فاطمه رجبی
بیمقدمه باید گفت؛ نه «کودتا» همواره به مثابه یک حرکت نظامی، خونین و براندازانه آشکار است، که بتوان بر عنوان این نوشته خرده گرفت و نه نام مقدس «مولای متقیان» به معنای جایگاهسازی مساوی رئیسجمهور با امیر عدل میباشد. این سخن گفته شد تا تخریبگران، آنان که با عملکرد قانونگرایانه، هدفمند و جناحی و باندی در پی دستاوردهای خاص هستند، به وسیله ابزارهای اجیر خود در تخریبگری نویسنده، بهانه کمتری داشته باشند.
موارد مطرح شده در زیر فقط گوشه ناچیزی از مسائل روی پرده است که موجب نوشتن این مقاله گردیده است. 1ـ دبیر مجمع تشخیص مصلحت از قانونمند شدن معیارهای شایستگی در عزل و نصبهای مدیران در مجمع خبر داد. (روزنامه اطلاعات، 19/ 1/86) این خبر به معنای قانونگذاری مجمع تشخیص مصلحت برای عزل و نصب مدیران در قوه مجریه است!؟ چرا؟ با کدام مبنای قانونی؟ از چه جایگاهی؟ و مهمتر از آن با کدام هدفی؟ «حسین مظفر از اعضای این مجمع با اشاره به این مصوبه مجمع مبنی بر «منع دولت از تغییرات گسترده در نظام مدیریت کشور» تصریح میکند: متاسفانه کشور ما در زمینه عزل و نصبها فراز و فرود غیرمنطقی داشته است.
به این صورت که با جابهجایی دولتها در همه ردههای مدیریتی، در سطوح عالی، میانی و پایینی، دچار تعویض و آسیب میشدند و گاه با این جابهجاییها، تاریخ تجربی مدیران مدیریتی کشور به صفر میرسید.» (ابرار، 20/1/86) نیاز به پرسش نیست که مجمع تشخیص مصلحت با دیدن این واقعه در گذشته، چرا یکباره امروز از... بیدار شده، و به فکر «بستن دستهای احمدینژاد با قفل و زنجیر» افتاده است؟ جالب است که این مجمع، به خصوص «رئیس» و «دبیر» همیشه ثابت آن، شاهد تغییر 15 هزار مدیر و کارشناس باتجربه فقط در فاصله 6 ماه بعد از روی کار آمدن محمد خاتمی بوده است، (کیهان، 20/1/86) ولی نیاز به مصلحتاندیشی ندیده است. اما هنگامی که 2500 نفر در نزدیک به دو سال حاکمیت دکتر احمدینژاد (کیهان، 20/1/86) را میبیند یکباره دلنگران شده، کشور را در خطر مشاهده کرده و قانون اخیر را به تصویب رسانیده است. 2ـ سلب اختیار از دولت در قیمت بنزین. این جمله تیتر درشت صفحه نخست روزنامه پول (27/1/86) است. مطلب مربوط به بنزین و قیمتگذاری آن است. یعنی مجلس تحمل کاهش نرخ بنزین از سوی دولت را نداشت و نرخ پیشنهادی 80 تومان دولت را به 100 تومان تغییر داد. علاوه بر سهمیهبندی کردن و «آزاد فروختن آن»! گرچه اگر این اختیار دولت را پاس میداشت، میشد نوعی تعامل را در حرکت مجلس با دولت دید که بهرهاش نصیب مردم میشد.
اما مجلس ترجیح داد نظر کارشناسانه، عقلانی و در «تعامل» یا بهتر است گفته شود «تقابل» با دولت را پیش ببرد و بهانهیی برای روزنامهها باشد و مشکلی برای مردم! مهمتر از همه، دستهای احمدینژاد را در خدمت به مردم، در این زمینه هم ببندند یا کوتاه کنند! 3ـ محدودیت جدید مجلس برای دولت.
تیتری از صفحه نخست آفرینش (29/1/86) روزنامه دانشگاه آزاد! توضیح آن که مجلس با مصوبه ادغام، انحلال و کوچک کردن دستگاههای دولتی را که طبق برنامه چهارم (برنامه هاشمیرفسنجانی) برعهده دولت بود، مختص به خود کرد. جالب است که این دخل و تصرف در برنامه چهارم در حالی صورت گرفت که به محض هر سخن دکتر احمدینژاد پیرامون اقتصاد، سیاست یا... فریاد و شیون از هرسو بلند میشود که مغایر با برنامه چهارم است.
جالبتر آنکه این برنامه زمان هاشمی تدوین شد و خاتمی از آن بهرهها گرفت! اما نوبت به احمدینژاد که رسید آسمان تپید! نکته دیگر آنکه معلوم شد «برنامه چهارم» که از سوی مجلسیان، هاشمی، خاتمی و قلم... مطبوعاتی، چون «وحی منزل» درآمده بود، با اراده هدفمند مجلس در هم شکسته شد. آیا بیشتر سینهچاکان مانعتراش برای احمدینژاد پیرامون «عدم خروج یک قدم او از برنامه چهارم» همین تصویبکنندگان نیستند؟! نتیجه آن که این مصوبه هم در نظر هر فرد مبتدی با انگیزه و هدف بستن دستهای دکتر احمدینژاد است. 4ـ دانشگاه آزاد و مساله «کاهش شهریه دودمانبرانداز آن» که با پیشنهاد و پافشاری رئیسجمهور دنبال شد و صد البته که خواسته میلیونها نفر از ملتی است که با این معضل رویارو هستند، اما علاوه بر حمایت دویست و چند امضایی مجلسیان و رئیس این دستگاه «اقتصادی ـ سیاسی»، ترفندی دیگر از سوی «هاشمی» به نمایش گذاشته شد.
چینش جدید هیات امنای این دانشگاه با گذاردن «سیدحسن خمینی» و «دکتر ولایتی»، در مقابل دکتر احمدینژاد بود و این نیز یعنی قفل و زنجیر زدنی دیگر بر دستهای رئیسجمهوری که «شیفته خدمت است نه تشنه قدرت». 5ـ دیدار استراتژیک کروبی، خاتمی و هاشمی تیتر روزنامه همبستگی، 27/1/86 است و این یعنی اصل ماجرا برای قبضه مجدد قدرت و ماجراهای پنهان دیگر... حال باز هم باید کنکاش کرد که «کودتا» چگونه است؟ چند نوع است؟ به چه شکلهایی انجام میگیرد؟ آیا 100 نماینده مجلس اخیراً با این افراد ملاقات نکردهاند؟ و این چه معنایی دارد؟ آیا اگر وحشت از مردم در حمایت از رئیسجمهور و نفرت و انزجار ملی آنان از اصلاحطلبان یا اصولگرایان اصلاحطلب نبود، جنگهای جمل، صفین و نهروان به راه نمیافتاد البته هنوز راه زیاد است و...
نکته پایانی و درخور تامل آن است که جز مساله دانشگاه آزاد که اواخر سال گذشته تعقیب شد و به ثمر رسید! دیگر مسائل در سال 86، در کمتر از 20 روز به نتیجه میرسد! و این یعنی پیروی مجمع تشخیص، مجلس و مثلث کروبی، هاشمی، خاتمی از «اتحاد ملی» و نه «انسجام اسلامی». 6ـ خبری از روزنامه صدای عدالت، (29/1/86) دیدار جمعی از نمایندگان را با هاشمیرفسنجانی اعلام میکند، که هم برای «انسجام اسلامی» است و هم «اتحاد ملی» هم برای موضوعات و مسائل سیاسی روز کشور است و هم مسائل بینالمللی، هم هماهنگی فراکسیون اقلیت را دارد هم با حضور فراکسیونهای سیاسی مختلف مجلس صورت میگیرد! حال آیا میشود دستهای بسته... را در برابر بمباران فتنهها، ترفندها، خدعهها، جنگها یا سیاستمداریها، عقلانیتها، کارشناسیها ، انتقادها و... در ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد ندید؟ آیا این حرکتهای همخوان مجمع و مجلس و محافل سیاسی و مطبوعات... و ... در جمهوری اسلامی سابقه داشته است؟ اما آیا امام عصر ـ عجلالله تعالی فرجه الشریف ـ و «گفتمان انتظار و فرج او» که مهمترین معضل، گناه و جرم دکتر احمدینژاد است، اجازه پیروزی همه این راهکارها را خواهد داد؟ به امید امداد تو یا صاحبالزمان! عجلالله تعالی فرجهالشریف.