تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۲۴۳
داریوش قنبری در گفت‌و‌گو با «مردم‌سالاری»:
کورش شرفشاهی مقدمه: پایان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی به کاهش تعداد اصلاح‌طلبان در مجلس منجر شد. اگر چه بسیاری از اصلاح‌طلبان در این دوره از انتخابات شرکت نکردند و لیست مشترکی از سوی اصلاح‌طلبان ارایه نشد اما نتیجه به نوعی بود که باعث سوالات متعدد در اذهان عمومی شد. بسیاری از شرکت‌کنندگان در انتخابات که موفق نشده بودند رای لازم را از صندوق‌ها بگیرند اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات به شورای نگهبان ارایه دادند و برخی دیگر نیز اگر چه اعتراض نکردند اما در قالب های مختلف، انتقاداتی مطرح کردند. البته هر دوگروه تاکید داشتند که اسناد لازم برای اثبات ادعایشان را در اختیار دارند. اما این که اصلاح‌طلبان در شرایط جدید چه باید بکنند و چگونه می‌توانند به عرصه قدرت باز گردند یکی از مهمترین مسایلی است که باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در این رابطه با داریوش قنبری، نماینده ایلام در دوره‌های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی وعضو فراکسیون خط امام(ره) گفت و گو کردیم.

* اکنون تعداد نمایندگان اصلاح‌طلب در مجلس نهم به شدت کاهش یافته است. آیا گمان می‌کنید گرایش به اصلاح‌طلبی کاهش یافته است؟
** در مورد این احتمال یا باور که اصلاح‌طلبی به پایان می‌رسد، باید این را بگوییم که اگر چند نماینده اصلاح‌طلب در مجلس شورای اسلامی نباشند، به معنای این نیست که اصلاح‌طلبی به پایان برسد. حتی اگر یک اصلا‌ح‌طلب در مجلس هم نباشد به معنای از بین رفتن اصلاح‌طلبی نیست. مانند اینکه اکنون یک اصلاح‌طلب در دولت و سایر ارکان دولت حضور ندارد و جایگاهی هم در قدرت ندارند، اما اصلاح‌طلبی پایان پذیر نیست.
اصلاح‌طلبی یک تفکر است که در بطن جامعه ریشه دوانیده و خواست طبقه متوسط جامعه ایران است و در تفکر جامعه ریشه دارد. برای اثبات این ادعا، امروزه می‌بینیم که برخی اصولگرایان مجبور هستند گاهی ژست های اصلاح‌طلبانه‌ای بگیرند تا مورد توجه جامعه قرار بگیرند. البته شاید این اصولگرایان در عمق وجودشان به آن شعارهای اصلاح‌طلبانه‌ای که می‌دهند، اعتقادی نداشته باشند. اما مجبور هستند برای اینکه حرفشان خریداری داشته باشد، شگردهای اصلاح‌طلبانه را در پیش بگیرند.
* برای اثبات ادعای رفتارهای اصلاح‌طلبانه اصولگرایان، نمونه‌هایی را سراغ دارید؟
** نمونه بسیار است و باید به مسایل پیش رو نگاه کرد. به عنوان مثال یکی از اهداف اصلاح‌طلبان این بوده که زنان را در عرصه قدرت وارد کنند و پستهای مدیریتی سطح بالایی را به زنان واگذار کنند. البته زمینه اجرای این تفکر در دوره ای که اصلاح‌طلبان در راس قدرت بودند، فراهم نبود زیرا فشارهای سنگینی از سوی اصولگرایان بر اصلاح‌طلبان وارد می‌شد که اجازه نمی‌داد اصلاح‌طلبان از این کارها انجام بدهند. اما دیدیدم که دولت احمدی‌نژاد که یک دولت اصولگرا بود، یک زن را در ترکیب دولت خودش قرار داد و پس از گذشته 30 سال از پیروزی انقلاب، این اتفاق افتاد.
این کار احمدی نژاد یک نقش اصلاح‌طلبانه بود که دولت اصولگرا ایفا کرد تا سابقه ای از تفکر اصلاح‌طلبی برای خودش مهیا کند. بنا بر این اصل تفکر اصلاح‌طلبی یک ضرورت است و هیچ کس هم نمی‌‌تواند به این تفکر پایان بدهد و از بین هم نمی‌رود. شاید اصلاح‌طلبان تحت تاثیر فشارهای بیرونی صاحبان قدرت ساکت شوند و اعتقاداتشان را مطرح نکنند. شاید اصلاح‌طلبان تحت تاثیر فضای محدودی که ایجاد می‌شود و محدودیت‌هایی که برای بیان و نشر عقایدشان ایجاد می‌شود، سکوت کنند، اما این سکوت کردن و حرف نزدن به معنای این نیست که تفکر اصلاح‌طلبی خاتمه پیدا کرده یا منسوخ شده است.
* در شرایط فعلی که تعداد نمایندگان اصلاح‌طلب در مجلس کاهش داشته است، گمان نمی‌کنید تفکر اصلاح‌طلبی در حال از بین رفتن باشد؟
** این کاهش نمایندگان مجلس در نتیجه اعمال محدودیتها بوده و قطعا و یقینا این محدودیتها باعث می‌شود که قدرت و توان یک تفکر بالاتر برود و اقبال عمومی به آن بالاتر برود. تفکر، یک بحث نرم افزاری است و شاید به تعبیری که گفته‌اند، هر چیزی که انسان را از آن منع کنند، انسان نسبت به آن حریص‌تر می‌شود. آنهایی که سعی دارند اصلاح‌طلبان را محدود کنند و با استفاده از هر ابزاری این کار را انجام می‌دهند باید بدانند هر چه انسان نسبت به یک چیزی احساس محدودیت و تنگنا کند، احساس تعلق بیشتری نسبت به آن پیدا می‌کند. بنا براین اقدامات چند سال اخیر در راستای محدود کردن اصلاح‌طلبان، موجب تقویت جایگاه اصلاح‌طلبی در کشور و در بطن جامعه شده است.
اما اینکه می‌ بینیم اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس زیاد موفق نشدند و نتوانستند در مجلس حضور پیدا کنند، به معنای این نیست که اصلاح‌طلبان در مجلس شکست خورده‌اند. در این انتخاباتی که برگزار شد، اصلاح‌طلبان حضور چندانی نداشتند. به خاطر اینکه فضا به تعبیر بعضی‌ها محدود بود و این فضا باعث می‌شد تا برخی رغبتی نداشتند در انتخابات شرکت کنند. من و امثال من هم که شرکت کردیم، مورد هجمه خاصی قرار گرفتیم که چرا در این شرایط شرکت می‌کنید. اما در نهایت با توجه به احساس وظیفه ای که کردیم، به عرصه انتخابات آمدیم و شرکت هم کردیم که البته بسیاری هم نیامدند.
* گمان نمی‌کنید کنار کشیدن همین عده به اصلاح‌طلبان ضربه زد؟
** اعتقادشان این بوده که فضا برای فعالیت اصلاح‌طلبان وجود ندارد و چنین تصمیم گرفتند که بهتر است خودمان را کنار بکشیم. در نتیجه بسیاری از اصلاح‌طلبان، خودشان را از عرصه انتخابات کنار کشیدند. اما این کنار کشیدن از این عرصه سیاسی، به معنای حذف اصلاح‌طلبی نخواهد بود.
* آیا گمان می‌کنید حضور گسترده اصلاح‌طلبان باعث موفقیت در انتخابات می‌شد؟
** اگر اصلاح‌طلبان حضور گسترده ای در انتخابات نهم پیدا می‌کردند و در یک شرایط عادلانه به رقابت می‌ پرداختند، اکثریت مجلس در اختیار اصلاح‌طلبان قرار می‌ گرفت.
اما انتخابات در یک جاده یک طرفه و در شرایطی برگزار شد که یا اصلاح‌طلبان حضور جدی نداشتند یا در شرایط نابرابری به رقابت پرداختند. خود من در حوزه انتخابیه ام با انواع فشارها رو به رو بودم. برخی نهادها، اعضای ستادهای انتخاباتی مرا اذیت و آزار می‌کردند و مسایلی در جریان انتخابات پیش آمد که می‌توان تاکید کرد انتخابات برخی حوزه ها در شرایط عادلانه‌ای نبود.
* آیا برای این ادعاها مدرک هم دارید و اعتراض کرده‌اید؟
** من مستندات لازم را دارم و اعتراض‌هایم را در قالب یک نامه به شورای نگهبان نوشتم و به مطبوعات هم دادم. اما نمی‌دانم چه شد که رسانه‌ها این نامه را منتشر نکردند. اما در قالب نامه‌ای آن شرایط ناعادلانه انتخابات را توصیف کردم و برخی تخلفات را که رقبای من داشتند منعکس کردم. در مجموع تخلفات صورت گرفته در جریان انتخابات را به شورای نگهبان گزارش کرده ام که منتظر نتیجه آن هستم. واقعیت این است که ما در شرایط برابری به رقابت با جریان اصولگرا نپرداختیم و همین تعداد کمی هم که وارد عرصه انتخابات شدیم، با محدودیتها و فشارهای گوناگونی رو به رو بودیم.
* این تنگناها چه بود؟
** از همان روز اول، صلاحیت ما در هیات‌های اجرایی رد شد که با درایت شورای نگهبان دوباره به عرصه انتخابات برگشتیم. اما تنگناهای دیگری در مرحله برگزاری انتخابات ، در ایام تبلیغات و بعد از برگزاری انتخابات ایجاد شد که در نهایت یک سری تخلفات اتفاق افتاد که انتظار داریم به آنها رسیدگی شود. بنده اخبار بسیار فراوانی از رای‌های تکراری رقبایم در حوزه انتخابیه دارم و از خرید و فروش رای نیز اسناد و مدارک خاصی دارم که اسناد و مدارک آنرا به شورای نگهبان فرستاده و شرح ماجرا را بیان کردم که انتظار دارم این موارد مورد رسیدگی قرار گیرد. بنا بر این ببینید آن تخلفاتی که انجام شده، چقدر در سرنوشت انتخابات و نیامدن افرادی همچون من تاثیرگذار بوده است.
* اکنون فضا این گونه است که دو حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی منحل شده است. از سوی دیگر با کاهش تعداد اصلاح‌طلبان، فضای مجلس را نیز از دست داده اید. در این شرایط برای ساماندهی اصلاح‌طلبان باید چه کاری انجام داد؟
** من فکر می‌کنم آن نقطه اصلی که تفکر اصلاح‌طلبی است، در بین مردم هنوز وجود دارد. اما اکنون بنده هم می‌پذیرم که اصلاح‌طلبان تشکل خاصی ندارند و دچار ضعف تشکیلاتی هستیم و بایستی یک بازسازی در درون اصلاح‌طلبان و تشکلهای اصلاح‌طلب صورت بگیرد. باید تشکلهایی متناسب با تفکر اصلاح‌طلبی ایجادشود. علاوه بر این، یک شرط دیگر برای فعالیت اصلاح‌طلبان باید مورد توجه قرار گیرد. بدین معنا که علاوه بر بحث ایجاد تشکلهای موثر و توانمند، بحث تساهل و مدارای گروههایی مطرح است که در راس قدرت هستند. اینها اکثریت اصولگرایانی هستند که دیدگاههای انحصار طلبانه ای دارند و نمی‌خواهند حضور رقبای اصلاح‌طلب قدرتمندشان را در قدرت بپذیرند و تحمل کنند.
این اصولگرایان باید سعه صدر داشته باشند و اجازه بدهند که اصلاح‌طلبان به یک رقابت برابر با آنها بپردازند و به این نکته توجه داشته باشند که حضور اصلاح‌طلبان در راس قدرت هم به نفع منافع ملی است و هم به نفع منافع فردی و گروهی آنهاست. اصولگرایان نباید به این‌اندازه کوتاه بین باشند که منافع آنی خودشان را در نظر بگیرند و منافع بلند مدت خودشان، نظام و منافع کشور را نادیده بگیرند. بنا بر این حضور اصلاح‌طلبان نه تنها برای نظام، بلکه برای خود اصولگرایان هم می‌تواند موثر باشد. شک نکنید که به نفع کشور است که اصولگرایان به اصلاح‌طلبان اجازه بدهند درعرصه‌های گوناگون سیاسی حضور گسترده داشته باشند. من فکر می‌کنم اگر این دو شرط مهیا بشود بسیاری از مشکلات حل می‌شود.
بدین معنا که اگر در وهله اول رقبای اصولگرا که اکنون در راس قدرت هستند، به اصلاح‌طلبان اجازه فعالیت بدهند و در وهله دوم خود اصلاح‌طلبان هم یک بازسازی دوباره و منطقی داشته باشند، اصلاح‌طلبان می‌توانند با قدرتی بسیار بیشتر از گذشته در عرصه‌های سیاسی حضور داشته باشند.
* فراکسیون خط امام در مجلس هشتم داشتیم که دیگر وجود ندارد. در فضای جامعه نیز که انسجام تعریف شده و تعیین شده‌ای برای اصلاح‌طلبان وجود ندارد. چگونه می‌خواهید اصلاح‌طلبان منسجم شوند یا به بازسازی تشکل خودشان بپردازند؟
** من فکر می‌کنم ایجاد تشکیلات زیاد مهم نیست، بلکه مهم آن است که افراد در راس قدرت به اصلاح‌طلبان اجازه بدهند که تشکل خودشان را تعریف کنند و بتوانند آزادانه به فعالیت بپردازند. تصور کنید که تشکیلاتی شکل بگیرد اما با محدودیت مواجه شود و اجازه فعالیت مناسب پیدا نکند. این تشکل در این شرایط نمی‌تواند کار بکند.
البته مهم این است که در فضای سیاسی کشور، آن گروهی که قدرت را در دست دارد، اجازه فعالیت به اصلاح‌طلبان بدهد. اگر اصلاح‌طلبان بدون محدودیت اجازه رقابت سیاسی داشته باشند، به راحتی می‌ توانند خودشان را سازماندهی کنند و فعالیت خودشان را شکل بدهند. گمان من این است که اصولگرایان از حضور اصلاح‌طلبان وحشت دارند که به هر شکل ممکن و با هر ابزاری مانع فعالیت اصلاح‌طلبان می‌شوند.
* آیا موردی پیش آمده که اصلاح‌طلبان قصد داشته باشند تشکلی راه بیندازند اما با آن مخالفت شده باشد؟
** شاید به طور رسمی‌ با فعالیت اصلاح‌طلبان مخالفتی نشود و اگر هم تقاضای تشکیل گروه یا تشکیلاتی ارایه شود، با آن موافقت کنند اما موافقت واقعی زمانی است که محدودیتها برداشته شود و اجازه بدهند یک رقابت برابر و حرکت عادلانه صورت بگیرد. آن موقع است که می‌توانیم از رقابت سالم سیاسی صحبت کنیم و آن موقع است که یک رقابت سالم سیاسی به معنای واقعی ایجاد می‌شود.
* خود شما بنا ندارید کار سیاسی منسجم انجام دهید؟
** ما نمی‌توانیم کار سیاسی را کنار بگذاریم و قطعا دغدغه ما، کار سیاسی خواهد بود. اگر از مجلس هم دور شویم، دغدغه‌های سیاسی ر ا کنار نمی‌گذاریم و در نهایت چون در این حوزه دغدغه داریم، مایل هستیم که در این حوزه فعال باشیم. ما اصلاح‌طلبان برای فعالیت سیاسی نیاز به تشکل داریم و باید هم تشکلهایی وجود داشته باشد.
اما همانطور که عرض کردم باید ببینیم چقدر زمینه برای فعالیت تشکل فراهم است. آن وقت است که می‌توانیم به سوی ایجاد تشکل برویم.
* اگر تشکل اصلاح‌طلبی نباشد، آیا خود شما به شخصه می‌توانید راجع به فضای کشور اظهار نظر کنید؟
** حرف زدن که می‌توانیم داشته باشیم. اما حرف زدن فردی راه به جایی نمی‌ برد. حرفی می‌تواند موثر باشد که منسجم، تشکیلاتی و به شکل گروهی مطرح شود. حرفهای پراکنده در فضای سیاسی به عقیده من جوابگو نیست.
* آیا فراکسیون خط امام برای تشکیل یک حزب یا تشکل برنامه ای دارد؟
** برنامه خاصی در حال حاضر نداریم اما به عنوان اعضای فراکسیون خط امام بنا داریم جلسات خودمان را در آینده هم داشته باشیم و نبودن در مجلس به معنای این نباشد که از دورهم به طور کلی پراکنده شویم. ما بنا داریم که در آینده جلسات خودمان را ساماندهی کنیم و ادامه دهیم.
* آیا فکر می‌کنید این جلسات تاثیری داشته باشد؟
** به نظر بنده تا زمانی که ما اعضای فراکسیون خط امام تبدیل به یک تشکل نشویم و حرفهایمان را در قالب یک تشکل نزنیم، این نشست‌ها فایده‌ای نخواهد داشت.
* آیا بنا دارید تبدیل به یک تشکل شوید؟
** در فراکسیون خط امام بزرگتر از بنده افرادی هستند که به دنبال راه اندازی تشکل باشند و بنده شاید خودم احساس مسوولیتی در این زمینه نمی‌کنم تا دنبال راه اندازی تشکل باشم. اما قطعا و یقینا اگر شرایط حضور آزادانه فراهم شود و محدودیت‌ها از بین برود، تشکل اصلاح‌طلبی هم به وجود خواهد آمد.