تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۸۴۰
افشاگری‌های مه آفرید امیرخسروی در دادگاه فساد مالی:

مه‌آفرید امیر خسروی متهم ردیف اول دادگاه رسیدگی به پرونده فساد مالی، دیروز در دو نوبت صبح‌ و بعد‌ازظهر در دادگاه حاضر شد و به دفاع از خود در برابر اتهامات پرداخت. او در جلسه صبح اسامی تعدادی از مسوولان را به زبان آورد وگفت که به او گفته‌اند فرار کند ولی قبول نکرده است.
مه آفرید امیرخسروی در جلسه عصر هم گفت:همه شرکت‌های ما سود داشته و مالیات‌ها نیز به صورت کامل پرداخت شده است. چرا پرونده‌های بانکی من را مطالعه نمی‌کنید؟ فرض کنید که من را اعدام کردید، آیا مملکت اصلاح می‌شود؟ کسانی که پشت نظام پنهان شده‌اند چه می‌شوند؟ این آقایان در این پرونده همکاری داشته‌اند؟
این متهم افزود: من فردی مادی نبودم اگر می‌خواستم کلاهبرداری کنم، به راحتی می‌توانستم از کشور خارج شوم. مثل آقای خاوری. مگر شما می‌توانید خاوری را دستگیر کنید؟ اگر شما توانستید تا 10 سال دیگر خاوری را دستگیر کنید، همان‌هایی که وی را فراری دادند، اجازه نمی‌دهند که برگردد.
وی ادامه داد: چرا آقای «م» را بازداشت نکرده‌اید؟ او در حال حاضر به راحتی در خیابان‌ها می‌چرخد و دستگیر نشده است.
این جلسه 12 ساعت طول کشید و پس از آخرین دفاعیات متهم اصلی پایان یافت.
دوازدهمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی صبح دیروز در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی ناصر سراج آغاز شد.
مه آفرید خسروی در جلسه صبح پس از افشاگری‌ علیه برخی مسوولان دولتی، تهدید کرد اگر همه مقصران به دادگاه نیایند در جلسه بعدی اسم همه را می‌گوید.
نمایندگان بانک‌ها، وکلای متهمان و خانواده‌های آنان نیز در این دادگاه حضور داشتند و برخی از این متهمان به عنوان متهمان جدید و بعضی به عنوان مطلع در دادگاه حضور یافتند.
قاضی سراج در ابتدای این جلسه تصریح کرد: ان‌شاءالله سعی می‌کنیم در یکی دو جلسه باقیمانده به اتهامات همه 32 متهم رسیدگی شود و ختم جلسات را اعلام کنیم.
وی در ادامه رسمیت دادگاه را به حکم ویژه آیت‌الله آملی لاریجانی اعلام کرد و از نماینده دادستان خواست تا به قرائت کیفرخواست صادره علیه «ط.ن» ـ مدیرعامل شرکت خدمات عمومی فولاد ایران ـ بپردازد.
نجفی ـ نماینده دادستان تهران ـ گفت: «ط.ن» متهم است به تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ 80 میلیارد ریال، پولشویی عواید حاصل از جرم به همین مبلغ و صرف آن در هزینه‌های خیریه به قصد کتمان منشاء تحصیل مال نامشروع.
متهم هم گفت: کسی که همسو با ضد انقلاب‌هاست و علیه انقلاب حرف می‌زند کسی است که مدعی کارآفرینی، تولید و دفاع از انقلاب است. آقای «ب» دیروز به من می‌گفتند که چرا علیه مه‌آفرید حرفی را زده‌اید؟ من گفتم که از حق دفاع می‌کنم و ناراحتی ایشان برای من اهمیتی ندارد زیرا من 290 میلیارد تومان طلبکار هستم.
این متهم خاطرنشان کرد: این شخص یکی از مهره‌ها هستند و پشت این ماجرا کسان دیگری قرار دارند. مگر می‌شود یک جوان 35 ساله بتواند این همه امتیاز ویژه داشته باشد؟ این تنها به دلیل اعتمادی است که برخی آقایان به وجود آورده‌اند. یک فرد بدون پشتوانه مگر می‌تواند این کار را انجام دهد؟ بنابراین راس این هرم کسان دیگری هستند و مه‌آفرید فقط یک مهره است.
وی گفت:‌ به دلیل حمایت‌هایی که از ایشان شده من به وی اعتماد کردم و این اتفاق متاسفانه برای من افتاد. من نیز یک فردی در این جامعه هستم که سه هزار میلیارد تومان از سرمایه مملکتم رفته است و قطعا این مبلغ در دلار و کارهای روزمره مردم تاثیر داشته و با وجود همه این موضوعات مه‌آفرید امیرخسروی می‌گوید که بی‌گناه است.
متهم خاطرنشان کرد: رانت‌هایی که مه‌آفرید مخفی کرده و در اختیار وی بوده تاثیر مستقیمی بر زندگی مردم دارد و قطعا خود به تنهایی نمی‌توانسته این کار را انجام دهد.
وی در پایان گفت: ما قربانی کسانی هستیم که از مه‌آفرید حمایت کرده‌اند اما ایشان حتی حاضر نیست از کسی عذرخواهی کند.
در ادامه، «ع.ر» ـ خواهرزاده «م» ـ با قرار گرفتن در جایگاه به عنوان مطلع به بیان اظهاراتی پرداخت و گفت: بنده خواهرزاده آقای «م» هستم و خود را سرباز این نظام می‌دانم. دینی نسبت به این نظام دارم و من تحت هیچ فشاری نیستم و مطالب را صرفا چون سرباز نظام هستم عرض می‌کنم.
وی ادامه داد: بنده هفت سال عملکرد آقای «م» را نقد کرده‌ام و سه سال است که با ایشان رابطه ندارم و به دلیل همین انتقاد در زندان به سر می‌برم و همیشه از عملکرد وی انتقاد داشته‌ام.
«ع.ر» افزود: من عضو اتاق بازرگانی بودم و در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی هم حوزه‌های مشترکی با آقای «م» داشتم و کارهای مختلفی را به بنده ارجاع می‌داد. هیچ حقوقی نگرفته‌ام و صرفا برای کمک کار می‌کردم.
وی تصریح کرد: متاسفانه بنده متوجه سوءمدیریت‌ها شدم و می‌توانم در این راستا انتصاب برخی مدیران را مثال بزنم که سطح تحصیلاتشان در حد دیپلم بود و من مشاهداتم را در این زمینه به آقای «م» منتقل می‌کردم.
«ع.ر» با ذکر برخی اسامی در ادامه خاطرنشان کرد:‌ به عنوان مثال آقای «م» به عنوان یک مدیر کل از سوی دایی‌ام وظیفه ترخیص کالا را عهده‌دار شده بود. به دایی‌ام اعلام کردم که در این زمینه در رابطه با ترخیص کالا برخوردی صورت نمی‌گیرد اما ایشان قبول نکردند و به همین دلیل علیه بنده پرونده‌سازی شد.
وی تاکید کرد: آقای «م» (فردی دیگر) به عنوان معاون یکی از سازمان‌ها فعال بود و در کارهایی مثل مخدوش کردن نامه‌های مردم و بدهکاری افراد دخالت داشت. زمانی که بنده متوجه شدم، آن را به دایی خود اطلاع دادم اما وی نپذیرفت. در واقع حمایت دایی‌ام از آقای «م» کار را به جایی رساند که این فرد در انتصابات نفوذ می‌کرد. از جمله اعمال نفوذ وی در شناسایی شرکت‌هایی بود که در بحث سرمایه‌گذاری مانند پروژه کیش دست داشتند.
ع.ر» با بیان اینکه بنده به صراحت از افراد اسم می‌برم، اظهار کرد: آقای «پ» از طریق حمایت دایی‌ام منصوب شد. بنده بارها گله داشتم که از ارتباطات دایی‌ام سوءاستفاده می‌شود. به خود او هم می‌گفتم ولی توجهی نمی‌کرد.
وی تصریح کرد: آقای «الف» با حمایت دایی‌ام به عنوان معاون یکی از بانک‌ها فعالیت می‌کند. فردی دیگر با حمایت‌های دایی‌ام سهمی را از بانک آریا دریافت کرد.
«ع.ر» با بیان اینکه بنده پشت‌پرده‌ها را بازگو می‌کنم، یادآور شد: من در جلسات متعدد قطع ارتباط خود را با دایی‌ام اعلام کرده و تاکید کرده‌ام که از حمایت‌های او از برخی افراد گله‌مند هستم. در پایان جلسه‌ای که در سال 88 داشتیم بسیار منقلب شدم و مسائل را به صورت باز توضیح دادم. آنجا من تمام مسائل را به دایی خود گفتم و قطع ارتباط کردم و وارد بخش خصوصی شدم. البته باید بگویم که همین افراد اسامی‌شان در بخش خصوصی هم وجود دارد.
وی اضافه کرد: در شرکت‌های زیرمجموعه، پیشنهاد ساخت تیزر تبلیغاتی برای محصولات داماش را گرفتم و با آقای «ی.ک» آشنا شدم. در آنجا با آقای امیرخسروی ارتباط تجاری پیدا کردم.
«ع.ر» گفت: در رابطه با گسترش بحث‌های تبلیغاتی و اخذ نمایندگی فولاد وارد مذاکره با آقای امیرخسروی شدم. همچنین با دوستی به نام آقای «ز» که در آن زمان کارشناس رسمی دادگستری بود، آشنا شدم. او با آقای «ی» معاون وزیر راه و مدیرعامل شرکت توسعه و گردشگری ارتباط مستقیمی ایجاد کرد و از این ارتباط وارد ارتباط‌گیری با آقای امیرخسروی به صورت مستقیم شدم. بعدها جلساتی را با آقای «ک» در سازمان خصوصی‌سازی داشتیم. در ارتباطی غیر مستقیم آقای خسروی در اردیبهشت‌ماه سال 89 خط ابنیه شرکت راه‌آهن را برای خرید ایجاد کرد و در این هنگام دیداری با آقای «ب» وزیر راه داشتم که خطاب به من گفت که در خصوص آقای «ی» ناراحت است و کلمات دزد را نسبت به ایشان به کار برد. آقای «ی» هم در این زمان متوجه شد که وزیر راه می‌خواهد او را برکنار کند.
وی تصریح کرد: ارتباط مستقیم آقای «ی» با آقای «م» و آقای «ب» برای من یک زنگ هشدار بود. در این زمان ارتباطم با آقای امیرخسروی سرد شد. آقای «م» در آن زمان مسئول پروژه‌های ویژه شد و بیشتر امکانات و شرایط را در اختیار آقای «ی» قرار داد. در واقع آقای «ی» با حمایت آقای «م» کارها را انجام می‌داد و من این را به دایی‌ام گفتم و بیان کردم که کار وی کاری اشتباه است و عواقب بدی دارد.
وی تاکید کرد:‌ اینکه مردم می‌گویند برخی مسئولان در این فساد دست داشته‌اند باید بگویم درست می‌گویند. بنده به عنوان خواهرزاده «م» از این موضوع شرم دارم.
«ع.ر» خاطرنشان کرد: این آقایان پروژه دو طبقه‌ای کردن رامسر را پیگیری کردند و در این زمینه رانت بزرگی توسط آنان شکل گرفت. آنان برای اینکه فولاد خوزستان را در اختیار بگیرند و شرکت ایمیدرو به عنوان تنظیم‌کننده فولاد آهن کسی را داشته باشد که مراحل واگذاری را انجام دهد، به «خ.الف» ـ معاون سابق وزیر صنایع ـ احتیاج داشتند. چه کسی بهتر از او؟
وی با بیان اینکه همه این افراد مانند اختاپوس هستند و به دنبال من بودند، گفت: آقای قاضی! بنده هفت ماه است که در بازداشت به سر می‌برم؛ در حالی که باید کسانی مانند دایی‌ام بیایند اینجا و پاسخگو باشند. من سه سال پیش اعلام کردم که بنده خواهرزاده ایشان نیستم و خودشان باید پاسخگوی ملت باشند.
«ع.ر» در پایان خاطرنشان کرد: آقای «م» باید بیایند و پاسخگو باشند. بنده از همه ملت ایران عذرخواهی می‌کنم. من صرفا تاوان یک اسم را می‌دهم و اعلام کردم.
غلامعلی ریاحی از متهم پرسید: شما با آقای «م» به صورت تنی فامیل هستید یا ناتنی؟
«ع.ر» گفت: از سمت پدری به صورت تنی و از سمت مادری به صورت ناتنی با ایشان فامیل هستم.
وی در پایان از قاضی سراج خواست که به وی وقت خصوصی بدهد که رییس دادگاه خطاب به وی گفت: بنده وقت خصوصی به کسی نمی‌دهم.
در ادامه، «خ.الف» ـ معاون سابق وزیر صنایع ـ به عنوان مطلع در جایگاه حاضر شد و اظهار کرد: به خدا قسم برای اولین بار است که آقای «ط.ن» را می‌بینم. حتی در زمانی که معاون وزیر بودم آقای خسروی و تیمش را ندیده بودم.
وی خطاب به «ع.ر» گفت: حتی تا زمانی که در زندان به سر می‌بردم نام آقای «ر» را نشنیده بودم. ایشان در صحبت‌های خود اشاره به روابطی کردند که من از آن بی‌خبرم. همچنین از محضر دادگاه خواهش می‌کنم که روابط من را با برخی مسئولان بررسی کند.
وی خاطرنشان کرد: گروه آقای خسروی در حوزه‌ بازار فولاد اطلاعاتی را از آقای «ر» می‌گرفت و آقای «ر» بازوی امیرخسروی محسوب می‌شد. من در این راستا هیچ ارتباطی با «مه‌آفرید» نداشتم.
در ادامه، قاضی سراج به تفهیم اتهامات علیه مه‌آفرید امیرخسروی ـ مدیرعامل شرکت امیرمنصور آریا ـ پرداخت. افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی کشور و اخذ میلیاردها تومان وجوه غیرقانونی به مبلغ 28 تریلیون و 544 میلیارد و 400 میلیون ریال، شرکت در پولشویی و 36 فقره گشایش LCهای صادره و مصرف آن در جهت تاسیس بانک آریا و تاسیس شرکت‌های جدید و خروج برخی از سرمایه‌های کشور به خارج و پرداخت رشوه، به عنوان اتهامات این متهم قرائت شد. در ادامه، امیرخسروی در جایگاه قرار گرفت و در رابطه با مبلغ 24 میلیارد و 500 میلیون رشوه که به آقای «ک» پرداخت کرده است، توضیح داد: از روز اولی که بازداشت شدم بیان کردم این مبلغ را به عنوان خیریه به آقای «ک» پرداخت کردم و با دسته‌چک شخصی خودم پرداخت شده است.
وی در رابطه با مجوزها اظهار کرد: در این رابطه هیچ وقت هیچ مصوبه‌ای از طریق بانک صادرات به ما ارسال نشد. آقای «ک» به صورت شفاهی مصوباتی را به ما ابلاغ می‌کردند و ما درخواست را به شعبه ارائه می‌کردیم. مه‌آفرید افزود: معاون شعبه گروه ملی که تمام امضاها را زده است بیان می‌کند که از این مسائل خبر نداشته است. آخر چگونه می‌شود که وی از مسائل بی‌خبر باشد و من باید از مجوز نداشتن‌ها اطلاع داشته باشم؟
وی از رییس دادگاه خواست که رییس اتاق سوئیفت بانک صادرات را احضار کنند و از او بپرسند که از چه کسی اجازه می‌گرفتند یا اینکه از رییس بانک کیش بپرسند که برای امضاها از چه کسی اجازه می‌گرفته است. امیرخسروی اظهار کرد: من به عنوان خریدار جنس بودم و هیچ وقت در بحث تنزیل دخالتی نداشتم. گروه ملی فولاد خریدار بوده و در این قضایا وقتی گشایش انجام می‌شد بر اساس قواعد بانک مرکزی بود بنابراین مگر من می‌توانم دخالتی داشته باشم زیرا من خرید مدت‌دار انجام داده‌ام و در این خرید بحث تنزیل و تحصیل پرداخت آن به من مربوط می‌شود؟
قاضی سراج از «ک» خواست بار دیگر در جایگاه حاضر شود و اظهارات خود را بازگو کند.
قاضی سراج گفت: من می‌دانم شما تحت فشار هستید و پرونده ما پرونده‌ای اسنادی است. همچنین انکار بعد از اقرار اهمیتی ندارد و من غیر از واقعیت چیزی از شما نمی‌خواهم. مه‌آفرید امیرخسروی می‌گوید از LCها اطلاع نداشته است. در این رابطه توضیحات خود را بیان کنید.
«س.ک» در جایگاه حاضر شد و گفت: آقای امیرخسروی می‌گوید که من از ابتدا این مساله را نمی‌دانستم. من از ابتدای کار طرف آقای امیرخسروی نبودم و با آقای «ر» کار می‌کردم. من به آقای «ر» چندین بار گفتم که این موارد مجوز ندارد. همچنین با آقای «ش»، آقای «ر» و آقای «د» در این رابطه جلساتی گذاشتیم و آقای «د» به صورت نماینده آقای مه‌آفرید در آن جلسات شرکت داشت.
این متهم افزود: از اینکه آقای خسروی می‌گوید از این ماجرا اطلاعی نداشته‌ام، تعجب می‌کنم زیرا از یک جایی به آقای «ر» اعلام شده که این کار را انجام دهد.
در ادامه جلسه دادگاه، «ر» در جایگاه قرار گرفت و گفت: مطالبی که آقای «ک» می‌گوید، باید بگویم که واقعی نیست زیرا در رفت و آمدهایی که آقای «ر» به تهران داشتند، در مورد مسائل سیاسی بحث نمی‌کردند و قطعا در رابطه با همین مسائل صحبت می‌کردند.
وی ادامه داد: گشایش LCها با شمش فولاد خوزستان آغاز شد و آقای «ک» تمام LCها را به آقای «س» نشان می‌داد. آقای «س» ابتدا از امیرخسروی می‌پرسید که کجا گشایش‌ صورت گیرد و امیرخسروی در پاسخ می‌گفت در بانک صادرات. آن وقت آقای «س» به آقای «ک» اطلاعات را می‌داد مبنی بر اینکه مه‌آفرید گفته در بانک صادرات LCها گشایش شود و آقای «ک» بیان می‌کرد که گشایش‌ها صورت گیرد.
این متهم افزود: در اواخر سال 90 گشایش‌ها زیاد شده بود. من آقای «ک» را به دفتر آوردم و گفتم که بیان شده این فاکتورها ایراد دارد. از وی خواهش کردم که یا تو نباید گشایش انجام دهی یا من نباید امضا کنم زیرا من اگر بخواهم به امیرخسروی بگویم، بینمان مشاجره‌ای پیش می‌آید اما وی بدون توجه به اخطار من به کار خود ادامه می‌داد.
وی افزود: در سی‌ام تیرماه این موضوع را متوجه شدم. در این راستا اعتراض کردم و آقای «ک» و آقای «ش» هر دو یک جواب به من دادند و گفتند آقای خسروی گفته است مساله را حل خواهم کرد.
در ادامه مه‌آفرید خسروی با قرار گرفتن در جایگاه در رابطه با اظهارات «ع.ر» مدیرعامل گروه ملی، در پاسخ به سوال قاضی سراج که چه مبلغی از پول را به آقای خاوری داده‌اید؟ گفت: تا 3 میلیون دلار.
قاضی سراج در ابتدای صحبتش راجع به 2/5 میلیون تومانی که مه‌آفرید خسروی به آقای «ک» برای تاسیس خیریه داده بود، پرسید و خواستار توضیح او شد.
مه‌آفرید خسروی پاسخ داد: من حقایق را بیان می‌کنم یا می‌تواند مورد قبول شما باشد یا خیر. در واقع من در تمام مواردی که پرداخت وجود داشته صادقانه آن را بیان کردم. یک مورد آقای «ک» از بنده خواست و بنده با دسته چک شخصی به ایشان مبلغ را پرداخت کردم و تا تاریخ 11/5/90 از گشایش اسناد اعتباری خبری نداشتم و اظهارات آقای «ر» را قبول ندارم.
وی در رابطه با این‌که بحث ال‌سی‌ها دارای مجوز بوده یا خیر، با بیان این‌که از آن اطلاعی نداشتم، ادامه داد: در واقع ما برای گشایش اعتبار، پیش‌فاکتور می‌گرفتیم و همان‌طور که روال است کسی که فاکتور صادر می‌کند باید جنس را تحویل دهد و بنده بر اساس اعتبار اسنادی خریدار جنس بودم و بعد از این‌که مرحله گشایش تمام می‌شد، اسناد رد و بدل می‌شد و در این زمان بحث تنزیل پیش می‌آمد.
این متهم با اشاره به این‌که در رابطه با تنزیل بنده دخالتی نداشته‌ام، گفت: در واقع بنده این موضوع (اعتبار اسناد داخلی) را به بانک معرفی می‌کردم؛ چرا که اعتبار اسناد داخلی کار تازه بود و فولاد خوزستان نمی‌دانست که کدام بانک تنزیل می‌کند و بنده بانک ملی کیش را به عنوان تنزیل‌کننده معرفی کردم ولی متاسفانه همه مسائل را به گردن من انداختند.
در این هنگام قاضی فراهانی نماینده مدعی‌العموم خطاب به اظهارات مه‌آفرید خسروی گفت که تقاضا دارم مطالب را به صورت مستند بیان کنید. خسروی اظهار کرد: از نظر بنده که مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری هستم همه ال‌سی‌ها واقعی بوده و مستند قانونی دارد و کسانی که فروشنده کالا بودند از ترس بیان کردند که جنسی رد و بدل نشده است.
وی افزود: افرادی مانند آقای «ع.ر» که پیش‌فاکتورها را صادر می‌کرده، در مواجهه حضوری بیان کرده که کالا در گروه ملی نمی‌آید. در واقع باید بگویم که کار گروه ملی در تمام مدارک شرکت ثبت شده که مبلغ 2 هزار و 400 میلیارد تومان به عنوان فروش ثبت شده است. بنابراین از محل فروش کالا پول‌ها در شرکت آمده است و شرکت‌هایی مانند شرکت فولاد فام اسپادانا، شرکت الیت و شرکت میلاد حدید و ... از جمله شرکت‌هایی بودند که عملیاتی انجام داده‌اند، آیا این شرکت‌ها در عملیات بازرگانی ثبت کرده‌اند یا خیر، صرف گفتن این‌که خسروی به آنها گفته فاکتور صوری گرفته‌اند درست نیست. در واقع هیچ کدام از این موارد به من ربطی ندارد و شرکت‌ها حقوقی هستند و هرچه پول بوده یا جنس تولید شده یا قراضه خریداری و فروخته شده است و یا به صورت شمش فروخته شده و در مدارک شرکت موجود است.
در این هنگام قاضی سراج از مه‌آفرید خسروی پرسید چه کسی کار تنزیل را انجام می‌داده است که وی پاسخ داد: فروشندگان این کار را در حساب خودشان انجام می‌دادند و در واقع من مسوول شرکت خودم هستم و هر اتفاقی که در مجموعه من افتاده در این زمینه پاسخگو هستم.
قاضی سراج خطاب به خسروی پرسید «س.خ» چه کسی بوده؟ که وی پاسخ داد: برادر خانم بنده بوده و کارمند گروه ملی است و کار تنزیل فولاد خوزستان در کیش را برای بانک ملی و سپه انجام می‌داده است. در واقع باید یادآوری کنم که گروه ملی گشایش اعتبار را برای فولاد خوزستان انجام می‌داده ولی همه کارهای تنزیل را فولاد خوزستان بر عهده داشته است و بنده بانک‌های ملی و سپه را به عنوان تنزیل‌کننده معرفی می‌کردم.
قاضی سراج از مه‌آفرید خسروی در رابطه با اتهام افساد فی‌الارض و پرداخت رشوه توضیح خواست که خسروی پاسخ داد: در رابطه با پول‌هایی که به بانک ملی کیش داده شده است باید بگویم 100 میلیون تومان آقای «س.خ» به بنده گفتند که برای یکی از دوستانش قرض می‌خواهد و من این پول را به صورت چک و به عنوان قرض به او دادم و زمانی که می‌خواست این پول را پرداخت کند من نمی‌دانستم که می‌خواهد وی این پول را به آقای «م» بدهد.
این متهم در رابطه با رقم‌های ریز دیگری که پرداخت کرده است، اظهار کرد: من این پول‌ها را بابت عیدی داده‌ام.
قاضی سراج از او پرسید، قبول دارید که این پول‌ها عادی پرداخت نشده است؟ متهم پاسخ داد: من از این موضوع خبر نداشتم.
خسروی در رابطه با پول‌هایی که به بانک سپه کیش داده است نیز گفت: این پول‌ها در عید به عنوان عیدی پرداخت شده است.
این متهم در رابطه با پرداخت 9 میلیارد ریال به «خ.الف» نیز خاطرنشان کرد: در رابطه با پرداخت این پول باید بگویم که اجباری بوده است و اگر پول را نمی‌دادیم سهمیه ما را کم می‌کردند و تولید ما دچار مشکل می‌شد. در واقع این پول بابت حفظ سهمیه شمش فولادی که از فولاد خوزستان می‌گرفتیم بوده است که آقای سمیعی‌نژاد معاون وزیر نیز در این امر دخیل بودند.
وی تاکید کرد: در واقع همه این مسائل به خاطر این بوده که آقایان معاون وزیر صنایع آدم‌های سالمی نبودند و برای انجام کار طلب پول می‌کردند. باید یادآوری کنم که فقط تا سال 87 با بانک ملی شعبه مرکزی کار می‌کردیم و مشکلی هم در این زمینه وجود نداشت ولی از سال 88 که گروه ملی خریداری کردیم با بانک صادرات مذاکره کردیم و تمام سندهای ما را به کارشناسی معرفی کردند که آن را ارزیابی کند و در قبال آن 320 میلیارد تومان را بگذارند و از همین جا گره کار ما شروع شد.
در ادامه «غلامعلی ریاحی» وکیل مدافع خسروی خواست صحبت کند که قاضی سراج با عصبانیت خطاب به وی گفت: شما بفرمایید بنشینید و صحبت نکنید. خسروی ادامه داد: آقایان از همان زمانی که گروه ملی را خریدند شروع به تحرکاتی کردند که ما کار را نکنیم.
بنده در این زمان به رییس‌جمهور نامه‌ای نوشتم و در واقع آشنایی من با آقای «ع.ر» خواهرزاده آقای «م» از همین جا شروع شد و آقای «ع.ر» به من گفت که وی دستور پی‌گیری این نامه را می‌دهد و من در آن نامه تقاضا کردم که اگر آقایان نمی‌خواهند ما کار کنیم به ما بگویند که بیت‌المال هدر نرود و در واقع از سال 88 این خطر را حس کردم که آنها برعلیه ما توطئه می‌کنند.
وی تصریح کرد: مدیرکل صنایع ایران و «ص.م» نماینده مجلس در جریان این کار بود. در واقع در آن زمان 25 میلیارد تومان در حساب آریا بود و کارخانه MDF را ما در همان زمان با نامه‌ای که وزارت اقتصاد نوشته بودند در حال ضربه خوردن بود و باید بگویم که از سال 80 ما کارخانه MDF را پایه‌ریزی کردیم و در زمان دستگیری من، ماشین‌آلاتی که در حال نصب شدن بود، جلویش گرفته شد و آقایان با این کار می‌خواستند به تولید کشور ضربه بزنند.
این متهم با اشاره به این‌که بیان می‌کنم من شرکتی کاغذی ایجاد کردم، در صورتی که من بزرگ‌ترین شرکت MDF دنیا را ایجاد کردم، اظهار کرد: در واقع کارخانه من را آقای «س» مقایسه می‌کند، چرا این موضوع بررسی نمی‌شود؟
خسروی در رابطه با پول‌هایی که بابت خرید ماشین‌آلات خارج شده بود، گفت: باید بیان کنم مگر آقای «ع.ر» مدیرعامل گروه ملی تمام خریدها را کنترل نمی‌کردند؟ ایشان باید بیایند بگویند که خبر نداشتند؟ این درست نیست و باید بگویم که وی در زمینه پول‌ها رییس بخش فولاد بوده و بر این کار نظارت می‌کرده است.
وی با اشاره به این‌که من عین واقعیت را می‌گویم خاطرنشان کرد: در واقع شرکت‌های من کاغذی نبوده و یک میلیون تولید آیا از نظر شما کاغذی است؟
این متهم ادامه داد: گوشتی که کیلویی 8 هزار و 500 به وزارت بازرگانی به فروش می‌رفت چه کسی قراردادش را لغو کرد؟ مگر آقای «غ» یک میلیارد دلار در بانک مرکزی سپرده نگذاشت؟ من در آن زمان با قائم مقام بانک مرکزی رفیق بودم. هم‌چنین آقایانی از کمیسیون امنیت ملی مجلس،قوه قضاییه، کمیسیون برنامه و بودجه همگی باید در دادگاه حاضر شوند و بگویند که چندین بار بنده به آنها اعلام کردم که عده‌ای از من باج می‌خواهند.
خسروی تصریح کرد: آقای «ل» نماینده مجلس چقدر به من تلفن زد؟ چرا پرینت تلفن‌ها را نمی‌گیرید؟ در واقع شما باید بدانید که چه کسی به من زنگ زده است. من به نماینده مجلس یا برعکس؟
وی تاکید کرد: چرا موضوع را امنیتی کردید که کسی جرأت نمی‌کند جلو بیاید؟ چرا این‌قدر محدودیت؟ چرا شما نمی‌گذارید من در تلویزیون مصاحبه کنم؟ در واقع من 10 ماه در بازداشت هستم، آیا این درست است؟
این متهم ادامه داد: یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه امنیتی با من گذاشته و به من پیشنهاد کرد که شرکتی را خارج از کشور دایر کنید، چرا این مسائل را نمی‌گویید؟
خسروی تصریح کرد: یکی از نمایندگان مجلس در دفتر بنده می‌گویند شما چکار کردید که آقای معاون وزیر اقتصاد آزاد است ولی من 10 ماه در زندان هستم. مگر 5 درصد سهام به نام این آقا نبوده است؟
قاضی سراج خطاب به این صحبت خسروی خواستار توضیح شد که وی پاسخ داد: آقای معاون وزیر اقتصاد جزو نفرات هیات موسسه بوده و این را شورای پول و اعتبار تصویب کرده است. در واقع اگر لازم باشد همه آقایان باید بیایند و بگویند که بانک آریا را برای بحث تحریم ایجاد کردیم. جلسه بعد باید این آقایان یا خودشان بگویند، اصلا به بالاترین مسوولان کشور بگویند که ما بودیم دستور این کار را دادیم یا اگر این کار را نکنند من اسامی آنها را می‌گویم و اسامی همه این افراد را با مدارک مستند و دلیل و برهان دارم؛ چرا که شرایط تحریم وجود دارد. در واقع آنها اصلا از من خواستند به دولت کمک کنم.
این متهم در پایان گفت: مگر این انسان‌ها آدم‌های دولتی نیستند؟ مگر آدم‌های تصمیم‌گیر کشور نیستند؟ بیایند و توضیح دهند. امیرخسروی اظهار کرد: آقای خاوری با پورویی تمام به من می‌گوید برای اینکه سقف اعتبارات را بالا ببریم باید به من پول بدهید، این سوال اینجا مطرح می‌شود که آقای خاوری را چه کسانی فراری داده‌اند؟ اگر در جلسه بعد این افراد به دادگاه نیایند و خود را معرفی نکنند، من قطعا نام آنها را فاش خواهم کرد.
وی ادامه داد: آقای “م.ر” از مسولان مجمع تشخیص مصلحت نظام در منزلش، پارک لویزان، دفترش و در خیابان ظفر با من ملاقات و جلسه‌هایی را داشته است. من یک هشداری را در جلسه بعد به این افراد می‌دهم تا خودشان به دادگاه بیایند و همه چیز را بیان کنند.
قاضی سراج گفت: آیا دو هزار و 800 میلیارد تومان از سیستم خارج شده است؟ متهم گفت: چرا وقتی اسم افراد شاخص می‌آید اجازه نمی‌دهید حرف‌مان را تمام کنیم. قاضی گفت: من چنین چیزی نگفته‌ام و وظیفه من فقط تفهیم اتهام است. مه‌آفرید ادامه داد: جرم من افساد فی‌الارض است و باید دلایل آن را بازگو کنم. همچنین من از این مبلغ اطلاعی نداشتم.
این متهم افزود: کسانی که یک میلیارد دلار به من معرفی‌نامه می‌دهند و به من می‌گویند که بروم گوشت وارد کنم و تحریم را دور بزنم کجا هستند؟ قاضی سراج گفت: همه اسامی که شما بیان کردید ممکن است علیه شما ادعاهایی را داشته باشند.
متهم در پاسخ گفت: اشکالی ندارد. متهم ادامه داد: آقای معاون وزیر اقتصاد در امور بانکی و بیمه از وزیر اقتصاد 300 میلیارد تومان معرفی‌نامه برای بانک صنعت و معدن گرفته است و همه این کارها برای این بوده که سهامدار بانک آریا شود.
قاضی سراج گفت: میلیارد یا میلیون؟ متهم پاسخ داد: میلیارد. ما با مبلغ میلیون کاری نداریم.
متهم ادامه داد: من از هفت صبح تا 12 شب کار کردم و اینکه این آقایان خود را اینگونه کنار کشیدند کار خوبی نیست. همچنین به من گفتند که تیم استقلال اهواز سقوط کرده و بیا برای اهواز تیمی خریداری کن. این افراد که این پیشنهادها را به من می‌دادند کجا هستند. همچنین این افراد به من گفتند که فولاد خرمشهر که همه مدارک آن موجود است، بخرم و کار کنم و مشکل لوله اهواز را که بدهکار است برطرف کنم. اگر من این کارها را انجام نمی‌دادم این شرکت کلی به دولت بدهی داشت. همچنین گروه ملی را به اصرار آقایان دولتی خریداری کردم.
فراهانی نماینده دادستان گفت: چه کسی به تو گفت که گروه ملی را خریداری کن؟ متهم پاسخ داد: در جلسه آینده می‌گویم. شما که این همه مدت صبر کرده‌اید، یک هفته دیگر هم صبر کنید.
متهم افزود: در این پرونده هیچ چیز را نمی‌شود از هم منفک کرد و همه چیز به هم ربط دارد. من برای کشورم فعالیت کردم و همه در جریان کارهای من بودند که من چه کارهایی را انجام می‌دهم. مدیرکل صنعت وزارت اطلاعات آقای “ش” با من جلسه گذاشت و گفت ما از همه چیز مطلع هستیم و فعالیت‌های گروه امیرمنصور آریا مشخص است.
وی ادامه داد: من یک روز با رییس کل بانک مرکزی آقای “ب” وقت ملاقات داشتم که آقای “ک” در همان روز به من خبر می‌دهد که LCها بدون مجوز است.
قاضی سراج گفت: آقای “ک” این موضوع را نمی‌دانسته و وقتی بازرسین این موضوع را به او می‌گویند، او گریه می‌کند. متهم با لبخند پاسخ داد: ما هم همه کودک هستیم و اینها را باور می‌کنیم.
مه‌آفرید افزود: بانک مرکزی نامه‌ای به بانک ملی می‌زند و می‌گوید که باید ظرف یک ماه تمام بدهی‌های خود را پرداخت کند. من به آقای “س” گفتم که افرادی از من پول می‌خواهند اما این فرد فقط سرش را تکان داد. من در رابطه با این موضوع به هر مسئولی در این کشور گفتم که از من پولی را می‌خواهند به جای اینکه به من کمک کنند، تنها سرشان را تکان می‌دادند.
مه‌آفرید تصریح کرد: آقای “الف” بیان کردند که چهار ماه دیگر کار گروه امیرمنصور تمام است و زمین می‌‌خورد. آقای “الف” از کجا این موضوع را می‌دانسته، کسی جرات نمی‌کند به گروه آقای “الف” نزدیک شود و همه این حرفها بر این اساس بوده است که یکسری از افراد پشت نظام سنگر گرفته‌اند و به اسم نظام دارند از نظام جمهوری اسلامی ایران سوء استفاده می‌کنند، این افراد به اسم نظام پول می‌گیرند و رشوه می‌دهند و رشوه می‌گیرند.
وی افزود: از کجا اطلاع داشتم که آقای “الف” با آقای خاوری چه ارتباطی داشته، در حالی که وی رابط آقای خاوری در وزارت اطلاعات بوده است. در این قضیه به آقای “الف” می‌گویم که نماینده شما در بانک مرکزی اشکال ایجاد می‌کند و درخواست پول کرده ولی وی تنها به من می‌گوید که ایشان آدم خوبی است. این اطلاعات را آقای حسن سلطانی به من داده است.
قاضی سراج پرسید: چرا «ح.س» فرار کرد؟ متهم پاسخ داد: من ضامن او نیستم.
این متهم افزود: روز جمعه 14/5/90 حکم بازداشت من صادر می‌شود و آقای “ش” کارمند سابق وزارت اطلاعات به من می‌گوید که از کشور خارج شو و من برای احتیاط به آقای مهرگان گفتم که از کشور خارج شود زیرا آقای مهرگان اشتباهی را مرتکب نشده بود. افرادی می‌خواستند که ما فرار کنیم اما من این کار را نکردم و به کشورم افتخار می‌کنم.
قاضی با لبخند گفت: چقدر نیرو داشتی که همه به تو اطلاع‌رسانی می‌کنن؟ متهم افزود: من نیرویی در هیچ جا نداشتم. مه‌آفرید ادامه داد: تمام دوستان من در خارج از کشور مشغول به کار بودند اما من تا سال 86 حتی پاسپورت نداشتم چون به کشورم علاقه‌مند بودم و به آن ایمان داشتم. متهم افزود: آقایانی که در قوه قضاییه هستند اشکالاتی دارند.
قاضی سراج گفت: نام آنها را بگو، شما که نام آقای “الف” را گفتید مابقی را نیز بگویید. متهم بار دیگر تکرار کرد که هفته دیگر همه اسامی را خواهم گفت.
قاضی سراج بیان کرد: هفته دیگری وجود ندارد. امروز همه چیز را باید بگویی و تا شب هر چه می‌خواهی می‌توانی بگویی. در وسط جلسه دادگاه، “الف. ج” با عصبانیت خطاب به مه‌آفرید گفت: امروز اگر حرفی را نگویی، اشتباه می‌کنی. تو را به روح پدرت قسم می‌دهم که همه چیز را بگو. از هیچ چیز نترس و نام تمام افرادی را که می‌شناسی بیان کن.
متهم با خونسردی ادامه داد: این افراد می‌خواستند من از کشور فرار کنم تا آقای خاوری فرار نکند زیرا اگر آقای خاوری در کشور می‌ماند خیلی از سرخط‌ها را می‌توانست روشن کند بنابراین نباید می‌ماند.
در ادامه، غلامعلی ریاحی ـ وکیل مدافع مه‌آفرید امیرخسروی ـ با قرار گرفتن در جایگاه و با درخواست اعطای مهلت برای دفاع از موکلش گفت: چرا آقای «ع.ر» که اولین ال‌سی مساله‌دار را به کمک آقای «ف.ک» گشایش کردند تا به حال محاکمه نشده‌اند و چرا تاکنون کیفرخواست «ع.ر» به دادگاه ارائه نشده است؟
قاضی سراج در این هنگام خطاب به ریاحی گفت: اولا صدای خود را بلند نکنید، ثانیا تمام پرونده در اختیارت بوده و هرچه را در اختیارت بوده امروز در دفاع از موکلت بگو. ریاحی با بیان اینکه آقای قاضی طاقت بیاورید، ادامه داد: شما اجازه فتوکپی گرفتن از محتویات این پرونده را به من ندادید.
قاضی سراج پاسخ داد: کجای قانون نوشته شده که کپی مدارک را باید بدهیم؟
وکیل مدافع مه‌آفرید با بیان اینکه این پرونده 8900 برگ و 24 جلد دارد، گفت: باید اشاره کنم که در روز تحقیقات از خاوری آقای فردمحمدیان، بازپرس شعبه ششم دادسرای اهواز باید آقای خاوری را بازداشت می‌کردند زیرا وزارت اطلاعات قبلا نامه‌ای نوشته بود و خواستار این شده بود که خاوری در اختیارشان قرار بگیرد و ممنوع‌الخروج شود که این کار را انجام نداد.
وی ادامه داد: در 97 برگ قرار مجرمیت، آقای فردمحمدیان نامی از مدیرعامل گروه ملی فولاد که اولین ال‌سی مساله‌دار را که آقای «ع.ر» به کمک آقای «س.ک» تنظیم کرده بود، نیاورده است. باید بگویم که 57 نفر قرار مجرمیتشان صادر شده اما برای آقای «ع.ر» هنوز این امر صورت نگرفته و کیفرخواستش هنوز آماده نیست.
ریاحی افزود: گروه‌های تحقیق در این پرونده شامل دو دسته هستند که یکی اداره اطلاعات خوزستان است که گزارش مفید و جامع و مختصری را ارائه داد و در واقع آنچه که در خوزستان انجام شده، صرفا این بوده که آقای بازپرس به تفهیم اتهام اخلال در نظام اقتصادی که منجر به افساد فی‌الارض در رابطه با آقای مه‌آفرید امیرخسروی می‌شده همت گماشته است.
وی ادامه داد: زمانی که پرونده به تهران منتقل می‌شود، توصیه‌ای صورت می‌گیرد که برای آقای خاوری قرار مجرمیت صادر نشود و همین باعث می‌شود که سه روز بعد وی از کشور خارج شود زیرا اتصالات ایشان خیلی زیاد بوده است و هم به خودش و هم به دیگران آسیب می‌رسانده است.
ریاحی اظهار کرد: محور تحقیقات زمانی که پرونده به تهران می‌آید به گونه‌ای می‌شود که ال‌سی‌ها و خاوری نیز از کشور خارج می‌شوند و باید بگویم که اداره اطلاعات اسامی 17 نفر را آورده از جمله آقای «ع»، «ر»، «ع.ب» و مقامات دیگر که اداره اطلاعات تهران درخواست ممنوع‌الخروج شدن این 17 نفر را داد.
وکیل مدافع مه‌آفرید امیرخسروی در ادامه اظهاراتش اشاره به این موضوع داشت که شیخ‌فضل‌الله نوری هم به عنوان مفسد فی‌الارض به دار آویخته شد.
قاضی سراج در این هنگام خطاب به وی گفت: شما مقایسه نکنید.
ریاحی اظهار کرد: یک عده منتظر هستند تا سر این افراد بالای دار برود تا مقاصدشان پنهان بماند.
وی با اشاره به گزارشات جهرمی اظهار کرد: آقای جهرمی در این باره تلاش داشته‌اند تا از گروه متهمان خارج شوند و به گروه شاکیان پرونده ورود پیدا کنند و بیان کردند که مدیران اصلی بانک صادرات جلسه‌ای داشته‌اند که آقایان «ب.ب» و «ش» در آن حضور پیدا می‌کنند و مطالبات بانک صادرات از گروه آریا که 1900 میلیارد تومان عنوان می‌شود و چکی به همین مبلغ صادر می‌شود و تا 10 درصد از مطالبات بانک صادرات را پیش‌پرداخت می‌کند.
ریاحی گفت: باور نمی‌کنم آقای «س.ک» بدون چراغ سبز از بالایی‌ها توانسته باشد 2000 میلیارد تومان ال‌سی را بدون مجوز دریافت کند.
وی افزود: با بررسی سه بانک که بیشترین دخالت را در تنزیل ال‌سی‌ها داشتند، بحث اخلال در نظام بانکی مورد تایید قرار نگرفته است.
ریاحی گفت: وزیر اقتصاد در مجلس شورای اسلامی عنوان کرده است که این پدرسوخته (مه‌آفرید) که به این صورت در زندان بوده، با وزرا نشست نداشته بلکه با وکلا می‌نشسته در حالی که این مرد، مرد اقتصادی سال و مرد سازندگی بوده است.
وی مدعی شد: بهمنی می‌دانست چه واحدهایی توسط موکل من ایجاد شده و اداره می‌شود و چه تعداد پرسنل حقوقی دارد. حتی او می‌دانسته موکل من شرکت ورشکسته‌ شده‌ای را تحت اختیار گرفته و به آن شرکت پول تزریق کرده و آن شرکت به فعالیت‌های خود ادامه داده است.
ریاحی ادامه داد: وقتی مه‌آفرید پول، سرمایه، مواد اولیه و عوامل تولید را به کار می‌اندازد، در حالی که همه اینها برای فعالیت کارخانه است و وزیر نمی‌تواند این موضوع را انکار کند، ناراحت است که همه سکوت کرده‌اند و کسی حرفی نمی‌زند.
وی با بیان اینکه کار مه‌آفرید به جایی رسیده بود که به عنوان کارآفرین نمونه پیش مقامات ارشد نظام برود، گفت: حمایت‌ها از وی بی‌دلیل نبوده است و این جریان نیاز به آسیب‌شناسی دارد و باید ببینید که این شبکه اختاپوسی از بین نمی‌رود. همچنین در جریان واگذاری ال‌سی‌ها آنقدر کارها آسان گرفته شد تا هرکسی بتواند از این حصار به راحتی عبور کند.
ریاحی با بیان اینکه مه‌آفرید برای حفظ موقعیت خود در چرخه تولید ناچار به رشوه دادن بود، اظهار کرد: قبل از او هم شهرام جزایری و دیگران بودند. مقررات شبکه بانکی، اجرای قوانین و نظارت این شبکه مشکل دارد.