تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۲۳۸

مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
در روزهای عادی تنها 12 دقیقه با ماشین از این به اصطلاح گتو تا آن دنیای تجاری پر زرق و برق و به عبارت بهتر از کلیسای ترینیتی تا مرکز شهر شیکاگو فاصله است. اما در آن روز یکشنبه ای که نشست سران ناتو در مرکز مک کورمیک شیکاگو برگزار می شد، فاصله بین این دو دنیا به ساعت ها رسید. زیرا تظاهرکنندگان رفت و آمد وسایل نقلیه را فلج کرده بودند و خیابان ها توسط نیروهای پلیس مسدود شده بود.
زیرا باراک اوباما در این شهر حضور داشت و باید از وی محافظت می شد، همان مردی که زمانی انجمن ترینیتی و کلیسای آن را که کلیسای بزرگ سیاهان در جنوب شیکاگو به شمار می آید به مانند خانه خود می دانست.
دوست قدیمی اوباما یعنی جناب کشیش «اوتیس موس سوم» در مقابل در انجمنی ایستاده است که زمانی اوباما در آن عضویت داشت. دوستی میان او و این کشیش کلیسای ترینیتی به قبل از رییس جمهور شدن اوباما برمی گردد. در آن زمان اوباما در میان مردان سیاه پوش و زنانی که کلاه های رنگارنگ و لباس های زیبا بر تن داشتند روی همان نیمکت های کلیسا می نشست.
مراسم دعا و عبادت سه ساعت به طول می انجامد و حاضران ضمن خواندن ترانه های سیاه به گرامیداشت جنبش رهایی بخش سیاهان می پردازند. در آن یکشنبه نیز همه چیز به مانند زمانی بود که اوباما هنوز یکی از آنان و امید بزرگ سیاهپوستان آمریکا به حساب می آمد. اما آیا اوباما هنوز هم چنین موقعیتی دارد؟
«به هیچ عنوان قصد ندارم شما را به کاری وادار کنم»، کشیش موس این جمله را خطاب به اعضای انجمن و با حالتی می گوید که گویی می خواهد از یک فاجعه جلوگیری کند. او از جمله کسانی است که هنوز هم نسبت به رییس جمهور تعصب دارند: «نباید به تلقین های کسانی گوش کنید که می گویند این بار نباید رای بدهید.» صدای کشیش هر لحظه بلندتر می شود و سپس با لحنی آهنگین تکرار می کند: «رای بدهید! رای بدهید!» بعد از آن عبادت ویژه سیاهان با موسیقی هیپ هاپ آغاز می شود. کشیش موس می گوید: « اگر از حق رای خود استفاده نکنید به جنبش مدنی و به برادرمان مارتین لوترکینگ خیانت کرده اید.»
کشیش موس به مدت چهار سال هرگاه که از وی در مورد اوباما سوال می شد سکوت می کرد و در هیچ مصاحبه ای شرکت نمی کرد و در هیچ مناظره جنجال برانگیزی حضور نمی یافت زیرا از نظر وی در این نشست ها به مومنان تلقین می شد که اوباما تنها مشکلات را بیشتر کرده است. کشیش موس همواره نگران این بود که تاکید و تکرار گناهان تاریخی سفید پوستان آمریکا یا همان برده داری موجب رنجش طرفداران سفید پوست اوباما شود. اما امروز هم شعارهای صریح این کشیش و کلیسای اوباما وحشت برخی سفیدپوستان آمریکا را برانگیخته است. با این همه در آن روز یکشنبه مساله بر سر رای دهندگان سفیدپوست نبود و موضوع بحث خطری بود که می تواند موجب رویگردانی انجمن سیاهان ترینیتی از رییس جمهور و به عبارتی از «اولین رییس جمهور سیاهپوست آمریکا» شود.
کار اوباما به جایی رسیده است که چندی پیش و در آستانه نشست سران ناتو، مجله نیوزویک با چاپ عکسی از وی روی جلد خود تیتر زد: «اولین رییس جمهور همجنس گرا». رنگ زمینه این عکس نیز نماد همجنس گرایان بود. در برنامه های تلویزیونی هم همه از این اقدام گستاخانه اوباما در به رسمیت شناختن ازدواج همجنس گرایان صحبت می کنند. تا امروز تنها در چند ایالت آمریکا این مساله به رسمیت شناخته شده است. حال ظاهرا همجنس گرایان کاندیدای جدیدی کشف کرده اند که می خواهد به هر قیمت ممکن در انتخابات آینده به پیروزی برسد. اما مساله اینجاست که اکثریت بزرگی از سیاهپوستان آمریکا به شدت با همجنس گرایی مخالفند و آن را یک گناه و خیانت می دانند.
هنگامی که چند هفته پیش اوباما تصمیم گرفت که برخلاف آنچه نشان داده بود از ازدواج دو همجنس حمایت کند، به خوبی می دانست که دست به چه کار مخاطره آمیزی می زند؛ زیرا هنوز هم همجنس گرایی در جامعه سیاهپوستان یک تابو محسوب می شود. بر پایه نظرسنجی ها 65 درصد از سیاهپوستان همجنس گرایی را امری مذموم قلمداد می کنند و این رقم البته در میان سفید پوستان به 48 درصد می رسد. هنگامی که در سال 2008 برای به رسمیت شناختن ازدواج همجنس گرایان همه پرسی برگزار شد، بیش از 70 درصد از سیاهپوستان این ایالت به آن رای منفی دادند.
هنگامی که در ژانویه 2009 باراک اوباما وارد کاخ سفید شد غالب کشورهای جهان او را ستودند اما این انتخاب برای هیچکس به اندازه سیاهپوستان آمریکا اهمیت نداشت. 96 درصد از سیاهپوستان به اوباما رای دادند و از عشق او به پای صندوق ها رفتند و بسیاری از آنان برای اولین بار بود که رای می دادند. البته هنوز هم با وجود همه امیدهایی که اوباما ناامید کرد بسیاری از آنان از وی حمایت می کنند.
نرخ بیکاری در میان سیاهان به مانند گذشته 13 درصد است و این در حالی است که نرخ متوسط بیکاری در سراسر کشور به هشت درصد می رسد. 11درصد از سیاهپوستان در جریان بحران اقتصادی خانه های خود را از دست داده اند و حال اوباما برای اولین بار نسبت به از دست دادن رای این جمعیت ناامید نگرانی دارد، جمعیتی که بدون آن اوباما در انتخابات بازنده خواهد بود.
اما حمایت اوباما از ازدواج همجنس گرایان به ناامیدی های این جمعیت افزود. همجنس گرایی با فرهنگ سیاهان یعنی فرهنگی که مردی و مردانگی در آن از جایگاهی ویژه برخوردار است به هیچ عنوان همخوانی ندارد. «چارلزاستیونس» نویسنده سیاهپوست آمریکایی می نویسد: «ما سیاهان در عصر برده داری به اندازه کافی تحقیر شده ایم و حال می خواهیم آنچه را برایمان باقی مانده است حفظ کنیم.» بر پایه گزارش ها غالب قتل های با انگیزه مخالفت با همجنس گرایی از سوی سیاهپوستان صورت گرفته است.
از سوی دیگر هیچ نهادی به اندازه کلیسا بر سیاهان آمریکا نفوذ ندارد. کلیسا کانون زندگی اجتماعی آفروآمریکن ها به حساب می آید و 22 درصد از آنان بیش از یک بار در هفته به کلیسا می روند و این رقم دو برابر سفید پوستان است. سیاهپوستان به آنچه کشیش می گوید و به آنچه در انجیل آمده است اعتقاد دارند و انجیل ازدواج را تنها میان مرد و زن مباح می داند.
از سوی دیگر اوباما همه تلاش خود را کرد تا شاید از زیان های قابل پیش بینی این اقدام خود بکاهد. به همین دلیل شخصا برای توجیه این اقدام با هشت کشیش سیاهپوست تماس گرفت که یکی از آنان «اوتیس موس جونیور» پدر اوتیس موس سوم بود. موس جونیور یکی از همکاران نزدیک لوترکینگ بوده است. با این حال حتی کشیش هایی که مدت ها از اوباما طرفداری کرده بودند نیز به شدت وی را مورد انتقاد قرار دادند.
کشیش «دوایت مک کیسیک» از ایالت تگزاس گفت: «اوباما به انجیل خیانت کرده است.» کشیش «ویلیام اونس» از ممفیس نیز از «به گروگان گرفته شدن جنبش مدنی توسط همجنس گرایان» شکایت کرد و گفت: نمی توان حقوق مدنی را در مورد همجنس گرایان صادق دانست: «همجنس گرایان خود انتخاب کرده اند که به این صورت زندگی کنند و سیاهپوستان هرگز چنین انتخابی نداشته اند.»
اونس در حال حاضر تهدید می کند که انتخاب دوباره اوباما را به چالش خواهد کشید. او نیز یکشنبه هر هفته علیه حمایت اوباما از ازدواج همجنس گرایان سخن می گوید. افزون بر آن، اونس گروهی 13نفره از کشیش های سیاهپوست را در تنسی تشکیل داده که وظیفه آنان مخالفت با اوباماست. این افراد صراحتا اعلام کرده اند در صورتی که اوباما از اقدام خود برائت نجوید آنان هم از پیروان خود خواهند خواست که به وی رای ندهند.
اما اوتیس موس خطاب به این برادران دینی خود یعنی آن 13 کشیش می گوید: «شما هرگز اقدامی علیه نژادپرستی، نابرابری و خشونت پلیس انجام نداده اید.» او در نامه ای سرگشاده می نویسد: «نهاد خانواده با سخنان اوباما دچار تزلزل نمی شود. این نهاد سال ها پیش و زمانی متزلزل شد که مردان زنان را مایملک خود و فرزندان را نشانه ای از توانایی های جنسی خود تلقی کردند.»
کشیش موس در همان روز یکشنبه که نشست سران ناتو برگزار می شد نیز این نامه سرگشاده را در حضور طرفدارانش خواند و به نقل از پدرش گفت: « نیاکان ما 389 سال تمام دعا می کردند که روزگاری یک سیاهپوست به کاخ سفید برود. شما دویست شورش بردگان را تجربه کرده و در 11 جنگ و یک جنگ داخلی که 600 هزار قربانی داشت شرکت جسته اید. اجازه نخواهم داد که چند کشیش و سیاستمدار تنگ نظر و عقب افتاده از اینکه من از حق رای خود استفاده نکنم خوشحال شوند.» و سپس کشیش موس در سخنانی این توقع را که رییس جمهور موضع مذهبی داشته باشد امری ناممکن خواند و گفت: «او رییس جمهور باپتیست ها نیست. او وظیفه دارد که از حقوق یهودی و غیریهودی، مرد و زن، پیر و جوان، سیاه و سفید و مومن و غیرمومن دفاع کند.»
لحن سخنان کشیش موس شباهت زیادی به لحن اوباما در انتخابات سال 2008 دارد. اوباما در آن زمان وعده تغییر و آشتی ملی می داد و تاکید داشت: «چیزی به نام آمریکای سفید و آمریکای سیاه وجود ندارد. ما یک آمریکا داریم و آن ایالات متحده آمریکاست.» و از قرار معلوم حمایت امروز اوباما از ازدواج همجنس گرایان هم چیزی از جنس همان وعده های بزرگی است که قرار بود صفحه جدیدی در تاریخ طولانی مبارزه فرهنگی در آمریکا باز کند. به احتمال قوی اوباما با این عمل خود در نظر دارد بار دیگر چهره آن جادوگر سال 2008 را احیا کرده و به نمایش بگذارد.
اما این بار بسیار بعید به نظر می آید که اکثریت رای دهندگان با این تصمیم حساب شده رییس جمهور همراه شده یا همجنس گرایان ثروتمند حاضر شوند که حمایت مالی از وی را قبول کنند. زیرا بعد از چهار سال همه می دانند که وعده های اوباما برای ساختن «آمریکایی در خدمت همه» حرف پوچی بیش نبوده است. حتی بسیاری از حامیان سرسخت اوباما نیز امروز از وی حمایت نمی کنند.
«کورنل وست» استاد سیاهپوست دانشگاه های آمریکا که زمانی از طرفداران پر و پا قرص اوباما بود، می گوید: «اوباما شبیه نویسنده ای است که به تولستوی و پروست اشتیاق دارد اما خودش فقط داستان های کوتاهی می نویسد که مناسب چاپ در مجله های متوسط است. من از اوباما پروست و تولستوی را انتظار داشتم اما او تبدیل به روی جلد نیوزویک شد.»