ترجمۀ: حامد صادقی
دولت ترکیه در بخش اعظمی از سالهای 1980 در قبال حملات ایران به آتاترک و لائیسیزم، موضع سکوت را برگزید. 13 ترکیه در جنگ ایران و عراق موضع کاملاً بیطرفانهای داشت و سعی نمود بین دو کشور میانجیگری کند. دلیل عمدۀ اینکه ترکیه بدنبال اعتراض به کوششهای تهران جهت گسترش انقلاب اسلامی نبود، اقتصاد بود.
بویژه تورگوت اوزال خواهان بسط روابط بازرگانی ترکیه با ایران بود، حال به هر قیمتی که شده. اما اخیراً با وجود اطمینان از مساعدتهای ایران به مسلمانان افراطی ترکیه و نیز افزایش عکسالعملهای مردم ترک در مخالفت با ایران، احتمال اتخاذ مواضع شدیدتر ترکیه در قبال ایران قوت گرفته است.
ایرانیان ترکیه
دومین تاثیر مهم انقلاب ایران بر ترکیه، مربوط به فعالیت ایرانیان در ترکیه میشود. پس از انقلاب، قریب یک میلیون ایرانی به ترکیه گریخت. بیشتر این ایرانیان نسبت به رژیم جدید ایران علاقهای ندارند. برخی از آنها برای رفتن به نزد خانوادههایشان در اروپا و آمریکا تا گرفتن ویزا، از ترکیه بعنوان یک مامن استفاده میکنند. ولی ناظران سیاسی و مسئولین امنیتی ترکیه معتقدند جاسوسان و مبلغان تهران نیز در میان مهاجرین ایرانی هستند.
ترکیه در چند سال اخیر با چند سوء قصد که گمان میرود از سوی هواداران (امام) خمینی عملی شد مواجه گردید. قربانیان همه از منسوبین نیروهای مسلح شاه بودند و با جنایتهای شبیه به هم اعدام شده بودند. گمان میرود مقتولین که طرفدار شاه بودند در حرکت مخالف رژیم فعلی ایران فعالیت داشتهاند. در ماه اکتبر 1988 در آنکارا یک دیپلمات سعودی به قتل رسید.
مسئولین ترکیهای معتقدند این قتل به تلافی اعلام چهار چریک طرفدار (امام) خمینی بدست دولت عربستان سعودی، صورت گرفته است. حادثه دیگری که در همان ماه واقع شد منجر به بحران کوچکی در روابط دیپلماتیک آنکارا و تهران گردید. چهار دیپلمات ایرانی یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق را در صندوق عقب اتومبیل گذاشته و سعی داشتند او را به ایران ببرند. آن چهار دیپلمات از سوی پلیس ترکیه دستگیر شدند.(32)
فعالیت چریکهای طرفدار (امام) خمینی در ترکیه، تاکنون به حمله به مخالفین جمهوری اسلامی محدود بوده است. شایعاتی مبنی بر فعالیت اینان در جهت ترویج افکار بنیادگرایانه در میان گروههای اسلامی ترکیه نیز وجود دارد.
هر چند این شایعات هنوز رسما ثابت نشدهاند. مراکز عمدۀ اینگونه فعالیتها در ترکیه سفارت ایران در آنکارا کنسولگریهای ایران در شهرهای استانبول، طرابوزان و ارضروم و مراکز فرهنگی ایران در شهرهای مختلف ترکیه است. 14 به اعتقاد یک ناظر سیاسی مسئولین ایرانیای که خارج از این مراکز فعالیت میکنند ترجمۀ کتابهای (امام) خمینی را در میلیونها نسخه و کاستهای سخنرانی روحانیون بنیادگرایی را که در قم آموزش دیدهاند، توزیع میکنند.(33)
دیپلماتهای ایرانی، برای اعتراض به اسرائیل در تظاهراتی که توسط گروههای اسلامی ترکیه بر پا شد شرکت کردند و چندی پیش سرکنسول ایران در ارضروم هنگامی، که بروشورهایی را در محکومیت سلمان رشدی در مرکز مفتیها توزیع میکرد دستگیر و بازداشت شد.15
سومین نتیجه مهم انقلاب ایران از نظر ترکیه از دو موضوعی که در بالا ذکرشان رفت پیچیدهتر است. و آن عبارت است از کمک مالی عربستان سعودی به حرکت اسلامی موجود در بین کارگران ترک در ترکیه و اروپا.
انقلاب ایران و نیرو گرفتن بنیادگرایی شیعه در خاورمیانه، عربستان سعودی را به تشدید فعالیتهای خود برای گسترش تسنن بنیادگرا وا داشت. سعودیها از سال 1970 تا کنون از حرکت اسلامی موجود در ترکیه طرفداری میکنند. پس از انقلاب ایران میزان این طرفداری افزایش یافت.
همانگونه که قبلاً گفته شد سعودیها در پیشبرد بخشی از اقتصاد اسلامی در ترکیه نقش مهمی ایفا کردند. و این امر برای اسلام خواهان ترکیه منابع جدید مالی به همراه داشت. گفته میشود سعودیها برای کمک به فعالیتهای اسلامی به دانشجویان بورس میدهند و به سازمانهای دانشجویی نیز مستقیماً پول میدهند. همچنین عربستان سعودی برای گسترش اسلام (مورد نظر خود) در میان ترکهای آلمان و کشورهای دیگر اروپایی در حال رقابت با ایران است.
هر دو کشور به گروههای مختلف اسلامی مستقیماً کمک مالی میکنند و به این ترتیب درصدد افزایش حمایت خویش هستند. چند سال پیش با فاش شدن این مطلب که عربستان سعودی حقوق ماهانه روحانیونی که از سوی «ریاست امو دیانت ترکیه» به اروپا اعزام شدهاند را پرداخته است، فعالیت سعودیها برملا گردید. (34)
بیان این مطلب از اهمیت برخوردار است که بگوئیم بیداری اسلامی ترکیه در سالهای 1980 فقط محصول تحولات انقلاب اسلامی ایران نیست. تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاستهای داخلی نیز در تاثیرگذاری اسلام در زمینههای فرهنگی اجتماعی و سیاسی ترکیه سالهای 1980 نقش داشته است. مهمترین این تحولات بحرانهای 1976 تا 1980 است که در رشد حرکت اسلامی ترکیه در بعد وسیعی موثر بودهاند.
اقدامات تروریستی فزاینده که از سوی مارکسیستها، راستهای افراطی و جداییطلبان به آن دامن شده میشد و افزایش مشکلات اقتصادی، ترکیه را به سوی بزرگترین بحران تاریخ معاصرش سوق داد. عدم موفقیت احزاب سیاسی در همبستگی در قبال اعمال خشونتآمیز نهایتاً موجب خدشهدار شدن دمکراسی ترکیه و روی کار آمدن رژیم نظامی شد.