تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۳۱۰

برهان حشمتی
دولت جمهوری آذربایجان به مدت یک سال تمام از ماه مه 2011 یعنی بعد از پایان مسابقه موسیقی اروپایی یوروویژن 2011 که دو خواننده آذری تربیت شده توسط مرکز به اصطلاح فرهنگی رژیم صهیونیستی در باکو به عنوان نمایندگان جمهوری آذربایجان در این مسابقه برنده اعلام و باکو مامور برگزاری مسابقه بعدی شد، تا ماه مه 2012 یعنی زمان برگزاری مسابقه در حالت آماده باش کامل به سر برد. یوروویژن 2012 به اولویت اصلی جمهوری آذربایجان تبدیل شد و همه موضوعات سیاسی و اقتصادی و نظامی و زندگی روزمره را تحت الشعاع خود قرار داد و مقامات باکو در هر فرصت و نافرصتی از یوروویژن و آمادگی برای آن سخن گفتند. اما، با پایان مسابقه یوروویژن 2012 در باکو باخت های باکو در این مسابقه آشکار شده و از سوی دیگر سرکوبهای سیاسی در جمهوری آذربایجان چندین برابر شده است.
درحالیکه سخت گیری بر مخالفان سیاسی کاملا مشهود است ، دولت باکو اعلام کرد که دکتر محسن صمداف رهبر زندانی حزب اسلام را به زندان دارای شرایط ویژه منتقل کرده است. در زندان شرایط ویژه در جمهوری آذربایجان زندانیان حتی حق رفتن به فضای باز و بدون سقف را ندارند. البته اینها تنها باختهای جمهوری آذربایجان از برگزاری مسابقه یوروویژن 2012 نبوده است. در این مسابقه نه تنها گروه موسیقی جمهوری آذربایجان که تصنیف « زمان مرگ موسیقی » را به زبان انگلیسی آماده کرده بود، حتی مورد اقبال طرفداران موسیقی ابتذالی قرار نگرفت و با باخت مواجه شد، در کلیت نیز باخت های چندگانه ای را نیز برای جمهوری آذربایجان شاهد بودیم؛ البته باختهای سیاسی ، فرهنگی، اقتصادی، روحی و نظامی!
اعلام برگزاری گی - پاراد ( رژه همجنس بازان ) در باکو همزمان با مسابقه یوروویژن موجب اعتراضات گسترده مردمی در جمهوری آذربایجان و تقبیح این برنامه توسط علمای دین مبین اسلام شد و نهایتا باکو مجبور به عقب نشینی ناخواسته از این برنامه شد. عقب نشینی اجباری باکو از برگزاری گی پاراد با حرکتهای نسنجیده ، عصبی و توهین آمیز عوامل باکو همراه شد که به رسوایی باکو انجامید. چرا که عوامل اجیرشده توسط باکو و طرفداران گی پاراد در عقده گشایی خود به خاطر فشار اجتماعی برای لغو این کارناوال مستهجن و مضحک ، اقدام به اهانت به مقدسات و توهین به علمای دین کردند و همین حرکت باعث قهقرای هرچه بیشتر طراحان این حرکت اهانت آمیز شد.
در حالی که چراغ سبز باکو برای برگزاری رژه همجنس بازان به منظور جلب نظر غرب انجام شده بود، عقب نشینی اجباری باکو از این حرکت هنجارشکنانه نیز موجب نارضایتی غربی ها و همجنس بازان و دولتمردان غربی شد. بخصوص که درست چند روز قبل از موعد تعیین شده برای رژه نافرجام همجنس بازان در باکو، باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا با اعلام حمایت از ازدواج رسمی همجنس بازان در آمریکا حمایت خود را از هرگونه حرکت وابستگان غرب در حمایت از همجنس بازی اعلام کرده بود. در چنین شرایطی لغو رژه همجنس بازان در باکو بر بی اعتباری حکومت باکو نزد حامیان غربی اش افزود.
اما، بیش از زیانهای ناشی از اعلام و لغو رژه همجنس بازان در باکو برای حکومت جمهوری آذربایجان، برگزاری مسابقه یوروویژن باکو را دچار باخت های مضاعف کرد. به گونه ای که «یوروویژن - 2012 » را می توان یک مسابقه از پیش باخته برای جمهوری آذربایجان دانست. جمهوری آذربایجان بودجه هنگفتی را برای تدارک «یوروویژن - 2012 » هدر داد. در حالی که خود کشورهای اروپایی به هنگام برگزاری مسابقه یوروویژن ارقام ناچیزی را برای آن اختصاص می دهند، باکو پذیرفته است که صرفا برای مخارج مستقیم «یوروویژن - 2012» در جمهوری آذربایجان دست کم 50 میلیون دلار هزینه کرده است.
همچنین ، برای ساخت سالن ویژه برگزاری این مسابقه و راه های منتهی به آن و مکان هایی که تصور می رفت 30 هزار توریست خارجی در آنجا به تفریح و گشت و گذار بپردازند، بودجه هنگفتی هزینه شد که حکومت باکو از اعلام دقیق آن طفره می رود. به جای 30 هزار توریستی که باکو فرش قرمز برای آنها پهن کرده بود، کمتر از هفتصد توریست به باکو سفر کردند و حضور کم تعداد تماشاچیان اروپایی موجب شد که مهربان علی اوا رئیس کمیته دولتی ویژه برگزاری یوروویژن - 2012 که شش عضو دیگر این کمیته از وزرای مهم کابینه الهام علی اف هستند، به خاطر «خجالت و شرمساری» از حضور در مراسم گشایش این مسابقه خودداری کند.
باکو در واقع دین و دنیای خود را بخاطر یوروویژن - 2012 فروخت و «خسرالدنیا و الاخره» شد. حکومت باکو منازل شهروندان خود را برای حضور توریست های اروپایی تخریب کرد و با هزینه کلان برای آنها تاسیسات ساخت. اما، میهمانان عزیز باکو ، با آنکه مقامات باکو را تا لحظه آخر چشم به راه نگه داشتند، در نهایت ناباوری باکو ، از حضور در این میهمانی پرهزینه خودداری کردند. این درحالی است که چشمهای صاحبان منازلی که به خاطر این میهمانان بی وفای باکو منازلشان تخریب شد، همچنان گریان و دستهایشان برای نفرین مقامات باکو رو به آسمان بلند است.
باکو برای خوشایند دولتهای غربی شمار زیادی از روحانیون ودینداران و پاک ترین انسانهای جمهوری آذربایجان به خاطر یوروویژن - 2012 بازداشت کرد و با اتهامات واهی به زندان انداخت و عاملی فراهم کرد که حکومت کنونی باکو در زمینه سرکوب روحانیون و دینداران ، نام خود را در کنار حکومت استالین در تاریخ به ثبت رساند. در این میان ، بازداشت و زندانی کردن آنار بایراملی خبرنگار محلی شبکه جهانی سحر در باکو ، جوان حزب اللهی و مومن که همگان اعم از دینداران و لائیکها حسن خلق او را می ستایند، موجب رسوایی دوچندان باکو شد.
نیروی پلیس و قوای امنیتی و دستگاه قضایی باکو بسیج شد که بازداشت غیرقانونی خبرنگار محلی شبکه سحر در باکو را با اتهام واهی «در اختیار داشتن مواد مخدر» یعنی همان اتهام ناروایی که بوقهای تبلیغاتی باکو همواره به تقلید از اربابان غربی خود برای لکه دار کردن سیمای جمهوری اسلامی ایران مطرح می کنند، توجیه نماید؛ توجیهی که جز بدنامی برای سیستم پلیس و نیروی امنیتی و نظام قضایی جمهوری آذربایجان چیزی به بار نیاورد و تحلیلگران و مدافعان حقوق بشر و حتی برخی سازمانهای غربی که بطور سنتی اعتنایی به حقوق بشر انسانهای پاک و مسلمان ندارند از جمله عفو بین الملل نیز زبان به حمایت از آنار بایراملی گشودند و اتهام «داشتن مواد مخدر» توسط وی را مضحک و ساختگی بودن آن را محرز اعلام کردند.
سالها بود که خیلی ها تلاش کرده بودند بازی نیروی پلیس و قوای امنیتی باکو با حربه موادمخدر و مهارت این نیروها در گذاشتن مواد مخدر در کیف و جیب مخالفان برای متهم کردنشان را به اثبات برسانند و سیستم امنیتی جمهوری آذربایجان را رسوا کنند، اما این بار باکو خود با متهم کردن خبرنگاری پاک و مومن همچون آنار بایراملی به «داشتن مواد مخدر» آن هم برای ساکت کردن وی در برهه مسابقه ابتذال یوروویژن ، به طور خودکار خود را رسوا ساخت و شد مصداق «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».
حبس آنار بایراملی علاوه بر اینکه تلاشی بود برای خفه کردن یکی از معدود صداهای بازتاب دهنده سخن مردم دیندار جمهوری آذربایجان ، حرکتی بود برای ضربه زدن به وظیفه اطلاع رسانی شبکه جهانی سحر از جمهوری آذربایجان در برهه حساس برگزاری مسابقه یوروویژن و زائده مستهجن تر آن یعنی رژه همجنس بازان در باکو. اما، عاملان این توطئه غافل از آن بودند که سیاهی شب نمی تواند مانع از طلوع سحر شود.
دستگیری خبرنگار محلی سحر در باکو نه تنها مانع از اطلاع رسانی و روشنگری شبکه جهانی سحر نشد، بکله انگیزه مضاعفی به منابع محلی در داخل جمهوری آذربایجان داد که اطلاعات مکتوب و تصویری و صداها و شکواییه های مردم را به انحاء مختلف به شبکه جهانی سحر برسانند و در نبود آنار بایراملی می توان گفت که بسیاری از بینندگان جوان شبکه جهانی سحر به خبرنگار افتخاری سحر تبدیل شدند و شبکه خود را در روشنگری و اطلاع رسانی یاری کردند.
به گونه ای که بازهم شبکه جهانی سحر بازتاب دهنده اصلی موج اعتراضات مردمی به برنامه مستهجن و اهانت آمیز رژه همجنس بازان در باکو شد و مردم و سحر توانستند به یاری خداوند متعال و با حمایت علمای بزرگ و امامان جمعه و جماعات مانع از این رسوایی بزرگ برای ملت جمهوری آذربایجان شوند و خداوند متعال را شکرگزار باشند. گرچه ، در مقابل از این موفقیت ، عوامل طرفدار رسوایان حاکم بر باکو زبان به ناسزا و یاوه گویی گشودند و با اهانت های وقیحانه علیه علمای حوزه و ایران اسلامی و بزرگان سیاسی و دینی پرده دری کردند و این نیز عامل دیگری شد برای روشنگری بیشتر شبکه سحر در خصوص چهره واقعی و کریه این پرده دران.
باکو به خاطر مسابقه یوروویژن ، روابط خود با نزدیک ترین کشور به لحاظ فرهنگی و دینی و زبانی و تاریخی و جغرافیایی به جمهوری آذربایجان یعنی جمهوری اسلامی ایران را نیز به مخاطره انداخت و سردترین شرایط را بر این روابط حاکم ساخت که حتی در زمان ابوالفضل ائلچی بیگ رئیس جمهوری افراطی وابسته به ترکیه در سالهای اولیه که حیدرعلی اف ، وی و حکومتش را بی لیاقت توصیف کرد، نیز این طور نبوده است.
به گونه ای که اکنون حکومت الهام علی اف بیش از هرکس دیگری و حتی بیش از ابوالفضل ائلچی بیگ مشمول اوصافی است که حیدرعلی اف برای حکومت ائلچی بیگ برشمرده بود.
یکی دیگر از باخت های باکو در مسابقه یوروویژن 2012 ، شرایط سخت تری است که جمهوری آذربایجان همزمان با این مسابقه در مناقشه قره باغ متحمل شده است. خبرنگاران غربی که باکو انتظار داشت به خاطر یوروویژن - 2012 جمهوری آذربایجان را به دنیا بشناسانند ، اکنون با استفاده از این فرصت ، خط تبلیغی ارمنستان را در مساله قره باغ پیش می برند و جمهوری آذربایجان را به دنیا می شناسانند، اما به عنوان طرف ظلم کننده به ارامنه مورد حمایت غرب!
درچنین شرایطی نظامیان ارمنی نیز فرصت را غنیمت شمردند ، در حالی که باکو با «بزن و برقص » یوروویژن 2012 مشغول است، به طور مستمر مواضع ارتش جمهوری آذربایجان را در خط آتش بس هدف هجوم های مکرر خود قرار دادند و باکو نیز برای حفظ آرامش خواننده ها و رقاصه های اروپایی حتی نتوانست اخبار نقض آتش بس را دستکم برای بهره برداری های سیاسی منتشر کند.
یک باخت دیگر جمهوری آذربایجان در مسابقه یوروویژن 2012، موج جدید گرانی و افزایش قیمتها است که مخارج سنگین این مسابقه به مردم جمهوری آذربایجان تحمیل کرده است. در واقع گرمای یوروویژن 2012 ، دست و پای مردم را سوزانده و دود آتش یوروویژن 2012 به چشمان مردم رفته است. به اعتقاد کارشناسان اقتصادی جمهوری آذربایجان ، موج گرانی یوروویژن 2012 در ماه های آتی بزرگ تر خواهد شد و اقتصاد و معیشت مردم جمهوری آذربایجان را بیش از پیش درگیر خواهد ساخت. زیرا تاکنون مقامات باکو برای تامین آرامش در زمان برگزاری مسابقه نیاز به آرامش مردم داشتند و می خواستند نارضایتی مردم حداقل در مقابل میهمانان خارجی بروز داده نشود. اما، باکو پس از بازگشت میهمانان غربی دیگر چنین محذوریتی نخواهد داشت.
به تمامی این باخت ها باید اضافه کرد، ضربه ای را که یوروویژن 2012 به فرهنگ جمهوری آذربایجان و موسیقی این کشور وارد ساخت. موسیقی اصیل و سنتی در مقابل یوروویژن 2012 به حاشیه رانده شده است و این حاشیه نشینی به مدت طولانی باقی خواهد ماند. باکو با تصنیف « زمان مرگ موسیقی » در مسابقه یوروویژن به زبان انگلیسی حضور یافت و نشان داد که طراحان یوروویژن 2012 در باکو در واقع نقشه قتل موسیقی اصیل را در جمهوری آذربایجان کشیده اند.
اما، از زاویه دید اسلامی در کنار تمامی این باختهای مادی باکو ، مردم جمهوری آذربایجان امیدوار به وعده الهی « پیروزی حق بر باطل» هستند. موفقیت مردم جمهوری آذربایجان در لغو رژه همجنس بازان در باکو و به عقب راندن لشگر کفری که مدافع این رژه بود، نوید دهنده پیروزی های بیشتر مردم جمهوری آذربایجان در آینده است.