تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۵۹۶

ترجمۀ: حامد صادقی
تحولی بنیادین صورت نگرفت

نتیجه این شد که دمکراسی به تودۀ مردم امتیازاتی داد و نیروی نخبگان کمالیست را به تحلیل برد. از طریق انتخابات مسلمانان سازماندهی شده وارد سیاست شدند و نقش اسلام در اجتماع و سیاست گسترش یافت. این تحولات در روابط دین و دولت در ترکیه دگرگونی بنیادی ایجاد نکرد ولی به بیداری اسلامی در ابعاد وسیعی مساعدت نمود.
همراه با سیستم انتخاباتی چند حزبی، دگرگونی‌های اجتماعی و اقتصادی نیز در رشد حرکت اسلامی در طول سالهای 1960 تا 1980 نقش مهمی داشته است. نقش تحولات اجتماعی بر رفتارهای دینی ترکیه مرکب و چند جانبه بود. در بعضی اوقات رابطۀ نزدیکی بین آنها وجود داشته است.
این امر عامل مهاجرت بزرگی در طول بیست سال از قصبات کوچک و روستاها به شهرهای بزرگ شد. درصد بالای توالد و تناسل در شهرستانها و امکان یافتن مشاغل بهتر در شهرها، عوامل مهاجرت به شهرها بود. مهاجرت میلیونها نفر روستایی و شهرستانی به مراکز شهرها چهرۀ اجتماعی و فرهنگی شهرهای بزرگ ترکیه را در ابعاد وسیعی تغییر داد.(16)
شهرنشینی گسترده از دو جهت موجب گرفتن جانی دوباره در ارزش‌ها و اعمال فرهنگ اسلامی موجب گرفتن جانی دوباره شد. مهاجران از مناطق دوردست می‌آمدند. مناطقی که همیشه بصورت غنی از فرهنگ اسلام برخوردار بوده‌اند. کسانی که به شهرهای بزرگی مانند استانبول، آنکارا، و ازمیر می‌آمدند فرهنگ دیرینۀ خود را نیز به همراه می‌آوردند و در محله‌های خارج محدوده و حاشیه‌ای که خود به وجود می‌آوردند سعی در اعمال رفتارهای دینی می‌کردند، همان رفتاری که پیش از این در مناطق قبلی خود داشتند.
این وضع با افزایش انجمنهایی که مسئولیت تاسیس مساجد را برعهده داشتند خود را بروز می‌داد. دوم اینکه اسلام برای اکثر آنهایی که به شهرها مهاجرت می‌کردند در مرحلۀ عبور از نظام اجتماعی و سنتی مناطق شهرستانی ترکیه به نوع زندگی مدرن و شهری مفهوم هویتی فردی و اجتماعی داشت.
زندگی جدید با اینکه از جهاتی جذابیتهای داشت اما از ویژگی‌های غربی و گاه شدیداً مخالف اسلام نیز برخوردار بود. وقتی دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی شهرنشینی نیز به این مفهوم اضافه می‌شد، بسیاری بیش از پیش به هویت اسلامی‌شان پایبند می‌شدند.(17)
مثال بعدی در تاثیر مثبت تحولات اجتماعی اقتصادی بر رشد اسلام، به افزایش درصد آرا، بدست آمده توسط احزاب سیاسی اسلامی مربوط می‌شود. نتایج انتخابات سال‌های 1974 و 1977 نشان داد که حزب سلامت ملی اسلامی در مناطق مرکزی و شرقی آناتولی یعنی مناطقی که بیشتر محل سکونت پیشه‌وران است، رای بیشتری بدست آورد. اصناف از گذشته تاکنون در میان طریقتها و گروه‌ها از طرفداران قدرتمند حرکت اسلامی در ترکیه بوده است.
اما یکی از دلایل هواداری اصناف از حزب سلامت ملی در سال 1970 این بود که وضع اقتصادی آنها با ورود صنایع سنگین به مناطق مسکونی پیشه‌وران حالت وخیمی یافته بود. حزب سلامت ملی که طرفدار عدالت اجتماعی و مخالفت سرمایه‌داری بود، از پیشه‌وران دعوت کرده بود برای وخامت اوضاع اقتصادی‌شان است به اعتراض بزنند. به این ترتیب خرده کاسبان آناتولی منشاء اصلی حرکت اسلامی ترکیه شدند.
در مارس 1989 در شهرهای استانبول، آنکارا و چند شهر دیگر برای موضوع حجاب تظاهراتی انجام شد. زنان جوانی که خود را مانند زنان ایرانی با چادرهای سیاه پوشانده بودند به نشانه اعتراض به لغو مصوبۀ مجلس که به موجب آن دختران می‌توانستند با پوشش اسلامی وارد کلاس درس شوند دست به تظاهرات زدند. قانون مذکور از سوی «دادگاه قانون اساسی» لغو شده بود. رئیس‌جمهور کنعان اورن که این قانون را پیش از تسلیم به «دادگاه قانون اساسی» وتو کرده بود، بعنوان هدف اصلی تظاهرکنندگان درآمد. تظاهرکنندگان که شعارهای زیر را سر داده بودند پس از درگیری با پلیس متفرق شدند:
«اورن و رشدی دست در دست یکدیگر دارند.» «مسلمانان متحد شوید.» «اورن استعفا کن» «ترکیۀ مسلمان» روزنامه‌های ترکیه نوشتند زنان تظاهرکننده از سوی مردانی که با صدای بلند دعا می‌خواندند حمایت می‌شدند. (19) تظاهرات عمل گرایان اسلامی موجب بحرانی محدود گردید. در حالیکه دولت نخست‌وزیر اوزال سعی در حل و فصل حادثه داشت گفته می‌شد مسئولین امنیتی ترکیه سخت بیمناک شده بودند. به موازات شایعاتی مبنی بر احتمال وقوع یک کودتا در آنکارا، بین رئیس‌جمهور اورن و رئیس ستاد مشترک ارتشبد تورمثالی دیدار غیرعادی صورت گرفت.
سخنگویان نظامی، مطبوعات لائیک و رهبران احزاب سیاسی چپ با اعلام تنفر از حوادث مذکور پایبندی‌شان را به لائیسیزم اعلام کردند. برخی از اعضای کابینه اوزال پیشنهاد کردند موضوع حجاب را از طریق یک رفراندوم به میان مردم بکشند. احزاب سیاسی اسلامی از اقدام زنان تظاهرکننده پشتیبانی کردند و رئیس‌جمهور اورن و دادگاه قانون اساسی را با این ادعا که خواست اکثریت مسلمان ترکیه را نادیده می‌گیرند مورد انتقاد قرار دادند.
حوادث ترکیه زنان ایرانی را به انجام تظاهراتی به طرفداری از دوستانشان در تهران واداشت. رهبران جمهوری اسلامی ایران در بیانات خود مسئولین ترکیه‌ای را تقبیح کردند و خواهان لغو ممنوعیت حجاب شدند که وزارت خارجه ترکیه نسبت به این بیانات اعتراض کرد و هر دو طرف سفرای خود را جهت مشورت فراخواندند.(20)
حوادث مذکور که از سوی مطبوعات لائیک ترکیه «حوادث جمعۀ سیاه» نامگذاری شد، نقطۀ عطف حرکت اسلامی ترکیه بود که در سالهای اخیر رشدی فزاینده داشته است. اسلام همانگونه که در بخش دوم گفته شد از اولین بیداریش پس از جنگ جهانی دوم تا کنون، بشکلی آشکار موجودیت خود را اعلام داشت. اما تحولات سال 1980 نسبت به اوضاع بیست سال گذشته دگرگونی‌هایی عظیم را نشان داد. بنا به اظهار تعداد زیادی از ناظران ترکیه‌ای و بیگانه، ترکیه در حوادث مذکور با یک «موج اسلامی» بسیار نیرومند و جدید و بالقوه مواجه بود.(21)
کسانی که اوضاع سیاسی و اجتماعی ترکیه را در سالهای 1950 و یا 1960 دنبال نموده‌اند. اینک تظاهر قدرتمند حرکت اسلامی را به شکلی بارزتر می‌توانند نظاره کنند. مثلاً بیست سال پیش در خیابانهای استانبول، کمتر زنی دیده می‌شد که بر اساس قوانین اسلامی خود را پوشانده باشد، اما امروزه هزاران زن، در بخشهای قدیمی و محله‌های حاشیه‌ای شهر با رعایت معیارهای اسلامی و با پوشش اسلامی در خیابانها ظاهر می‌شوند.
با اینکه در مورد تعداد کسانی که به مسجد می‌روند هیچ رقم صحیحی در دست نیست اما می‌توان بر این موضوع صحه گذارد که امروز در استانبول و آنکارا تعداد کسانی که به مساجد می‌روند نسبت به بیست سال گذشته افزایش بسیاری داشته است.
امروزه بویژه تعداد کسانی که برای اقامه نماز جمعه به مساجد می‌روند نسبت به گذشته بسیار بیشتر است. علیرغم تاسیس تعداد زیادی مسجد در سالهای اخیر، باز هم در نمازهای جمعه و یا نمازهای عید دیده می‌شود جمعیت بدلیل کمبود جا در خیابانها به صف نماز نشسته‌اند.(22) برخلاف روزهای گذشته که عموماً پیرمردان و پیرزنان به مسجد می‌رفتند امروز دیده می‌شود تعداد زیادی جوان بطور منظم به هنگام نماز به مسجد می‌روند.(23)
روزه گرفتن در ماه رمضان نسبت به گذشته رایج‌تر شده است. پیش از این برخی خانواده‌های شهری این عبادت را به جا می‌آوردند. لیکن این مساله یک موضوع شخصی و خصوصی تلقی می‌شد. آنان که نمی‌خواستند براحتی می‌توانستند مقررات ماه رمضان را نادیده بگیرند. اما امروزه وضع بگونه‌ای دیگر است و روزه نگرفتن تبدیل به یک رفتار غیرقابل قبول اجتماعی شده است.