مقدمه:
تأمل در سرگذشت اختلاف در جوامع بشری، نقش دین و جایگاه آن را در بازیابی اتحاد به خوبی روشن میسازد. مرحوم علامه طباطبایی قدسسره در منشأ پیدایش اختلافات در زندگی انسانها میفرماید: انسان در آغاز گردهمآییاش امتی واحد بود، لکن براساس فطرتش در بهرهگیری از مزایای زندگی به اختلاف کشانده شد. پیدایش اختلاف وضع قوانین را برای رفع اختلافات و مشاجرات در لوازم زندگی طلبید. قوانین موضوعه لباس دین پوشید و وحدت دینی به وجود آمد.
بعدها در معارف دینی و مسائل مربوط به مبدأ و معاد اختلاف پیدا شد و وحدت دینی در هم ریخت؛ قبایل و احزاب به وجود آمد و به تبع آن اختلافات دیگر ظاهر گشت. اختلاف دوم منشأی جز ستمگری و گردنکشی اهل کتاب پس از روشن شدن اصول و معارف دین و اتمام حجت بر آنان نداشت. بنابراین اختلافها را باید دو گونه شمرد: گونهای که جولانگاه آن دین است و از ستم ستمکاران ریشه میگیرد و ربطی به فطرت و غریزهی انسانی ندارد و گونهای که به زندگی دنیوی مربوط است و ریشه در فطرت انسان دارد و سبب پیدایش دین در زندگی بشری گشته است1 (المیزان، ج 11).
از بیان فوق درمییابیم که برای اتحاد انسانی به معنای واقعی آن راهی جز بازگشت به هویت اصیل دین نداریم و هرگونه اتحاد، از جمله اتحاد ملی، در پرتو اتحاد دینی تداوم خواهد یافت.
قرآن کریم، که آخرین و کاملترین نسخهی وحی و راهنمای سعادت ابدی بشر است، پیامآور ایجاد امت به مفهوم دینی و الهی آن است و در خصوص پرهیز از اختلاف و تفرقه سخن بسیار دارد.
قرآن تفرقه و اختلاف را از جمله عذابهای آسمانی دانسته و تصریح دارد که «قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» (انعام، 65)؛ بگو خداوند تواناست به این که بر شما عذابی از فراز یا فرودتان برانگیزد یا شما را گرفتار اختلاف کلمه کند و به بعضی از شما شر و بلای بعضی دیگر را بچشاند. « أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً»، به نقل از طبری، یعنی شما را به صورت فرقههایی با اهوای مختلف در میآورد؛ همین معنی را ابن ملقن در تفسیر غریب القرآن از ابن عباس نقل کرده است.
همچنین وحی الهی اهل اختلاف و تفرقه را جدای از اسلام راستین معرفی کرده است، آنجا که میفرماید: «إنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إلَی اللهِ» (انعام، 159)؛ کسانی که دینشان را پارهپاره کردند و فرقه فرقه شدند، تو را کاری با آنان نیست، کارشان فقط با خداست. وحی الهی، تفرقه و اختلاف را از ویژگیهای مشترکین میداند و به مسلمین توصیه میفرماید: «وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ مِنَ الَّذیِن فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً» (روم، 31 و 32)؛ از مشرکان مباشید، از همان کسانی که دینشان را پاره و پراکنده کردند و فرقه فرقه شدند (اشتهاردی، 1377، ص 21-23).
جامعه، اتحاد، اقتدار
جامعه گروه سازمان یافتهای از اشخاص و افراد انسانی است که با هم در سرزمینی مشترک زندگی میکنند و با همکاری در گروهها نیازهای اجتماعی ابتدایی و اصلی خود را تأمین مینمایند و با مشارکت در فرهنگی مشترک و یکسان، به عنوان یک واحد اجتماعی، از دیگر جوامع متمایز میشوند2 (مساواتی، 1372، ص 142).
اتحاد در ایجاد و تداوم جامعه، اگرچه عنصری اساسی است، اما اگر پارامتر اقتدار را وارد معادله کنیم، اهمیت عنصر اتحاد صد چندان میشود. جوامع، با مختصری عناصر متحد کننده، ایجاد میشوند و تداوم مییابند، اما جوامع مقتدر آستانهای از اتحاد را تحقق بخشیدهاند که بسیار بیشتر از حد موجد جامعه است.
اقتدار اختصاص به جوامع دینی ندارد و تمام جوامع برای شکل دادن به نظامهای مطلوب خود و حاکمیت بخشیدن به ایدهها و آرمانهایشان به آن نیازمندند. هیچ اندیشهای بدون عنصر اقتدار نمیتواند به یک نظام تبدیل گردد و هیچ نظامی بدون مؤلفهی اقتدار نمیتواند پایدار بماند. در بادی نظر عامل اقتدار در هر جامعهای ممکن است رهبری کاریزماتیک، قدرت نظامی و تسلیحاتی، قدرت اقتصادی و صنعتی و از این قبیل تلقی شود، اما عندالتأمل، در جوامع دینی، اقتدار اجتماعی پیوندی وثیق با اتحاد دینی دارد.
در جوامع غیردینی تنها همان عوامل اقتصادی، صنعتی، نظامی و... نقش اساسی را دارد. در جوامع دینی همهی این عوامل نقش دارند، اما نقش تبعی، نه اصلی. نقش اصلی مربوط به اتحاد دینی است.
اتحاد ملی در جامعهی دینی، خود به خود، رنگ دینی میگیرد. وحدت ملی یا اتحاد ملی (National Unity) واژهای است که در علوم سیاسی کاربرد دارد و به معنای اشتراک همه افراد ملت در آمال و مقاصد است، چنان که به منزلهی مجموعهای واحد به شمار آیند. به عبارت دیگر، وحدت ملی به این معنی است که مردم بخشهای مختلف یک کشور، دارای هر زبان، هر نژاد، هر مذهب و هر مسلک باشند، باید همیشه و در هر حال در امور اساسی، به ویژه سیاست خارجی در برابر بیگانه، متحد بوده و وطن را حفظ نمایند. در اختلافات بزرگ یا کوچکی که دارند، بیگانه را دخالت ندهند و حل و فصل آنها را به خردمندان ملت خود واگذار کنند (آقابخشی، 1374، ص 221).
تعبیر فوق از اتحاد ملی با دو مفهوم هدف ملی (National objective) و عرق و حس ملی (National sentiment) رابطه دارد و نتایج آن با مفاهیم امنیت ملی (National security) و حاکمیت ملی (National sovereignty) در علوم سیاسی عجین است.
هدف ملی تصوری از امور آینده و مجموعهی شرایطی است که کشور حاضر است در راه به دست آوردن آنها بکوشد.
عوامل ذیل، طبقهبندی و به ضابطه درآوردن هدفهای کشور را دشوار میسازد:
1) اختلاف قدرت کشورها؛
2) وجود رهبران مختلف در کشورها؛
3) وجود گروههای ذینفوذ مختلف کشورها؛
4) تأثیر اوضاع و احوال بینالمللی در تعیین هدفهای ملی؛
5) این که کشورها از نظر تاریخی هدفهای متفاوتی را تعقیب میکنند.
بنابراین، در صحنهی بینالمللی باید منافع ملی هر کشور را جداگانه، با توجه به عوامل قدرت، پیشرفت اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، اوضاع و احوال داخلی و نوع حکومت و نظام اجتماعی آن تحلیل کرد (همان، ص 220).
عرق ملی و حس ملی (National sentiment)، که عبارت است از احساس ناشی از میل و علاقهی مردم به زندگی با یکدیگر، به تجلیل و ستایش خاطرات مشترک و به تلاش در راه هدفهای مشترک، پیوندی وثیق با مفهوم ملی دارد (همان).
بدیهی است همانطور که در مفهوم هدف ملی گفته آمد نوع حکومت و نظام اجتماعی از عوامل مهم و تأثیرگذار هدف ملی است و در جامعهی ما، که خود جامعهای دینی است، و در حکومت ما، که حکومتی دینی است، خود به خود هدف نیز ملی در پرتو آموزهها و آرمانهای دینی تعریف میشود و فرض جدایی هدف ملی از هدف دینی منتفی است و این خیال که در جامعهی دینی میتوان اهداف ملی را در بستری جدا از ارزشها و آرمانهای دینی رقم زد، خیالی باطل است و از عدم شناخت صحیح از حقیقت دین ناشی میشود.
اگر به دین همچون برنامهای بنگریم که تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان را عهدهدار است، آنگاه خود به خود در جامعه و حکومت دینی به این نتیجه خواهیم رسید که عنصر مهم تعیینکنندهی غایت و هدف ملی همان ارزشها و آرمانهایی است که دین برای فرد و جامعه رقم زده است.
حقیقت دین در متعالیترین شکل خود، یعنی اسلام، حتی شکلدهندهی آرمانهای فراملی نیز هست. کافی است قدری در مفهوم سیاسی وحدت اسلامی تأمل شود؛ جنبشی که برای وحدت کشورهای اسلامی تحت نفوذ فکری سیدجمالالدین اسدآبادی در قرن نوزدهم آغاز شد. سیدجمال مهمترین و مزمنترین درد جامعهی اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به شدت مبارزه کرد.
سیدجمال برای مبارزه بااین دو عامل فلجکننده، آگاهی سیاسی و شرکت فعالانهی مسلمانان را در سیاست واجب شمرد و برای بازیافتن عظمت مسلمانان، بازگشت به اسلام نخستین را لازم میدانست و اتحاد اسلام و تشکیل صف واحد در مقابل دشمن را تبلیغ میکرد. امروزه، کشش پرقدرت مردم مسلمان برای اتحاد، به صورت یک عامل تعیین کنندهی سیاسی در سرنوشت ملتهای مسلمان در آمده است (همان، 241).
اندیشهی اتحاد از عناصر مبناساز فکری حضرت امام قدسسره میباشد. اهم عناصر و ویژگیهای اندیشهی اتحاد در آراء امام خمینی قدسسره در موارد ذیل خلاصه شده است:
1) پایهی اتحاد، اتحاد دینی است، نه رنگ پوست، نژاد، زبان، مرز جغرافیایی، منابع اقتصادی، مصلحت اجتماعی و... .
2) وحدت، یک هدف و مقصود مستقل است که همهی پیامبران الهی علیهمالسلام در پی تحقق آن بودهاند و اکنون نیز، در راستای همان هدف مقدس انبیا، باید برای تحقق وحدت در جامعهی اسلامی کوشید.
3) فرهنگ برادری، که مبتنی بر عقد اخوت است که خداوند بین مسلمانان وضع نموده، جوهره و جلوهی وحدت اعتقادی ـ دینی است، که حافظ و تقویتکنندهی اتحاد مسلمین میباشد.
4) وحدت تمام فرق اسلامی بر پایهی مشترکات اعتقادی، به معنای نزدیک شدن فرقهها و مذاهب اسلامی به یکدیگر، با حفظ کیان و ماهیت آنها و حفظ اصول مشترک و پرهیز از نزاع و درگیری فرقهها با یکدیگر (فاضلی، 1371، ص 56-61).
اتحاد ملی ـ اتحاد دینی
رابطهی اتحاد ملی با اتحاد دینی چیست؟ در جوامع سکولار و حکومتهای لائیک شاید بتوان تفسیری برای اتحاد ملی جدای از اتحاد دینی، بر مبنای مصالح و منافع سیاسی، اقتصادی، امنیتی و... پیدا کرد، اما در جوامع دینی و حکومتهای خدامحور هیچ تعبیری برای اتحاد ملی جدای از اتحاد دینی نمیتوان یافت.
حتی مفهوم ملت در آموزههای قرآنی چیزی متفاوت از مفهوم جامعه در علوم سیاسی غیردینی است. امت در تعبیر و اصطلاح قرآنی، گروهی همسان در دین هستند و این اصطلاح هر چند با جامعه در اصطلاح امروزی مشابهتهایی دارد، ولی تفاوتهای محسوسی نیز در میان است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
جامعه در اصطلاح جامعهشناختی، چنانچه پیشتر گفتیم، گروه سازمان یافتهای از اشخاص و افراد انسانی است که با هم در سرزمینی مشترک زندگی میکنند و با همکاری در گروهها نیازهای اجتماعی ابتدایی و اصلی خود را تأمین مینمایند، اما امت گروه خاصی از پیروان یک دین به سبب همسانی در نوع خاصی از عملکرد و یا رویکرد فکری هستند.
امت در نگرش قرآنی دارای حیات و زندگی است و یک حقیقت دارای فهم و شعور است و برای انحراف هر امتی عذابی مشترک و عمومی است. قرآن برای امتها، سنتهایی نیز اثبات میکند که میتوان به سنت ارسال پیامبران علیهمالسلام، هلاکت امت پس از اتمام حجت و تغییر در سرنوشت امتها بر اثر عملکرد آنها، اشاره کرد.3
بنابر نگاه قرآنی به مفهوم امت، عنصر اتحاد نیز در همهی امت یا بخشی از آن در سایهی دین قابل تفسیر است و بدین طریق میان اتحاد ملی و اتحاد دینی پیوندی ناگسستنی برقرار میشود.
خصوصیات امت درنگاه قرآنی، طبق الگویی که پیامبر اعظم صلالله علیه و آله در مقطعی از تاریخ اسلام ساماندهی نمود عبارت است از:
1) تعاون، همکاری و همیاری درخیر و تقوا؛
2) اصل همدلی و همراهی و روحیهی برادری و ایثار و از خودگذشتگی (تقدم غیر برخود)؛
3) اصالت عفو در اختلافات جزئی و اصالت قانون الهی در اختلافات مهم؛
4) جمع بین امتناع از تجسس در احوال دیگران و امر به معروف و نهی از منکر؛
5) تقدم تقویت همبستگی بر منافع شخصی و... .4
خصوصیات فوق و برخی ویژگیهای دیگر همگرایی خاصی را میان افراد امت اسلامی ایجاد میکند که در هیچ نمونهی دیگری یافت نمیشود. همین خصوصیات و ویژگیها، اتحاد امت را که اتحادی دینی و ایمانی است، تقویت نموده و ضامن اقتدار امت اسلامی میشوند. کافی است به نمونهی تاریخی انصار و مهاجرین در صدر اسلام توجه شود تا معنی و مفهوم دقیق اتحاد ملی بر پایهی اتحاد دینی و ایمانی و نقش آن در ضمانت اقتدار امت به روشنی نمایان گردد.
دقت در نمونههای تاریخی فوق علاوه بر نشان دادن مصادیق عینی اتحاد دینی، نوع مدیریت وحدتگرای پیامبر اعظم صلالله علیه و آله را به عنوان مبنایی برای تحقق اتحاد ملی بر پایهی اتحاد دینی نمایان میسازد.
نتیجهگیری
اگر اختلاف اولیهی جوامع بشری منشأ قانونگذاری الهی و صدور وحی و عامل تنظیم و رفع اولیهی اختلافات بشری و ضامن حفظ و بقای جوامع بوده است، اکنون نیز یگانه راه مطمئن در حصول اتحاد در جوامع انسانی اعتصام به این حبل متین است و اگرچه عوامل اقتصادی، فرهنگی، نژادی، زبانی، جغرافیایی و... هر یک میتوانند مؤثر در اتحاد ملی باشند، لکن آنچه میتواند مبنای همهی عوامل فوق قرار گیرد و محتوایی معنادار به آنها ببخشد، همانا اتحاد با وصف دینی است.
براساس این فرضیه عناصر مهم جامعهشناسی سیاسی از قبیل اتحاد ملی، هدف ملی، امنیت ملی، حاکمیت ملی، عرق ملی و... همه در پرتو مفهوم اساسی اتحاد دینی مورد بازنگری و بازتعریف قرار میگیرند.