تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۸۴۳
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم

دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
دگرگونی عنصری ذاتی در قدرت و سیاست بین‌المللی است. قدرت در تمامی سطوح به طور پیوسته رنگ دگرگونی به خود می‌گیرد.
در مواردی دگرگونی‌های قدرت، سریع و پرشتاب و در مواردی کند و تدریجی است. جهان بعد از جنگ سرد در دو دهه گذشته شاهد دگرگونی‌های فراوان در حوزه‌ها و مناطق مختلف بوده، ولی در کمتر حوزه و منطقه‌ای، دگرگونی‌های قدرت مانند خاورمیانه فراز و فرود داشته است.
خاورمیانه پساجنگ سرد، انبانی از منازعات، جنگ‌ها و دگرگونی‌های قدرت را به خود دیده که بی تردید وضعیت خاورمیانه را در مقایسه با سایر نقاط دیگر متفاوت می‌کند. از بیداری اسلامی و بهار عربی در دوسال گذشته گرفته تا برجسته‌تر شدن شکاف‌های هویتی در درون برخی از کشورها و برآمدن قدرت‌ها و نقش‌های جدید آنها و همچنین بازیگری قدرت‌های فرامنطقه‌ای، خاورمیانه زنجیره‌ای از زلزله‌های سیاسی به خود دیده است.
چگونه می‌توان دگرگونی‌ها و پی‌آمدهای ناشی از تحولات خاورمیانه در دوران جدید را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟
پاسخ به این سئوال را باید با مروری برگذشته و البته به صورت گذرا آغاز کرد. در دوران جنگ سرد، هر آنچه که در خاورمیانه می‌گذشت، با سرپوش رقابت شرق و غرب و تنش آمریکا و شوروی پیوند می‌خورد و این پیوند که به صورت مصنوعی خاورمیانه را به اروپا تحمیل کرد.
طرفدار و وابسته به دو اردوگاه نمایان می‌‌کرد، هزینه‌های جبران‌ناپذیری بر مردم این منطقه تحمیل کرد.
غرب با تحمیل رژیم‌های اقتداگرا، درصدد تأمین خواسته‌های استراتژیک خود بود و شرق در پی به حکومت رساندن اقتدارگرایانی از نوع دیگر و کاهش نفوذ رقیب بود. فروپاشی تدریجی نظام دوقطبی و فروپاشی نهایی آن دهه پیش آغازی برای ظهور خاورمیانه بودکه در آن بازیگران کهن نقش جدیدی یافتند و بازیگران جدیدی در صحنه نمایان شدند.
این دو دهه را که دست کم پنج جنگ و درگیری نظامی را به همراه داشته، می‌توان عصر دگرگونی و شکاف نامید. شکاف‌های گسترده‌ای در خاورمیانه پدید آمده‌اند و این شکاف‌ها ماهیت نوینی به این منطقه بخشیده‌اند. شکاف‌هایی که به دگرگونی در خاورمیانه منجر شد، از طبیعت و سطوح مختلفی برخوردارند.
از زاویه‌ای، این شکاف‌ها به شکاف‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی قابل تقسیم‌اند. بدین معنی که جوامع خاورمیانه‌ای، با تنوعی از شکاف‌های داخلی در قالب شکاف بین نسل قدیم و نسل جدید، شکاف بین حکمرانان و حکومت‌شوندگان، شکاف بین خواسته‌های اقتصادی و اجتماعی، واقعیت‌های سخت زندگی روزمره و شکاف بین گروه‌های مختلف اجتماعی روبرو هستند.
در سطح منطقه‌ای، شکاف بین قدرت‌های منطقه‌ای، شکاف بین الگوهای نظم منطقه‌ای و شکاف بین بازیگران دولت‌محور و بازیگران غیرحکومتی دگرگونی‌های خاص خود را به همراه داشته است. در سطح بین‌المللی، می‌توان به شکاف بین قدرت‌های فرامنطقه‌ای از نظر میزان تأثیرگذاری بر منطقه، شکاف بین حمایت‌های سنتی بین‌المللی و حمایت‌های نوین بین‌المللی و همچنین شکاف بین خاورمیانه با سایر مناطق جهان اشاره کرد.‏
اما از سوی دیگر، شکاف‌های شناختی و برداشتی و برآمدن روایت‌های نوین از هویت نیز جلب توجه می‌کند. شناخت بازیگران بومی، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و سطح شناخت از خود و دیگران، آنچنان شکاف‌آمیز است که در کمتر زمانی چنین شرایط مشابهی را می‌توان یافت.
این شکاف‌های شناختی، هویتی و روایی را باید در کنار چندپارگی‌ها و شکاف‌های جغرافیایی و سیاسی خاورمیانه قرار داد. پاره‌های جغرافیایی خاورمیانه نظیر شیخ‌نشین‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس و منطقه شامات و هلال خصیب، به همراه شکاف‌های کلاسیک در داری و نداری و فاصله فقیر و غنی، شکاف‌های نوینی را در قرائت خود از منطقه به نمایش می‌گذارند.
هرکدام از شکاف‌هایی که ذکر شدند، با خود دگرگونی‌ها و پویایی‌ها را به خاورمیانه تزریق می‌کند و جمع کیفی تمامی آنها و سایر شکاف‌هایی که مورد بحث قرار نگرفتند، خاورمیانه را به منطقه‌ای پرتضاد، پرکشش و تا حدود زیادی عصبی تبدیل کرده‌اند.
پی‌آمدهای این شرایط، چند لایه و پیچیده هستند، از شماره‌های آینده این شکاف‌ها و اثرات آنها مورد مداقه قرار خواهند گرفت.