرات صلح خاورمیانه ندارد."
امیر قطر در گفت‌وگو با شبکه ماهواره‌ای الجزیره با تأکید بر مستحکم بودن روابط دوحه و تل آویو گفت "موضع ما در برابر روند صلح فلسطین و اسرائیل روشن است. اسرائیل دولت قطر را دشمن خود می‌داند به رغم این، ما به روابط مان با تل آویو ادامه می‌دهیم چون اسرائیل در روند صلح جدی است."
دکتر "اسعد ابو خلیل" استاد علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیای آمریکاست. وی یکی از شرکت کنندگان در برنامه " اتجاه المعاکس " شبکه الجزیره است. دکتر ابوخلیل در یکی از سفرهایی که در سال 2004 به قطر داشته خاطره دیدار خود را با امیر قطر و وزیر خارجه این شیخ نشین در ارتباط با عادی سازی روابط دوحه - تل آویو چنین نقل می‌کند" در اولین دیداری که با شیخ حمد داشتم از او درباره عادی سازی روابط با اسرائیل پرسیدم و گفتم آیا نمی‌ترسی که ازتحت فشار قرار بگیری؟
جواب داد: تحت فشار هستم اما ضرورتی برای پاسخگویی به خواسته‌های آنها نمی‌بینم. در همین هنگام شیخ حمد بن جاسم وزیر خارجه قطر وارد شد و شیخ حمد با خنده به او گفت که دکتر اسعد از سیاست تو در عادی سازی مناسبات با اسرائیل راضی نیست و شیخ حمد بن جاسم اصلا به این موضوع جوابی نداد.
تاریخچه روابط قطر با رژیم صهیونیستی
قطر از ده‌ها سال گذشته روابط اقتصادی، سیاسی و دپیلماتیک با رژیم صهیونیستی دارد. در حقیقت، تاریخ این روابط به سال 1370 باز می‌گردد. یعنی زمانی که شیخ خلیفه بن حمد آل ثانی امیر سابق قطر از برگزاری کنفرانس صلح اعراب و اسرائیل در مادرید حمایت و تلاش کرد که نقش برجسته‌ای در تحولات خاورمیانه ایفا کند. هدف قطراین بود و هست که با عادی سازی مناسبات خود با رژیم صهیونیستی، حمایت‌های بین‌المللی بویژه کشورهای غربی را از ارتقای جایگاه دوحه در تحولات خاورمیانه و جهان عرب بدست بیآورد.
قطر اولین کشورعضو شورای همکاری خلیج فارس و دومین کشور در جهان عرب بعد از اردن است که اقدام به دایر کردن دفتر بارزگانی رژیم صهیونیستی در دوحه کرده است. بدنبال قرارداد صلح "اسلو"که بین تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی به امضا رسید شیخ "حمد بن خلیفه آل ثانی" امیر کنونی قطر با گشایش دفتر بازرگانی اسرائیل در دوحه موافقت کرد این در حالی بود که در آن زمان "بنیامین نتانیاهو" سیاستمدار افراطی اسرائیل سمت نخست وزیری رژیم صهیونیستی را به عهده داشت.
"سامی رافل" یکی از دیپلمات‌های بلند پایه رژیم صهیونیستی است. وی در کتابی که در خصوص روابط دوحه و تل آویو نوشته صعود شیخ حمد به هرم قدرت را مرتبط با گسترش مناسبات قطر با اسرائیل می‌داند و می‌نویسد: امیر قطر به سرعت اقدام به تحکیم مناسبات کشورش با آمریکا از طریق امضای پیمان دفاعی مشترک کرد و اجازه داد تا این کشور در قطر پایگاه نظامی ایجاد کند. این مسئله سبب افزایش حمایت‌های آمریکا از قطر در مقابل فشارهای قدرت‌های منطقه‌ای از جمله عربستان شد. سه ماه پس از صعود شیخ حمد به هرم قدرت وی خواستار انتقال گاز قطر به اردن و اسرائیل شد.
- زمانی که" آریل شارون" درسال 1997 (1376 ش) سمت وزیر زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی بود، پیشنهاد خرید گاز از قطر را نپذیرفت اما هنگامی که تزیبی لیونی در همین سمت قرار گرفت، موضوع خرید گاز از قطر را پذیرفت و اعلام کرد: تل آویو آمادگی دارد که در سال 2011 از قطر گاز وارد کند.
- عدم اعتراض گسترده و فراگیر کشورهای عربی و اسلامی به گشایش دفتر بازرگانی رژیم صهیونیستی در دوحه سبب شد تا دومین گام عادی سازی مناسبات با تل آویو بر داشته شود و قطر در سال 1377 به " شیمون پرز"سیاستمدار کهنه کار رژیم صهیونیستی اجازه داد تا درکنفرانس اقتصادی خاورمیانه و شمال آفریقا که در دوحه برگزار شد، شرکت کند.
شیمون پرز کتابی به نام " صلح سبز" به رشته تحریر در آورده که در آن نظرات اقتصادی خود را پس از صلح با کشورهای خاورمیانه مطرح ساخته است. شیمون پرز در این کتاب گفته است که در اثر همکاری‌های اقتصادی و فنی تل آویو با کشورهای منطقه و با اجرای پروژهای کشاورزی، عمرانی و گردشگری خاورمیانه قهوه‌ای به خاورمیانه سبز تبدیل خواهد شد.
- تیم هندبال رژیم صهیونیستی در سال 1378 برای شرکت در دوازدهمین جام جهانی جوانان قطر وارد دوحه شد. این مسابقه که در باشگاه آل سعود دوحه برگزار شده بود، پرچم اسرائیل به اهتراز درآمد و سرود ملی رژیم صهیونیستی نواخته شد که با اعتراض تماشاچیان قطری مواجه شد.
- در سال 79 بر اساس پیمانی که بین دوحه و تل آویو منعقد شد، هواپیماهای قطری که به مقصد لندن پرواز می‌کردند، اجازه یافتند از آسمان رژیم صهیونیستی عبور کنند. قطر پس از اردن دومین کشور عربی است که تل آویو اجازه داده است که هواپیماهایش از فراز آسمان اسرائیل عبورکند.
- چهارمین همسر امیر قطر که با حمایت‌های او" شهر آموزش" را در 10 کیلومتری دوحه تاسیس و از دانشگاه‌ها و مراکز علمی غربی از جمله آمریکا دعوت کرد تا در آنجا شعبه‌ای دایر کنند. دانشکده "ویل کورتول" آمریکا از جمله مراکز علمی بود که به این دعوت پاسخ مثبت داد. تعدادی از دانشجویان اسرائیلی در سال 80 برای تحصیل در این دانشکده پذیرفته شدند و این گام بعدی در عادی سازی روابط دوحه _ تل آویو دربعد علمی به شمار می‌آید.
- " حمد بن جاسم بن جبرآل ثانی" وزیر خارجه قطر در سال 80 با "شیمون پرز"همتای صهیونیست خود در واشنگتن دیدار و گفت وگو کرد.
- در سال 80 وزیر همکاری‌های منطقه‌ای اسرائیل برای شرکت در نشست سازمان تجارت جهانی وارد قطر شد و از دوحه دیدن کرد.
- منابع آگاه در سال 80 اعلام کردند که وزیر خارجه قطر محرمانه وارد تل آویو شده و با" آریل شارون" نخست‌وزیر و شیمون پرز وزیر خارجه وقت اسرائیل دیدار و گفت وگو کرده است.
- در سال 81 وزیر خارجه قطر در کنفرانس سران عرب که در بیروت برگزار شد پیشنهاد کرد که به تل آویو برود و از آریل شارون نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی بخواهد تا به "یاسر عرفات " رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین اجازه شرکت در کنفرانس سران عرب را بدهد که این پیشنهاد با عدم موافقت شرکت کنندگان مواجه شد.
- در سال 81 وزیر خارجه قطر به صورت محرمانه با شیمون پرز همتای اسرائیلی خود در پاریس دیدار و آخرین تحولات خاورمیانه را مورد بحث و بررسی قراردادند.
- پس از سرنگونی رژیم بعث عراق و اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکایی وزیر خارجه قطر بار دیگر با شالوم همتای اسرائیلی خود در پاریس دیدار آخرین تحولات منطقه را مورد بررسی قراردادند.
- چند ماه بعد یعنی در سال 82 وزیر خارجه بار دیگربا همتای صهیونیست خود در مقر سازمان ملل دیدار و درباره تحولات خاورمیانه و خلیج فارس پس از سقوط صدام گفت وگو کرد.
- در سال 86 شیمون پرز معاون نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای شرکت در کنفرانس" بحث وگفت وگو دوحه " وارد قطر شد. وی در این سفر با امیر این شیخ نشین دیدار و گفت وگو کرد.
- لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در سال87 برای شرکت در کنفرانس" دموکراتیک، توسعه و تجارت " دوحه وارد قطر شد و در حاشیه این کنفرانس با امیر قطر به گفت وگو نشست.
- بدنبال حمله اسرائیل به نوار غزه در سال88 دولت قطر از تل آویو خواست به فعالیت دفتر بازرگانی خود در دوحه پایان دهد اما قطر پس از آن، طی دونامه تمایل خود را برای از سرگیری روابط با تل آویو اعلام کرد. روزنامه صهیونیستی معاریف با بیان این مطلب نوشت: این نامه‌های قطر از سوی نخست‌وزیر و وزیرخارجه اسرائیل رد شد.
- زمانی که مردم مصر علیه رژیم حسنی مبارک در سال 89 قیام کردند و این انقلاب در اوائل سال 90 به پیروزی رسید با انفجارهایی که در خط لوله انتقال گاز ارزان قیمت مصر به اسرائیل به وقوع می‌پیوست، جریان انتقال گاز به اسرائیل دچار افت و خیز شد. مقامات رژیم صهیونیستی تصمیم گرفتند جایگزینی برای گاز مصر پیدا کنند. با توجه به روابط دوحه - تل آویو واعلام آمادگی قبلی قطر برای فروش گاز طبیعی به اسرائیل مقامات تل آویو قطر را بهترین گزینه برای تامین گاز مورد نیاز خود اعلام کردند.
در همین سال روزنامه اسرائیلی "معاریف" از دیدار محرمانه وزیر خارجه قطر با نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی درپاریس خبر داد و نوشت: در این دیدار درباره صدور گاز قطر به اسرائیل بحث و تبادل نظر شد. براساس گزارش مراکز عربی و اسرائیلی توافقنامه محرمانه‌ای برای انتقال گاز قطر به اسرائیل به امضای دو طرف رسیده است.
- در سال 90 هیاتی از مقامات تل آویو که در میان آنان شیمون پرز وتزیبی لیونی به چشم می‌خوردند به صورت محرمانه وارد دوحه دند و با شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر و برخی شخصیت‌های سیاسی این شیخ نشین دیدار و مذاکره کردند.در این سفر شیمون پرز از باراز دوحه دیدن کرد. شبکه الجزیره این سفر را تحت پوشش خبری خود قرار نداد اما انتشار عکس‌های آن در اینترنت آبرویی برای این شبکه خبری نگذاشت.
- در سال 90 منابع آگاه قطری به شبکه خبری المنار گفتند که یک مقام وزارت دفاع (جنگ) اسرائیل وارد دوحه شد وبه قصر شیخ حمد رفت و با امیر قطر درباره تحولات سوریه، راه‌های گسترش مشارکت تل آویو در طرح اقدامات ضد دولت دمشق و تجهیز گروه‌های مسلح علیه حکومت بشار اسد گفت وگو کرد.
- "حسن بن عبدالله" وزیر صنایع و بازرگانی قطر در سال 91 با همتای اسرائیلی خود دیدار و درباره تامین گاز مورد نیاز رژیم صهیونیستی برای مدت نامحدود و پائین‌تر از قیمت جهانی گفت وگو کرد.
علل برقراری مناسبات دوحه ـ تل‌آویو
مرکز انتشاراتی "موشه دایان" درسال 87 گزارشی را در تحت عنوان" روابط قطر و اسرائیل الگوی سیاست خارجی آینده" منتشر ساخت. نویسنده در این گزارش نقش دوحه را در تحولات خاورمیانه برجسته خوانده است. " یوزی ربی" در این گزارش از قطر به عنوان" ستاره بالارونده " در دیپلماسی خاورمیانه یاد کرده است. در این نوشتار از جمله عواملی که توجیه‌کننده برقراری مناسبات قطربا اسرائیل عنوان شده بهبودی روابط با آمریکاست. چرا که ممکن است درسایه گسترش مناسبات دوحه- تل آویو جایگاه سیاسی و امنیتی قطر در سطح منطقه بیش از بیش ارتقا یابد.
در همین حال برخی معتقدند، علل اقتصادی در پس پرده تلاش‌های قطر برای توسعه روابط با تل آویو وجود دارد زیرا امارات از منابع عظیم گاز برخورداراست ومی کوشد تا این سوخت را به تل آویو بفروشد، به غیر از این تحلیل‌ها، یوزی ربی معتقد است علت تمایل دوحه به گسترش مناسبات با تل آویو در سیاست خارجی پیچیده قطر نهفته است. درحقیقت، دوحه می‌کوشد موقعیت و جایگاه متفاوتی نسبت به همسایگانش در تحولات منطقه و جهان عرب داشته باشد.
از یک سو به عادی سازی روابط با اسرائیل می‌پردازد و از سوی دیگر می‌کوشد که این روابط به گونه‌ای نباشد که سبب ناراحتی همسایگانش شود. این نویسنده صهیونیست در گزارش خود به نقل از" واریبورزگادار" استاد مرکز تحقیقات راهبردی و بین‌المللی واشنگتن نوشت که قطر نقش بیشتری نسبت به دیگران بازیگران منطقه‌ای در خاورمیانه ایفا می‌کند.
الگوگیری قطر از اسرائیل
ناظران سیاسی معتقدند به رغم اینکه اسرائیل در سرزمین کوچکی تشکیل شده اما به دلیل برخورداری از توانمندی مالی، استفاده مناسب از رسانه و نیروی نظامی به روند شهرک سازی درسرزمین فلسطینی همچنان ادامه می‌دهد. قطر نیز با اینکه در سرزمین کوچکی تشکیل شده است، تلاش می‌کند الگوی رژیم صهیونیستی را برای خودش در منطقه پیاده کند. دوحه می‌کوشد در این راه از حمایت آمریکا و اسرائیل بهره‌مند شود. این درحالی است که قطر دارای ذخایر عظیم گاز است و یکی از تولیدکنندگان نفت به شمار می‌رود. آمریکا در این کشور سرمایه‌گذاری زیادی کرده است و دولتمردان قطری به خاطر صدور نفت و گاز پول زیادی در اختیار دارند.
شبکه الجزیره
در سال 75 شبکه ماهواره‌ای الجزیره یا همان "بی. بی. سی عربی" با سرمایه‌ای بالغ بر 150 میلیون دلار تاسیس شد. هدف از راه انداری این شبکه کسب اعتماد در مخاطبان جهان عرب عنوان شده است. البته آمریکا و اسرائیل در ظاهر با راه اندازی این شبکه مخالفت کردند و آن را هدف حملات خود قرار دادند اما در پس پرده سیاست این شبکه براساس توافق امیر و وزیر خارجه قطر با آمریکا و اسرائیل راه اندازی شده است.
یعنی زمانی که شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی از غرب خواست تا در برابر پدرش که خواستار بازگشت به قدرت بود و همسویی برخی کشورهای عربی از او حمایت کند،در مقابل پذیرفت که مناسبات دوحه با تل آویو روند عادی به خود بگیرد. شبکه الجزیره نیز در این زمینه نقش مطلوبی را ایفا کرد. همچنین در جریان حمله آمریکا به افغانستان شبکه الجزیره این جنگ را به طور کامل تحت پوشش خبری خود قرار داد و با این کار بر مقبولیت این شبکه افزود.
درحقیقت چتر خبری که شبکه الجزیره بر روی تحولات جهان عرب گشود سبب شد تا این شبکه به "بی.بی.سی" و " سی. ان. ان" عربی تبدیل شود و بیشترین تاثیر را بر مخاطبان خود بگذارد. براساس اسنادی که اخیرا ویکی لیکس منتشر ساخته است، شبکه الجزیره به سلاحی در دست حکام عرب (قطر) تبدیل شده است تا افکار عمومی جهان عرب را در میسر سیاست‌های خود هدایت کند.
حمایت نظامی آمریکا از قطر
آمریکا در قطر بزرگترین پایگاه نظامی خود در منطقه را دارد و آن پایگاه "العدید" است. تجهیزات و تعداد نظامیان آمریکایی در قطر بیشتر ازپایگاه پنجم دریایی آمریکا در بحرین است. براساس نوشته نشریه "وال استریت ژورنال" پایگاه هوایی آمریکا در قطر بزرگترین پایگاه هوایی این کشور در خاورمیانه است بطوری که طول باند آن 4500 متر است و غول پیکرترین هواپیماها می‌توانند در آن به زمین بنشینند.
این پایگاه هوایی با هزینه‌ای بالغ بر یک میلیارد دلار احداث شده و این درحالی است که قطردارای 12 فروند هواپیمای جنگی است اما 3 هزار نظامی آمریکایی در آن حضور دارند و از آنجا هواپیماهای حامل تانک و سایر تجهیزات نظامی و هواپیماهای جاسوسی آمریکا به سمت افغانستان به پرواز در می‌آیند. حال، با توجه به اینکه جنگ افغانستان و عراق تمام شده چرا نظامیان آمریکایی اینقدر حضور پررنگی در قطر دارند؟
شیخ حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی وزیر خارجه به این پرسش پاسخ داده و گفته است" وقتی که یک نیروی نظامی بزرگ به قطر حمله کند ما نمی‌توانیم ازآن دفاع کنیم، به همین دلیل نیازمند حضور نظامی آمریکا هستیم." به علاوه چند پایگاه هوایی دیگرامریکا در قطر دارد که از قصر امیر این کشورچندان دور نیست و مسئولان قطری کتبا حضور دائمی نظامیان آمریکایی را در کشور خود تضمین کرده‌اند.
گفتنی است برخی کارشناسان معتقدند قطر بسترهای لازم برای تبدیل شدن به اسرائیل دوم را منطقه ندارد زیرا اسرائیل براساس عقاید صهیونیست تشکیل شده است اما قطر چه؟ این درحالی است که خاندان سلطنتی آل ثانی با پرداخت پول به حاکمیت خود برمردم این شیخ تداوم بخشیده‌اند. به علاوه صهیونیست‌ها نقش اساسی در مراکز تصمیم گیری آمریکا دارند اما حاکمان قطر فاقد چنین نفوذی هستند.
اسرائیل از لحاظ راهبرد نظامی اهمیت فوق‌العاده‌ای برای واشنگتن دارد ولی نقش راهبردی قطر برای آمریکا درحد میزبانی پایگاه" العدید" است. ضمنا حدود 5 میلیون صهیونیستی ساکن در سرزمین‌های اشغالی فلسطین نظامی هستند و بطور متوالی در ارتش صهیونیستی به خدمت گرفته می‌شوند اما تعداد نظامیان قطر به 12 هزار نفر محدود می‌شوند.
قطر در سیاست راهبردی آمریکا
راه اندازی شبکه الجزیره سبب شد تا قطر نقش بیشتری در تحولات خاورمیانه و جهان غرب پیدا کند. پوشش خبری که این شبکه در جریان سقوط رژیم بعث عراق و اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکایی و حوادث پس از آن، ترور رفیق الحریری نخست‌وزیر سابق لبنان و نا آرامی‌های این کشور، جنگ 33 روزه، نقش دوحه در تشکیل دولت وحدت ملی لبنان و جنگ 22 روزه نوارغزه از جمله مسائلی بودند که حضو قطردر تحولات خاورمیانه پررنگ‌تر کردند.
اکنون برخی ناظران سیاسی به نقش آفرینی قطر در روند انقلاب در کشورهای عربی و حوادث پس از آن، به چشم تردید نگاه می‌کنند و معتقدند دوحه دارای جایگاه مهمی در سیاست‌های راهبردی آمریکا در منطقه است. آنان بر این باورند که عوامل ذیل باعث شده است که آمریکا قطر را برای این ماموریت انتخاب کند.
1- با توجه به اینکه عربستان دارای روابط آشکار و پنهان با آمریکاست، دیگر نمی‌تواند سیاست‌های راهبردی کاخ سفید در منطقه را به مرحله اجرا در آورد. به علاوه موضع ریاض و وهابی‌ها نسبت به انقلاب‌های کشورهای عربی تیره است.
2 - مردم کشورهای عربی نسبت به تاریخ روابط قطر و آمریکا ذهنیت تیره و تاری ندارند.
3- دولتمردان قطری در عرصه سیاست خارجی این کشور بلند پروازی‌هایی انجام داده‌اند که نشان دهند از سلطه برادر بزرگتر شورای همکاری خلیج فارس یعنی عربستان خارج هستند.
4- هرچند که قطر رسما اسرائیل را به رسمیت نشناخته است و مناسبات رسمی با آن ندارد. اما دایربودن دفتر بازرگانی رژیم صهیونیستی در دوحه و توسعه مناسبات اقتصادی با تل آویوعملا به معنای به رسمیت شناختن این رژیم است.
اکنون دوحه در چاچوب سیاست‌های راهبردی کاخ سفید در خاورمیانه عمل می‌کند و حقایق ذیل موید این موضوع است.
الف - ناظران سیاسی لیبیایی معتقدند که قطر از طریق شبکه الجزیره خود زمینه دخالت ناتو در لیبی را فراهم ساخت و انقلاب این کشور را به حضور نظامیان ناتو آلوده کرد اما این حوادث را به گونه‌ای نشان داد که گویی انقلاب مردم لیبی به پیروزی رسیده و این در حالی است که ناتو بخاطر نفت لیبی در روند انقلاب این کشور دخالت کرد. مسئولان لیبیایی از نقش مخرب قطر در روند انقلاب لیبی زبان به شکایت گشودند و دوحه را به ایجاد احزاب سیاسی در این کشور متهم ساختند.
ب - احزاب و گروه‌های سیاسی تونس به دلیل دخالت‌های دوحه در امور داخلی این کشور با سفر شیخ حمد بن خلیفه امیر قطر به تونس مخالفت کردند و اجازه ندادند کمک‌های مالی قطر وارد تونس شود تا در روند ساختار سیاسی جدید این کشور تاثیرگذار باشد و کار تا جایی پیشرفت که مردم انقلابی تونس پرچم قطر را به آتش کشیدند.
ج - دخالت قطر در امور داخلی مصر پس از آمریکا در مرتبه دوم قرار دارد. طوری که پس از سرنگونی حسنی مبارک چند حزب سیاسی در این مصر تاسیس کرده و بارها اموال مصریان را تحت عناوین مختلف بوکه کرده است.
د - در شرایط کنونی با اهمیت‌ترین فصل سیاست راهبردی آمریکا درارتباط با خاورمیانه مربوط به سوریه است و قطر در این چاچوب ماموریت مهمی به عهده دارد و آن هم سرنگونی بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه است چرا که این نظام یک مانع اساسی در برابر طرح‌های رژیم صهیونیستی و آمریکا در منطقه به شمار می‌رود و پیشتیبان و حامی نیرومند مقاومت در لبنان و فلسطین است.
ماموریتی که قطر به عهده دارد، راه اندازی جنگ روانی از طریق شبکه الجزیره با پوشش جهت‌دار نا آرامی‌های سوریه،انجام رایزین‌های سیاسی و دیپلمایتک علیه سوریه در محافل سیاسی منطقه از جمله اتحادیه عرب وتشکیل گروه‌های مسلح و ارائه کمک‌های مالی و تسلیحاتی به آنها برای شعله ور کردن جنگ داخلی علیه" بشار اسد" است.
اقدامات ضد سوریه دوحه به گونه‌ای است که پایگاه انیترنتی" دبکا" وابسته به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی صهیونیست‌ها طی گزارشی اعلام کرد" قطر به طور مستقیم با حمایت از گروه‌های مسلح در سوریه دخالت نظامی کرده و این دخالت پس از آن صورت گرفته است که دوحه از طریق گروه‌های مسلح لیبیایی توانست (نقش مهمی در) سرنگونی معمر قذافی ایفا کند."
براساس این گزارش، قطر یکی از حامیان اصلی مالی و تسلیحاتی" ارتش آزاد سوریه" است. دوحه پایگاهی را برای آموزش نیروهای 20 هزار نفری ارتش سوریه در ترکیه ایجاد کرده است. قطر تنها به حمایت از این ارتش اکتفا نکرده است بلکه سرلشکر"عطیه" رئیس ستاد مشترک ارتش قطر موافقت امیراین شیخ نشین و عربستان را برای افزایش دخالت‌های نظامی در سوریه کسب کرده است. وی یک نیروی واکنش سریع 2500 نفری تشکیل داده که یک هزار نفر آن عضو گروه‌های مسلح اسلامگرای لیبی و یک هزار نفر دیگر عرب‌های سنی عراق هستند. این نیرو توانایی حابحایی سریع را دارد.
براساس این گزارش که در چند روزنامه صهیونیستی نیز به چاپ رسیده است منابع اطلاعاتی به دبکا گفته‌اند " قطر یک پل هوایی برای انتقال این نیروها از عراق و لیبی ایجاد کرده است تا جنگجویان را به "انطالیه" ترکیه منتقل سازد. در این شهر دو پایگاه آموزشی وجود دارد که در یکی از آنها جنگجویان لیبیایی و دردیگری عرب‌های سنی عراق آموزش می‌بینند. این پایگاه‌ها در مقابل شهر " حمص"و " ادلب" و" منطقه الزوایه" سوریه قرار دارند. نیرهای سنی تحت فرماندهی " عبدالحکیم بلحاج" از فرماندهان لیبیایی قرار دارند که طرابلس را فتح کرد".به گفته منابع خبری دبکا، تمام عملیاتی که در ترکیه انجام می‌شود تحت نظارت ارتش آزاد سوریه و سرویس اطلاعاتی و امنیتی ترکیه صورت می‌گیرد.