تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۶۱۸

حجت‌الله جودکی / کارشناس مسائل خاورمیانه
بیش از چهار دهه از حاکمیت خاندان اسد در سوریه می‌گذرد. آنها - پدر و پسر - به چند چیز وفادار بوده و از شیوه یکسانی بهره برده‌اند. اول قومیت عربی بر پایه تفکر بعثی که میشل عفلق بنیان‌گذار آن بود. البته حافظ اسد وی را تحمل نکرد، همچنین با شاخه دیگر این حزب در عراق از در ستیز درآمد. دوم نظام سوسیالیستی بر اساس تفکر خاندان اسد. در این نظام همه اقوام و نزدیکان ایشان از ثروت قابل توجه و نسبتا مساوی با یکدیگر برخوردار هستند.
تقریبا مسئولیت شرکت‌های دولتی که به بخش خصوصی واگذار شده را ایشان بر عهده دارند. سوم دوستی با نظام‌های پولدار برای حفظ جایگاه خاندان اسد. با کنار رفتن مستبدان از حکومت مصر و تونس و شتاب گرفتن خیزش مردمی در دیگر کشورها، مردم سوریه نیز خواستار اصلاحات در این کشور شدند و از همان ابتدا اعلان نمودند که تظاهرات ایشان خشونت‌آمیز نیست. متاسفانه پاسخ مطالبات مردم اصلا مطلوب نبود و همین مسئله بر خشم ایشان افزود.
دولت سوریه و شخص بشار اسد اعلام کردند به خواسته‌های مردم پاسخ مثبت می‌دهند و از این رو قرار گذاشتند قوانین فوق‌العاده که مدت 40 سال در سوریه اجرا می‌شد را لغو کنند. به معلمان مدارس اجازه دهند بعد از 40 سال با حجاب در کلاس درس حاضر شوند! قول‌ الغای قوانین فوق‌العاده را دادند، اما بعد از دو روز وزیر دادگستری سوریه از این کار اظهار پشیمانی کرد .
نخستین شعارهای مردم سوریه آزادی زندانیان سیاسی و مبارزه با فساد اداری و اقتصادی بود. روی پلاکاردهای نخستین این جمله وجود داشت: "الشعب یرید تطهیر النظام"، مردم خواستار سالم سازی نظام هستند. با بی‌اعتنائی به این درخواستها، شعارها تبدیل به "الشعب یرید اسقاط النظام"، مردمی خواستار سرنگونی حکومت هستند، گردید. - در سوریه همه رسانه‌ها اعم از رادیو و تلویزیون، مطبوعات، اینترنت و.. در اختیار دولت است و بخش خصوصی نصیبی از آنها ندارد.
در تظاهرات چند ماه گذشته هم وی بلافاصله اینترنت، تلفن همراه و ثابت را در مواقع لزوم بست و از ورود خبرنگاران خارجی به این کشور خودداری نمود. تنها بدشانسی دولت سوریه این بود که مردم حاشیه مرزهای این کشور از تلفن‌های همراه دیگر کشورها که در محدوده مرزهای سوریه قابل استفاده هستند، برای ارسال اخبار و تصاویر حمله نیروهای امنیتی به خارج از کشور استفاده کردند. تاکنون بیش از 1500 نفر در این کشور کشته، 12 هزارنفر دستگیر و زندانی، هزاران خانواده آواره در کشورهای ترکیه، اردن و لبنان شدهاند. بشار اسد هفته گذشته بار دیگر وعده اصلاحات عمیق سوری داد. اما هیچ‌کس این اصلاحات عمیق صوری را باور نکرد.
دولت سوریه مرتب اعلام می‌کند که افراد مسلح شورشی، تعداد قابل توجهی از نیروهای مسلح آن کشور را کشته‌اند. مردم سوریه می‌گویند: تظاهرات ما مسالمت‌آمیز است و ما می‌خواهیم به طور مسالمت‌آمیز حکومت را وادار به اصلاحات نمائیم. مردم سوریه با اصلاحات صوری بشار اسد مخالف هستند. تصاویری که از طریق تلفن‌های همراه و توسط مردم گرفته و به اینترنت راه یافته، نشانگر رفتار نیروهای نظامی و امنیتی این کشور است. جالب اینکه همزمان بشار اسد در تلویزیون سوریه با روی بشاش ظاهر شده و می‌گوید ما به همه مخالفان نظام خوشامد می‌گوئیم.
در جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل بلندی‌های جولان که متعلق به سوریه است به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد. از 44 سال پیش تاکنون سوریه برای باز پس‌گیری این اراضی اقدام جدی به عمل نیاورده‌است. امسال در روز "نکبت" یعنی سالروز تاسیس اسرائیل، تعدادی از جوانان در مرزهای جولان در داخل سوریه اجتماع کرده و علیه اسرائیل شعار دادند که متاسفانه تعدادی از آنها کشته و زخمی شدند. روز جمعه گذشته بار دیگر این تظاهرات تکرار شد و اسرائیل 23 نفر از مردم را شهید کرد. تا اینجا همه دنیا فکر می‌کردند که مردم سوریه به فکر باز پس‌گیری جولان افتاده‌اند.
روز بعد هنگام تشییع شهدای این حادثه در اردوگاه یرموک اتفاقات مهمی روی داد که پرده از روی سیاست غلط بشار اسد برداشت. وی قصد داشت به دنیا وانمود کند که مردم سوریه به جای درگیری با حکومت قصد دارند اراضی اشغالی را پس بگیرند و از این‌رو از مرزهای جولان هم گذشتند! سوریه دوستان و دشمنانی در میان کشورهای مختلف دارد. ترک‌ها به دلیل سال‌ها حمایت حافظ اسد از کردهای جدائی‌طلب این کشور موسوم به پ‌ک‌ک کینه سوریه را در دل دارند. زیرا این حمایت باعث گرفتاری زیادی برای ترکیه و کشته و زخمی شدن تعداد قابل توجهی از ایشان گردید.
غرب با سوریه دشمن است و طبیعتا از مخالفان بشار اسد حمایت می‌کند. اسرائیل از سوریه به دلیل حمایت از حزب‌الله متنفر است، اما از تغییر این رژیم هم بیمناک است. زیرا می‌داند بر مرده ریگ نظام بشار اسد، مردم حکومت دموکراتیکی برپا خواهند کرد که باید مجری اراده مردم باشد و مردم نیز با رژیم صهیونیستی مخالف هستند و در نتیجه جبهه ضد صهیونیستی جان تازه‌ای خواهد گرفت، همان گونه که در مصر دیدیم. به همین دلیل است که اوباما به رژیم صهیونیستی می‌گوید اوضاع دنیا تغییر کرده و این رژیم برای استمرار حیاتش باید تن به صلح داده و به مرزهای قبل از سال 1967 باز گردد! در چنین شرایطی به نظر می‌رسد ایران باید در تعامل با این کشور تجدیدنظر کند، مگر اینکه وی به وعده خود مبنی بر اصلاحات عمیق و نه صوری جامه عمل بپوشد.
در سال‌های قبل اخوان‌المسلمین سوریه از مخالفان اصلی نظام بود که هزینه زیادی هم برای این مخالفت پرداخت. بسیاری از افراد آن در شهر حما کشته شدند و تعداد بی‌شماری هم به زندان افتادند و یا ناپدید گردیدند – از 30 سال پیش تا کنون در سوریه 15 هزار نفر ناپدید شده‌اند و یکی از خواسته‌های اصلی مردم اطلاع از سرنوشت ایشان است - تعداد دیگری از روشنفکران، نویسندگان و شعرای آزادی‌خواه سوری که ماهیت حزبی هم نداشتند و ناقد سیاست‌های دولت بودند به همان سرنوشت دچار شدند و یا جلای وطن کردند.
اسلامگرایانی که ناقد حکومت هستند و با اخوان‌المسلمین نیز پیوندی ندارند، نیز از جمله مخالفان به حساب می‌آیند. با این وجود هیچ‌کدام از جریان‌های یاد شده رهبری تظاهرات مردمی را بر عهده ندارند و جوانان پر شور این کشور، هم چون سایر کشورها پرچمدار میدان هستند. به همین دلیل دولت سوریه تاکنون نتوانسته‌است بر این جریان فایق آید.
سوال اساسی اکنون این است: آیا مردم موفق می‌شوند یا اینکه وی موفق خواهد شد؟ دو نکته در پاسخ این سوال می‌توان گفت: نخست، شعری که مرحوم ابوالقاسم شابی شاعر معروف تونسی سرود و بیت‌الغزل جنبش‌های اخیر گشت: اذا الشعب یوما اراد الحیاة، فلا بد ان یستجیب القدر. اگر مردم اراده کنند تا آزاد زندگی نمایند، سرنوشت باید به این خواسته تن دهد. دوم، این جمله امام علی(ع): الحکم یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. دولت در کنار کفر باقی می‌ماند، اما با ظلم زوال می‌پذیرد.