صادق زیباکلام
هیچکس بهدرستی نمیداند که هدف شورایعالی انقلاب فرهنگی به همراه وزارت علوم از تفکیک جنسیتی در دانشگاهها چیست؟ ای بسا خود آنان هم نمیدانند که هدفشان چیست و چرا میخواهند این کار را انجام دهند؟ به جز یکسری حرفهای کلی در زمینه اخلاق، کرامت انسانی، تعهد، توسعه با حفظ ارزشها و کرامتهای ایرانی، اسلامی و اسلامی- ایرانی، و در جملهبندی عین همین عبارت تکرار میشود اما بهجای توسعه، لغت پیشرفت میآید و در جملهبندی بهجای پیشرفت، رشد علمی مینشیند و قسعلیهذا. از لفاظی، عبارتپردازی و کلیگویی که بگذریم، اصولگرایان یک دلیل منطقی و واقعبینانه نتوانستهاند بیاورند که چرا میخواهند در دانشگاهها تفکیک جنسیتی برقرار نمایند.
عقلاً و منطقاً انسان تصور میکند که در نتیجه یک یا مجموعهای از ناملایمات و ناهنجاریهایی که به وجود آمده، اصولگرایان مصمم شدهاند که با تفکیک جنسیتی در دانشگاهها در مقام مواجهه با آن ناملایمات برآیند. فیالمثل معلوم شده که گسترش روابط آزاد میان دختر و پسر در جامعه امروز ایران ریشه در اختلاط جنسیتی در دانشگاهها دارد و اگر در دانشگاهها تفکیک جنسیتی صورت گیرد، در سطح جامعه هم روند رو به گسترش روابط آزاد دختران و پسران کاهش مییابد. آیا بهراستی این چنین است؟ دانشجوی سال اول رشته جامعهشناسی هم قادر است به ما بگوید که گسترش روابط آزاد میان دختران و پسران در جامعه ما هیچ ارتباطی به تفکیک یا اختلاط جنسیتی در دانشگاه ندارد.
چرا که در دهههای ۱۳۶۰ یا ۱۳۷۰ در دانشگاهها دختر و پسر در کنار یکدیگر بودند و در عین حال روابط آزاد میان دختر و پسر در سطح جامعه بسیار محدود بود و اساساً قابل مقایسه با آنچه که امروز است نبود. اگر گسترش روابط دختر و پسر ریشه در اختلاط آنان در دانشگاهها میداشت آنگونه که برخی اصولگرایان استدلال میکنند و میاندیشند در آنصورت در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ هم ما باید شاهد روابط آزاد دختر و پسر در جامعهمان میبودیم. در حالیکه اینگونه نبود.
ممکن است تصور کنیم که اساساً انگیزه و دلیل یا دلایل اصولگرایان برای تفکیک جنسیتی در دانشگاهها ارتباطی با مسائل جنسیتی پیدا نمیکند و هدف آنان تحقق اهداف آکادمیک و علمی است. آیا مطالعات و پژوهشهایی صورت گرفته حکایت از آن میکند که اگر در دانشگاهها دختران و پسران جدا از یکدیگر درس بخوانند بر کیفیت تحصیلیشان افزوده میشود؟ آیا مطالعات و بررسیهایی صورت گرفته و حکایت از آن میکند که در نهادهایی که تکجنسیتی هستند درس خواندن و فعالیتهای آکادمیک بالاتر قرار میگیرند؟
پاسخ این هم منفی است. نه دانشگاه الزهرا که مختص دختران است و نه دانشگاه امام صادق(ع) که مختص پسران است شقالقمر کردهاند و نه یک سروگردن از دانشگاههای مختلط مثل دانشگاه تهران یا پلیتکنیک بالاتر رفتهاند. ممکن است تصور نماییم که بالا رفتن نرخ طلاق و متقابلاً پایین آمدن نرخ ازدواج به اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها ارتباط پیدا میکند که پاسخ این هم منفی است. ۲۰ سال پیش که نرخ طلاق در جامعه ما خیلی بالا نبود، دختر و پسر در دانشگاه با هم درس میخواندند.
امروز هم که این نرخ بالا رفته همچنان دختر و پسر در دانشگاه با هم مختلطند. آیا میتوانیم بالا رفتن نرخ طلاق را متوجه اختلاط دختر و پسر در دانشگاه بدانیم؟ آیا اوضاع کنونی حجاب در جامعه ممکن است ریشه در اختلاط دختران و پسران در دانشگاهها داشته باشد؟ پاسخ این هم منفی است. ۲۰ سال پیش یا ۳۰ سال قبل که وضع حجاب در جامعه بسیار مناسبتر بود، دختر و پسر در دانشگاهها، مختلط بودند. به بیان سادهتر، هر زمینهای را که انسان مینگرد اعم از اخلاقی، اجتماعی یا آکادمیک میبیند که اختلاط دانشجویان در دانشگاه روی آن تأثیری نداشته. بنابراین میرسیم باز به همان پرسشی که در ابتدای یادداشت مطرح کردیم.
هیچکس به درستی نمیداند که هدف و مقصود شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم از تفکیک جنسیتی چیست؟ میماند انگیزههای سیاسی. فیالواقع اصولگرایان به فکر «سلامت جامعه» هستند؛ به فکر کاهش روابط آزاد دختر و پسر در سطح جامعه هستند؛ به فکر بالا رفتن سن ازدواج در جامعه هستند؛ به فکر بالا رفتن میزان طلاق در جامعه هستند و برای تحقق این اهداف چاره را در این دیدهاند که به تفکیک جنسیتی در دانشگاهها بزنند. در عین حال یک انگیزه سیاسی دیگر هم به ذهن انسان میرسد. شاید برخی اصولگرایان تصور میکنند که با برقراری تفکیک جنسیتی در دانشگاهها آنان قادر خواهند بود کنترل بیشتری در دانشگاهها داشته باشند.
به رغم اینها تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و به رغم آنکه از نظر عملی و اجرایی این عمل هزینههای زیادی برای آموزش عالی کشور دربر خواهد داشت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم مصمم شدهاند تا این سیاست را در دانشگاهها عملی سازند. جالب است که دولت دهم از یکسو در امور دیگر دم از تساهل و تسامح میزند، آنقدر که فریاد اعتراض و انتقاد برخی از اصولگرایان را برانگیخته. اما در عین حال از سویی دیگر تفکیک جنسیتی در دانشگاهها را به راه انداخته. انسان بهراستی از این کار در شگفت میماند.