تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۵۷۵
فتاح محمدی / دانشجوی دکتری امنیت ملی دانشگاه عالی دفاع ملی چکیده:‌ برنامه آمایش چارچوبی است برای برقراری تعامل سازنده بین سیاست‌گذاران، تصمیم‌گیران،‌ برنامه‌ریزان، پژوهش‌گران و دست‌اندرکاران توسعه با یکدیگر به نحوی که بتوان با ساز و کارهای مناسب و هماهنگ به دیدگاه‌های مشترک دست یافت، چرا که توسعه با نگاه آمایش مخصوص ایجاد بستر امنیتی دربرگیرنده بخش‌های مختلف و نیز سطوح متفاوت ملی،‌ منطقه‌ای و محلی است. با این دیدگاه که توسعه در سطوح مختلف نیازمند بستری امن و فضای قابل دفاع و فعالیت همراه با احساس امنیت است تا برنامه‌های توسعه دنبال شود. در این رابطه ابتدا تعاریف امنیت، امنیت ملی،‌ محیط، محیط امنیتی، شناخت محیط امنیتی، تهدیدات، دفاع و خطر، ژئومورفولوژی (شکل‌شناسی جغرافیایی)1 تبیین می‌شود و سپس چگونگی تحلیل قابلیت‌ها و عوامل تعیین‌کننده، بی‌ثباتی محیط و راه‌های مقابله با آن و همچنین ضرورت مطالعه آینده و برنامه‌ریزی مورد ارزیابی قرار گرفته است. واژه‌های کلیدی: محیط امنیتی2، تهدیدات3، آمایش سرزمین4، ژئومورفولوژی. مقدمه: امروزه در سطوح مختلف برنامه‌ریزی اعم از ملی، منطقه‌ای و محلی که به منظور توسعه صورت می‌گیرد. موانع توسعه را نیز با دقت و توجه بیشتری مورد بررسی قرار می‌دهند. از جمله این موانع که در برنامه‌ریزی فضایی و آمایش سرزمینی در سطوح مختلف ملی، منطقه‌ای و محلی در کشورهای مختلف جهان مورد توجه قرار گرفته است، مسائل و ملاحظات مربوط به تامین دفاع و امنیت به منظور فراهم کردن بستر امن برای توسعه است. شرح خدمات برنامه آمایش چارچوبی است برای برقراری تعامل سازنده بین سیاست‌گذاران، تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان، صاحب‌نظران، پژوهشگران و کلیه دست‌اندرکاران توسعه با یکدیگر به نحوی که بتوان با ساز و کارهای مناسب و هماهنگ به دیدگاه‌های مشترک دست یافت، بدون آن که خلاقیت و نوآوری دستخوش رکود و نقصان شود، انجام این مهم بدون راهنما و دستور‌العمل کلی امکان‌پذیر نیست. چرا که با نگاه آمایش مخصوصاً ایجاد بستر امنیتی دربرگیرنده بخش‌های مختلف و نیز سطوح متفاوت ملی، منطقه‌ای و محلی است. با این دیدگاه، در برنامه آمایش سرزمینی در ایران جای ملاحظات دفاعی ـ امنیتی بسیار خالی بوده است، در حالی که در کشورهای مختلف جهان از سال‌های پیش مورد توجه قرار داشته است، تا این که برنامه آمایش سرزمینی که در سال 1383 توسط هیأت دولت مصوب شد. از هشت ضابطه‌ای که برای تدوین برنامه‌های آمایش سرزمینی در سطوح ملی و استانی در نظر گرفته شده است، ملاحظات دفاعی ـ امنیتی در صدر این ضوابط قرار دارد و به عنوان تکلیفی است تا در تمام برنامه‌های آمایشی در سطوح ملی و استانی مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس و با این دیدگاه، توسعه در سطوح مختلف نیازمند بستری امن و فضایی قابل دفاع است تا سکونت و فعالیت در فضاهای زیست و فعالیت با احساس امنیت همراه بوده و ساکنین بتوانند برنامه‌های توسعه را دنبال کنند. اگرچه ملاحظات دفاعی ـ امنیتی در برنامه آمایش استان‌های کشور گنجانده شده است ولی بنا به دلایلی از جمله تازگی این بحث در برنامه‌ریزی کشور، جو سنتی مبتنی بر گریز برنامه‌ریزان توسعه از پرداختن به مسائل دفاعی ـ امنیتی و یا هر دلیل دیگری کار در این فصل مشکل به نظر می‌رسد. به همین دلیل سعی شده است با تبیین مفاهیم کلی به کار رفته در این مباحث و نیز پرداختن به شیوه‌های انجام کار و احیاناً ذکر تجربه‌هایی که در این رابطه وجود دارد، انجام کار در این بخش ساده‌تر گردد. در این رابطه، ابتدا تعاریف و مفاهیم لازم تبیین می‌شود، سپس چگونگی تفصیل اطلاعات مورد بحث قرار می‌گیرد و پس از آن چگونگی انجام تحلیل اطلاعات و احیاناً استفاده از روش‌ها، تحلیل قابلیت‌ها،‌ الگوها و مدل‌های مناسب به صورت توصیه‌های اولیه ارائه خواهد شد.

بیان مسأله
برای دستیابی به توسعه همه جانبه نیاز به برنامه‌ریزی اعم از ملی، منطقه‌ای و محلی و تدوین استراتژی و شناسایی موانع توسعه است. در رویکرد استراتژیک لازم است چشم‌انداز آنی و مفهوم مشخصی از آینده ارائه داده شود و با پاسخ به پرسش‌هایی مثل کجا هستیم، دوست داریم کجا باشیم و چگونه می‌توانیم به آنجا برسیم‌ باید اهداف و راه دست‌یابی به آنها روشن شود. این اساس مستلزم ارزیابی درونی و بیرونی، توانمندی‌ها و قابلیت‌ها، وضعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک فعال و شناخت تهدیدات داخلی و خارجی تأثیرگذار است.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
هنگام تدوین برنامه آمایش باید تدابیری اندیشیده شود تا هرگونه تهدید و آسیب و یا شرایطی که متوجه توسعه همه جانبه می‌شود، مورد شناسایی و مطالعه قرار گیرند. از طرفی طرح‌های آمایش مبتنی بر شرایط امنیتی می‌بایست احساس امنیت را در برابر انواع خطراتی که متوجه انسان و یا ملک وی در فضاهای سکونت و محل فعالیت او می‌شود و در برابر خطرات و تهدیدات و مخاطرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی،‌ سیاسی و امنیتی که به وجود می‌آید، فراهم آورد و همچنین اهداف و قابلیت‌ها با شفافیت در آنها مشخص شود، امکان شکست کاهش یابد و ضریب موفقیت افزایش یابد، به طوری که منافع امنیتی ملی را از گزند تهدید مصون و امکان بسط و تقویت آن را فراهم نماید.
اهداف تحقیق
نظر به این که توسعه در سطوح مختلف نیازمند بستری امن و فضای قابل فعالیت همراه با احساس امنیت است و از طرفی با توجه به لزوم ایجاد تعامل سازنده بین سیاستگذاران، تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان و پژوهشگران و دست‌اندرکاران توسعه، هدف نهایی از این پژوهش فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای بهره‌برداری از کلیه امکانات در جهت بهبود وضعیت مالی و معنوی اجتماعی براساس ارزش‌های اعتقادی و توجه به سوابق فرهنگی با استفاده از ابزار علم و تجربه در طول زمان است.
سؤالات تحقیق
سئوال اصلی این است که تدوین استراتژی دفاعی و امنیتی چه تأثیری بر توسعه آمایش سرزمین دارد؟ و چگونه می‌توان تهدیدات و آسیب‌ها و خطرات امنیتی و طبیعی را کاهش داد؟
فرضیه تحقیق
فرایند توسعه کشور در سطوح مختلف نیازمند بستری امن و فضایی قابل دفاع و فعالیت با احساس امنیت است و رابطه متقابل دارند.
پیشینه تحقیق
با توجه به بررسی‌های به عمل آمده از مراکز علمی و اجرایی در این خصوص موارد قابل استفاده و بهره‌برداری مفید به دست نیامد، اما صرفاً یک دستور‌العمل دفاعی، امنیتی در آمایش توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به استانها ابلاغ گردیده است. لازم به یادآوری است که مصوبه آمایش سرزمین نیز در سال 1383 توسط هیأت دولت به تصویب رسیده است.
روش‌ جمع‌آوری اطلاعات
در جمع‌آوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است و همچنین روش تجزیه و تحلیل کیفی است که توسط کارشناسان و صاحب‌نظران خبره صورت می‌گیرد. بدیهی است که برخی داده‌ها و اطلاعات کمی نیز جمع‌آوری شده است.
گفتار اول: ملاحظات، تعاریف و مفاهیم دفاعی ـ امنیتی و اکولوژیک در آمایش
ملاحظات: منظور از ملاحظات، تدابیری است که در هنگام تدوین برنامه آمایش باید اندیشیده شوند تا هرگونه تهدید و یا شرایطی که متوجه توسعه است، مورد مطالعه و شناسایی قرار گیرند. بدیهی است این ملاحظات باید به صورت مشترک و با تفاهم فیمابین مسئولین و متخصصین در بخش‌های توسعه از یک سو و مسئولین و متخصصین امور دفاعی امنیتی از سوی دیگر، تدوین شوند. هدف از تدوین این ملاحظات نزدیک کردن نقطه‌نظرات این دو گروه است تا راه‌کارهایی را بیاندیشند برای تحقق توسعه در استان‌ها که در سایه‌ای از امنیت و شرایطی قابل دفاع باشد.
دفاع: هرگونه اقدامی است که فضای توسعه کشور را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی، حفظ کند. گرچه این معنی و مفهوم منحصر به دفاع نظامی نیست، اما دفاع نظامی عمده‌ترین انواع دفاع در برابر خطرات و تهدیدات. متوجه توسعه به حساب می‌آید. دفاع بر دو نوع است،‌ یا عامل که توسط نیروهای نظامی صورت می‌گیرد و یا غیرعامل که با تدابیری مانند پدافند غیرعامل و دفاع مدنی، به منظور مقابله با تهدیدات احتمالی و کاهش خطرات بالقوه صورت می‌گیرد. پدافند غیرعامل ممکن است به صورت طراحی فضاهای قابل دفاع و با در نظر گرفتن تدابیری که آسیب‌پذیری فضاهای توسعه کشور را در برابر تهدیدات کاهش یابد صورت پذیرد.
امنیت: منظور از امنیت در این بحث یک مفهوم عمومی و کلی است. این مفهوم شامل احساس امنیت در برابر انواع خطراتی است که متوجه انسان و مایملک وی در فضاهای سکونت و فعالیت او می‌شود. احساس امنیت در برابر خطرات طبیعی مانند آسیب‌هایی که از سیل و زلزله ممکن است متوجه حیات انسان و یا فضاهای فعالیت وی میشود و خطرات ناشی از تهدیدات و مخاطرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و امنیتی می‌گردد.
امنیت و احساس امنیت: پدیده‌ای است که در مخاطب خود احساس آرامش و نفی از هراس و تهدید را ایجاد می‌کند. پدیده‌ای است که یک پدیدآورنده دارد، مرجع دارد که هم هویت امنیت از مرجع برمی‌خیزد و هم اندازه و سطح مخاطب را تعیین می‌کند. امنیت یک واقعیت است که باید تجلی پیدا کند و احساس شود. باید فضا و محیط امنیتی وجود داشته باشد تا بتوان موضوع امنیت را مشخص کرد. این فضا دارای هنجارهای ملی و اجتماعی و همچنین اصالت‌پذیری هویت جمعی و الگوی حاکمیت و جامعه‌پذیری است. هدف از پدیده شدن امنیت، استراتژی است یعنی باید استراتژی واقع‌بینانه ترسیم و تنظیم شود. اهداف و قابلیت‌هایی به شفافیت در آن مشخص شده باشند و امکان کاهش سطح شکست و افزایش ضریب موفقیت را فراهم آورد. در نتیجه تعریف امنیت عبارت است از فضا و شرایطی بازدارنده و مقّوم که می‌تواند منافع امنیت جو را از گزند تهدید مصون و امکان بسط و تقویت آن را فراهم نماید، به گونه‌ای که امکان نیل به اهداف شفاف و قابل تحقق گردد. (عصاریان‌نژاد، 1385).
امنیت ملی: عبارت است از شرایط و فضای ناشی از اقدامات حفاظتی که مانع از اعمال نفوذ دشمن یا رقیب بر منافع و اهداف شده و امکان بروز توانایی‌ها و قابلیت‌ها را به وجود می‌آورد.
تهدیدات: شرایطی است که اگر واقع شود، انسان و فضاهای زیست و فعالیت وی (از دیدگاه آمایش) در معرض مخاطراتی چون نابودی و یا بر هم خوردن نظم سیستم استقرار و فعالیت مناسب قرار می‌گیرد. در این مفهوم هنگامی تهدیدات تبدیل به خطر می‌شوند که خسارت به انسان و فضاهای زیست و فعالیت او وارد شود،‌ و آن هنگامی است که تهدیدات متوجه نقاط آسیب‌پذیر می‌شوند.
خطر: خطر هنگامی تحقق می‌یابد که دایره تهدیدات بر دایره آسیب‌پذیری به صورت جزئی یا کلی منطبق شود. در این مفهوم و در برنامه‌ریزی آمایش کشور، اگر به تهدیدات توجه نشود و یا آسیب‌پذیری‌های توسعه فضای کشور مورد مطالعه و شناسایی قرار نگیرند، ممکن است تهدیدات متوجه نقاط آسیب‌پذیر فضاهای توسعه بشود و روند توسعه آن را با خطر و خسارات مواجه سازد. این خطر ممکن است ایجاد ناامنی کرده و فرایند توسعه کشور را دچار اختلال سازد.
محیط: مکانی جغرافیامحور است که قابلیت رفع نیازهای انسان و اجتماعی شدن او را در قالب‌ اهدافی مشخص و سیستمی تعریف شده فراهم می‌آورد تا امکان هویت جمعی او را تحقق بخشد. یک محیط دارای ظرفیت‌هایی است که در شناخت آن موثر است، یعنی باید: نهاد‌گرا باشد، منفعت‌مدار باشد،‌ محیط باید در ذات خود تحرک‌آفرینی و ارتقاء توانایی را داشته باشد. یعنی امکان بهره‌برداری از منابع، امکان دوام و توسعه منابع و امکان تسلط بر به کارگیری منابع را فراهم نماید. محیط باید قابل مدیریت باشد، کنترل‌مدار باشد. محیط چند بعدی است، احساس تعلق و بودن، احساس برتری،‌ احساس مالکیت و احساس همیاری و معاضدت و احساس جمعی و اجتماعی شدن. مکانیزم‌های کنترل تغییر پیدا می‌کند، پس برای شناخت ماهیت محیط و وابستگی‌های آن برای استراتژی امنیت ملی، باید محیط از منظر دفاعی و اقتصادی اعم از داخلی و خارجی بررسی و مشخص شود. (عصاریان‌نژاد ـ 1385)
ادبیات تحقیق
«آمایش سرزمین یعنی آمایش جامعه» آمایش سرزمین گرچه مقوله‌ای مستقل نیست اما دارای این ویژگی است که علمی درازمدت را می‌طلبد که نتایج آن مرئی، پایدار، حک شده در سرزمین و تعهدآور برای آیندگان است. برای تصمیم‌گیری در تغییر تعادل یک سرزمین، ده‌ها سال وقت لازم است. پس سیاست منطقه‌ای باید در چشم‌اندازی کلی و مجموعه‌نگر گنجانده شود و از این لحاظ آمایش سرزمین بر برنامه‌ریزی درازمدت منطبق می‌گردد. امروزه در مورد ضرورت سیاست آمایش، اتفاق‌نظر وجود دارد،‌ اما این سیاست با دشواری‌های نظری و عملی روبرو است.
در آمایش سرزمینی علاوه بر طرح ذهنی (بینش) طرح عملی هم لازم است که باید در خدمت طرح ذهنی باشد زیرا هر برنامه باید غایت داشته باشد؛ یعنی علاوه بر منطق ریاضی (طرح عملی) لازم است دارای بینشی سیاسی امنیتی و اقتصادی (طرح ذهنی) هم باشد که حاکم بر منطق ریاضی برنامه است و بدان شکل می‌بخشد. رسالت بزرگ آمایش سرزمینی، آشتی دادن دو بال عروج انسان،‌ یعنی تمدن و فرهنگ است که یکی ریشه در «شهر و روستا» دارد که بعد داخلی است و دیگری بعد خارجی است. پس فقط توسعه فضایی یکپارچه می‌تواند تمدنی درخشان همراه با فرهنگی شکوفا و امنیتی به ارمغان بیاورد.
این همه خود در گرو تغییری بنیادین در بینش است. تعاریف متعددی از آمایش سرزمینی وجود دارد، برای مثال آمایش سرزمینی «طراحی و ساختاریابی سرزمینی هر کشور است. چنانچه باید و همان‌طور که بنا بر استعدادهای خاک، جمعیت و فعالیت‌های بنیادی می‌تواند باشد. در تعریفی دیگر، آمایش سرزمینی عبارت است از: نوعی برنامه‌ریزی بلندمدت توزیع بهتر جمعیت و فعالیت‌های اقتصادی در زمینه منابع طبیعی به منظور افزایش رفاه و توسعه جامعه «در واقع آمایش سرزمینی برای تنظیم رابطه انسان، فضا و فعالیت‌های انسان در فضا انجام می‌شود.»
هدف اساسی از برنامه‌ریزی آمایش سرزمینی، برنامه‌ریزی منطقه‌ای و پیوند دادن آن با برنامه ملی است. بنابراین با توجه به ابعاد آن، ضرورت‌های سرزمین را می‌توان به صورت زیر بیان کرد:
1- شناخت سرزمین و استفاده از منابع آن
2- توزیع بهتر جمعیت براساس پتانسیل‌های موجود در مناطق
3- تقسیم وظایف تخصصی در پهنه سرزمین و مختص کردن مناطق به بعضی فعالیتها و صنایع
4- تنظیم استراتژی درازمدت توسعه ملی از ابعاد مختلف
5- برقراری هماهنگی در برنامه‌ریزی‌های توسعه منطقه‌ای
6- برقراری هماهنگی بلندمدت در برنامه‌های میان‌مدت بخشی
7- ایجاد امکان برای تنظیم برنامه‌های بخشی ـ منطقه‌ای و ایجاد پیوستگی و ارتباط منطقی بین طرح‌های عمرانی
8- لزوم توجه به محیط زیست و ضرورت بهره‌برداری بهینه از منابع طبیعی و ایجاد بستر امنیتی مناسب جهت توسعه همه جانبه.
با این که انجام آمایش سرزمینی با توجه به نقش تکمیل‌کننده در زنجیره فعالیت‌های برنامه‌ریزی در سطح کلان و منطقه‌ای ضروری است، اما تنگناهایی در این راه وجود دارد: تلفیق ضعف آمایش سرزمین یا دیگر برنامه‌ریز‌ی‌ها، محدود بودن مشارکت مردم در تنظیم سیاست‌ها، آمایش مردم در تنظیم سیاست‌ها و آمایش سرزمین، انعطاف‌پذیری محدود، ناهماهنگی نظام آماری و اطلاعاتی با نیازهای اطلاعاتی، مشکل تعیین منطقه و...
برای انجام این نوع برنامه‌ریزی و مشکلاتی که به خاطر اهمیت بلندمدت برنامه آمایش سرزمین بروز می‌کند. طبق تعریف سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ایران، آمایش سرزمین برای تنظیم رابطه بین انسان، فضا و فعالیت‌های انسان در فضا انجام می‌شود، هدف از تنظیم این رابطه بهره‌برداری از کلیه امکانات برای بهبود وضعیت مالی و معنوی جامعه براساس ارزش‌های اعتقادی و توجه به سوابق فرهنگی با استفاده از ابزار علم و تجربه در طول زمان است. آمایش سرزمین تاکید خاصی بر دیدگاه فضایی (مکانی ـ جغرافیایی)‌ و برنامه‌ریزی توسعه و تکامل ملی دارد. آرمان چنین دیدگاهی توزیع و تقسیم جمعیت و فعالیت‌های عمرانی در پهنه سرزمین و پیاده‌سازی شرایط زیست بهتر برای فرد و جامعه و استفاده مطلوب از منابع طبیعی و نیروی انسانی در جهت کفایت اقتصادی ـ اجتماعی است. برنامه‌ریزی آمایش سرزمین، برنامه‌ریزی و سامان دادن نحوه اشغال فضا و تعیین محل سکنای انسان‌ها و محل فعالیت‌ها و تجهیزات و همچنین کنش‌های بین عوامل گوناگون نظام اجتماعی سیاسی ـ اقتصادی است. (عصاریان‌نژاد ـ 1385)
کاربرد مدل‌ها در آمایش سرزمین: در بحث آمایش، فضا یکی از مولفه‌های اصلی مطالعات و نهایتا چیدمان منطقی انسان و فعالیت در فضا هدف نهایی آمایش است. بنابراین فضا و عناصر و اجزاء تشکیل‌دهنده آن در شکل مناسب و گویا می‌تواند دست‌اندرکاران و تصمیم‌گیران در بحث آمایش را کمک نموده و آنها را پشتیبانی نماید. با توجه به ماهیت تحلیل‌های فضایی مناسب استفاده از عواملی که در این تحلیل‌ها موثر هستند ضروری است (از قبیل: موقعیت طبیعی، کاربری اراضی، منابع آب، دسترسی به شبکه‌های زیربنایی،‌ مسائل زیست محیطی و...) بررسی همه این عوامل به طور همزمان و تاثیری که هر کدام از عوامل بر روی سایر عوامل دارند و یا از آنها تاثیر می‌پذیرند بدون استفاده از مدل‌های مناسب امکان‌پذیر نمی‌باشد. GIS به عنوان اصلی‌ترین ابزار تحلیل داده‌های مکانی می‌تواند کاربرد مدل‌های تحلیل فضایی را امکان‌پذیر نماید.
ابعاد تهدید
1- تهدیدات اقتصادی: شامل تهدیداتی می‌شود که به هر نوعی به اقتصاد کشور آسیب‌ می‌رسانند این تهدیدات ماهیت اقتصادی دارند مانند ضعف فناوری، ناتوانی رقابت در بازارهای داخلی و خارجی، خروج سرمایه و مانند آن.
2- تهدیدات اجتماعی: شامل تهدیداتی می‌شود که بر روابط اجتماعی و همزیستی جمعی مردم کشور تاثیر می‌گذارند، مانند مسائل قومی، طایفه‌ای و یا مذهبی. تهدیدات اجتماعی ممکن است به صورت واگرایی اجتماعی میان اقوام مختلف ساکن در کشور یا اقوام ساکن یک استان نسبت به اقوام ساکن در استانهای دیگر بروز کند. همچنین ممکن است این تهدیدات به صورت نظام گسستگی و رواج ناامنی‌های دیگر مانند قاچاق، بزهکاری و ناهنجاری دیگر معلول مشکلات اجتماعی، تظاهر کنند.
3- تهدیدات فرهنگی: شامل تهدیداتی است که در تضاد با فرهنگ ملی و وحدت فرهنگی کشور عمل می‌کنند. ترویج تفکرات تروریستی، افکار واگرایانه و گرایش‌های ضد توسعه و مشارکت، تبعیض نسبت به قوم، مذهب یا زنان می‌تواند جزو این تهدیدات به حساب آید.
4- تهدیدات سیاسی: شامل وجود گروه‌های سیاسی با تفکرات ضد ملی و یا ضد توسعه‌ای و یا تفرقه‌افکنانه در کشور می‌شود. وابستگی این گروه‌ها به قدرت‌ها، دولت‌ها و یا گروه‌های خارج از کشور به آن ابعاد خطرناک‌تر و گسترده‌تر می‌دهد. این تهدیدات به واگرایی ملی منجر شده و فرآیند توسعه و برنامه آمایش کشور را دچار اختلال می‌سازند.
5- تهدیدات نظامی: شامل تهدیداتی است که توسط دشمن خارجی یا داخلی، با استفاده از ابزار و آلات نظامی متوجه کشور می‌شود. تهدیدات نظامی تاثیرات عمیقی چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم بر فرایند توسعه و برنامه آمایش سرزمینی می‌گذارد.
6- تهدیدات امنیتی: شامل کلیه انواع تهدیداتی است که ایجاد احساس ناامنی در میان مردم و مسئولین کند. تهدیدات امنیتی ممکن است به صورت عینی و یا ذهنی تظاهر کند و تاثیرات مستقیمی بر روند توسعه و برنامه‌های توسعه پایدار و آمایش کشور بگذارد. بمب‌گذاری، پرتاب مواد منفجره و استفاده از هر نوع وسیله گرم و سرد، ترور آدم و گروگان‌گیری، ایجاد رعب و ترس جمعی، واداشتن مردم به ترک محل کار یا سکونت و یا تعطیل محل کار و مانند آن از مصادیق تهدیدات امنیتی به حساب می‌‌آیند. تهدیدات امنیتی ممکن است متوجه جان و یا مال افراد و یا برنامه‌های توسعه و زندگی عادی و فضای آرام زیست و فعالیت بشود. (عصاریان‌نژاد ـ 1385)
شاخص‌های توسعه،‌ امنیت و دفاع
توسعه اقتصادی متعارف، بر مبنای بخش‌ها و بدون مکان‌یابی فعالیت‌ها، خصلتی تجریدی و گاه غیرواقعی دارد. برای این که برنامه توسعه، تصویری شدنی و مرئی از آینده آرمانی جامعه باشد، باید عمیقاً در سرزمین ملی ریشه بگیرد. توسعه بدون مکان‌یابی فعالیت‌ها، بی‌ریشه و بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود.
برای بررسی چگونگی تاثیرگذاری اقدامات توسعه‌ای بر ایجاد امنیت و دفاع یا برعکس آن، یعنی تاثیرگذاری اقداماتی که در رابطه با ایجاد امنیت و دفاع لازم است، فراهم ساختن زمینه‌های مناسب برای تحقق توسعه در جوّی امن لازم است، و ابتدا می‌بایست شاخص‌های توسعه،‌ شاخص‌های امنیت و شاخص‌های دفاعی را مورد مطالعه قرار دهیم و وضعیت آنها را تعیین کنیم.
1- تشکیل شاخص‌های توسعه
معمولاً بیشتر سازمان‌های مدیریت و برنامه‌ریزی استان‌ها، با محاسبه و تشکیل جداول شاخص‌های توسعه در سطح استان و یا شهرستان‌ها آشنایی دارند. شاخص‌های توسعه سازمان ملل متحد که هر از چند گاهی محاسبه و منتشر می‌شود، می‌تواند راهنمای کار همکاران، باشد. شاخص‌های توسعه کشور می‌تواند به صورت‌های زیر باشد:
الف ـ توسعه اقتصادی: میانگین درآمد خانوار، میزان تکلف، میزان اشتغال،‌ میزان بیکاری، میزان باسوادی، میزان تولید ناخالص استان و... که معمولاً در مباحث مربوط به توسعه اقتصادی مورد سنجش قرار می‌گیرند.
ب ـ توسعه اجتماعی و فرهنگی: میزان سواد، میزان دسترسی به رسانه‌های تصویری، شنیداری و خواندنی، میزان کتابخوانی، تعداد کتاب یا کتابخانه‌های عمومی به ازای هر 10000 نفر جمعیت، میزان تحصیلات بر حسب جنس، میزان اشتغال زنان، میزان مرگ و میر کودکان و مادران و... که در مطالعات مربوط به توسعه انسانی سازمانهای تابع سازمان ملل متحد مورد استفاده قرار می‌گیرند.
ج) توسعه سیاسی: میزان شرکت در انتخابات مختلف‌، میزان مشارکت در احزاب و تشکیلات سیاسی، میزان مشارکت در امور اداری شهرها و روستاها، میزان روزنامه‌خوانی و به ویژه مطبوعات سیاسی و...
2- تشکیل شاخص‌های امنیتی دفاعی
شاخص‌های امنیتی و دفاعی، پس از انجام بررسی‌های اولیه و برگزاری جلسات شورای تأمین استان‌ها و همچنین با هماهنگی‌هایی میان معاونت‌های برنامه‌ریزی استان‌ها و مرکز ملی آمایش سرزمین، نهایی خواهند شد. اما در حال حاضر مهمترین شاخص‌های امنیتی و دفاعی که براساس اطلاعاتی که در کشور جمع‌آوری می‌شود می‌توان تعیین و محاسبه کرد و جداول آن را تشکیل داد عبارتند از:
الف ـ میزان خسارات انسانی و مالی ناشی از وقوع زلزله در مقابل جمعیت متأثر از آن.
ب ـ میزان خسارت انسانی و مالی ناشی از وقوع سیل و یا حوادث طبیعی دیگر در مقابل جمعیت متأثر از آن.
ج ـ میزان خسارت‌های ناشی از حوادث حمل و نقل جاده‌ای، هوایی و یا دریایی نسبت به جمعیت در یک سال.
د ـ میزان خسارت‌های ناشی از حوادث بشری مانند آتش‌سوزی، غرق و مانند آن نسبت به جمعیت استان.
ه ـ میزان خسارت‌های ناشی از تهدیدات اقتصادی نسبت به اقتصاد یا جمعیت کشور.
و ـ میزان خسارت‌های ناشی از انواع تهدیدات دیگر طبیعی و زیست محیطی در مقابل جمعیت متأثر از آن.
ز ـ تعداد موارد مبادلات اقتصادی غیرقانونی نسبت به جمعیت یا حجم فعالیت‌های اقتصادی در یک سال.
ح ـ میزان اعتیاد و قاچاق مواد مخدر نسبت به جمعیت کشور یا مناطق در یک سال.
ط ـ میزان اسلحه غیرمجاز کشف شده در مناطق یا استان‌ها،‌ نسبت به جمعیت آنها در یک سال.
ی ـ میزان تردد غیرقانونی در مرز نسبت به جمعیت کشور.
ک ـ میزان خسارت ناشی از جنگ یا حوادث مربوط به تهدیدات نظامی نسبت به اقتصاد یا جمعیت کشور.
ل ـ میزان خسارت ناشی از عملیات تروریستی و ناامنی نسبت به جمعیت کشور.
م ـ میزان جرم و جنایت: تعداد موارد جرم و جنایت در یک سال در مقابل جمعیت همان سال.
ن ـ میزان اعمال منافی امنیت: تعداد موارد (مانند خرابکاری، بمب‌گذاری، جاسوسی و...) نسبت به جمعیت در یک سال.
س ـ میزان تشکیل پرونده‌های دادگستری نسبت به جمعیت کشور یا مناطق در یک سال.
ع ـ تعداد زندانیان کشور یا مناطق نسبت به جمعیت کشور یا مناطق در یک سال.
ف ـ تعداد زنان سرپرست خانوار نسبت به جمعیت مناطق یا استانها در یک سال. (مرکز ملی آمایش سرزمین، 1385)
گفتار دوم: بررسی قابلیت‌های عمومی در مدیریت محیط امنیتی
حفظ فرایندهای اکولوژیک زمانی محقق خواهد شد که از سرزمین به تناسب قابلیت‌ها و توانمندی‌های آن استفاده گردد. بر این اساس شناسایی قابلیت‌ها و توانمندی‌های سرزمین، پیش از پیاد‌ه‌سازی فعالیت‌های گوناگون، بسیار حائز اهمیت است. در غیر این صورت استفاده از قابلیت‌های سرزمین به نوعی صورت خواهد گرفت که محدودیت‌های طبیعی و اکولوژیکی مانع از استمرار فعالیت‌ها شده و عملا بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های انجام شده به هدر خواهد رفت. بر این اساس باید استفاده‌هایی از سرزمین صورت بگیرد که ویژگی‌های‌ اکولوژیکی سرزمین تعیین می‌نماید و در مرحله بعد این ویژگی‌ها با نیاز اقتصادی و اجتماعی مطابقت داده شود.
به طور خلاصه فرایند ارزیابی توان اکولوژیک در دو مرحله کلی طبقه‌بندی می‌شود. که مراحل و چگونگی آنها به صورت مجزا مورد بررسی قرار می‌گیرند.
شناسایی منابع اکولوژیک: به طور کلی، منابع اکولوژیکی به دو دسته منابع پایدار و ناپایدار تقسیم می‌شوند:
الف) منابع پایدار: منابع پایدار به منابعی اطلاق می‌شود که در بستر فیزیکی خود ثابت هستند. این منابع شامل سنگ‌ها، شکل زمین و ژئومورفولوژی، خاک و رستنی‌هاست.
ب) منابع ناپایدار: منابعی هستند که در جای خود ثابت نبوده و تغییرات این منابع حتی اگر تحت تاثیر نیروهای طبیعی و انسانی واقع نشوند، در واحد زمان کند خواهد بود. به طور خلاصه این منابع شامل اقلیم و آب و هوا، منابع آب و جانوران است.
ت) مدل اکولوژیکی حفاظت محیط زیست: این مدل نیز همانند مدل آبزی‌پروری فقط سرزمین‌های مناسب برای حفاظت را نشان می‌دهند. سرزمین‌های مناسب برای حفاظت در حد ناحیه بر حسب درجه آسیب‌پذیری زیستگاه، تنوع گونه‌ای،‌ وسعت منطقه حفاظتی، درجه کمیابی گونه‌ها و درجه طبیعی بودن آثار طبیعی و یا بر حسب ارزش‌ باستانی تاریخی و یا ملی (آثار فرهنگی) مکان‌های مناسب برای حفاظت به دست می‌آید.
به طور کلی فلسفه‌ی حفاظت محیط زیست برای استفاده انسان از محیط زیست به منظور پایداری و نگهداری بالاتر امکان زندگی با کیفیت مناسب به عمل می‌آید تا ادامه رفاه و آسایش انسان حاضر و نسل‌های آینده با انجام توسعه پایدار و در خور محیط زیست به همراه محفوظ نگهداشتن تنوع ژنتیکی و اکولوژیکی و با حفظ ارزشهای فرهنگی محیط زیست تامین گردد. [همان: 98]
تحلیل وضعیت فرهنگی (فرهنگ علم و زبان)
توسعه فرهنگی یکی از مهمترین وجوه توسعه پایدار می‌باشد که علی‌رغم این که تحت شعاع رکن اجتماعی توسعه پایدار قرار گرفته،‌ نباید از اهمیت بنیادی آن غافل شد. فرهنگ همچون چتری بر سر تمامی نهادهای اجتماعی (حکومت، اقتصاد، دین، علم،‌ خانواده و آموزش) در زندگی روزمره اثرات خود را برجای می‌گذارد.
تحلیل پیشینه فرهنگی شامل عناصری است که در توسعه اثر دارند (فرهنگ کار، فرهنگ یادگیری و نوآوری، میل به پیشرفت، همکاری، تعارضات، اعتماد به نفس، تاثیرپذیری و اثرگذاری و غیره).
تعریف فرهنگ و عناصر آن:
در مورد فرهنگ، تعاریف متعددی وجود دارد که می‌توان آنها را طبقه‌بندی نمود. به طور نمونه تعاریف تاریخی، رفتاری، هنجاری، کارکردی، ساختاری را می‌توان نام برد. از این میان تایلور فرهنگ را چنین تعریف می‌کند:
"... کل پیچیده‌ای است که شامل ادبیات، اعتقادات،‌ هنر، روحیات، قانون، رسوم و هر توانایی و عاداتی می‌شود که توسط انسان به عنوان عضو جامعه کسب می‌شود."
چنین تعریفی مشمولیت گسترده‌ای دارد. در این حالت، تعریف فرهنگ به عنوان میراث اجتماعی است، یعنی کل آنچه انسان از نسل پیشین دریافت می‌کند که تأکیدی است بر این موضوع که فرهنگ یاد گرفتن است.
چرا انسان به فرهنگ احتیاج دارد؟‌ فرهنگ ابزاری است که انسان توسط آن با محیط (های مختلف) سازگاری و تعدیل می‌یابد (دو طرفه) و بدین طریق بقا می‌یابد. ظرفیت انسان در ایجاد دانش و مهارت گواهی بر قابلیت قابل ملاحظه وی در انطباق با محیط‌های مختلف می‌باشد.
فرهنگ امری مشترک بین گروهی از انسان‌ها است و هیچ‌گاه پدیده فردی نمی‌باشد. فرهنگ یک کل می‌باشد که شیوه زندگی را مشخص می‌نماید. از نظر کلاکهان، فرهنگ طرحی برای زندگی کردن است. یک فرهنگ سیستم طرح‌های صریح و غیرصریح زندگی کردن است.
انسان، فرهنگ و زبان
انسان برای بقای نوع خود راهی جز خلق فرهنگ‌ها و زبان‌ها نداشته است. تصور این که انسان‌ها، بدون زبان می‌توانسته‌اند ابعاد مختلف مادی و غیرمادی فرهنگ خود را توسعه دهند، یک تصور باطل است. هر چند وابستگی به یک فرهنگ و زبان خاص محدودیت‌هایی را برای افراد انسان به وجود آورده است، ولی بدون آن محدودیت‌ها نیز اصولاً تحول و کمال زندگی انسان به کلی ناممکن است. انسان به هر حال مجبور است، با تاثیرگذاری از فرهنگ عام و غالب، خود را در روند فکری و عقلی جامعه قرار دهد و از آن تبعیت کند. در این بین تفاهم و ایجاد مراوده کلامی نقش بسیار ارزنده‌ای ایفا می‌کنند و این امر تحقق نمی‌پذیرد مگر این که بین افراد یک جامعه، که مشترکات فرهنگی فراوانی دارند، نوعی درک و تفاهم متقابل به وجود آید. اینجاست که زبان در خدمت فرد و جامعه قرار می‌گیرد تا این امر مهم و حیاتی ـ اجتماعی تحقق یابد.
هگل فرهنگ را "فرآیند متفاوت شدن و خارج شدن از خود طبیعی یا بیولوژیکی" می‌داند. به زبان دیگر، از نظر او‌ "فرهنگ یعنی قدرت فراتر رفتن و خارج شدن از راه‌های محدود دیدن اشیاء و دیدگاه دیگری را پذیرفتن." این فرآیند در نهایت امکان کسب دانش و معرفت را نسبت به خود، دیگران، محیط و کل هستی فراهم می‌سازد. زبان تنها بر ابعاد معرفتی و تجربه سلطه ندارد. آگا‌ه‌سازی اجتماعی، اطلاع‌رسانی، استدلال، اندیشه و تفکرات انتزاعی و هنر نیز از دیگر نقش‌های مهم زبان در زندگی اجتماعی انسان هستند. به همین مناسبت است که گفته می‌شود که فلسفه قرن حاضر برای بشر، جهانی جز نشانه‌های زبان قائل نیست. زبان خانه هستی است؛ خانه‌ای که در آن جهان خود را بر انسان پدیدار می‌سازد. آنچه خارج از زبان است، با زبان وجود پیدا می‌کند، پس بهتر است بگوییم انسان در جهان نشانه‌های زبان، زندگی می‌کند و نشانه جز به نشانه باز نمی‌گردد. این دلالت، تا هر جا که ادامه یابد به هر صورت انسان در هر حال خود را در جهان نشانه‌های زبان می‌یابد.
گودناف فرهنگ را "دانشی می‌داند که باید در اجتماع فرا گرفت". او درباره ماهیت این دانش می‌گوید: "منظور از آن، همه دانستنی‌ها است، علمی و نظری" او معتقد است که فرهنگ دانشی است، مبتنی بر شعور همگانی و در عین حال دانش تخصصی دانشمندان نیز بخشی از این دانش است، این همان فرایندی است که یک دانشمند در یک آزمایش علمی از آن بهره می‌جوید. در واقع زبان در یک فرایند پیچیده عالم خارج را طبقه‌بندی می‌کند و پدیده‌ها را به هم ارتباط می‌دهد.
کلمه‌ای که هگل برای فرهنگ به کار برده است مترادف کلمه سازندگی، به معنی شکل دادن است. این کلمه خود برگرفته از کلمه لاتین (for mutio) یا شکل دادن به ماده و فکر است. به عقیده او زبان‌های طبیعی دنیا به طرق مختلف پدیده‌ها را مقوله‌بندی می‌نمایند زیرا، در واقع، زبان‌ها نظام‌های طبقه‌بندی پدیده‌ها هستند. با این همه سرنوشت زبان نیز خود به نیروی حیاتی، توان،‌ سخت‌کوشی، خلاقیت، ابداع و پیشتازی فکری اهل آن بستگی دارد. هر جامعه و ملتی، با عمق و توسعه دادن به زندگی مادی و معنوی خود، به همان اندازه، غنا و توانایی زبانش را نیز در بیان مفاهیم مادی و معنوی، افزایش می‌دهد. توسعه‌نیافتگی فکری و عملی یک قوم، به عقب‌ماندگی زبان آن قوم، از قافله جوامع توسعه یافته منجر می‌شود. زبان با گویش گران خود به اوج عزت و پیشرفت می‌رسد.
فرهنگ دانشی است که انسان‌ها در هر جامعه‌ای آن را شکل می‌دهند تا بقا و توسعه جامعه را در سایه آن ممکن سازند. انسان‌ها برای تداوم این روند به زبان نیاز دارند. زبان، علاوه بر بسترسازی برای فرهنگ، زمینه تولید و توسعه فرهنگ را نیز فراهم می‌آورد.
از مهم‌ترین فراورده‌های فرهنگ،‌ محیط در شکل کلی آن است. محیط زیست ساختاری مشتمل بر ابعاد کالبدی و ذهنی است. فرهنگ در همه ابعاد خود بدون زبان نه قابل تولید و نه قابل انتقال به نسل‌های بعدی است. با این همه فرهنگ،‌ با اتکا به زبان از محدوده تنگ زمان حاضر فراتر می‌رود و آینده را شکل می‌دهد. لذا زبان،‌ در هر جامعه‌ای،‌ شکل‌دهنده به افکار و مواد تلقی می‌شود. همین امر را می‌توان درباره محیط نیز عنوان نمود؛ زیرا محیط زیست انسان بخشی از فرهنگ او محسوب می‌شود.
اکنون دانشمندان بر این امر توافق دارند که زبان تنها یک ابزار برقراری ارتباط بین انسان‌ها نیست. زبان جهانی منحصر به فرد را برای گویش‌وران خود می‌سازد؛ هر چند ممکن است شباهت‌هایی با جهان‌های مشابه دیگر داشته باشد. اجزاء و عناصر این جهان، در یک ساختار به هم پیچیده، به یکدیگر مرتبط‌اند. هر تحولی در بخشی از این ساختار حاصل شود بی‌شک بخش‌های دیگر را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در این جهان معنایی که ساخته و پرداخته زبان و فرهنگ است،‌ محیط، اعم از طبیعی یا مصنوعی، و اجزاء و عناصر آن است که تعاریف خاصی دارند و همین تعاریف، ادراک‌ها،‌ و در پی آنها، رفتارهای خاصی را باعث می‌شوند.
از زبان و محتویات لغوی آن هم می‌توان در شناخت ماهیت و هویت جوامع استفاده کرد و هم می‌توان نحوه احتمالی ادراک اعضای یک فرهنگ خاص از محیط و فضا را نشان داد. از سوی دیگر زبان می‌تواند منبع خوبی برای جهت‌دهی به اقداماتی باشد که ممکن است برای دخالت در محیط و فضای مرتبط با آن زبان خاص ضرورت یابند. زبان ماهیت‌ها را در قالب ساختارهای معنایی به ما می‌نمایاند و ما اصولاً برای دخالت در هر پدیده، و از جمله محیط و فضا نیازمند شناخت آنها هستیم که این بدون وجود زبان و دخالت مستقیم و غیرمستقیم آن، غیرممکن خواهد بود. (براتی، 1382: 63 ـ 56)
تحلیل سرمایه اجتماعی، پیوندهای ملی، فراملی
تحلیل سرمایه اجتماعی

در فرایند شکل‌گیری و بسط مفهوم و کاربرد توسعه پایدار، رکن اجتماعی به عنوان یکی از ارکان آن وارد مباحث توسعه شده است. در خلال چهار دهه گذشته، بعد اجتماعی توسعه پایدار نیز جنبه‌های بیشتری به خود گرفت و عرصه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی را شامل شد. یکی از جنبه‌های مهم در توسعه پایدار اجتماعی استفاده از مفهوم سرمایه در وجه اجتماعی آن است. هر چند واژه سرمایه اساساً در قلمرو اقتصادی به کار گرفته می‌شود، اما از حدود دو دهه گذشته در قلمرو اجتماعی به طور فزاینده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته است و در حال حاضر به عنوان یکی از موارد مهم در توسعه‌یافتگی مطرح می‌باشد.
تعریف سرمایه اجتماعی
شالوده سرمایه اجتماعی را می‌توان در دو کلمه خلاصه کرد: "موضوع روابط". مردم از طریق برقراری روابط با یکدیگر و حفظ آن در طول زمان قادر به همکاری با یکدیگر می‌شوند تا به انجام اموری بپردازند که یا به تنهایی قادر به اجرای آن نیستند یا اجرای آن همراه با دشواری‌های زیادی باشد. اصطلاح سرمایه اجتماعی نه تنها در حوزه علوم اجتماعی به نحو فزاینده‌ای جایگاه بالاتری می‌یابد بلکه در حوزه سیاست‌گذاری نیز از موقعیت مناسبی برخوردار شده است.
سطوح مختلف سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد، مشارکت جامعه،‌ اطلاعات و ارتباطات، تجانس اجتماعی و مشمولیت تقویت و اقدام سیاسی و فراگیر بودن اجتماعات کوچک که عموماً به عنوان عوامل و متغیرهای اصلی اندازه‌گیری‌های سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند.
قانون: قانون نیز علاوه بر اهمیت سرمایه اجتماعی در عرصه علوم اجتماعی، از منظر سیاست‌گذاری جایگاه خاصی یافته است و در کشورهای مختلف در زمره سیاست‌های اصلی قرار داده است.
پیوندهای ملی، فراملی: ایران زمین محل اسکان اقوام مختلف با فرهنگ‌‌‌های متفاوت است. این اقوام ضمن حفظ اجزای اصلی هویت مستقل خود، هویت ملی یگانه‌ای را شکل داده‌اند و پهنه سرزمین را وحدت و یکپارچگی بخشیده‌اند. همگرایی و سازگاری اقوام ساکن در این سرزمین با هم، مزیت و ویژگی اساسی جامعه ایران در این منطقه تلقی شده است.
تحلیل سیاسی، اداری و سازمانی: برای دستیابی به توسعه،‌ پیش‌شرط اول این است که نظام سیاسی و حکومتی شکل ویژه داشته باشد وگرنه توسعه اتفاق نمی‌افتد. معمولاً در کشورهایی که حکومت‌های متمرکز پادشاهی و امپراتوری‌ در آنها رایج بوده، ساختارهای غیرمتمرکز مدنی ضعیف است و هر آنچه که بر این پایه سازمان یافته، به دستگاه حکومت متصل است و به بهانه وحدت ملی، دشمن، تسریع توسعه اقتصادی و... منابع قدرت اجباراً گسترش یافته و یا به صورتی انحصاری در دست نظام سیاسی متمرکز گردیده است.
در این‌گونه نظام‌ها، مدل‌ توزیع قدرت بی‌واسطه و فاصله مردم با هرم قدرت بسیار کوتاه است. در واقع هیچ عامل ضربه‌گیری حد واسط فرمانده و فرمانبر، وجود ندارد و حکومت و مردم مستقیم و رودرروی یکدیگرند. از تعدد، تنوع و تشکل احزاب، رسانه‌ها و... کمتر اثری هست. کنترل حکومت بر منابع مالی، وسایل ارتباطات جمعی دستگاه‌های آموزشی و مقوله‌هایی از این دست، بر میزان تمرکز قدرت اضافه نموده و در مقابل رقابت و مشارکت را در اکثر زمینه‌ها از جامعه سلب کرده است و داستان توسعه‌نیافتگی همچنان ادامه دارد.
ساختار متمرکز این نظام‌ها از نهادهای اجتماعی قدرتمند و قانونمند دارای ظرفیت‌های اجرائی برای برنامه‌های توسعه بی‌‌بهره است و دولت به تنهایی همه مسئولیت‌ها و کارکردها را به خود اختصاص داده است. برعکس در جوامعی که دارای حکومت‌های غیرمتمرکز بوده‌اند،‌ معمولاً نهادهای قوی محلی که مستقیماً تصمیم می‌گیرند وجود دارند و وظیفه هماهنگی نیروهای اجتماعی و سطوح مختلف تصمیم‌گیری را حکومت مرکزی به عهده دارد. حکومت در واقع شاهین و نقطه‌ی تعادل همه این نیروهاست.
در این‌گونه نظام‌ها نهادهای مدنی، سندیکاها، احزاب، تشکل‌های غیردولتی در هرم قدرت بین حکومت و مردم قرار دارند و به مثابه ضربه‌گیر قدرت به سمت پائین و جامعه عمل می‌کنند. رفتارهای سیاسی این جوامع، قانونمند و در قالب مبارزات منطقی، آرام و عاری از خشونت در بستر خود جریان دارد.
به طور خلاصه، ساختار سیاسی توسعه یافته، به عنوان یکی از بخش‌های اساسی توسعه پایدار، بر پارادایم جغرافیای انسان استوار است و به جامعه انسانی و اصول تکمیل جامعه مدنی، ترقی و پیشرفت جوامع توجه دارد و در تصویرها دارای ویژگی دموکراسی است. دموکراسی نظامی است که حکومت آن از دو مشروعیت سرچشمه می‌گیرد:
1. مشروعیت علم
2. مشروعیت آرای عمومی (البته هر دو مبتنی بر موازین شرعی هستند) و بر این اساس نهادهای ذیل متولد می‌شوند:
ـ نهادهای حکومتی متکی بر دموکراسی (محدودیت دخالت دولت و مشروعیت آرای عمومی)
ـ نهاد قضائی، پاسدار حریم آزادی مردم (مستقل از دولت)
ـ رسانه‌های جمعی (مستقل از دولت)
ـ مجامع صنفی و شرکت‌های سرمایه‌گذاری (مستقل از دولت)
ـ ساختار بودجه دولت (متکی بر تولید اقتصادی جامعه، نظام آموزش عمومی، نظام آموزش حرفه‌ای زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی، نظام پیوستگی اقتصاد در جامعه و...)
تحلیل اقتصادی: ماهیت بخشی و برنامه‌های توسعه و انزوای تفکر برنامه‌ریزی منطقه‌ای منجر به عدم تعادل‌های منطقه‌ای، حاشیه‌ای شدن برخی مناطق‌، از دست دادن منابع و توان‌های منطقه‌ای و نابرابری‌های سرزمینی شده است. به همین منظور رویکرد آمایشی در برنامه‌های توسعه ضروری به نظر می‌رسد. به منظور شناخت امکانات و قابلیت‌های بالقوه و بالفعل، تنگناها، مسائل و محدودیت‌های رشد سریع کشور و عدم تعادل‌های موجود در سطح مناطق و تعیین استراتژی‌های مناسب برای رفع تنگناها و بهره‌برداری مطلوب از امکانات و سرانجام تدوین برنامه‌های هماهنگ و بلندمدت در زمینه‌های اساسی توسعه،‌ تحلیل ویژگی‌های اقتصادی ضروری می‌باشد. البته هدف این نیست که به تصویری خیلی دقیق و کامل از آینده برسیم، بلکه تنها دست‌یابی به راهبردهایی مورد نظر است که تا حدودی ما را به نوع و نحوه فعالیت‌هایی هدایت کند که طی دوره مذکور باید انجام شود. (مرکز‌ ملی آمایش سرزمین، 1384: 126 ـ 98)
گفتار سوم: تحلیل محیط امنیتی و ضد آمایش
الف) عوامل تعیین‌کننده بی‌ثباتی محیط: عوامل و فرایندهای اصلی مخرب محیط زیست:
1- عوامل انسانی:
در این بخش فرایندها و فعالیت‌های مهم مخرب محیط زیست که منشا انسانی دارند، بررسی می‌شوند: فعالیت‌های صنعتی، فعالیت‌های کشاورزی، بهره‌برداری از جنگل و مراتع، توسعه شهرها، ساخت زیربناها (سد، جاده، بندر، فرودگاه و...)،‌ فعالیت‌های دامداری، حمل و نقل، مصرف انرژی و انتشار آلاینده‌ها و سایر موارد مهم در استان.
2- عوامل طبیعی: در این قسمت مهمترین عوامل مخرب طبیعی محیط زیست مورد بررسی قرار خواهند گرفت. عواملی مانند موارد زیر: خشکسالی و اثرات آن بر محیط زیست، بیابان‌زایی و گسترش کویرها، سیل و زلزله، وجود نهشته‌های نمکی که باعث شوری رودخانه‌ها می‌گردند و سایر موارد مهم در استان‌ها.
آبهای جاری و نحوه‌ی جریان آنها: بین سایر عوامل، آبهای جاری، نقش خاص خود را ایفا می‌کنند. این عامل در بعضی موارد، در ایجاد ناپایداری از برتری خاصی برخوردار است. اما نمی‌توان علل بی‌ثباتی را صرفا در نوع عمل آن جستجو کرد. تنها از نظر دیویس، تقریبا تمام تغییرات ناهمواری‌ها و ناپایداری زمین‌های یک منطقه از اعمال آبهای جاری و اثر حفر و بریده بریده ساختن آنها ناشی می‌شود.
کاربرد ژئومورفولوژی در برنامه‌ریزی‌های عمران شهری:
شهرها، زمین‌های وسیع و گسترده‌ای را به خود اختصاص می‌دهند. این زمین‌ها از ترکیب واحدهای مختلف توپوگرافی و ژئومورفولوژی تشکیل می‌یابند. هر اندازه که شهرها توسعه یابند و گسترش پیدا کنند، برخورد آنها با واحدهای گوناگون توپوگرافی و ژئومورفولوژی و موضوعات مربوط به آنها زیادتر می‌شود. واحدهای ژئومورفولوژی همیشه، با پویایی و دینامیسم محیط طبیعی در ارتباط هستند، هرگونه اقدام در راستای توسعه و عمران شهرها، به نحوی با پویایی و دینامیسم مذکور، و در نتیجه با پدیده‌های ژئومورفولوژی، تلاقی می‌کند. در این برخورد اگر برخی از اصول و نکات ضروری که بعداً به آن خواهیم پرداخت. رعایت نشود، تعادل مورفودینامیک محیط، به هم می‌خورد و خطرات بزرگی، غالب تجهیزات و امکانات شهری را مورد تهدید قرار می‌دهد. (رجایی، 1382: 207)
نقش ژئومورفولوژی زمین لرزه‌ها در ایجاد خسارات در مراکز مسکونی صنعتی:‌ مسائل مربوط به زلزله عمدتاً موضوعات مورد مطالعه‌ی زمین‌شناسی و ژئوفیزیک را تشکیل می‌دهد. در ژئومورفولوژی نیز، از دیدگاه خاصی بدان توجه می‌شود. زلزله ارتعاشاتی است که در پوسته‌ی زمین به وقوع می‌پیوندد. این ارتعاشات به صورت امواج نوسانی در قسمتی از لایه‌های پوسته زمین منتشر می‌شود. تکانهای اعماق زمین به وجود آورنده‌ی ارتعاشاتی است که در پوسته‌ی زمین انتشار می‌یابد. منشا این تکانها، که باعث پیدایش امواج می‌شوند، بسیار متنوع است. برخی از زمین‌لرزه‌ها با فوران آتش‌فشان توأم هستند که خود فصلی از مطالعات زمین‌شناسی ژئوفیزیک و ژئومورفولوژی را تشکیل می‌دهد. محل تولد زمین‌لرزه‌ها در اعماق زمین به کانونهای زلزله معروف است.
نقش مطالعات ژئومورفولوژی در احداث و نگهداری راههای ارتباطی: یکی از مهمترین تظاهرات تمدن گسترش شبکه ارتباطات در کشورهای جهان است. هر چه تمدن بشری پیشرفت می‌کند و تکنیک به خدمت انسان‌ها درمی‌آید. به همان نسبت، ارتباط تجمعات انسانی اهمیت می‌یابد. برای تامین این ارتباط، ایجاد شبکه‌ راه‌های گسترده (راه‌آهن یا شوسه) نگهداری جاده‌های فعال، موجود، تعریض و اصلاح برخی راه‌های پرتردد از ضروریات اساسی به شمار می‌رود.
عوامل مورفوژنیک تهدیدکننده شبکه ارتباطی
بهمن و خطرات آن در جاده‌ها:
جاده‌هایی که از مناطق کوهستانی می‌گذرند، الزاماً در روی دامنه‌های شیب‌داری احداث می‌شوند که با افق زاویه‌ی قابل ملاحظه‌ای دارند. می‌دانیم که این بخش‌ها به دلیل ارتباطی بسیار نزدیکی که با پروسه‌های هوازدگی، ثقل و جاذبه‌ی زمین دارند، جزو محل‌های بحرانی هستند و برای فعالیت عوامل مورفوژنیک مکان‌های بسیار مناسبی به شمار می‌آیند. از این رو جاده‌های احداث شده در روی این‌گونه دامنه‌ها، به وسیله عوامل مورفوژنیک گوناگون تهدید می‌شوند. بهمن یکی از خطرات جدی محسوب می‌شود.
راه‌های مقابله با بی‌ثباتی و خطرات
روش‌های مقابله با اعمال تخریبی برخی از پدیده‌های مورفوژنیک به منظور حراست از نواحی شهری:
برای مقابله با اعمال تخریبی پدیده‌های گوناگون و کاهش دادن اثرات زیان‌بار آنها، مانند طغیان رودخانه‌ها، حرکت توده‌ای زمین، به راه افتادن جریانات گلی، زلزله،‌ طوفان‌های سنگین، اقداماتی نظیر ارزیابی میزان خسارات احتمالی، یا ساختن سدهای مختلف برای محدود کردن عواقب وخیمی که وقوع پدیده‌های ویرانگر را به دنبال دارد، به عمل می‌آید. اما اکثر روشها و کارهایی که بدین منظور اعمال می‌شود و ذیلاً مورد مطالعه قرار می‌گیرد، بسیار پرهزینه‌اند و غالباً تاثیر کمتری دارند.
روش‌های مقابله با طغیان رودخانه‌ها: برای کاهش اثرات زیان‌بار طغیان رودخانه‌هایی که از وسط شهرهای بزرگ می‌گذرند، در مسیر رودخانه‌ها و پل‌های ساخته شده اقداماتی انجام می‌یابد که در هر حال به هزینه‌های سنگینی نیازمند است.
اکنون برای مقابله با این مشکلات، بستن سد در قسمت‌های بالادست رودخانه، راه‌حل مناسب به نظر می‌رسد. در صورتی که بر مبنای پیش‌بینی‌های متخصصان ژئومورفولوژی، اگر این روش برای مدت کوتاهی، نتایج مثبتی داشته باشد، بعد از مدتی نسبتاً زیاد،‌ جز به هدر رفتن هزینه‌های هنگفت و اتلاف وقت چیز دیگری عاید نخواهد شد. یکی دیگر از راه‌های مقابله با خطرات طغیان و لبریز شدن رودخانه‌ها، نگهداری و محافظت بستر رودخانه‌ها، در محدوده شهری و یا در خارج از آن است. (همان: 264 ـ 224)
نقشه‌های ژئوتکنیک: این نقشه‌ها به وسیله زمین‌شناسان تهیه می‌شود، هدف از تهیه این نقشه‌ها، تعیین ویژگی‌های زمین برای فونداسیون‌های ساختمان‌ها است. نقش شرایط ژئومورفولوژی چنان اهمیت دارد که حتی توصیه می‌شود در تهیه طرح‌های توسعه، متخصصان ژئومورفولوژی در کنار مهندسان مسئول امور شهری و اجرای پروژه‌ها کار کنند تا در صورت بروز اشکال، با مطالعه مدیریت‌های خاصی را، در جهت جلوگیری از پدیده‌های خطرناک، اعمال کنند.
نحوه مقابله با مورفوژنر فعال و برقراری تعادل مورفودینامیک در حریم شبکه ارتباطی: برای مقابله با فعالیت پدیده‌های مورفولوژیک که در اثر بی‌احتیاطی هنگام ساختن جاده‌ها، در بعضی از محیط‌های طبیعی از سر گرفته شده و یا شدت می‌یابند و برقراری مجدد تعادل مورفودینامیک، باید در مرحله اول، منطقه را در شعاع نسبتاً وسیعی مورد مطالعه قرار داد. برای جلوگیری از لغزش زمین نیز، زهکشی در قسمت‌های فوقانی، ایجاد دیوارهای حفاظی مناسب در بخش پایین دامنه‌ها توصیه می‌شود. برای مقابله با خطرات خزش مواد، که در دامنه‌های شن و ماسه‌ای، در اثر عبور جاده‌ها به حرکت درمی‌آیند، غالباً از تورهای فلزی مناسب استفاده می‌کنند. این نقشه‌ها براساس اهداف گوناگون به شرح زیر، که مورد نظر اکثر مهندسان است، تهیه می‌شود:
1. شناسایی ویژگی‌های عمومی منطقه به منظور انتخاب مسیرهای مناسب؛
2. توصیف و تشخیص موقعیت مسیر عبور جاده‌ها و راه‌های آهن و پل‌های عظیم سر راهی؛
3. تعیین نوع پدیده‌های مورفوژنیک که موجب بروز خطرات ویژه در طول مسیر می‌شوند مانند زمین‌لرزه،‌ سیلاب، ریزش و...؛
4. تشخیص ویژگی‌های شبکه هیدروگرافی منطقه، که با شبکه ارتباطی تلاقی خواهند داشت؛
5. طبقه‌بندی دامنه‌ها،‌ از نظر شیب، منشأ بروز حوادث گوناگون، پایداری؛
6. آگاهی از نوع و شدت هوازدگی و ماهیت سازنده‌های حاصل از آن؛
7. تعیین موقعیت‌های نقاطی که می‌توانند مواد مورد نیاز جاده‌سازی را تأمین نمایند؛
8. بالاخره تفکیک واحدهای ژئومورفولوژیک، که براساس آنها می‌توان نمونه‌برداری‌‌های لازم را انجام داد و نتایج حاصل از مطالعه آنان را به سایر نواحی تعمیم داد. (همان: 337 ـ 336)
گفتار چهارم: راهکارهای برنامه‌ریزی راهبردی آمایش و آینده‌نگری محیطی
بررسی دیدگاه‌ها و ترسیم چشم‌انداز تحولات آینده و موضوعات مختلف و روندهای اصلی تاثیرگذار بر حوزه مباحث آینده‌نگری از مهمترین مقولاتی است که می‌بایستی مورد توجه قرار گیرد. به طور کلی در قرن بیست و یکم شاهد پیدایش موج گسترده‌ای از بحث‌های آینده‌شناسی هستیم که شخصاً می‌کوشند ویژگی‌های کلی جهان فردا را درک کنند و هدفشان نیز تنها، مطالعه منظم آینده است. طرح چشم‌اندازهایی از آینده از آنجا که سرانجام به پیش‌بینی روندهای عمده امکان‌پذیر آینده می‌انجامد،‌ می‌تواند به اتخاذ موضع و شیوه‌ی مقابله با پیشامدهای اتفاقی کمک کند و بدین جهت به استفاده بهینه از منابع و فرصت‌ها منجر شود. کمترین فایده این‌گونه مطالعات آن است که ابزاری برای تنظیم امور و ترتیب اولویت مسائل پیش رو، در دستور کارهای آینده، به دست می‌دهند.
در کشور ما به رغم وجود بیش از نیم قرن سابقه برنامه‌ریزی توسعه،‌ همچنان بحث آینده‌شناسی مورد توجه قرار نگرفته است. مروری بر ادبیات برنامه‌ریزی در بسیاری از کشورها گویای آن است که هر برنامه‌ریزی نیازمند شناخت آینده می‌باشد و در این میانه به نظر می‌رسد که آینده بشریت ـ حداقل در میان کشورهای توسعه یافته ـ دیگر به دلیل کمبود منابع با بحران مواجه نخواهد شد، بلکه فرض بر این است که آن آینده اکنون ـ توسط تصمیمات اجتماعی ـ در حال تعریف و تعیین شدن است و این تصمیمات نه تنها توسط معدودی از رهبران جوامع، بلکه توسط میلیون‌ها شهروند گرفته می‌شود. با توجه به این وضعیت، چارچوب کاری بلندمدتی که این تصمیمات را در بر می‌گیرد توسط انتظارات اشخاص در مورد این که آینده باید چه چیزهایی را برای آنها به ارمغان آورد،‌ مشخص می‌شود.
در رویارویی با شتاب فزاینده دگرگونی، نایقینی‌های آینده و پیچیدگی رو به افزایش پدیده‌ها و کنش‌های متقابل، دست روی دست نهادن به هیچ وجه واکنشی مقبول نیست. اتخاذ نگرشی ضد سرنوشت‌گرا، پیش‌گیرانه و معتقد به عمل اهمیت اساسی دارد. به عنوان مثال شناخت و تعریف‌ها از آینده‌نگری، عبارت است از شناخت آینده‌های ممکن و انتخاب آنها برای جهت‌دهی به اقدامات کنونی، آینده‌نگری،‌ علمی و شیوه‌ای از تفکر است که از یک سو با گسترش آگاهی و شناخت نسبت به موقعیت‌های در حال ظهور جهت‌گیری‌های کنونی را روشنی می‌بخشد و از سوی دیگر با نگاهی سازمان یافته و منظم به آنچه در زمان حال اتفاق افتاده، با دخالتی آگاهانه به تعیین آینده می‌پردازد.
از این منظر آینده حال را شکل می‌‌بخشد. در واقع در آینده‌نگری حرکت از شناخت آینده برای شکل‌دهی به حال است. فرض بر این است که آینده‌ها معتدد هستند و انسان‌ها در انتخاب میان آنها کم و بیش آزادند، هر چند که تمام آینده‌های ممکن از شانسی مساوی برای رخ دادن برخوردار نیستند و احتمال وقوع آنها نسبت به یکدیگر متفاوت است. اما تنها یک آینده از پیش تعیین شده وجود ندارد. (عصاریان‌نژاد ـ 1385)
آینده‌نگری صرفا در خدمت حس کنجکاوی نیست و یا از خواسته‌های ساده سرگرم‌کننده و شگفت‌آور درنمی‌آید، بلکه جزء لازم‌الاجرای کار و دولت است. آینده‌نگران دقیق می‌توانند امکان بهتری از یک اقتصاد دولتی کارآمد و سودمند را بیازمایند.
نگاهی به برنامه‌ریزی استراتژیک
بسیاری معتقدند که در برنامه‌ریزی استراتژیک فرایند برنامه‌ریزی مهمتر از محصول آن یعنی استراتژی است. به عبارتی دیگر برنامه‌ریزی استراتژی، فرایندی است پویا که اندیشه و تفکر انعطاف‌پذیر می‌سازد و باعث می‌شود که سندی غیرقابل انعطاف ارائه نشود که به سرعت کهنه شده و یا بعد از مدتی راکد باقی بماند.
به طور کلی در برنامه‌ریزی استراتژیک به چهار پرسش اساسی زیر پاسخ داده می‌شود:
1. در حال حاضر کجا هستیم؟
2. دوست داریم کجا باشیم؟
3. چگونه می‌توانیم به آنجا برسیم؟
4. چگونه می‌توانیم مراحل پیشرفت را اندازه‌گیری کنیم؟
به صورت عام برای دنبال کردن دو رویکرد استراتژیک لازم است چشم‌انداز آتی و یا مفهوم مشخصی از آینده ارائه دهیم. برای پاسخگویی به پرسش‌های فوق باید اهداف و راه دست‌یابی به آنها روشن باشد. پاسخ به پرسش اول (در حال حاضر کجا هستیم) مستلزم ارزیابی درونی و بیرونی است. بعضی داده‌های درونی و بیرونی که بر اقدامات ما تاثیر می‌گذارند. این امر ایجاب می‌کند که موارد زیر مورد استفاده قرار گیرد:
1- تحلیل وضعیت: ارزیابی وضع موجود، مسائل،‌ توانمندی‌ها و قابلیت‌ها، وضعیت ژئوپولوتیک و ژئواستراتژیک فعال
2- بررسی محیطی: تحلیل نیروهای خارجی تاثیرگذار بر اقداماتی که می‌توانیم انجام دهیم و سرعت واکنش نظامی سیاسی
3- آینده‌نگاری: تعیین و تحلیل نظام‌مند روندهای درازمدت و مباحثی که به نظر می‌رسد بر محیطی اثر گذارد که در آینده توسعه ملی در آن تحقق خواهد یافت و نیاز محیط امنیتی از غیر امنیتی است.
4- تحلیل موضوعی: تعیین موارد مهم برای دولت و مردم،‌ قابلیت‌های مشارکت‌محور، ارزش‌مدار،‌ تعامل‌ساز و مشروعیت‌بخش
این فرایند به چشم‌اندازی منتهی می‌شود که تصویری مفهومی و الزام‌آور از آینده خواسته شده به شمار می‌آید. در مورد پرسش دوم (دوست داریم کجا باشیم؟) برنامه‌ریزی استراتژیک مستلزم تشخیص موارد زیر است:
ـ آرمانها: اهداف نهایی مرتبط با فعالیت‌هایی که به منظور توسعه صورت می‌گیرند، ایدئولوژی منسجم (واقع‌گرا)، اقتدار و عزت و ثبات سیاسی در ساز و کار برگزیده قابل برنامه‌ریزی.
ـ اهداف: اهداف ویژه و قابل اندازه‌گیری برای تحقق برنامه‌، قدرت و واکنش و عمل فعال در مقابل اختلال و تجاوز برنامه‌های کنترل و هدایت محیط در راستای استراتژی کلان کشور.
در مورد این که چگونه می‌توانیم به آنجا برسیم در برنامه‌ریزی استراتژیک به ارائه موارد زیر نیاز است:
1- راهبردها: روش‌های مورد استفاده برای تحقق آرمان‌ها و اهداف
2- برنامه عملیاتی: برنامه‌های عملیاتی تفصیلی که نشان می‌دهند چگونه راهبردها اجرا خواهند شد. برای پاسخ به سؤال چگونه می‌توانیم مراحل پیشرفت را اندازه‌گیری کنیم؟ برنامه‌ریزی استراتژیک نیاز به حساب‌پذیری دارد. یعنی در واقع به روش‌هایی برای اندازه‌گیری نتایج نیازمند است. مانند نظارت مستمر و گزارش‌گیری منظم و در نهایت برنامه‌ریزی استراتژیک،‌ تخصیص منابع مالی، انسانی و سایر منابع لازم را برای اجرای استراتژی‌ها به سوی اولویت‌های تعیین شده در زمان تدوین اهداف، هدایت می‌کند. روش پیش‌بینی شده برای برنامه‌ریزی تحلیل SWOT و تحلیل چارچوب منطقی است. نتایج حاصل از تحلیل (SWOT) ورودی تحلیل چارچوب منطقی (LF) را تشکیل می‌دهد.
ترکیب این دو روش در برنامه‌ریزی مشارکتی این امکان را فراهم می‌آورد که:
ـ اهداف و استراتژی‌ها به تدریج اصلاح شوند.
ـ اقدامات و فعالیت‌های دارای اولویت بالا به تدریج انتخاب شوند.
ـ برنامه توسعه آمایش در چارچوبی پیوسته،‌ هم‌افزا و دارای مراحل منطقی و رتبه‌بندی شده ارائه شود.
در جریان فرایند برنامه‌ریزی،‌ اهداف و استراتژی‌‌های توسعه به تدریج اصلاح می‌شوند.
SWOT ابزار برنامه‌ریزی تحلیلی و استراتژیکی است که اغلب در رویکرد برنامه‌ریزی مشارکتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای موفقیت در انجام تحلیل با استفاده از متدولوژی SWOT،‌ لازم است که شناخت خوبی در مورد وضعیت موجود و روندهای حاکم وجود داشته باشد.
تحلیل SWOT دارای دو مولفه اصلی به شرح زیر است:
1- شاخص‌های شرایط درونی که توسط نقاط قوت و ضعف در وضعیت موجود توصیف می‌شوند:
الف ـ نقاط قوت: نظام سیاسی و مشارکت‌گرا، ایدئولوژی، دانش، تکنولوژی، انگیزه و روحیه
ب ـ نوآوری،‌ دارایی‌های مالی، ارتباط‌های تجاری و مانند آن است که به استفاده از فرصت‌ها و مبارزه با تهدیدها کمک می‌کنند.
پ ـ نقاط ضعف:‌ شرایط درونی یا هرگونه نقص داخلی که موقعیت رقابتی یک منطقه را به خطر می‌اندازد و یا امکان استفاده از فرصت‌ها را کاهش می‌دهد.
2- شاخص‌های بیرونی که از طریق تهدیدهای موجود و فرصت‌های ناشناخته توصیف می‌شوند:
ـ فرصت هر موقعیت یا ویژگی خارجی که در جهت تقاضای منطقه باشد و یا شرایط برخورداری منطقه از مزیت رقابتی است.
ـ تهدید چالشی خاصی از روند نامطلوب یا هر شرایط خارجی است که به صورتی نامساعد بر موقعیت منطقه تاثیر می‌گذارد.
ـ در محیط امنیتی، مفهوم تهدید تابع درک از توانمندی، قدرت حریف و میزان ضعف و آسیب‌پذیری،‌ شکل می‌گیرد و به شدت تابع نظریه امنیتی و ماهیت اهداف مرجع شکل می‌گیرد و موضوع و حوزه عمل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و غیره خواهد بود.
تحلیل نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدها به تدوین اهداف. استراتژی‌های موقت توسعه و رتبه‌بندی اقدامات اولویت‌داری منتهی می‌شود که در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت برای دست‌یابی به اهداف توسعه لازم است اتخاذ شوند. (عصاریان‌نژاد ـ 1385)
در برنامه آمایش کشور با توجه به نگاه استراتژیک بلندمدت به توسعه آمایشی، اهداف و استراتژی‌هایی در درازمدت مورد تأکید قرار می‌گیرد و در پایان به ارائه عناوین برنامه‌های عملیاتی لازم برای توسعه اکتفا می‌شود. برنامه عملیاتی دقیق برای پیشبرد اهداف و استراتژی‌های میان‌مدت در قالب برنامه‌های پنج ساله و به دنبال آن برنامه‌های سالانه در مرحله نهایی عملیاتی تهیه می‌شود. البته این رشته از اقدامات نیز به صورت مرحله‌ای و در صورت تأیید مراحل قبلی از نظر دستیابی به اهداف دنبال می‌شود و همواره فرصت و ضرورت برای اصلاح محتوایی و مرحله‌ای برنامه‌ریزی وجود خواهد داشت.
ج) سناریوسازی در برنامه‌ریزی استراتژیک
سناریو چیست؟
سناریوها ابزار برنامه‌ریزی استراتژیک به شمار می‌آیند. سناریوها آنچه را که برای دست‌یابی به نتایج دلخواه مورد نیاز است، مشخص می‌کنند. سناریوسازی دربرگیرنده این مفهوم است که آینده ثابت نیست. بلکه می‌توان از طریق تصمیمات و اقدامات افراد، سازمان‌ها و نهادها، به آن شکل داد.
در واقع استفاده از سناریو به منظورهای زیر صورت می‌گیرد:
ـ جلوگیری از غافلگیر شدن؛
ـ به چالش کشیدن اندیشه‌های سنتی راجع به آینده؛
ـ تشخیص نشانه‌های تغییر؛
ـ آزمون استراتژی‌های پایداری در شرایط متفاوت.
سناریوسازی فرایند خلاقی است که مهارت افراد دست‌اندرکار را افزایش می‌دهد. برای موفقیت در سناریوسازی، ضرورت دارد که گروهی ماهر و دارای ویژگی‌های زیر انتخاب شوند که:
ـ استنباط درستی از وضع موجود داشته باشند.
ـ بتوانند عوامل قابل پیش‌بینی در آینده را تعیین کنند.
ـ بتوانند مسیرهای ممکن و معقول به آینده را مشخص کنند.
ـ از دیدگاه‌های مغایر آگاهی داشته باشند.
چرا در برنامه‌ریزی استراتژیک از سناریو استفاده می‌کنیم؟
ـ تاثیرگذاری بر گرایش‌های سیاسی
ـ فکر کردن در قالب سناریو برای کاهش ترس، بی‌اطمینانی و تردید (FUD)
ـ دست یافتن به چشم‌انداز مشترک برای پیشبرد مباحث و ایجاد شعور جنبی.
نتیجه‌گیری:
تغییرات و نوسانات بخشی از ماهیت دنیایی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. تحول و نوآوری، هر روز دنیای جدیدی را در برابر چشمان بشر می‌گشاید که در این میان چراغ علم تنها قادر است بخشی از محدوده نامتناهی آن را نمایان سازد. در رقابت دنیای آینده، کسانی گوی سبقت را خواهند ربود که آگاهانه‌تر دل به تغییرات بسپارند و دنیای جدید را جست‌جو کنند. موفقیت و گسترش منطق ریاضی و دست‌یابی به امکانات وسیع رایانه‌ها و ماوراء همه اینها، انقلاب اطلاعاتی، در دو دهه اخیر موجبات گسترش هر چه بیشتر رویکرد آینده‌نگرانه را فراهم آورده است. شناخت تحولات آینده آنچنان با فعالیت و با کسب و کار عجین شده که شاید به جرأت بتوان گفت که هیچ فعالیتی قرین موفقیت نخواهد بود مگر آنکه با نگرش جامع‌نگر و آینده‌نگر توأم باشد.
آمایش سرزمین به عنوان فرایند دیدگاه‌سازی درازمدت توسعه، به ارزیابی و پردازش بخش‌های عمده‌ای از این دیدگاه که قابلیت تجسم عینی دارند می‌پردازد تا بتواند تصویری از چشم‌انداز آینده سرزمین تحت تاثیر دیدگاه منتخب ارائه نماید. این تصویر، به منزله مرجعی از اهداف هماهنگ شده،‌ راهنمای تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان برای معرفی مجموعه‌ای از اقدامات،‌ اعم از اصلاحات، تجدد ساختارها و نوآوری‌ها در عرصه‌های مختلف خواهد بود که گذار از وضع موجود به وضع مطلوب را ممکن خواهد ساخت. این که این روش‌ها و بررسی‌ها تا چه حد قابل اتکا هستند را، امروز نمی‌توان پاسخ داد و تنها سپری شدن زمان، صحت و سقم آنها را تعیین خواهد کرد. با این وجود تلاش به عمل آمده است تا در این مختصر، آنچه که بیشتر مورد اتفاق‌نظر است و یا از سوی مؤسسات و تحلیل‌گران معتبر مطرح شده است ارائه شود.
فرایند منطقی تهیه برنامه‌های توسعه با شناختی که از مجموع جریان‌های برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در کشور و همچنین مقررات و قوانین تهیه برنامه‌ها وجود دارد، شامل مراحل زیر است:
1- تدوین نظریه پایه توسعه ملی؛
2- تنظیم استراتژی جامع توسعه ملی؛‌
3- تهیه طرح پایه آمایش سرزمین؛
4- تهیه طرح آمایش ملی؛
5- تهیه طرح آمایش استانها؛
6- استنتاج خط مشی‌های اصلی میان‌مدت توسعه؛
7- تهیه چارچوب برنامه کلان میان‌مدت؛
8- تهیه برنامه‌های اجرایی میان‌مدت‌ بخش‌ها؛‌
9- تهیه برنامه‌های اجرایی میان‌مدت استان‌ها.
برای بررسی چگونگی تأثیرگذاری اقدامات توسعه‌ای در ایجاد امنیت و دفاع و یا برعکس آن یعنی تأثیرگذاری اقداماتی در رابطه با ایجاد امنیت و دفاع، برای فراهم ساختن زمینه‌های لازم جهت تحقق توسعه در جوّی امن، لازم است ابتدا، شاخص‌های توسعه، شاخص‌های امنیت و شاخص‌های دفاعی تشکیل و تدوین شوند و همچنین شناسایی برخی تهدیدات هرمونه‌تیک که در سطح جهانی می‌توان آنها را مورد بررسی قرار داد لازم است.