تاریخچه و روند شکلگیری سازمان همکاری شانگهای
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تغییرات عمدهای در ژئوپولتیک مرزی میان این کشور و چین به وجود آمد و بخشی از 000/7 کیلومتر مرز مشترک میان دو کشور تبدیل به مرزی مشترک میان چین و قزاقستان (1533 کیلومتر) چین و تاجیکستان (414 کیلومتر) چین و قرقیزستان (858 کیلومتر) گردید. از منظر تاریخی مرزهای جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی محل مناقشات گسترده و طولانی میان دو کشور بوده است. از مهمترین دلایل تخاصم و درگیری این دو کشور اختلاف مرزی بر سر مالکیت جزیره جینبائو بود که در سال 1969 منجر به درگیری نظامی میان طرفین گردید، نهایتاً در سال 1991 با پذیرش حاکمیت چین بر این جزیره حل گردید. (زاهدی انارکی، 1385، ص 54)
نگاهی به سیاست خارجی چین در دهه 80 حاکی از آن است که این کشور رویکرد جدیدی را در سیاست خارجی خود اعمال نموده است. چین در اجرای سیاست خارجی مستقل مبتنی بر صلح خود و در ابتدای جهش اقتصادی خود نیازمند حضوری مؤثر و افزایش تعامل در مسائل منطقهای و بینالملل بود. تا از این رهگذر بتواند مسیر توسعه اقتصادی خود را از طریق تجارت بینالمللی هموار نماید.
همزمان با فروپاشی شوروی و پایان رقابت ایدئولوژیک در نظام دو قطبی، فضای مناسب برای پیگیری و تداوم سیاست خارجی چین حاصل گردید.1 (همان ص 55)
در آوریل 1996 روسای جمهور روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، چین برای نخستین بار در شهر شانگهای با یکدیگر ملاقات و قراردادی را تحت عنوان «توافقنامه اعتمادسازی در مناطق مرزی» به امضا رساندند که به موجب آن، دول مذکور متعهد شدند محدودیتهائی را در استقرار نیروی نظامی در یک منطقه غیرنظامی مرز به طول 100 کیلومتر (62 مایل) اعمال نمایند. (کاظمی 1385، ص 94)
براساس این قرارداد کشورهای فوقالذکر اعلام نمودند که نیروهای نظامی مستقر در طول مرزهای مشترک نبایستی به عنوان ابرازی برای تهدید کشورهای امضاکننده قرارداد به کار برده شوند. بلکه این نیروها وسیلهای در جهت ثبات و تأمین امنیت در مناطق مرزی خواهند بود. (زاهدی انارکی، همان ص 5)
از آنجا که توافقنامه مذکور در شانگهای منعقد شده بود. پنج کشور مذکور به نام کشورهای عضو «شانگهای پنج» معروف شدند که ابتکار تشکیل گروه شانگهای 5 توسط چین مطرح گردید. (اخوان کاظمی، همان ص 94)
در آوریل سال 1997 سران کشورهای یاد شده در مسکو قرارداد کاهش متقابل نیروهای نظامی در مرزها را امضا نمودند. این دو نشست که برای ایجاد امنیت و اعتماد در منطقه برگزار گردید به تدریج از همکارهای امنیتی و نظامی به همکاریهای اقتصادی، بازرگانی، تجاری و فرهنگی تسری پیدا نمود و به این ترتیب سنگ بنای اولیه مکانیسم شانگهای که بعدها به سازمان همکاری شانگهای معروف گردید، پیریزی گردید.
در سال 1998 سومین اجلاس شانگهای 5 در آلماآتی تشکیل در خصوص موضوعات امنیتی و همکاری متقابل بحث شد بیانیه بیشککدر سال 1999 در اجلاس چهارم کشورهای شانگهای 5 منتشر و در این نشست سران کشورهای عضو علاوه بر موضوع امنیت و همکاریهای منطقهای، اوضاع بینالمللی را نیز مورد بحث و تبادلنظر قرار دادند. در نوامبر همان سال نخستین جلسه مشترک مسئولین بخشهای امنیتی و پلیس کشورهای عضو در شهر آستانه برگزار و در طی آن روابط نظامی مشترک و گسترش همکاری مشترک مورد بررسی قرار گرفت. در همان سال نخستین جلسه وزرای امور خارجه کشورهای عضو در شهر دوشنبه برگزار و در رابطه با اجرای مکانیزم شانگهای 5 تمهیدات نهایی اعمال گردید.
اجلاس پنج سران سازمان نیز در سال 2000 در شهر دوشنبه تاجیکستان برگزار و منافع مشترک، همکاریهای منطقهای و موضوعات بینالمللی مورد بررسی قرار گرفت. در این نشست رئیسجمهور ازبکستان به عنوان ناظر حضور داشت.
در ژوئن 2001 همزمان با نشست سران کشورهای چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان ورود ازبکستان به گروه شانگهای 5 پذیرفته و تأسیس سازمان همکاری شانگهای رسما اعلام و بیانیه تأسیس سازمان منتشر گردید. بدینترتیب sco با مشارکت دو ابرقدرت چین و روسیه و 4 کشور آسیای مرکزی (قرقیزستان، تاجیکستان، قزاقستان، ازبکستان) به عنوان یک سازمان بینالمللی پا به عرصه وجود گذاشت و تا کنون چهار کشور ایران، پاکستان، مغولستان و هند به عنوان اعضای ناظر پذیرفته شدهاند. همچنین در ژوئن 2002 سران کشورهای عضو sco در سنت پطرزبورگ منشور این سازمان را به امضا رساندند که در آن اهداف، اصول، ساختار و نحوۀ اقدامات و همکاریها و گرایشات در حوزۀ روابط خارجی sco تشریح شده است. با تصویب این منشور، sco رسما از لحاظ حقوق بینالملل در زمره سازمانهای ساخته شده و رسمی بینالمللی قرار گرفت. (اخوان کاظمی، ص 95)
ساختار سازمان همکاری شانگهای
1. شورای سران کشورهای عضو: این شورا عالیترین ارگان sco محسوب میشود. مهمترین وظایف آن عبارتند از:
- تعیین اولویتها و جهتگیریهای اساسی در فعالیتهای sco
- مشخص نمودن مهمترین مسائل ساختاری و عملیاتی در داخل sco
- تصمیمگیری در زمینه اصول همکاریهای سازمان با سایر کشورها و یا سازمانهای بینالمللی.
- بررسی مسائل مهم بینالمللی.
شورای سران کشورهای عضو بطور مرتب هر سال یک بار به ترتیب در کشورهای عضو و براساس حروف اول نام این کشورها در الفبای روسی برگزار میشود. کشور میزبان، ریاست دورهای این شورا را برعهده میگیرد.
2. شورای نخستوزیران: وظایف این شورا عبارتند از:
- تنظیم بودجه سازمان
- بررسی و تعیین مهمترین حوزههای همکاری در زمینههای خاص در چهارچوب سازمان به ویژه در زمینههای اقتصادی، نشستهای این شورا نیز به طور مرتب هر سال یک بار برگزار میشود.
3. شورای وزرای خارجه: مهمترین وظایف شورا عبارتند از:
- مطالعه و بررسی عمدهترین مسائل مربوط به فعالیتهای جاری سازمان، به ویژه فراهم کردن مقدمات نشست سران کشورهای عضو.
- اجرای تصمیمات متخذه.
- مشورت در مسائل بینالمللی.
- نشست شورای وزرای خارجه هر سال یک بار، یک ماه قبل از برگزاری شورای سران تشکیل میشود، وزیر خارجه کشور میزبان نشست سران، ریاست شورای وزرای خارجه را برعهده میگیرد و در عین حال هدایت روابط خارجی سازمان را در طول سال عهدهدار میشود.
4. کنفرانس روسای آژانسها: مهمترین وظیفه این کنفرانس مطالعه و حل مسائل خاص مربوط به همکاری در حوزههای تخصصی میباشد بدین ترتیب دادستانهای کل، وزرای دفاع، اقتصاد، تجارت، حملونقل، فرهنگ، امنیت و روسای آژانسهای امور اضطراری و کمکرسانی در حوادث و بلایای غیرمترقبه کشورهای عضو به طور مرتب نشستهایی را با یکدیگر برگزار میکنند.
5. شورای هماهنگکنندگان ملی: این شورا یک ارگان هماهنگکننده و مدیریتی سازمان است که فعالیتهای جاری و معمول را تنظیم و هدایت میکند و سالیانه حداقل سه بار تشکیل جلسه میدهد، رئیس آن مسئول هماهنگکننده ملی در کشور میزبان شورای سران میباشد.
6. دبیرخانه: دبیرخانه ارگان دائمی و اجرایی محسوب میشود، مقر آن در پکن و بخش اعظم بودجه آن توسط چین تأمین میشود. مهمترین وظایف دبیرخانه عبارتند از:
- فراهم کردن حمایتهای سازمانی و فنی
- شرکت در بررسی، مطالعه و اجرای اسناد سازمان و ارائه پیشنهادات برای تصمیمگیری درخصوص بودجه سالیانه دبیر اجرایی توسط شورای سران کشورهای عضو تعیین میگردد، کشورهای عضو هر کدام به ترتیب و براساس حروف الفبای روسی به مدت 3 سال مسئولیت دبیر اجرایی را برعهده میگیرند.
7. مرکز و ساختار منطقهای ضدتروریسم (RATS)
این تشکیلات نیز یکی از ارگانهای دائمی سازمان محسوب میشود که در سال 2002 تأسیس شد، مقر آن در تاشکند پایتخت ازبکستان است، مهمترین وظیفه این ساختار ایجاد هماهنگی در مقابله با تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی میباشد، این مرکز دربرگیرنده شورا و کمیته اجرایی است، شورا وظیفه تصمیمگیری و رهبری آن را برعهده دارد و از مقامات ارشد کشورهای عضو تشکیل شده است و کمیته اجرایی بدنه اجرایی آن محسوب میشود و رئیس آن توسط شورای سران تعیین میگردد. (همان، ص 95 – 97)
بررسی و برگزاری همایشهای بینالمللی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارتباط با سازمانهای دیگر بینالملل از دیگر وظایف این مرکز است. از موارد قابل توجه در ارتباط با پروسه تصمیمگیری سازمان همکار شانگهای این است که هر عضو یک رای دارد، نکته مهم دیگر آن است که هر چند دلایل امنیتی و سیاسی در ابتدا باعث به وجود آمدن سازمان شانگهای بود، ولی دلایل فرهنگی و اقتصادی میتواند استمرار آن را تحتالشعاع قرار دهد. (مرادی، 1385، ص 29)
اهداف سازمان همکاری شانگهای
براساس منشور سازمان و بیانیه تشکیل آن، اهداف اصلی این سازمان عبارتند از:
- تقویت اعتماد متقابل، حسن همجواری و دوستی فی ما بین کشورهای عضو.
- گسترش همکاری مؤثر در مسائل سیاسی، اقتصادی و تجارت، علوم فنّاوری، فرهنگ و تربیت، انرژی، حملونقل، حفاظت از محیط زیست و سایر زمینهها.
- همکاری در زمینه حفظ صلح، امنیت و ثبات در منطقه.
همچنین در منشور و بیانیه تشکیل سازمان کشورهای عضو در حوزه روابط متقابل و سیاست خارجی خود را ملزم به پیروی از اصول اساسی زیر دانستهاند:
- پایبندی به اهداف، اصول منشور سازمان ملل متحد.
- احترام به استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای عضو.
- عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
- عدم توسل یا تهدید به زور در روابط متقابل.
- اصل مساوات فیمابین دول عضو.
کشورهای عضو به تدریج از اعتمادسازی متقابل، به طرف همکاریهای گستردهتر در حوزههای متنوعی گرایش پیدا کردهاند، در حال حاضر همکاریهای ما بین کشورهای عضو در زمینههای مختلفی از جمله امنیت، اقتصاد، حملونقل، فرهنگ، کمکرسانی در حوادث و همکاریهای حقوقی انجام میشود. با این وجود مسائل امنیتی و اقتصادی مهمترین زمینههای همکاری بین اعضای سازمان را تشکیل میدهند.
مهمترین هدف اولیه سازمان مقابله با «سه نیروی شیطانی» یعنی تروریسم، جداییطلبی و افراطگری اعلام شده است، در 15 ژوئن 2001 یعنی همان روزی که سازمان موجودیت پیدا کرد، «کنوانسیون شانگهای علیه تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی» نیز به امضا کشورهای عضو رسید و شاید برای نخستین بار در عرضه بینالملل واژه تروریسم، جداییطلبی و افراطیگری به شکلی نسبتاً صریح مورد تعریف قرار گرفت. اصل ضدیت با جداییطلبی که یکی از اصول سهگانه مهم سازمان محسوب میشود، برای کشورهای عضو از جاذبه زیادی برخوردار است، بر همین اساس اعضای سازمان در عمل سرکوب گروههای مخالف دولتی توسط حکومتهای کشورهای عضو را تحمل و حتی گاهی حمایت میکنند. (اخوان کاظمی، ص 97-99)
به هر حال اهداف و وظایف سازمان به صورت پلهکانی گسترش یافته که آن را میتوان در سه مرحله مورد بررسی قرار داد.
مرحله اول: از تأسیس تا سال 2000 (همکاری و حل و فصل مسائل مرزی)
نگرانی کشورهای عضو از تشدید اختلافات مرزی و تحرکات نظامی یکدیگر علت اولیه شکلگیری پیمان شانگهای پنج به شمار میرفت. این نگرانیها با انعقاد مجموعهای از توافقنامههای دوجانبه و چندجانبه تا حدود زیادی مرتفع شده و به عبارتی هدف اولیه شکلگیری سازمان در سالهای اولیه محقق شد. (Foot, 2006)
طی مرحله نخست اعضا سازمان به توافقات زیر رسیدند:
- مطلع نمودن اعضا از فعالیتهای نظامی که در یک صد کیلومتری مرزهایشان انجام میشود.
- دعوت از اعضا برای شرکت در تمرینهای نظامی.
- ممنوعیت تمرین در مرزهای مشترک و حمله نظامی به یکدیگر.
- پذیرش ازبکستان به عنوان عضو ناظر.
مرحله دوم: از سال 2001 تا 2004 (همکاریهای امنیتی و اقتصادی)
در این مرحله با توجه به اینکه نگرانیها در مورد مسائل مرزی تا حدی مرتفع شده بود، کشورهای عضو به دنبال تحکیم روابط خود برآمدند، در ششمین اجلاسی که در ژوئن 2001 در شانگهای چین تشکیل شد. در خصوص ساختار موجود و توسعه آن، مسائل مهم منطقهای و بینالمللی و همکاریهای اقتصادی و امنیتی به بحث و تبادلنظر پرداخته شد و اسناد مهمی به امضا رسید، یکی از اسناد امضا شده توافقنامه مبارزه با تروریسم، افراطگرایی دینی و قاچاق مواد مخدر و سلاح بود. در این اجلاس با توافق پنج کشور ازبکستان به عنوان ششمین عضو این سازمان پذیرفته شد و سازمان شانگهای 5 به سازمان همکاری شانگهای تغییر نام داد. (مرادی، 1386: 34)
مرحله سوم: از سال 2005 تاکنون (گسترش حوزه فعالیتها)
در این مرحله همکاریها در زمینههای مختلفی اعم از سیاسی، اقتصادی، تجارت، علم و فنّاوری، فرهنگ، انرژی، حملونقل، حفاظت از محیط زیست و... گسترش پیدا کرده است.
عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای
اختلافنظر میان کشورهای غربی و ایران در مورد اینکه تهران به فعالیتهای غیرقانونی هستهای در سرزمین خود ادامه میدهد، نیست بلکه بر سر آن است که ایران به سوی کسب خودکفایی و استقلال حرکت مینماید. تهران مدعی نقش یک کشور پیشرفته جهان بوده و قصد دارد اهمیت و اعتبار خود را در میان کشورهای اسلامی به نمایش بگذارد. در این راستا بدون داشتن انرژی اتمی ایران نمیتواند مدعی نقش کلیدی باشد چون فناوریهای هستهای تنها منبع انرژی برق ارزان نیستند. فناوریهای هستهای میتوانند به صورت مهم در اقتصاد، علوم پزشکی، صنایع و تقریباً در کلیه بخشهای اقتصادی مورد استفاده قرار گیرند. هیچ کشور جهان بدون داشتن این فناوریها نمیتواند مدعی نقش مهم در میان کشورهای جهان باشد. از طرفی دیگر کشورهای غربی بالاخص آمریکا با بهانه بسیار مطلوب – منع گسترش سلاحهای هستهای – در نظر دارند از افزایش اهمیت و نفوذ ایران در منطقه و جهان جلوگیری نمایند.
اکنون جمهوری اسلامی ایران با تلاش قدرتهای غربی در جهت محدود ساختن ظرفیت توسعه فنّاوری هستهای روبهرو است. ظاهراً تحت تهدید دائمی، از سوی آمریکا، جمهوری اسلامی ایران به شرق نظر دارد. جائیکه یک سازمان بین دولتی منطقهای در حال تشکیل است، این سازمان «سازمان همکاری شانگهای» است که پس از سال 2001 به سرعت تبدیل به یک سازمان امنیتی منطقهای بالقوه قدرتمند شده است. دو ستون اصلی این سازمان، روسیه بازخیز به رهبری پوتین، و یک چین سرمایهدار همیشه قدرتمند میباشند. جمهوریهای آسیای مرکزی پس از شوروی (به استثنای ترکمنستان) اعضای کامل آن و تعدادی از کشورهای اطراف ناظرین این سازمان را تشکیل میدهند.
تصمیم پیوستن به این سازمان یکی از مهمترین تصمیمات سیاست خارجی ایران از زمان انقلاب اسلامی تلقی میگردد، اما ایران در حال عضویت یافتن در چه نهادی است و این عضویت چه تعهداتی را در آینده به همراه خواهد داشت؟ و ایران چه نقشی در آن ایفا خواهد کرد؟ (واتسون، 1385، ص 158)
ژاو هاشنگ، مانند بسیاری از نویسندگان چینی، با تلاش برای رفع هر گونه احساس تحریککننده مینویسد: سازمان همکاری شانگهای ایران را برای تحریک ایالات متحده به عنوان کشور ناظر سازمان نپذیرفت بلکه صرفاً به این خاطر با پذیرش آن موافقت کرد که مشارکت این کشور میتوانست برای توسعه سازمان در حوزههای سیاسی، اقتصادی، حملونقل... موثر باشد. (Mc Farlane, 2006)
انگیزه دیگری که چین را به حمایت از صعود ایران وا میدارد این عقیده احتمالی است که محبوس ساختن ایران در چنین سازمانی به روسیه و چین اجازه میدهد نفوذ بیشتری بر سیاست خارجی ایران یا بعبارتی جهان اسلام داشته باشند.
آنچه ایران به طور ایدهآل از سازمان همکاری شانگهای میخواهد راه گریزی از مسئله پیچیده امنیت خارجی آن است چگونه میتوانید بدون سازش در مورد آزادی عمل بینالمللیاش، تهدیدهای آمریکا را کاهش داده یا از بین ببرد. این امر تنها در صورتی تحقق مییابد که سازمان مذکور نوعی ضمانت امنیتی به ایران بدهد. (همان ص 165)
در خصوص عضویت ایران باید گفت: که با توجه به مواضع یا سیاستهای ضدآمریکایی ایران، چین و روسیه تمایل زیادی به استفاده از برگ عضویت ایران در این سازمان در مقابل آمریکا دارند و بر همین اساس در سال 2006 از آقای احمدینژاد برای شرکت در اجلاس سران سازمان در شانگهای دعوت بعمل آوردند و بدینترتیب احمدینژاد نیز ضمن اعلام صریح درخواست عضویت کامل ایران در sco چنین گفت: «ما خواستار گسترش سازمان همکاری شانگهای و تبدیل آن به یک خواستار قدرتمند و تأثیرگذار در سیاستهای منطقهای و بینالمللی هستیم. این سازمان باید بتواند در مقابل تهدیدات و دخالتهای غیرقانونی و مداخلات نظامی سایر کشورها در منطقه ایستادگی کند». (Asian Times , 2007:6)
این اظهارات تلویحا مخالفت ایران را با حضور و نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و حوزه خزر به خوبی نشان میهد. وی همچنین به نوعی تلاش کرد با ارائه امتیازاتی در زمینه انرژی توجه بیشتر اعضا را به لزوم عضویت کامل ایران در سازمان خاطرنشان سازد، وی افزود: «ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت در جهان است و حاضر است میزبان وزرای انرژی کشورهای سازمان شانگهای باشد تا راههای همکاریهای بیشتر ایران را با این کشورها در زمینه اکتشاف، بهرهبرداری، حمل و فراوری نفت و گاز بررسی کنند». (اخوانکاظمی، صص 108 و 109)
برای بررسی پیامدهای ناشی از عضویت جمهوری اسلامی ایران در این سازمان باید به سؤالات زیر پاسخ داد:
1. آیا عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای تأمینکننده منافع ملی است و با ملاحظات امنیتی ایران سازگاری دارد؟
2. مخالفان و موافقان عضویت ایران چه ادله و استدلات استراتژیک، سیاسی و یا اقتصادی را مطرح مینمایند؟
عضویت ایران و موافقانش
بیانیه سازمان همکاری شانگهای صریحا به این امر اذعان دارد که تمدنهای گوناگون و الگوهای توسعه در این سازمان باید مورد احترام و حمایت قرار گیرد. ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی و توان اقتصادی خود، شانس زیادی برای عضویت در این سازمان دارد. اما از دیگر سو، درگیری میان ایران و آمریکا این شانس را کاهش میدهد. چرا که هیچیک از اعضای سازمان، تمایل ندارند به واسطه پارهای از سیاستهای ایران، با غرب اختلاف پیدا کنند. آمریکا به رغم اعلام مکرر اعضای سازمان همکاری شانگهای مبنی بر این که پیمان فیمابین آنها یک پیمان نظامی نیست، نسبت به وجوه نظامی این سازمان ابراز نگرانی مینماید. (میرقاسمف، 1385، ص 78)
- از آنجا که ایران به هیچ مجموعه و سازوکار حمایتی منطقهای متصل نیست، لذا درجه آسیبپذیری ایران از تهدیدات پیرامونی و بینالمللی زیاد میباشد، عضویت ایران در این سازمان با هدف کاهش حجم تهدیدات منطقهای و مشارکت در همکاریهای منطقهای در زمینههای امنیتی و اقتصادی در جهت منافع ملی و افزایش قدرت ملی ایران خواهد بود.
- ایران میتواند از ظرفیتهای اقتصادی، تجاری و مزیتهای حملونقلی این سازمان استفاده نماید.
- ایران با پیوستن به این سازمان میتواند تا حدودی تبعات و پیامدهای ناشی از سیاستهای انقلابی خود و مشکلات تنظیم روابط با غرب را جبران کند و همینطور با نگاه به شرق روابط خود را با جهان بینالملل تبیین نماید. از طرفی ایران نیازمند افزایش شرکای منطقهای در زمینه اقتصادی، تجاری و حملونقل است و عضویت در این سازمان موجب تقویت موقعیت ایران در بازارهای جهانی خواهد شد.
- ایران دارای گزینههای جدیدی برای تأثیرگذاری و تعامل در مناطق شمالی خود است. زبان فارسی از نقاط نفوذ فرهنگی ایران در مناطق شمالی است.
- ایران تنها مسیر زمینی جایگزین به سوی غرب به غیر از روسیه است که ایران از طریق این سازمان میتواند موقعیت خود را تثبیت کند (مرادی، همان)
- سازمان همکاری شانگهای براساس اسناد منتشره، بر اصل احترام به حاکمیت کشورها و رژیمهای حاکم بر آنها مبتنی است اتکا بر این اصل برای جمهوری اسلامی ایران حیاتی است.
- جمهوری اسلامی ایران قادر است برای اقتصاد آسیای مرکزی فرصتهای مطلوبی در خصوص ترانزیت کالا و انرژی فراهم آورد.
- موقعیت ژئوپلتیکی ایران آن را برای حلقه واسطه شدن بین آسیای مرکزی و اروپا کاملاً مساعد کرده است، هر چهارچوب منطقهای که بتواند این امر را تسهیل کند میتواند در راستای منافع جمهوری اسلامی ایران تلقی گردد.
مشارکت در همکاریهای منطقهای در زمینههای امنیتی درجه دوم (همچون، مبارزه با تروریسم، قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه و جنایتهای سازمان یافته) با هنجارهای بینالمللی منطبق میباشند و برای ایران هم اهمیت دارد.
موانع عضویت ایران
ایران از سال 2004 تقاضای عضویت در سازمان همکاری شانگهای را داشت و نهایتاً در سال 2005 با عضویت ناظر این کشور موافقت شد، اما برای عضویت تا هم اکنون مخالفان سرسختی را پیشرو دارد.
- جمهوری اسلامی ایران از بیست و هشت سال گذشته، این نخستین بار است که خواهان عضویت در یک پیمان امنیتی است. لذا ورود به ترکیب اصلی شانگهای نیازمند بررسی فرصتها و تهدیداتی است که این مجموعه میتواند برای ایران به دنبال داشته باشد، آنچه ایران در شانگهای جستوجو میکند، نوعی همکاری استراتژیک برای مقابله با فشارهای غرب به ویژه آمریکا در موضوعات هستهای و حقوق بشر است و مواضع سازمان در سالهای اخیر به ویژه در اجلاس آستانه در سال 2003، مبنی بر مقابله با گسترش ناتو به شرق یا مخالفت با سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا، این تصور را برای ایران ترسیم کرده که منافع مشترک و همپوشان سیاسی - امنیتی با اعضای سازمان در اهداف و سیاستها دارد، در حالی که تصور ایران درباره هدف ضدامپریالیستی شانگهای کاملاً نادرست است، چرا که روسیه خود عضو ناظر ناتو است، چین روابط تجاری گستردهای با آمریکا، اروپا و اسرائیل دارد و به هیچ عنوان خواهان به خطر انداختن امنیت توسعه اقتصادیش به بهای حمایت از ایران نیست، کشورهای آسیای مرکزی نیز چندان قابل اعتماد نیستند چون این کشورها به محض سرازیر شدن مجدد کمکهای مالی آمریکا و تضمین این کشور مبنی بر عدم مداخله در نظامهای سیاسی آسیای مرکزی، بعید نیست که حتی از سازمان همکاری شانگهای در صورت درخواست آمریکا صرفنظر کنند. (http://www.ham-mihan.org/released)
- اهداف سازمان همکاری شانگهای با ویژگی سلسله مراتبی نظام بینالملل و استراتژی جهانی آمریکا مغایرت دارد. در شرایط کنونی عضویت در آن سازمان، جمهوری اسلامی ایران را در خط مقدم ملاحظات امنیتی آمریکا در قبال آسیای مرکزی قرار میدهد و در نتیجه بر شدت آمریکا علیه ایران میافزاید. به ویژه آنکه سازمان مذکور از طریق ایران با ناتو (ترکیه) هممرز میشود.
- با توجه به مشکل ایران با غرب بالاخص آمریکا، قدرت مانور ایران در مقابل دو قدرت شرق یعنی روسیه و چین برای تنظیم روابط بینالمللی خود پائین آمده است، برای چین و روسیه، ایران یک ابزار تاکتیکی است بنابراین با توجه به جایگاه ایران در نظام بینالملل، احتمال وجهالمصالحه قرار گرفتن ایران از سوی روسیه و چین وجود دارد، نمونه آن مباحث مربوط به تعاملات روسیه با ناتو و بحث عضویت این کشور در ناتو است. روسیه و چین، آمریکا را بهترین شریک تجاری و اقتصادی خود میدانند. ظاهراً هر دو کشور روسیه و چین منافع خود با غرب را بر منافعشان با ایران ترجیح میدهند. از طرفی بررسی تاریخی روابط چین و روسیه نشان میدهد که همواره جو بیاعتمادی بر روابط فیمابین دو کشور حاکم بوده و هر کدام از آنها سیاست بینالمللی و اولویتهای متناسب با منافع ملی خود را مدنظر داشتهاند.
- عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای بر نگرانیهای امنیتی کشورهای حاشیه خلیجفارس و اسرائیل از ایران میافزاید و آنها را به عکسالعمل در جهت تقویت پیوند با آمریکا و یا تشدید جهتگیریهای منفی در برابر ایران وادار میسازد.
- امروزه تمامی کشورهای منطقه بطور مستقیم و یا غیرمستقیم تعریف امنیتی از شرایط و اوضاع حاکم بر منطقه دارند. آسیای امروز دیگر صرفاً آسیای اقتصادی نیست. با توجه به تبلیغات رسانهای گسترده تحت نفوذ یهودیان در غرب، عضویت در این سازمان ممکن است این مسئله را در اذهان القا نماید که ایران تهدید فوری تلقی میشود.
- بعد از تسلط آمریکا بر عراق، احتمال میرود بار دیگر بحث نظام امنیتی خلیجفارس با شرکت کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، عراق و قدرتهای دخیل مطرح گردد. عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در شرایط کنونی موجب هموار شدن بحث کنار گذاشتن ایران از این ترتیبات امنیتی منطقه خواهد شد.
- عضویت ایران ممکن است باعث تحریک و یا تسریع در ایجاد پیوندهای نظامی – امنیتی آذربایجان با ناتو و یا پیمان امنیتی ترکیه - اسرائیل گردد.
- با توجه به وابستگیهای کشورهای عضو سازمان شانگهای هر کدام به نوعی به غرب، سیاست گرایش به شرق ایران در قالب یک سیاست واحد و درازمدت، تأمینکننده منافع بلندمدت جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
- جایگاه ژئواستراتژیک ایران، اتخاذ «استراتژیهای دریامحور» را توصیه و دیکته مینماید. در حالی که عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای بر «استراتژی خشکیمحور» استوار است.
- طبق اساسنامه سازمان، یکی از شرایط عضویت در سازمان همکاری شانگهای داشتن مرز خشکی مشترک با یکی از اعضاء سازمان میباشد که این اصل با موضوع عضویت کشورمان منافات دارد. (طالبیفر، 82، ص 167)
- عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای، با توجه به موقعیت جغرافیای کشورمان در منطقه، باعث میشود تا ایران در جبهه مقدم ژئوپولتیکی این سازمان قرار گیرد. مضافاً اینکه با توجه به تحولات حال حاضر در منطقه و بحرانهای جاری منطقهای و حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، عضویت ایران میتواند با واکنشها و حساسیتهایی همراه باشد که این مسئله میتواند از بعد امنیتی و آسیبپذیری حائز اهمیت باشد.
- روسیه و چین گرایشی به باز شدن مسیر ایران بر روی کشورهای آسیای مرکزی ندارند، چون در آن صورت از اهمیت مسیر و امکان مبادلات آنها با این کشورها کاسته میشود، لذا حتی در صورت عضویت ایران، در چانهزنیهای درون سازمانی، جمهوری اسلامی ایران ناچار خواهد شد از برخی امکانات فعلی خود به نفع کشورهای مذکور چشمپوشی کند.
- ورود انرژی کشورهای آسیای مرکزی به بازار جهانی، به افزایش عرضه منجر خواهد شد و لذا از قدرت بازاریابی انرژی ایران خواهد کاست، کمک به تکوین و انسجام نهادهای رقابتی در این خصوص، با منافع ملی کشور منافات دارد.
- جهتگیری کلان روسیه و چین در صحنه جهانی مبنی بر عدم درگیری با آمریکا بر سر ایران، به ویژه با توجه به قرار داشتن موضوع هستهای ایران در دستور کار شورای امنیت است و هرگونه پیشرفت در موضوع عضویت ایران منوط به حل و فصل این موضوع میباشد. روسیه و چین با عضویت ایران در این سازمان در شرایط فعلی موافق نیستند. زیرا عضویت ایران به معنی تایید برنامه هستهای ایران است.
- از سوی دیگر در شرایط تقابل ایران و آمریکا، عضویت ایران در سازمان شانگهای به منزله برخورداری از حق حمایت دیگر اعضا سازمان در تقابل احتمالی با آمریکا است که هیچ یک از اعضا تمایلی به اتخاذ چنین موضعی ندارند و تا کنون سازمان مذکور به صورت یک اتحادیه یا بلوک جدید در نیامده است. از دیدگاه روسیه و چین سازمان شانگهای مرکب از کشورهایی است که دارای منافع متوازن و هماهنگ هستند و عضو جدید باید در این چهارچوب عمل کند. از دیدگاه فعلی، سازمان نمیتواند به عنوان ابزار مخالف با دیگر کشورها و یا بلوکهای سیاسی نظامی عمل کند. مشکل اساسی در درون سازمان به ویژه بعد از عضویت کامل ایران این خواهد بود که برخی کشورها نظیر ایران و روسیه نوعی هماوردی با غرب را مدنظر قرار دهند، در حالی که دیگر اعضا به ویژه آسیای مرکزی با مشکل بقا روبهرو هستند و چین بیشتر تمایلات اقتصادی دارد. (aftab.ir)
- اگرچه ایران مسیر مناسبی برای انتقال انرژی و حملونقل مناطق شمالی میباشد ولی عدم همگرائی ایران با برخی قدرتهای بزرگ و همراهی کشورهای منطقه با دول غربی بخصوص آمریکا عملا اهمیت مسیر ایران کاهش پیدا کرده است که نمونه آن را میتوان در انتقال نفت حوزه خزر از طریق خط لوله باکو – جیحان اشاره نمود و یا انتقال منابع انرژی کشورهای شرق دریای خزر از بستر آن به اروپا مثال زد که البته با انتخاب مسیر ایران برای انتقال انرژی حوزه خزر، ضمن ایجاد اشتغال و کسب درآمد ترانزیت به لحاظ سیاسی در تعامل کشورهای شمالی در مورد کشورمان مؤثر واقع میشد.
سازمان همکاری شانگهای و محدودیتهایش
به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران باید بر روی زمینههای اقتصادی سازمان تأکید کند و عضویت ایران در این پیمان نباید رویکرد استراتژیک باشد چرا که سازمان با عوامل محدودکنندهای روبهروست.
چین و روسیه صرفنظر از همکاری در حوزه آسیای مرکزی به لحاظ ژئوپلتیک، سنتی، و ژئواستراتژیک با هم رقابت دارند با احیای قدرت ملی روسیه، نفوذ سنتی آن در آسیای مرکزی بسیار تقویت خواهد شد. چین هم با گسترش روابط با کشورهای این منطقه به کمک اقتصاد بالای خود نفوذ بیشتری پیدا خواهد کرد در صورتیکه جنبه رقابتآمیز رویکرد چین و روسیه نسبت به این منطقه در جنبه همکاریجویانه آن برتری یابد این امر پیامدهای منفی برای توسعه سازمان دارد. (واریکو، 1382)
سیاست خارجی چندوجهی کشورهای آسیای مرکزی: این کشورها با آمریکا و ناتو در حوزههای سیاسی و امنیتی روابط دارد و پیوستن ترکمنستان. قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان به برنامه مشارکت برای صلح ناتو ممکن است منطقه را به صحنه رقابت بین قدرتهای بزرگ بدل سازد.
بیثباتی دولتها در آسیای مرکزی: کشورهای آسیای مرکزی همگی دارای نظام سیاسی بسیار متمرکز هستند که قدرت در شخص رئیسجمهور تمرکز یافته است. در نتیجه سازوکاری برای انتقال مسالمتآمیز قدرت در این کشورها وجود ندارد که این خود سبب ایجاد عدم اطمینان نسبت به سازمان شانگهای میگردد.
دشواری ایجاد هماهنگی میان سازوکارهای گوناگون همکاری در آسیای مرکزی: سازوکارهای گوناگونی در آسیای مرکزی وجود دارد که از جمله میتوان به برنامه مشارکت برای صلح (ناتو)، CIS، گوام و جامعه اقتصادی اوراسیا اشاره کرد که میان این سازوکارها ممکن است همپوشانی و در مواردی تعارض به وجود آید.
اختلاف و تفاوت فاحش میان اعضا به لحاظ توانمندیهای اقتصادی امکان همکاریهای برابر و متقابل را از آنها سلب میکند. (مرادی، همان)
از دید بسیاری از ناظران امور، تحولات مابعد رخداد یازدهم سپتامبر محک قابل توجهی جهت ارزیابی سازمان همکاری شانگهای بوده است. از این نظر این سازمان نتوانست نقش قابل توجهی در این خصوص ایفا نموده و متعاقب این رویداد، با انجام موافقتنامههای دوجانبه ایالات متحده با جمهوریهای آسیای مرکزی، شانگهای به حاشیه رانده شد. (آلیسون، 82)
تحولات قفقاز همزمان با شروع بازیهای المپیک 2008 در مناطق خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا که به درگیری نظامی روسیه و گرجستان در این مناطق انجامید و با برتری مشهود روسیه، گرجستان عقبنشینی کرده و در پی آن روسیه استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت شناخت. این عمل روسیه با اهداف سازمان شانگهای که در اصل برای مقابله با 3 شر، جداییطلبی، افراطیگری و تروریسم شکل گرفته است متناقض بوده و سکوت سازمان همکاری شانگهای نشان از ناتوانی آن باخص در برابر اقدامات خواستههای روسیه است.
امروزه سازمان همکاری شانگهای به دقت در پی آن است که حساسیت آمریکا را برنیانگیزد و از اینرو، به نظر میرسد که عضویت کامل ایران در سازمان مزبور به خاطر حساسیتهای ویژه آمریکا نسبت به حکومت و موضعگیریهای دولت ایران در قبال مسائل جهانی تحقق نپذیرد. این سازمان فقط در این منطقه میتواند با آمریکا مخالفت کند و تحقق یک ناتوی آسیایی در قالب سازمان شانگهای بعید به نظر میرسد و حوزه فعالیتها و اعضا و اهداف این سازمان در چهارچوب منطقهای باقی خواهد ماند. در حال حاضر، سازمان در پی اعتمادسازی است و در کوتاهمدت این سازمان یک وجه ضدآمریکایی به خود نمیگیرد. (اخوان کاظمی، همان ص 36)
تقریباً در هر حادثه بینالمللی جای پای آمریکا را میبینیم و آسیا نیز در مرکز این حوادث بینالمللی قرار دارد، پس پای آمریکا در آنجا نیز باز میباشد و حتی میتوان آمریکا را یک قدرت سیاسی آسیائی نیز تصور کرد. در این سازمان منطقهای چین نیز به عنوان معمار و شکلدهنده اصلی این سازمان قرار دارد و چنانچه میدانید چین روابط پیچیدهای با آمریکا دارد. قبلا آمریکا حساسیتی به شانگهای نشان نمیداد ولی از ژوئن 2006 تقریباً نسبت به این سازمان حساس شده است و اخیرا ضمن تقاضای عضویت در سازمان شانگهای، عضویت ایران در این سازمان را نیز مورد اعتراض قرار داده است.
اشتباه محض است که فکر کنیم سازمان شانگهای یک سازمان جنگ سردی میباشد. این سازمان منطقهای خواهد ماند و گسترش زیادی را نمیتوان حداقل در چند سال آینده برای آن متصور بود و یکی از دلایل آن میتواند چسبندگی جغرافیایی، و توانمندیهای نابرابر این سازمان باشد. (سجادپور، 1385، 33)
مناسبات و شیوههای برخورد روسیه و چین با کشورهای آسیای مرکزی یکسان نیست. چین ادعای سیاسی و بزرگمنشانه ندارد و اگر هم داشته باشد، تاکنون به شیوه آشکار بروز نداده است. چین بدون فشار و تهدید، آرام و آسان بازارهای آسیای مرکزی را تسخیر میکند، ولی روسیه روش دیگری دارد، مسکو آسیای مرکزی را منطقه تحت نفوذ و منافع ژئوپلتیکی خود اعلام کرده و میکوشد که کشورهای منطقه را در دایره نفوذ خود نگه دارد و برای رسیدن به این هدف از سازمانهای بینالمللی نظیر سازمان همکاری شانگهای نیز استفاده میکند.
چین بیشتر به همکاری اقتصادی تکیه میکند، ولی روسیه میخواهد که جنبه سیاسی و نظامی این سازمان را برجسته سازد و آن را در مقابل آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو قرار دهد و به این وسیله از گسترش نفوذ آمریکا جلوگیری کند. با این هدف وزیر دفاع روسیه در ماه آوریل 2006 کشورهای عضو این سازمان را به اتحاد نظامی دعوت نمود. اما طرف چینی در برابر آن خاموشی اختیار کرد. سپس روسیه درصدد آن شد که به سازمان رنگ دیگری بزند، یعنی آن را شبیه پیمان امنیت دستهجمعی کشورهای همسود گرداند، ولی چین این اقدام را به تندی رد کرد.
به نظر میرسد که تلاشهای روسیه در جهت تبدیل سازمان به اتحادیه نظامی حداقل در مرحله فعلی ناکام خواهد ماند. زیرا چین دستکم در مرحله کنونی دنبال منافع سیاسی نیست و به ایجاد یک پیمان نظامی توجه علنی نمیکند. کشورهای آسیای مرکزی در پی تحکیم استقلال خویش و تأمین پیشرفت اقتصاد و حل مشکلات خود میباشند. آنها میخواهند از وابستگیهای یکجانبه رها شوند. این کشورها در واقع به همکاریهای اقتصادی بیشتر نیاز دارند تا به رقابتهای سیاسی و نظامی. از اینروست که کشورهای آسیای مرکزی جانبدار گسترش مناسبات نیک و همکاریهای پرثمر اقتصادی با همه کشورهای جهان از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا میباشند.
نتیجهگیری
با توجه به مطالب آورده شده در بالا به نظر میرسد که اگر ایران بخواهد به اتکای عضویت در سازمان همکاری شانگهای نگاه معطوف به شرق را پیگیری نموده و به اصطلاح تمام تخممرغ را در سبد این سازمان قرار دهد بازنده اصلی این نگرش خواهد شد. همچنین اگر ایران پیوستن به سازمان مذکور را بیش از حد مهم تلقی نماید، ممکن است از تقویت سازمان منطقهای دیگر که در آن نقش مهمتر و فعالتری دارد یعنی «اکو» غافل شود. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که در عالم سیاست دوست یا دشمن دائمی وجود ندارد مگر منافع ملی که در صدر الویتها قرار دارد. نه تنها چین بلکه روسیه نیز در شرایط فعلی حاضر به رودرروئی (حتی ظاهری) با آمریکا نیستند و امتحان خود را در موضعگیریهایشان نسبت به تصویب و صدور قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران نشان دادهاند. (www.irandiplomacy.ir)
در عین حال باید توجه داشت که قزاقستان و قرقیزستان شدیدا با عضویت ایران مخالفند زیرا با توجه به تقابل ایران با آمریکا بخصوص در مسائل هستهای، این امر را عامل تحریک و خصومت آمریکا نسبت به سازمان شانگهای دانسته و معتقدند که چنین موضوعی سازمان را وارد بحرانهای مهمی میکند که ثبات و جایگاه آن را بخطر میاندازد، لذا در وضعیت کنونی بعید است مسئله عضویت رسمی ایران در دستور کار قرار گیرد.
روسیه با وجود سیاست همکاری راهبردی با ایران، مناسبات خود را به مقتضای نیازهای تاکتیکی سامان میدهد. روسیه با بهرهگیری از روابط سرد ایران با غرب، درصدد القای این ذهنیت غلط است که همکاری با ایران تاوان سیاسی نامطلوبی را برای آن ایجاد کرده است. با توجه به شرایط بینالمللی به نظر میرسد ایران امتیازطلبی روسیه را در برخی از مسائل پذیرفته و در مقابل آن سکوت کرده است.
عضویت در سازمان شانگهای زمانی از مطلوبیت لازم برخوردار خواهد شد که به نحوی مشکلات ایران با غرب به دست خود مدیریت شود این مشکلات از طریق کشورهای سازمان شانگهای به نفع ایران مدیریت نخواهد شد و گرایش ایران به شرق را از سر اجبار بینالمللی خواهند دید. به هر صورت به نظر میرسد عضویت ایران تنها بستگی به اعضای شانگهای ندارد بلکه بستگی به رفع و رجوع پرونده هستهای و دیگر مسائل ایجاد شده بر آن دارد بعبارتی عضویت ایران در شانگهای به نظر جامعه جهانی پیوند خورده است تا به تکتک اعضای سازمان شانگهای، لذا صرف قوت و هزینه جهت مذاکره دوجانبه یا چندجانبه با اعضای شانگهای جهت پذیرش عضویت ایران احتمالاً در آینده نزدیک به نتیجه نخواهد رسید.
به هر صورت مقدورات ملی و محذورات خارجی ایران اقتضا میکند که استراتژی مناسبی اتخاذ شود که بطور فزایندهای از محذورات بینالمللی ایران بکاهد تا بر مقدورات ملی آن بیفزاید، به نظر میرسد که با استراتژی مثبت فعالانه ایران بتواند در آینده جایگاه مناسبی در ساختار سلسله مراتبی جهان بیابد. (سیفزاده، 1384، ص 21) طبیعی است که بهرهگیری از این راهبرد کار آسانی نیست، چنانچه مهارت سیاسی به کار گرفته شود موقعیت راهبردی ایجاب میکند با حل بخشی از مشکلات با غرب به ترتیب فزایندهای ایران میتواند از فنآوری پیشرفتهتر و منابع مالی و اقتصاد جهان استفاده نماید.