ترجمۀ: حامد صادقی
بخش سوم:
موضوع آموزش
یکی از نشانههای رشد تاثیر اسلام در سالهای 1980 به آموزشهای اخیر سیستم آموزشی کشور مربوط میشود. آموزش لائیکی یکی از مسائل مهم لائیسیزم در ترکیه بوده است. در سالهای 1940 تصمیم گرفته شد تعلیمات دینی بعنوان درس انتخابی در مدارس تدریس شود.
در سال 1982 تعلیمات دینی در تمام مدارس ابتدایی و راهنمایی بصورت درس اجباری درآمد. علاوه بر این چرخش مهم سیاسی، برخی از آموزگاران دروس دینی پا را فراتر گذارده و به زور از دانشآموزان خواستهاند که نماز بخوانند و روزه بگیرند. خبرهایی نیز مبنی بر ثبتنام برخی از دانشآموزان جوان در گروههای اسلامی در دست است که برای فرا گرفتن دروس دینی اضافه بر دروس مدرسه اینکار را میکردهاند.(24)
در امر آموزش، یکی دیگر از تحولات قابل توجه، افزایش تعداد مدارس امام ـ خطیب است. این مدارس در سال 1952 با هدف تربیت پرسنل دینی لازم ـ امام، خطیب ـ برای مساجد تاسیس شده بودند. مدارس مذکور با مدارس دوره راهنمایی هم ردیف بودند. بعدها دبیرستانهای امام ـ خطیب هم تاسیس شد. تعداد دبیرستانهای امام ـ خطیب در سال 1970، 40 عدد بود و در سال 1980، 249 و در سال 1988 به 383 رسید. در همین فاصلۀ زمانی تعداد محصلان مدارس مذکور از 44 هزار دانشآموز به 290 هزار دانشآموز افزایش یافت. در ابتدا هدف این مدارس جبران کمبود پرسنل دینی تحصیلکرده بود.
اما اینکه دیده میشود این هدف در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است. هدف اصلی آموزش اسلامی برای کودکان است. اینک یک پنجم دانشآموزان شاغل به تحصیل در این مدارس و یا تقریبا پنجاه هزار نفر آنها دختر هستند، بر نظریه فوق صحه میگذارد. زیرا زنان در اسلام نمیتوانند امام و یا خطیب [!] شوند. گذشته از اینها باید به نکته دیگری توجه نمود و آن هم اینکه تعداد تحصیلکنندگان در مدارس امام ـ خطیب بمراتب بیش از تعداد پرسنل دینی مورد نیاز است. بنا به تحقیقی که از سوی «ریاست امور دیانت» انجام شده است، رقمی کمتر از یک سوم فارغالتحصیلان مدارس امام ـ خطیب، در مدارس بعنوان امام مشغول کار میشوند.
در سال 1973 به فارغالتحصیلان دبیرستانهای امام خطیب این اجازه داده شد که به جز آکادمیهای نظامی، بتوانند در مدارس عالی دیگر به تحصیل خود ادامه دهند. از آن روز تاکنون بسیاری از فارغالتحصیلان مدارس امام خطیب با موفق شدن در امتحانات وارد دانشگاهها شده و در رشتههایی مانند مهندسی، حقوق و پزشکی آموزشهای کاربردی دیدهاند.
برای مثال اخیرا یک بررسی نشان داده است که 40% دانشجویان رشته مدیریت وابسته به دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آنکارا را فارغالتحصیلان دبیرستانهای امام خطیب تشکیل میدهند. (این دانشکده در دانشگاه آنکارا از جایگاه خاصی برخوردار است.) اگر این مطلب در نظر گرفته شود که دانشکده مذکور از گذشته تاکنون مرکز تربیت مدیران نخبه برای دوائر دولتی بوده است اهمیت موضوع روشن خواهد شد.(25)
علاوه بر مدارس امام خطیب، کلاسهای آموزش قرآن نیز در ترکیه بخشی از سیستم آموزشی را تشکیل میدهد. این کلاسها که خواندن قرآن به عربی را به کودکان آموزش میدهند مراکزی هستند برای آموزشهای دینی، که از سوی امامان به کودکان تعلیم داده میشود. کلاسهای قرآن از سوی انجمنهای دینی تاسیس میشوند و هزینههایشان نیز توسط همان انجمنها تامین میشود.
از نظر حقوقی بازگشایی و تاسیس کلاسهای قرآن میبایست با اجازه «ریاست امور دیانت» باشد. اما طبق اطلاعات موجود، تعداد بسیار زیادی کلاس آموزش قرآن در بین اجتماعات کارگری در ترکیه و اروپا تاسیس شده است. در مورد تعداد شرکتکنندگان در این کلاسها رقم قابل اطمینانی در دست نیست. با این حال ناظران بر این باورند که در شهرستانها تعداد زیادی کودک ترک در این کلاسها شرکت میکنند.
تاثیر فزاینده اسلام بر سیستم آموزشی ترکیه در دانشگاههای کشور به خوبی دیده میشود. افزایش شمار فارغالتحصیلان امام خطیب در دانشگاهها، منشاء مهمی برای توسعه حرکت اسلامی گشت. طی مصاحبهای که با دانشجویان دانشکدههای موجود در آنکارا و استانبول انجام شده است، آنها حساسیتشان را در مورد مسئولین دانشگاه و سیاستهای دانشگاهی به زبان آوردهاند. برخلاف سالهای 1970 که سازمانهای دانشجویی از سوی مارکسیستها و یا راستهای افراطی کنترل میشد، امروز گروههای اسلامی هستند که در بین دانشجویان دارای بیشترین جاذبه میباشند.
همچنین تعداد استادان دانشگاهی و دبیران دبیرستانی هوادار حرکت اسلامی رو به افزایش است. مهمترین سمبل رشد فزاینده اسلام در دانشگاهها و شاید تنها نمایانگر آن ظهور پوشش اسلامی در بین دختران دانشجوست. امروز حتی در دانشگاههای «خاورمیانه آنکارا» و «بوغازایچی استانبول» که از غرب گرانترین دانشگاههای ترکیه هستند نیز دختران دانشجوی هوادار حرکت اسلامی دیده میشود.
روشنفکران اسلامی
در سالهای دهه 1980 شمار روشنفکران اسلامی رو به افزایش گذاشت. در گذشته اندیشمندان اسلامی بیشتر با مسائل دینی مشغول بودند و اکثر آنها جز تعدادی اندک، به موضوعات بینالمللی و اندیشههای سیاسی، اقتصادی غرب توجهی نمیکردند. امروز در میان نسل جوان، روشنفکرانی هستند که در کنار مسایل دینی به موضوعات مذکور در بالا نیز میپردازند.
برخی از این روشنفکران با علوم غربی از نزدیک آشنا هستند و نوشتههایشان موضوعات مختلفی از فلسفه علم تا مسایل استراتژیک موجود بین شرق و غرب را شامل میشود. در میان روشنفکران مشهور مسلمان، روشنفکرانی مانند «عصمت اوزل» نیز هستند که قبلاً مارکسیست بودهاند و بازگشتشان به اسلام در محیط روشنفکری تاثیرات بزرگی داشته است. به همین شکل دانشگاهیان و روزنامه نگارانی هم هستند که از چپ افراطی به راست اسلامی گردیدهاند.
با رشد روشنفکری اسلامی، شمار کتب، مجلات و روزنامههای اسلامی هم رو به افزایش است. تا سالهای گذشته انتشارات اسلامی در ترکیه بیشتر به مواردی چون تفسیر قرآن کریم و زندگی حضرت محمد (ص) محدود بود. اینگونه کتابها که بیشتر اوقات دارای کیفیت چاپ پائینی نیز بودند فروش خوبی نداشتند. لیکن اینک ائتلاف انتشاراتیای که از سوی مراکز انتشارات اسلامی پیشرفته بوجود آمده قفسههای کتاب را پر کرده است.