تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۲۴۰
درباره «بازسازی و سازندگی» کتاب جدید آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی

محمود فاضلی
همزمان با برگزاری بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، کتاب خاطرات سال ۱۳۶۸ «آیت الله هاشمی رفسنجانی» از سوی «دفتر نشر معارف انقلاب اسلامی» انتشار یافت. این کتاب که در ۸۷۵ صفحه و قیمت ۱۹ هزارتومان به فروش می رسد، به مرور خاطرات و روزنوشت های ایشان در سال ۱۳۶۸ می پردازد. کتاب که به اهتمام «علی لاهوتی» (فرزند فاطمه هاشمی (تدوین شده است، همچنین در دیباچه خود مقدمه مفصلی در ۲۹ صفحه به قلم هاشمی رفسنجانی با خود به همراه دارد.
وی در این مقدمه به برخی از مهم ترین دلمشغولی ها و دغدغه هایش در سال ۱۳۶۸ اشاره می کند که در میان آنها یادآوری موضوعاتی همچون رحلت امام خمینی(ره)، بازنگری قانون اساسی، استعفای آیت الله منتظری و نیز انتخاب رهبری نظام اسلامی قابل توجه است. در این کتاب، رویدادهایی همچون تحولات مجلس شورای اسلامی و اضافه شدن بندهایی به قانون اساسی، ریاست جمهوری آیت الله هاشمی، دیدارها و اسنادی پیرامون عملیات های ترمیمی و عمرانی در قالب جهادسازندگی،‏ سفر ایشان به مسکو به دعوت «میخاییل گورباچف» رهبر اتحاد جماهیر شوروی، سفر «نیکلای چائوشسکو» رییس جمهور معدوم رومانی به تهران و ده ها موضوع دیگر ذکر شده است.
هاشمی رفسنجانی در بخشی از این مقدمه نقطه نظرات خود در موضوع عدالت و رفع تبعیض را بیان کرده و می نویسد: «اندوخته های فکری و احساسی که از دوران طفولیت تا جوانی در وجودم شکل گرفته بود، سرمایه و انرژی عظیمی در وجودم ذخیره کرده بود که پس از جنگ و شروع سیاست بازسازی و سازندگی، از مسوولیت اجرایی که در آن زمان خیلی سخت تر از کرسی ریاست مجلس بود، استقبال کنم و آرزوهای دیرینه خود را در جهت توسعه کشور و عدالت اجتماعی به کار گیرم که هر دو را پایه اساسی استقلال و قطع وابستگی و الگوسازی برای سایر جوامع عقب افتاده می دانسته و هنوز می دانم.»(1) دو روزنوشت مهم کتاب منتشرنشده خاطرات هاشمی رفسنجانی به قرار زیر است:
10 خرداد 1368

سری به بیت امام زدم، دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تاکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دست شان گذاشتم. انگشت شست من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمان شان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت می کند، مکثی کردند و ادامه دادند: به خصوص شما و آقای خامنه ای نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.
به مجلس رفتم و کارها را انجام دادم. آقای ری شهری آمد و گزارش های اطلاعاتی داد و پیشنهاد داشت در بازنگری قانون اساسی، وزارت اطلاعات زیرنظر رهبر باشد یا سازمان شود که به مجلس برای تایید نیاید. وزیر نفت آمد؛ گزارش سفر داد و درباره طرح جدید عربستان در مورد قیمت نفت اوپک مشورت کرد. نگران بود که باز توطئه ای علیه ما باشد. گزارش هایی درباره صنایع نفتی داد و بر لزوم کم کردن تیرگی روابط با غرب تاکید داشت.
18 تیر 1368

جمعی از نمایندگان که گروه مستقل را در مجلس تشکیل داده اند و در حدود 60 نفر هستند، آمدند و خواستار کمک به آنها در انجام وظایف شدند. برایشان مفصلاصحبت کردم. عصر شورای بازنگری قانون اساسی جلسه داشت. بعد از جلسه با آیت الله خامنه ای جلسه کوتاهی داشتیم. به خاطر کسالت ایشان جلسه امشب را لغو کردیم قرار شد به شورای نگهبان توصیه کنیم که تعداد بیشتری از نامزدهای ریاست جمهوری را ذی صلاحیت معرفی کنند که انتخابات جلوه بیشتری داشته باشد. امروز فقط من و آقای دکتر شیبانی را صالح معرفی کرده اند.
آقای کروبی هم آمد در همین خصوص اصرار داشت و از شورای نگهبان به خاطر عدم توجه به مسایل سیاسی انتقاد کرد. آقای کمالی نماینده تهران و مسوول خانه کارگر آمد و اجازه خواست که خانه کارگر به نفع من تبلیغ کنند. مرتبا از سراسر کشور تقاضای تشکیل ستاد تبلیغات می رسد و جواب من این است که تبلیغات ندارم. می خواهم تکیه روی اصل شرکت در انتخابات باشد. عفت که بر سر مزار امام رفته بود؛ دیر آمد و از شیوه تدارک انتقاد داشت.
یکی دیگر از ویژگی های این کتاب، نسبت به کتاب های گذشته ایشان، اضافه شدن آلبومی از عکس های هاشمی رفسنجانی در سال 1368 و با ذکر جزییات، به جای آلبوم شخصیت ها که در هر مجلدی تکرار می شد، بود. ایشان که در چند سال اخیر به دلیل انتشار روزنوشت های دهه 60 مورد انتقاد یا ستایش محافل مختلف سیاسی - فرهنگی قرار گرفته، انگیزه خود را از نوشتن خاطرات، علاقه به نویسندگی عنوان کرده و می گوید: «قبل از انقلاب حتی در اوج مبارزات در زندان، یا به خاطر شرایط سیاسی متواری بودم، براساس موضوعاتی که برای جامعه احساس نیاز می کردم، می نوشتم.
بعد از پیروزی انقلاب به خاطر مسوولیت های فراوانی که داشتم، نمی توانستم روی موضوعی خاص متمرکز شوم اما جریانات و افرادی که توانستند با متن انقلاب هماهنگ شوند، از دید خود به تدوین تاریخ انقلاب پرداختند. ما هم بنیاد تاریخ را تاسیس کردیم و مصاحبه هایی درباره گذشته تاریخ انقلاب با مسوولان این بنیاد انجام دادم که در دو جلد با اسناد منتشر شد ولی دیدم جای خاطرات روزانه خالی است و با تاخیر شروع به یادداشت کردم.»
وی ادامه می دهد: «در حین نوشتن، انگیزه حفظ تاریخ انقلاب هم در من تقویت شد. در همان نخستین روزهای پس از شروع نوشتن خاطرات، به این نکته توجه داشتم که مطمئنا این نوشته ها پایه ای برای نگارش تاریخ معاصر در آینده خواهد بود. به همین خاطر در کنار ایجاز، سعی می کردم مسایل و موارد مهم تاریخی از قلم نیفتد.» هاشمی درخصوص مطالعه خاطرات دیگر شخصیت های سیاسی نیز گفته است: «خاطرات اسدالله علم را نخوانده بودم و بعدها خواندم. اما خاطرات بعضی از شخصیت های سیاسی آن زمان و زمان قاجاریه را دیده بودم. به خصوص زمانی که کتاب «امیرکبیر؛ قهرمان مبارزه با استعمار» را می نوشتم، به خاطرات نویسندگان داخلی و خارجی آن زمان مراجعه می کردم.
وی ادامه می دهد: «اهمیت تاریخ شفاهی از لحاظ منبع و ماخذ مثل تاریخ های مکتوب و رسمی نیست اما بهترین سند برای تکمیل تاریخ و روشن شدن زوایای مبهم است. مثلادر تاریخ ایران، چگونگی احداث راه آهن شمال به صورت چند صفحه آمده که این موضوع در خاطرات شریف امامی که قبل از نخست وزیری، کارمند و رییس راه آهن و در جریان احداث آن بوده، پس تاریخ شفاهی که اخیرا در ایران هم مرسوم شده و مسوولان مصاحبه می کنند، می تواند شرحی برای منابع تاریخی باشد.
در خاطرات من هم این گونه است. مثلامن در خاطرات روزانه، مسایل مهم مربوط به عملیات کربلای پنج و بعضی از مسایل مهم جنگ را نوشتم که این موضوع در مصاحبه های بعدی همزمان با انتشار مذاکرات قرارگاهی مربوط به آن عملیات به صورت مبسوط آمده است.
وی شیوه نگارش خاطراتش را چنین شرح می دهد: «خاطرات روزانه ام را هر شب در یک صفحه تقویم می نویسم. اما مسایل مهمی در کشور هست که هم نوشتن آنها و هم ننوشتن آنها خوب نیست. به خاطر مسایل امنیتی و مصلحت کلی کشور نمی خواهم در خاطرات روزانه ام بنویسم که بعضا افرادی به آن دسترسی دارند. به همین خاطر این گونه مسایل را در یک تقویم کوچک که معمولاهمراه من است، می نویسم تا فراموش نشود و هنگام چاپ خاطرات این دو متن - البته اگر مصلحت کتمان برطرف شده باشد ـ تلفیق می شوند.»
هاشمی همچنین در گفت‌وگو با نشریات(2) به تدوین کتاب های جدید خود اشاره کرده و گفته است: «در سال 89 نظرات سیاسی خود را برای اتفاقات تاریخی در قالب دیدگاه نوشته بودم که به تناوب در رسانه ها چاپ شده و ان شاءالله آن را هم در قالب یک مجموعه مستقل چاپ می کنم.
اخیرا هم مصاحبه هایی با گروه های علمی و پژوهشی حوزه علمیه قم و دبیرخانه مجمع انجام داد ه ام که آن هم با عنوان «فقه المصلحه» و در قالب مقاله چاپ خواهد شد. وی این نکته را هم اضافه کرده است که «دلم می خواهد با فراغت بال به تنظیم آثار پراکنده ام بپردازم که با توجه به تناسب وقت، انجام می دهم و ان شاءالله بتوانم همه آنها را تکمیل کنم.»(3)
هاشمی رفسنجانی تعدادی کتاب با عنوان مجموعه خاطرات روزانه دارد. او انگیزه خود را از نوشتن خاطرات روزانه علاقه به نویسندگی عنوان کرده است. براساس خاطرات و دیدگاه ها، سخنرانی ها و مصاحبه های او چندین کتاب مستقل نوشته شده است. علاوه بر این، متن کامل خطبه های نماز جمعه، مصاحبه ها، سخنرانی ها و نطق های پیش از دستورش در مجلس به صورت کتاب های جداگانه منتشر شده است.
طی سه دهه گذشته او یکی از چهره های اصلی جمهوری اسلامی بوده به همین دلیل، مجموعه کتاب هایی که او منتشر کرده و خواهد کرد، حجم زیادی از اطلاعات را در اختیار مورخان و تحلیلگران قرار می دهد.(4)
«محسن هاشمی» در گفت وگو با «تاریخ ایرانی» درباره فرآیند انتشار کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی می گوید: «برای بررسی رویکرد خاطره نویسی آقای هاشمی باید سوابق مبارزاتی ایشان را مرور کرد؛ آقای هاشمی روحانی جوانی بودند که در سال ۴۳ کتاب «سرگذشت فلسطین» یا کارنامه سیاه استعمار و در سال ۴۶ کتاب «امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار» را نوشتند.
سعی ایشان بر این بوده که پیوندی بین روحانیون و مبارزات سیاسی و مذهبی با روشنفکرانی برقرار کنند که آن زمان با روش های مختلفی با رژیم شاه مبارزه می کردند؛ بخشی از مبارزان سیاسیون مذهبی بودند که به مبارزه همه جانبه اعتقاد داشتند و به مجموعه ای از فعالیت های سیاسی، پرورشی، کادرسازی، دفاع مسلحانه، نفوذ در دستگاه های تربیتی کشور، مساجد، حسینیه ها و ایجاد مدارس مختلف روی آوردند و علاوه بر آن فعالیت های اندکی نیز برای امرار معاش و تامین هزینه های مبارزه داشتند و در نهایت نیز همین روش مبارزه همه جانبه باعث پیروزی انقلاب شد.
در آن زمان گروه هایی چون سازمان چریک های فدایی، سازمان مجاهدین خلق، گروه بیژن جزنی و حتی گروه های اسلامی مثل حزب ملل اسلامی به مبارزه مسلحانه روی آورده بودند. در صف روحانیت هم چند گرایش وجود داشت، برخی فعالیت های مبارزاتی خود را به سوی مبارزه با بهاییت سوق داده بودند مانند انجمن حجتیه، عده ای فعالیت خود را در امور مذهبی و کادرسازی و مسایل عقیدتی و اخلاقی محدود کرده بودند.
روحانیون مبارزی همچون آقایان خامنه ای، بهشتی، مفتح، باهنر و هاشمی هم با وجود مبارزات همه جانبه خود، فعالیت های فرهنگی را هم پی می گرفتند و به مطالعه اهمیت فراوانی می دادند. ما در خانه همیشه ایشان را در حال مطالعه یا نوشتن می دیدیم. بنابراین حتما ایشان کتاب های خاطرات دیگران را مطالعه کرد ه اند. علاوه بر آن ایشان همیشه به مستندسازی وقایع علاقه مند بودند. اوایل پیروزی انقلاب ایشان احساس کردند در ثبت موارد مهم نظم خوبی وجود ندارد چنان که مذاکرات جلسات مهم ضبط و ثبت نمی شد.
البته در آن زمان بعضی اعتقاد داشتند که شاید انقلاب عمر طولانی نداشته باشد و شکست بخورد و همه دستگیر شوند، بعضی مواقع می گفتند در جلسات مستندسازی نکنید، چون اطمینان نداشتند که انقلاب پا بگیرد. آقای هاشمی در برهه ای احساس کردند که باید در حد مقدورات زمان وقایع نگاری کنند، ایشان رویدادهای روزانه را در یک صفحه دفترچه تقویم ثبت کردند.»(5)
وی همچنین شیوه ثبت خاطرات شخصی ایشان با آمیخته شدن وقایع نگاری رخدادهای انقلاب را چنین توضیح می دهد: «آقای هاشمی به سبک خودشان وقایع نگاری می کنند، طبیعتا هر فرد وقایعی را در روز ثبت و ضبط می کند که برای خودش حایزاهمیت باشد. ایشان هم چون رویداد ها و دیدار هایشان را با ذکر تاریخ دقیق آن نوشتند، مفید واقع می شود و پیگیری و بررسی آن نیز آسان تر است. اشاراتی که ایشان در خاطرات خود دارند برای محققان و چهره های دانشگاهی این امکان را فراهم می کند که با مرور رخدادهایی که به طور روزانه در خاطرات ایشان انعکاس داشته، به طور مستند واقعیت ها را دریابند.
به طور مثال در جای جای کتاب خاطرات هاشمی در سال ۶۷ به قطعنامه ۵۹۸ اشاره شده و با مروری بر آن می توان دریافت که چه افرادی در این مساله درگیر شدند و چه فرآیندی طی شد که ایران اعلام کرد این قطعنامه را می پذیرد. البته ایشان خاطرات را از زاویه دید خود و به واسطه حضورشان در رخدادهای مختلف می نویسند، با این حال برخی انتقاد می کنند که ایشان به گونه ای خاطرات را می نویسند که گویی مرکز همه کارها بودند.
طبیعی است در رخدادهای مختلف افراد و نهادهای فراوانی دخیل می شوند و اگر آقای هاشمی به آن موضوع اشاره می کند به واسطه این است که خودشان در بخشی از فرآیند یا نحوه تصمیم گیری ها یا اتفاقات پیش آمده دخیل و سهیم هستند، مثلاماجرای مک فارلین در نخست وزیری اتفاق افتاد و حتی مشاور آقای موسوی آن را پیگیری می کرد و در بخشی هم آقای هاشمی وارد این موضوع شد، پس وقتی در خاطرات خود به ماجرای «مک فارلین» اشاره می کنند از زاویه دیدگاه و ورود خودشان به مساله است، نه اینکه مرکز کار خودشان هستند.»(6)
نخستین کتاب از مجموعه خاطرات هاشمی رفسنجانی در اواسط دهه 70 در روزنامه «همشهری» به صورت پاورقی منتشر شد و بعد از آن به فاصله دو سال یک بار یک جلد از این خاطرات عرضه عمومی شد. یکی از این مجلدات در روزنامه «جام جم» نیز به صورت پاورقی روزانه انتشار یافت. انتشار خاطرات هاشمی رفسنجانی همیشه با واکنش های مختلفی روبه رو شده و می شود و نقد و شرح های فراوانی بر آن نگاشته شده است.
نخستین کتاب خاطرات هاشمی بیش از هشت بار تجدید چاپ شد که از اقبال عمومی به این نوشته ها خبر می دهد. هاشمی رفسنجانی آن طور که خودش نوشته از اول فروردین سال 60، هر روز در یک صفحه از سررسید همان سال یادداشت هایی درباره کارهای شخصی و حوادث مهم داخلی و خارجی نوشته است.
در سیر انتشار کتاب های خاطرات هاشمی هم خانواده وی نقش خاص خود را داشته اند. از سویی ویراستاری هر جلد از خاطرات هاشمی از سوی یکی از اعضای خانواده او انجام می شود. در این زمینه مهدی، محسن، فاطمه و یاسر را از جمله ویراستاران افراد خانواده هاشمی می توان نام برد. همسر وی، عفت مرعشی هم قبل از انتشار یک بار خاطرات را می خواند، البته بنا بر گفته خانواده هاشمی در انتشار خاطرات تغییری صورت نمی گیرد و تنها نکاتی حذف می شوند که جنبه سری داشته باشد یا به آبروی افراد مربوط باشد. تغییرات دیگر هم صرفا ویرایشی و لفظی است.
مهدی هاشمی فزرند هاشمی درخصوص ماجرای خاطره نویسی هاشمی می گوید: «هرکس که سرش خلوت تر باشد، عهده دار کار یک جلد می شود. در درجه اول می خواهیم که تمام فامیل درگیر این کار شوند تا بچه های فامیل، خاطرات حاج آقا را بخوانند. خود خانواده حاج آقا باید بدانند که خاطرات حاج آقا چه بوده است.
یک سری مسایل در خاطرات هست که به آبروی افراد ربط دارد، بنابراین باید بازبینی توسط افرادی صورت بگیرد که محرم باشند. فقط به خانواده می توان اطمینان صددرصد داشت پس اگر نکته ای در خاطرات حاج آقا باشد که سری و نظامی است یا به آبروی افراد مربوط می شود، بهتر است که از چشم افراد خانواده بگذرد تا افراد بیرونی.»(7)