تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۰۵۳

محمد‌مهدی راسخ
«اگر بخواهیم انسان خوبی باشیم، ناگزیر باید آینده‌پژوه باشیم» این جمله‌ای از «جیمز ایگلوی» جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز معروف است که در توصیف آینده‌پژوهی نگاشته شده است. اما آینده‌پژوهی چیست؟ و چه ارتباطی میان خوب بودن و آینده‌پژوهی وجود دارد؟ پژوهش یا تحقیق، یک روند فعالانه، هوشیارانه و روشمند برای کشف، تعبیر و بازنگری پدیده‌ها، رخدادها، رفتارها و فرضیه‌هاست. پژوهش همچنین برای استفاده از پدیده‌های موجود برای دست یافتن به راهکارهای عملی و فناوری‌ها به کار می‌رود. پژوهش دو بعد دارد. اول «یافت پرسش پژوهش» و دیگر «پاسخ دادن به آن». آینده‌پژوهی نیز مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که با استفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر یا ثبات، به تجسم آینده‌های بالقوه و برنامه‌ریزی برای آنها می‌پردازد.
آینده‌پژوهی منعکس می‌کند که چگونه از دل تغییرات «امروز»، واقعیت «فردا» تولد می‌یابد. امروزه تغییرات با سرعت زیاد به وقوع می‌پیوندند. تغییرات فناوری و متعاقبا تغییر در دیگر جنبه‌های زندگی، افزایش روزافزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکززدایی جوامع و نهادهای موجود که به دلیل گسترش فناوری اطلاعات شتاب بیشتری یافته ‌است، تمایل روزافزون به جهانی شدن به همراه حفظ ویژگی‌های ملی، قومی و فرهنگی و بسیاری عوامل دیگر، لزوم درک بهتراز «تغییرات» و «آینده» را برای دولت‌ها، کسب و کارها، سازمان‌ها و مردم ایجاب می‌کند.آینده، اساسا قرین به عدم قطعیت است. با این همه آثار و رگه‌هایی از اطلاعات و واقعیات که ریشه در گذشته و حال دارند، می‌توانند رهنمون ما به آینده باشند.
عدم قطعیت نهفته در آینده برای بعضی، توجیه‌کننده عدم دوراندیشی آنان است و برای عده‌ای دیگر منبعی گرانبها از فرصت‌ها. اما پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان آینده‌پژوه بود؟ چگونه می‌توان آینده را تحلیل کرد و چگونه می‌توان فرصت‌های آینده را شناخت؟ چنین پرسش‌هایی باعث شد تا مراکز تجزیه و تحلیل رویدادها و مراکز بررسی و مطالعه فرصت‌ها به وجود آید. انسان می‌خواهد آینده را در مشت بگیرد و در این زمینه هیچ ابزاری، کارآیی تحلیل و مطالعه فرصت‌های آینده را ندارد.
اتاق فکر
از نخستین سالهای سده بیستم میلادی، چالش‌های اقتصاد صنعتی و روابط پیچیده در امور بازرگانی و تحولات نوین در عرصه‌های سیاست خارجی، موجب شد دولت‌ها به این واقعیت پی ببرند که به دانش روز و اطلاعات علمی و دقیقی در زمینه‌های مختلف نیاز دارند.
بدین‌ترتیب، در ایالات متحده آمریکا و همچنین در اروپا موج اقدام برای تشکیل مراکز تخصصی تحقیقاتی و فکری برای تربیت کارشناس‌های خبره و تحقیقات ویژه برای یافتن راه حل‌های مورد نیاز به راه افتاد. مدتی بعد یعنی درجنگ جهانی دوم و به منظور مدیریت مسائل جنگ و انسجام و به‌کارگیری ایده‌های خلاق ونوآور، اتاقهای فکر به‌وجود آمد. زایش ایده‌های جدید وخلاقانه، پس از جنگ نیز به همه مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تسری پیدا کرد. پیش از جنگ نیز مراکز و نهادهای مختلفی در کشورهای مختلف دنیا و در قالب اتاق فکر فعالیت می‌کردند؛ به‌عنوان مثال می‌توان از مؤسسه خدمات سلطنتی در زمینه مطالعات نظامی انگلستان، جامعه فابیان انگلستان، موسسه پژوهش‌های اقتصادی هامبورگ آلمان نام برد. شورای روابط خارجی و مؤسسه بروکینگز نیز در آمریکا فعالیت می‌کردند.
پس از سالهای ۱۹۶۰ ، عبارت اتاق فکر توسط آمریکایی‌ها مطرح وفراگیر شد. آنها با این هدف که پلی میان قدرت و دانش ایجاد کنند، به اتاق فکر روی آوردند. اتاق‌های فکر ساختارهای مناسبی برای به کارگیری فکر، ایده، علم و دانش برای خدمت به قدرت بودند. اتاق فکر نهادهایی دور از عرصه‌های اجرایی بودند که سیاستگذاران، مدیران و رهبران را درفرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری قبل از وقوع مسأله، در حین مواجهه، زمان خلق گزینه‌ها و راهکارها، موقع تصمیم‌گیری و بعد از آن در برخورد با پیامدها همراهی می‌کردند. اولین اتاق فکر حرفهای و ساخت‌یافته جهان «اندیشگاه رند» است که در سال ۱۹۴۸ در حوزه مسائل امنیتی - نظامی تأسیس شد و در ابتدا به خدمات‌دهی فکری به نیروی هوایی ایالات متحده می‌پرداخت.
این اندیشگاه بعد از مدتی از وزارت دفاع خارج شد و به‌عنوان یک نهاد غیردولتی شروع به فعالیت کرد و اکنون یک نهاد غیردولتی است و دولت از آن حمایت می‌کند. اندیشگاه رند را مادر اندیشگاه‌های جهان نامیده‌اند. نخبگان اقتصادی، سیاسی، و فنی آمریکا از قبیل برندگان نوبل اقتصاد مانند جان نش و کنث آرو، سیاستمداران معروف مانند دونالد رامسفلد (رئیس اندیشگاه رند در دهه ۸۰ ) و کاندولیزا رایس (عضو هیات امنا)، با این اتاق فکر همکاری نزدیک دارند. کشورهای آسیایی نیز تقریبا پس از جنگ جهانی دوم بود که کم و بیش به تأسیس چنین نهادهایی پرداختند. کشور ژاپن در این میان از دیگر کشورهای آسیایی پیشگام‌تر بوده است.
به هر حال می‌توان گفت که رویکرد خاص به ایجاد اتاق‌های فکر در کشورهای آسیایی، در دهه ۱۹۷۰ به وقوع پیوسته است. بر اساس مطالعات مؤسسه ملی پیشرفت‌های پژوهش ژاپن- نیر در حال حاضر در حدود ۳۲۰ اندیشگاه درسراسر جهان مشغول به کار هستند که بیش از یک سوم ‌آنها متعلق به ایالات متحده آمریکاست. امروزه اتاق‌های فکر گسترش خوبی داشته‌اند و در قالب‌های مختلف و با عناوین متفاوتی فعالیت می‌کنند. اسامی همچون مرکز مطالعه وپژوهش، مؤسسه، بنیاد، باشگاه اندیشه، مرکز مطالعات استراتژیک، اندیشکده، اتاق فکر، کارخانه مغز، مراکز سیاست‌گذاری و دیگر اسامی که با مراجعه به‌ فرآیند فعالیت‌های آنان می‌توان دریافت که در قالب اتاق فکر عمل می‌کنند.
رابطه میان پژوهش و آینده سازمان
اتاق فکر گاهی یک گروه کوچک چند نفره است که دائما و مستقیما به رئیس یک مؤسسه، دانشگاه، صنعت یا شرکت، خدمات فکری ارائه میدهد. گاهی در هیأت یک دفتر مطالعات استراتژیک ظاهر می‌شود تا یک وزارتخانه یا بخش حساسی از یک وزارتخانه را پشتیبانی فکری کند و نیز گاهی به شکل یک مؤسسه مطالعات استراتژیک و در سطح ملی فعالیت می‌کند. اتاق‌های فکر با تکیه بر روشهای مختلف کمی و کیفی تولید فکر و ایده می‌کنند و آن را به مسئولان و تصمیم‌گیران پیشنهاد می‌کنند. اتاق‌های فکر فرصت‌ها و چالش‌ها را باز می‌شناسند و در این راستا و با هدف ترویج و درگیر کردن فرماندهان، دولت‌مردان، و مدیران، انواع مختلف همایش‌ها و کارگاه‌های آموزشی با حضوردانشوران و سیاست‌گذاران برگزار می‌کنند. علاوه بر این هر اتاق فکر با توجه به زمینه‌های کاری خویش، دائما سیاست‌های دیگر ملتها را می‌کاود و پس از انجام مطالعات ترازیابی، سیاست‌گذاری‌های کلان ملی و سازمانی مناسب برای شرایط بومی را ارائه می‌دهد.
تعاریف بیان شده برای اتاق‌های فکر، با وجود آنکه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؛ اما نکات مشترک بسیاری نیز در خود جای داده‌اند. در همه تعاریف تلاش می‌شود تا اتاق فکر، سازمانی تصویر شود که با تکیه بر جمع‌اندیشی و کار گروهی، همواره به دنبال سیاست‌های دست‌اول، پرمایه و کارساز است. سازمانی که ضمن انجام مطالعات ترازیابی و پایش روندها، سیاست‌های بومی و ملی و معطوف به عمل برای کشور یا سازمان خود ارائه می‌دهد. اتاق‌های فکر در تلاش هستند تا آینده ممکن، آینده باورکردنی، آینده محتمل و آینده مطلوب (چشم‌انداز) را به سازمان متبوع خود معرفی کنند.