تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۲۲۲

محمد ایمانی
1- برخی خبرها نقش نارنجک صوتی و بمب های دودزا را ایفا می کنند. یعنی به فضای رسانه ای پرتاب می شوند تا ضمن سر و صدایی که برمی انگیزند یا دودی که می کنند، نگاه ناظران را به نقطه ای «جلب» و از آنجا که اتفاق مهمی در جریان است، «منحرف» کنند.
معمولا وقتی گروهی می خواهند از معرکه بگریزند، از انفجار صوتی پر سر و صدا یا دود انبوه استفاده می کنند و تا ذهن ها پرت سر و صدا و دود شد، آنها متواری می شوند یا مسئله مهمی را که نباید دیده شود، می پوشانند. تانک های مرکاوای اسرائیل در جنگ 33 روزه 2006 پس از آن که به بنیان آهنین حزب الله خوردند و از پیشروی بازماندند، به هنگام فرار دود پرحجمی از خود ساطع می کردند. جهان آن روزها دید که اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسرائیل چگونه تبدیل به ماشین دودافکنی و گریز شده است.
این روزها در حالی که رسانه های غربی و سیاستمداران آنها تحلیل درستی از مذاکرات بغداد به مخاطبان ارائه نکرده اند، نوعی از نارنجک های خبری «صوتی- دودزا» به میان افکار عمومی پرتاب شده است. طی چند روز گذشته شماری از رسانه های آمریکایی- اسرائیلی با پیش آهنگی روزنامه نیویورک تایمز بسیج شدند تا ضمن بزرگ نمایی حمله ویروسی به نام شعله آتش(Flame)، شکست بزرگ غرب در مذاکرات بغداد را بپوشانند.
این محافل با اشاره ضمنی به دستور چند سال پیش باراک اوباما برای حمله سایبری علیه ایران و نیز نام بردن از برخی محافل اسرائیلی، مدعی شده اند که قدرت ویروس یاد شده 100 برابر بیشتر از ویروس های معمول در سرقت های اینترنتی و 20 برابر بیشتر از ویروس استاکس نت است که سال 2010 علیه برنامه هسته ای و سانتریفیوژهای ایران به کار رفت. برخی از این منابع گفته اند ویروس یاد شده دست کم از 5 سال پیش فعال شده و پروژه مشترک اسرائیلی- آمریکایی است.
همزمان اشپیگل آن لاین از اوباما به عنوان رئیس جمهور «جنگ در سایه و جنگ سایبری» نام برده و او را ادامه دهنده راه بوش در زمینه جنگ سایبری توصیف کرده است. این منابع رسانه ای آنگاه با آب و تاب تمام، به توصیف ابعاد حمله ویروس فلیم در زمینه سرقت اطلاعات، خرابکاری سایبری، پاک کردن داده ها، تخریب فیزیکی و آلوده سازی تاسیسات و... پرداخته اند.
همزمان نیک هاروی معاون وزیر دفاع انگلیس در سنگاپور مدعی شده «حمله پیشدستانه سایبری به منظور خنثی سازی تهدیدهای احتمالی علیه امنیت ملی گزینه ای متمدنانه است و اگر دولتی به این نتیجه رسید که به خاطر منافع ملی یا امنیت ملی به حریف خود لطمه ای بزند، باید گفت این گزینه متمدنانه است».
این نوشته بر آن نیست که پاسخی به این انفجار صوتی غرب بدهد. پاسخ در بطن هیاهوی استاکس نت و دوکو و فلیم نهفته است. یعنی اگر 5 سال جنگ سایبری- ویروسی قرار بود کوچکترین گرهی را از گره های کور غرب مقابل ایران بگشاید، دیگر ضرورتی نداشت آمریکا و پارسنگ های سیاسی اش از ژنو تا اسلامبول یک و 2 و از آنجا تا منطقه سبز بغداد، شهر به شهر دنبال ایران بدوند و التماس کنند که غنی سازی 20 درصد را متوقف کنید، در فردو چنان نکنید، در نطنز از این حد بیشتر جلو نروید و... ما برای شما جبران می کنیم و از خجالت شما درمی آییم!
آنها خود بهتر از هر کس دیگر، از حجم اورانیوم 5/3 درصد و 20 درصد غنی شده ایران خبر دارند. یعنی به تعبیر دو هفته پیش همین روزنامه نیویورک تایمز «ایران با مذاکرات، برای برنامه هسته ای خویش مشروعیت بیشتری کسب می کند. کارشناسان می گویند به رغم تشدید تحریم ها، روش همیشگی ایران مبنی بر تداوم آهسته اما پیوسته برنامه هسته ای خود تاکنون موفقیت آمیز بوده است».
البته یک واقعیت بزرگ در این میان وجود دارد و آن این که میکروب ضعیف شده، نقش واکسن و پادزهر را ایفا می کند. حملات سایبری در انواع آن طی سال های گذشته، نقش یک رزمایش مجازی را برای ایران داشت و آن چنان اقتداری را فراهم کرده که پس از این می تواند مانند تیری کمانه کرده و علیه مهاجمان عمل کند. این پیش بینی را چند ماه قبل رسانه هایی چون واشنگتن پست در قالب هشدار به مراکز حساس امنیتی آمریکا و اسرائیل منتشر کردند. فضای مجازی، شبکه ای از تارنماهاست و پژواک رفتارهای مخرب، خیلی زودتر از آنچه که خرابکاران تصور کنند، دامن خود آنان را می گیرد.
2- اما چرا بمب های دودزا و نارنجک های صوتی از جنس «فلیم» به فضای سیاسی و رسانه ای پرتاب شد؟ حقیقت آن است که غرب نمی خواهد درباره «مذاکرات بغداد» حرف بزند یا حرفی زده شود. بغداد در روز سوم خرداد، تبدیل به لابراتوار دقیقی جهت ارزیابی 15 ماه فشار پرحجم اقتصادی- سیاسی علیه ایران شد، آنجا که به تعبیر پیشاپیش نتانیاهو معلوم می شد «تحریم ها باعث نشده ایران حتی یک میلی متر از برنامه هسته ای خود عقب نشینی کند.»
مواضع خانم اشتون پس از مذاکرات اسلامبول و بغداد مبنی بر این که مذاکرات مثبت! و رو به پیشرفت است- در حالی که کمترین تغییری در موضع ایران به دست نیامده بود- صرفا می توانست راوی یک لطیفه سیاسی کم مایه باشد. چه آن که غرب از 15 ماه فشار تحریمی هیچ به دست نیاورده بود اما در عین حال هم نمی خواست بگوید هیچ به دست نیاورده است.
بنابراین آنها در دو فاز کوشیدند ماجرا را رفع و رجوع کنند، اول اطلاق واژه ناچسب «مثبت» به مذاکراتی که صرفا قرار بود به زانو درآمدن ایران را نشان دهد. و دوم، راه انداختن حجمی از سر و صدا و دود، برای حذف مذاکرات بغداد از کانون توجه تحلیل گران و ناظران! شعبده Flame برای همین علم شد، ولو این که حیثیت رئیس جمهور آمریکا و معاون وزیر دفاع انگلیس و موشه یعالون معاون نتانیاهو را گرو می گرفت (یعالون گفته بود استفاده از نرم افزار برای برخورد با برنامه هسته ای ایران منطقی است).
3- روزنامه نیویورک تایمز به پاسخگویی درباره «بغداد چه خبر بود» سزاوارتر است، روزنامه نزدیک به دولت آمریکا که می داند هیمنه ابرقدرت قرن چگونه از سوی ایران جدید و قدرتمند به چالش گرفته شده است. نیویورکی ها خوب می دانند که هماوردی ایران با آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان در پای میز مذاکرات یعنی چه، حال آن که به خوبی می دانند همین ایران 69 سال پیش چگونه از سوی سران آمریکا و انگلیس و شوروی در خاک خود- در مذاکرات تهران- تحقیر شد و به حساب نیامد.
نیویورک تایمز اوایل فوریه 2008 (بهمن ماه 4 سال پیش) در حالی که چند هفته ای بیشتر از ریاست جمهوری اوباما نمی گذشت، به قلم راجر کوهن گزارشگر خود نوشت: «برای جلب افکار عمومی ایران باید سیاست فریب را برگزید، سیاست پتک جواب نداده است. من از محل اقامت 66 سال پیش سفیر انگلیس در تهران بازدید کردم.
ای کاش اوباما می توانست به تهران برود و میزی را ببیند که شام روز 30 نوامبر 1943 [9 آذر 1322- در اثنای جنگ جهانی دوم و اشغال تهران] بر روی آن صرف شد، شامی به افتخار تولد و 69 سالگی چرچیل با حضور او، روزولت و استالین. در بین این مقامات مذاکره کننده حتی یک ایرانی هم حضور نداشت تا شاهد سرنوشت جهان پس از جنگ جهانی دوم باشد... استقلال، اصل انقلاب ایران است. پرتاب ماهواره مانند برنامه هسته ای باعث غرور و عزت ملی در ایران شد.
آمریکا باید هوشمندانه به جای تکان دادن انگشت تهدید این غرور را رعایت کند. باید جوانان ایرانی تغییر در آمریکا را باور کنند». 69 سال پس از مذاکرات تهران، آمریکا طعم تلخ تحقیر را در پایتخت کشوری چشید که روزی نه چندان دور با غرور و تکبر فاتح آن شده بود. آمریکا حق داشت پس از مذاکرات بغداد نارنجک صوتی و بمب دودزا به میان رسانه ها و افکار عمومی پرتاب کند.
4- تحلیل گران آمریکایی اگر به تنهایی نمی توانند چرتکه بیندازند، از انگلیسی ها یاری بگیرند و به ماشین حساب بزنند. این عبارت از نشریه اکونومیست است که «جمهوری اسلامی اغتشاشات تابستان سال 2009 را به خوبی مهار کرد. ایران پس از آن هدف تحریم های شدید و ترور و خرابکاری علیه تأسیسات اتمی خود قرار داشت اما با همه این اتفاقات، اکنون گروه 1+5 از موضع احترام با ایران پای میز مذاکره می نشیند. یکی از دلایل مهم استقامت ایران در مقابل مسائلی که در نگاه دیگران بحران بسیار حاد تلقی می شود، مدیریت کارساز و غیرمتعارف آیت الله خامنه ای است. اعتقادات مذهبی مردم ایران باعث شده تا آنها از گروه های مخالف جدا شوند.
جمهوری اسلامی بر پایه اعتقادات مذهبی مردم شکل گرفته و همچنان از این حمایت مردم بهره مند است.» انقلاب اسلامی برای ایران، آغاز تاریخ جدید است. ملت ایران در تاریخ 200 سال قبل از انقلاب طرف شکست خورده جنگ ها بود همچنان که در حوزه نهضت ها جز ناکامی عایدش نشده بود. اما انقلاب اسلامی که آمد سلسله پیروزی ها در حوزه «جنبش سیاسی»، «دفاع وجنگ»، «جنبش نرم افزاری و علمی» و «جنبش های مقاومت اسلامی منطقه ای» را با خود به ارمغان آورد. غنی سازی بزرگ به برکت نفس مسیحایی حضرت روح الله(ره) در جان ملت ایران و دیگر ملت های مسلمان منطقه اتفاق افتاد و اقتدار ابرقدرت ها را با موفقیت به چالش گرفت.
رنج و مصیبت بزرگ برای قدرت ها این است که دین اگر روزی از سوی روشنفکران مارکسیست و لیبرال به عنوان افیون و مخدر توده ها معرفی می شد، به برکت مسیح روزگار معاصر- خمینی عزیز رضوان الله تعالی علیه- احیاگر ملت ها شد و از آنها بنیان شکست ناپذیر ساخت. انقلابی که خمینی پی افکند و خلاصه او- خامنه ای عزیز حفظ الله تعالی- به پیش برد، ریشه فکر تخدیرانگیز سکولاریسم (منزوی کردن دین از عرصه سیاست و اجتماعیات) را سوزاند.
تاریخ اگردر غرب به پایان می رسید، در شرق از نو آغاز شده بود. کدام معجزه بزرگ تر از این که به تعبیر بی بی سی «گروه های مارکسیست به عنوان قائلان به افیون بودن دین، سربر آستان آیت الله خمینی نهادند»؟! و استراتژیستی با مختصات خاویر سولانا (رئیس سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا) خرداد 6 سال پیش مجبور شد با صدای بلند در اسپانیا اعلام کند « ایران برای نخستین بار در تاریخ رهبری منطقه خاورمیانه را به دست گرفته و به همین دلیل تنش برسر برنامه غنی سازی در ایران نه با بمباران بلکه با عقل و از مسیر گفت وگو حل می شود.
ایران نخستین قدرت خاورمیانه شده و انواع برگ های برنده را مانند برگ هسته ای، برگ عراق، برگ حماس و حزب الله و... در دست دارد... در آینده باید با جنبش های تندروی اسلامی شبیه حماس همزیستی داشته باشیم و این احتمال زیاد است که همه ما در یک دنیای اسلامی که در آن اخوان المسلمین و تندروهای اسلامی حکومت کنند، زندگی کنیم...»
5- ما نه از جنگ و تحریم و ترور می هراسیم و نه از ویروس های مجازی. بله، از ویروس ها و میکرب های ارتجاع باید نگران بود، از بیماری درجا زدن و خودشیفتگی. مقتدای حکیم انقلاب این هشدار را در حرم مطهر امام(ره) متذکر شدند که «عزیزان من، جوان های عزیز، مردم مؤمن! بله، ما رکورد زدیم، ما پیشرفت کردیم اما اگر دلمان را به آنچه تاکنون به دست آوردیم، خوش کنیم، شکست خواهیم خورد. اگر توقف کنیم، به عقب پرتاب خواهیم شد.
اگر دچار غرور شویم، دچار عجب و خودشیفتگی شویم، به زمین خواهیم خورد. اگر ما مسئولان کشور... دچار خود محوری شویم، دچار تکبر شویم، دچار خود شگفتی شویم، تو دهنی خواهیم خورد... در پی کسب محبوبیت نباشیم، دنبال تعلقات دنیوی نباشیم، دنبال پرداختن به اشرافیگری و تجملات نباشیم... در راه پیشرفت توقف ممنوع است، خودشگفتی ممنوع است، غفلت ممنوع است، اشرافیگری ممنوع است، لذت جویی است به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیت هاست که می توانیم به قله برسیم... ما داریم در دامنه حرکت می کنیم، ما هنوز به قله نرسیده ایم، با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنی ها تمام خواهد شد... ما تا آن روز فاصله داریم، حرکت را بی وقفه باید ادامه دهیم.»