تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۸۵۵
جمهوری آذربایجان؛ تنها کشور شیعه حوزه شوروی سابق

در میان کشورهای حوزه شوروی سابق، بیشترین شیعیان در جمهوری آذربایجان زندگی می‌کنند. این در حالی است که دولت این کشور به این ظرفیت مذهبی چندان اعتنایی ندارد. در این گزارش نگاهی به وضعیت شیعیان این کشور داریم.
مذهب تشیع در سرزمین آذربایجان همزمان با ایران در دوره صفویه گسترش یافت و به صورت دین اکثریت مردم درآمد. در حال حاضر 75 تا 80 درصد از مسلمانان جمهوری آذربایجان و 70 تا 75 درصد از کل جمعیت کشور را شیعیان تشکیل می‌دهند. در بین اقوام ساکن در آذربایجان آذری‌ها بیشترین سهم و تعداد را در جمعیت شیعه کشور دارند و بعد از آن «تالش‌ها» قرار دارند. لزگی‌ها، تاتارها، کردها و آوارها از دیگر اقوام مسلمان هستند که شیعیان در بین آنها اقلیت محسوب می‌شوند.
در دوره‌های گذشته، شیعیان جمهوری آذربایجان در برابر جریان‌های تضعیف‌کننده، اعتقادات مذهبی خود را حفظ کردند. یکی از این جریان‌ها نفوذ و تاثیر امپراتوری عثمانی بود که به منزله مدافع مذهب تسنن در برخی دوره‌ها به شکل جنگ‌های مسلحانه رودرروی شیعیان ایران و سرزمین‌ کنونی جمهوری آذربایجان قرار می‌گرفت. جریان دوم، حاکمیت امپراتوری تزار روسیه بود که پس از جدا شدن آذربایجان از ایران در پی گسترش و تسلط دین مسیحیت (ارتدوکس شرقی) در این دیار بود. جریان سوم بر عکس دو جریان اول، ماهیت ضددینی داشت. این جریان تسلط ایدئولوژی کمونیسم در آذربایجان بود که در پی استحاله کامل و همه‌جانبه اقوام ساکن در شوروی بر‌آمد.
در فرآیند استحاله شهروندان شوروی، هویت دینی آنها بیش از سایر خصیصه‌ها صدمه دید، زیرا ایده کمونیسم ـ لنینیسم، دین را «افیون توده‌ها» می‌دانست و درصدد محو تعلقات دینی همه شهروندان (اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و...) بود. در بین جریان‌های ضدشیعی یاد شده، دو جریان اول نتوانستند صدمه اساسی بر شیعه‌گری آذربایجان وارد نمایند و منشا تغییر و تحول نبودند. تلاش‌های امپراتوری عثمانی محدود به مذهب، در حاشیه اهل سنت شد که همواره در سایه مذهب شیعه قرار داشت. سلطه‌گری سیاسی و قومی ـ دینی تزاریسم نیز نتوانست محدودیت آنچنانی برای اعتقادات شیعی ایجاد کند یا «ارتدوکس مسیحی» را بر مذهب شیعه حاکم سازد. برخی تحلیلگران بر این باورند که حاکمیت تزار که درگیر جنگ‌های سختی با عثمانی‌های سنی مذهب بود، در مواردی از شیعیان حمایت می‌کرد و با قرار دادن شیعیان در مقابل اهل تسنن در تلاش بود تا از شکل‌گیری اندیشه‌های حمایت‌ از امپراتوری عثمانی که با آذری‌ها از حیث دین، زبان و هویت تاریخی و فرهنگی اشتراکات زیادی داشت، پیشگیری نماید. بعد از الحاق مناطق قفقاز به روسیه تزاری ابتدا حاکمیت روس محدودیت‌هایی را برای مسلمانان ایجاد کرد که بعدها با توجه به مشکلات داخلی امپراتوری، این محدودیت‌ها کمرنگ شد. مسلمانان آذربایجان به ویژه شیعیان به راحتی به ایران و اماکن مذهبی در سایر کشورهای اسلامی مسافرت می‌کردند و در مناسک حج شرکت می‌جستند. اعزام به حج مسلمانان ساکن در امپراتوری روسیه عمدتا از طریق خاک ایران انجام می‌شد.
در ادامه به قابلیت‌ها، توانمندی‌ها و فرصت‌های موجود و نهفته در جامعه شیعیان آذربایجان پرداخته خواهد شد.
قابلیت‌ها و فرصت‌ها
تعداد جمعیت و تسلط بر حاکمیت: شیعیان با اختصاص بالاترین سهم از جمعیت به خود و نیز داشتن اکثریت در قوم غالب (آذری‌ها) از حیث توانمندی‌ جمعیتی بالاترین مزیت را در آذربایجان دارند و به تبع این حاکمیت، دولت نیز به طور کامل در دست آذری‌‌های شیعه‌ مذهب است. جمهوری آذربایجان از این حیث وضع برجسته‌ای در بین کشورهای شیعه دارد. از این نظر این کشور شرایط به مراتب بهتری از عراق، لبنان و وضعیتی مشابه جمهوری اسلامی ایران دارد. حاکمیت در آذربایجان به شکل ریاستی است و اختیارات اصلی در دست رئیس‌جمهور قرار دارد و روسای قوای دیگر نیز از حیث قومی و مذهبی شیعیان آذری هستند. افزون بر اینها سایر اهرم‌های قدرت نظیر نمایندگان مجلس، شهرداران، نظامیان بلندپایه و رسانه‌های گروهی نیز به شکلی تقریبا یکدست در دست شیعیان است.
عوامل تقویت‌کننده خارجی: استقلال جمهوری آذربایجان و تشکیل دولت ملی به دست شیعیان فرصت مناسبی برای پیروان این مذهب بود تا از تنگنای نظام ضددینی شوروی بیرون آیند و به احیای مذهب خود همت گمارند. این رویداد توسط عوامل خارجی در منطقه قابل تقویت بود که بهترین فرصت در این خصوص وجود کشوری قدرتمند و تاثیر‌گذار چون جمهوری اسلامی ایران بود که بر پایه ایدئولوژی منشعب از مذهب تشیع اداره می‌شود. علاوه بر این در سال‌های اخیر قدرت ‌یافتن شیعیان در برخی دیگر از کشورها نظیر عراق و لبنان نیز زمینه‌های فرصت‌ساز را بیش از پیش برای شیعیان آذربایجان فراهم ساخت. ارتباط سهل و روان شیعیان آذربایجان با ایران به ویژه مناطق آذری‌نشین عامل خارجی دیگری است که سبب تقویت روحیه‌ مذهبی در شیعیان آذربایجان می‌شود. سفرهای زیارتی شیعیان آذربایجان به ایران به ویژه به مشهد و تحصیل طلاب علوم دینی این کشور در حوزه‌های علمیه ایران نیز می‌تواند سبب تحکیم جایگاه شیعه در آذربایجان شود.
پیشینه دین‌گرایی شیعه در منطقه: شیعیان آذربایجان از دیرباز به حفظ شعائر مذهبی و انجام فعالیت‌های دینی اهتمام داشتند. در دوره‌‌های حاکمیت تزارها و شوروی این تلاش‌ها به شکل مبارزات دینی بروز می‌کرد. این مبارزات اغلب به دلیل ماهیت استبدادی نظام‌های غیرمسلمان حاکم پس از چند سال و با کشتارهای وسیع و برنامه‌ریزی شده علما و دینداران خاموش می‌شد. در زیر نمونه‌هایی از این کشتارها و مقاومت شیعیان ذکر می‌شد.
اوایل دهه 1920 در پی آغاز نظارت‌های شدید کمونیستی و محو شعائر مذهبی به دستور لنین، 800 روحانی در آذربایجان کشته شدند که از این تعداد 17 نفر در حوزه‌های علمیه نجف، قم و مشهد تحصیل کرده و دارای درجه اجتهاد بودند. برجسته‌ترین این مجتهدین «آیت‌الله سیدغنی بادکوبه‌ای» و «آیت‌الله شیخ‌ قدرت‌الله ابراهیمی‌» بودند که به طرز فجیعی اعدام شدند.
در فاصله 10 ساله بین سال‌های 1929 تا 1939 بیش از 300 هزار نفر از دینداران در جمهوری آذربایجان توسط تشکیلات‌های مختلف کمونیستی قتل‌عام شدند. در این سال‌ها تعقیب علمای دینی که اکثر آنها شیعه بودند، به طور جدی دنبال شد، قرآن کریم به منزله یک «کتاب زیان‌آور» ممنوع شد و مساجد تخریب شدند یا تبدیل به انبار، کلوپ، کتابخانه یا مدرسه شدند. تنها در سال 1929 حدود 400 مسجد در آذربایجان بسته و 120 مسجد نیز تخریب یا تغییر کاربری داده شد.
نظام‌مندی و نهادینه ‌شدن: ایجاد ساختارهای خاص برای فعالیت‌های دینی در نهاد حکومت، نشان از این دارد که حکومت جمهوری آذربایجان به رغم پیشینه ضددینی ـ با قبول اینکه دولت فعلی در ماهیت خود از میراث اقتدارگرایی دوران شوروی بی‌بهره نیست ـ قبل از استقلال و نیز رویکرد سکولار بعد از استقلال، «عنصر دین» به ویژه اسلام و تشیع را به عنوان واقعیتی انکار‌ناپذیر از هویت شهروندان خود پذیرفته و به رسمیت شناخته است. «اداره روحانیت مسلمانان قفقاز» که از سال 1980 در باکو و به رهبری «شیخ‌الاسلام ‌الله شکور پاشازاده» رهبری می‌شود، قدیمی‌‌ترین نهاد دینی آذربایجان و منطقه محسوب می‌شود. فلسفه وجودی این اداره که در دوره تزارهای روس بنای اصلی آن نهاده شد. کنترل گرایش‌های دینی مسلمانان، دولتی و حکومتی‌ کردن دین اسلام توسط روس‌ها بود و در دوره‌ اتحاد جماهیر شوروی نیز به رغم ماهیت الحادی و آته‌ئیستی نظام کمونیستی، این اداره پابرجا بود. پاشازاده، رهبر این نهاد به دلیل هماهنگی کامل با رهبران کمونیست و نیز عدم انجام اقدامات شاخص در امور دینی توسط اداره روحانیت، از سوی برخی به عضویت در سازمان امنیتی ک.گ.ب متهم می‌شد. تا جایی که برخی وی را از افسران ک.گ.ب معرفی می‌کردند؛ اتهامی که همواره و به طور جدی از سوی او رد شده است.
شیعه‌گری آذری‌ها علاوه بر رویکردهای سنتی و مبتنی بر عادات عامیانه مردم که در بین طرفداران حزب اسلامی رایج است، گاهی در اشکال روشنفکرانه و مترقی نیز تبلور می‌یابد. جریان مذهبی منتسب به «حاجی ایلقار ابراهیم اوغلو» روشنفکر مذهبی مهم‌ترین جریان شیعی مدرن در آذربایجان است. حاجی ایلقار، رئیس «اتحادیه اسلامی حمایت از حقوق بشر» و نماینده «انجمن بین‌المللی آزادی دینی» در آذربایجان است. انجمن یاد شده نهاد غیردولتی مسیحی است که مرکز آن در آمریکا قرار دارد. این روشنفکر مذهبی جوان که گفته می‌شود به مدت هشت‌ سال به تحصیل علوم دینی و فلسفه اسلامی در دانشگاه‌های ایران مشغول بوده از اندیشه‌‌های معتدل آیت‌الله مرتضی مطهری و چند تن دیگر از اندیشمندان ایرانی تاثیر پذیرفته است. دوستان ابراهیم اوغلو در پی سازگاری سنت‌های مذهب شیعه با شرایط روز و پیوند فعال با نهادهای حقوق ‌بشر در سطح بین‌المللی هستند. آنها با دایر کردن «مراسم اهداء خون» به بیماران تالاسمی در روز عاشورا به جای سنت قمه‌زنی، پرستیژ شیعه‌گری مدرن را از دید غربی‌ها کسب کرده‌اند. حاجی ایلقار در کنار توجه به شیوه‌های ملایم مذهبی از منتقدان سرسخت حاکمیت اقتدارگرای علی‌اُف است و به خاطر مخالفت‌های گسترده با دولت در سال 2004 از ادامه امامت جماعت «مسجد جمع باکو» منع و با محدودیت‌های اساسی در فعالیت‌هایش مواجه شد.
اداره روحانیت مسلمانان قفقاز که بیشتر به فعالیت‌های اجتماعی می‌پرداخت و به ندرت در نقش متولی و هدایت‌گر مسائل دینی ظاهر می‌شد، همواره سعی داشته است، موضعی ملایم در برابر حکومت‌ها داشته باشد. همین امر به نوعی دست و پای این نهاد را بسته است و باعث شده نتواند در حوزه امور اجتماعی و عام‌المنفعه نیز اقدام شاخص و ماندگاری انجام دهد. فعالیت‌های دینی ـ مذهبی این اداره نیز چندان قابل اعتنا نبوده است. این نهاد دینی در زمینه پرورش افراد دیندار و خادمین دینی ـ مذهبی نیز که معمولاً از کارکردهای اساسی یک نهاد مذهبی است، ناموفق بوده است. در سال‌های اخیر و بعد از تشکیل کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی توسط دولت باکو، اداره روحانیت که از به حاشیه رانده شدن و به فراموشی سپرده شدن بیم داشت، دست به تلاش زد و با تاسیس شعبه‌ای در مسکو، انتشار نشریه «کلام» به منزله ارگان مطبوعاتی خود و از سرگیری برخی امور خیریه جدید به رقابت با کمیته دولتی پرداخت.
مراکز دینی ـ مذهبی
1ـ مرکز پژوهش‌های دینی: این مرکز که در سال 1999 تاسیس شد، در پی احیای معارف اسلامی و ارزش‌های شیعی در آذربایجان است. ریاست این مرکز را «ائلچین عسگراُف» به عهده دارد و حمایت این مرکز از نظام جمهوری اسلامی ایران و برقراری روابط گسترده بین ایران و آذربایجان از محتوای مطالب تهیه شده توسط مرکز کاملاً آشکار است. این مرکز علاوه بر درج مطالب خبری و تحلیلی در سایت اینترنتی خود «مجله قطب» را نیز منتشر می‌کند. انتقاد از برخی سیاست‌های دولت در زمینه مسائل دینی و اعتراض شدید به گسترش فعالیت‌های «مسیونری مسیحی» از رویکردهای مشخص این مرکز تحقیقاتی به شمار می‌رود.
2ـ مرکز دین و دمکراسی: این مرکز در سال 1998 و با اهداف؛ بهبود روابط بین ادیان موجود در آذربایجان، بهبود جایگاه دین اسلام در عرصه‌‌های مختلف اجتماعی به عنوان دین اکثریت مردم آذربایجان، تبلیغ اصولی و علمی مبانی و ارزش‌های صحیح دینی و شکل‌گیری معارف دینی سالم تاسیس شد.
این مرکز بعد از ایجاد، سلسله همایش‌ها و سمینارهایی را در زمینه سازگاری ارزش‌های اسلامی و دموکراسی برگزار و یکی از رویکردهای اساسی خود را تعیین جایگاه و نقش واقعی دین اسلام در جامعه آذربایجان تعیین کرده است.
در رویکرد ارائه شده از سوی این مرکز که به مثابه یک مانیفست آن را به اطلاع عموم رسانده است موارد مهم زیر آمده است:
ـ توجه موثر رسانه‌های گروهی کشور به مسائل دینی جامعه
ـ گنجاندن درس‌‌های قرآن در دوره‌ تحصیلی متوسطه
ـ گنجاندن درس منطق قرآنی در موسسات آموزش عالی و دانشگاه‌ها
ـ حمایت از برگزاری مراسم دینی ـ عبادی
ـ حمایت و توجه به اصول زیر در امور دینی:
1ـ تنظیم امور دینی جامعه توسط ارگان‌های حاکمیتی
2ـ توجه به تحمل عقاید ادیان دیگر
3ـ پیشگیری از سیاسی کردن دین و تشکیل رژیم دینی
این مرکز توسط «نریمان قاسم اوغلو» شرق‌شناس و مترجم قرآن کریم به زبان آذری دائر شده است. وی تالیفات متعددی نیز در زمینه اسلام‌شناسی دارد.
3ـ دانشگاه اسلامی باکو: این دانشگاه نیز از مراکز علمی و آموزشی اسلامی فعال در آذربایجان است که در منابع اطلاعاتی از این دانشگاه یافته‌های قابل اعتنایی موجود نیست. دانشکده الهیات دانشگاه دولتی باکو نیز از مراکز علمی دین اسلام است که نسبت به دانشگاه اسلامی مشهورتر است. نکته قابل توجه دیگر این است که تشکل‌های اسلامی به ویژه مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی دینی به صورت مشخص وجهه شیعی ندارند و گویا شیعه‌محوری در فعالیت ‌دینی اسلام‌گراهای آذربایجان چندان مورد توجه نیست.