تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۴۴

نویسنده: مهدی صادقی

با شروع سال 2007 جهان شاهد دگرگونی در روابط آمریکا و روسیه بود. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، طی نطق انتقادی خود در کنفرانس مونیخ، آمریکا را متهم کرد که در برنامه سیاست خارجی خود تنها استفاده از قدرت نظامی را در دستور کار قرار داده است. اگر چنین سیاستی از سوی ایالات متحده دنبال شود، بیم آن می رود که روز های جنگ سرد که مربوط به اواخر دهه 90 می شود، مجدداً احیا گردد. زمانی که آمریکا به یکی از متحدین شوروی به نام یو گسلاوی حمله کرد، اما در یک چرخش جالب توجه، آمریکا و روسیه در اعمال فشار به ج. ا. ا. در توقف برنامه‌های هسته ای خود به تفاهم رسیدند.

بنابراین می توان این طور عنوان کرد که با وجود تمایل و تلاش آمریکا به گسترش مرزهای کشور خود، اجرای سیاست های افراطی گرایانه در خاور میانه و حرکت در جهت گسترش دفاع موشکی در این منطقه و روسیه ، هیچ کس نمی تواند احساس امنیت کند. شکست جمهوری خواهان در انتخابات کنگره و پیروزی دموکراتها، به پوتین جرأت داد تا در سخنرانی عمومی خود حرفهای مهمی را بزند.

پوتین در سخنانش توجه خاصی به اعراب و کشور های عربی داشت، همچنانکه پس از کنفرانس مونیخ عازم کشور های عربستان، اردن و قطر شد. روسیه تلاش دارد تا نقش بزرگتر ژئوپلیتیکی را در منطقه ایفا نماید. هر گونه فاصله گیری از آمریکا در منطقه می تواند به عنوان یک پوئن مثبت برای روسیه تلقی شود.

در خاور میانه نیز، اخبار امیدوار کننده ای واصل شد، در خصوص تلاش دراز مدت تهران در دستیابی به واکنش تولید سلاح هسته ای ، مسکو به تهران هشدار داد در صورتی که بدهی های معوقه خود در خصوص نیروگاه بوشهر را پرداخت ننماید، از تحویل سوخت ممانعت خواهد نمود.

از این مهم تر، روسیه از قطعنامه مورد حمایت آمریکا در تحریم ایران در ارتباط با توقف فعالیتهای غنی سازی، حمایت نمود. در اواخر ماه مارس ایرانی ها 60 روز فرصت داشتند تا تقاضای سازمان ملل را بپذیرند یا اینکه منتظر تحریم های سخت تر باشند. مسکو به همراه پکن در این قطعنامه به شدت ایستادند و از آن حمایت کردند.

از طرف دیگر روسیه نگرانی خود را از استقرار سپر موشکی در جمهوری چک و لهستان اعلام نمود و ضرورت آن را زیر سؤال برد. اما خانم رایس تأکید کرد که نگرانی روسیه دلیلی ندارد و استقرار سپر موشکی هدفی غیر از اهداف روسیه را دنبال می کند؟!

در خلال ماههای گذشته زمزمه هایی در ارتباط با ایده خروج یکطرفه روسیه از پیمان نیرو های هسته ای میان برد مطرح بود. (پیمانی که در سال 1987 توسط ریگان و گورباچف به امضاء رسید). این در حقیقت پیامی است به خروج آمریکا از پیمان ABM در سال 2002 و تلاش آمریکا و ناتو به ایجاد سیستم دفاع موشکی در طول مرزهای قدیمی روسیه. خواننده قطعاً واقعه بمباران بلگراد را در سال 1999 و عکس العمل روسها را در آن سال فراموش نکرده است.

در سال 2007 کوزوو مجدداً جدایی خود را اعلام نمود. غرب این احساس را دارد که کوزوو میخواهد یک کشور مستقل باشد، در حالیکه صربستان چنین خواسته ای ندارد. مسکو بدون آنکه به طور مستقیم از صربستان حمایت کند، تلویحاً اعلام کرده است که استقلال کوزوو بدون نظر و تأیید مسکو امکان پذیر نخواهد بود.

روسها بر این اعتقادند که استقلال کوزوو منجر به استقلال چچن، مولداوی و دیگر نقاط در روسیه خواهد شد. شورای امنیت سازمان ملل ، تصمیم نهائی را در خصوص آینده کوزوو در اواخر بهار یا تابستان امسال اعلام خواهد کرد. شاید مهم ترین نگرانی روسها، موضوع گسترش ناتو و پیوستن کشورهای جمهوری چک، مجارستان و لهستان به این پیمان باشد.

در ماه مارس، مجلس سنای آمریکا لایحه ای را تصویب نمود که براساس آن از عضویت گرجستان و اوکراین در پیمان ناتو حمایت شده است هم چنین از عضویت آلبانی ، کرواسی و مقدونیه.

گرچه کشور های بالتیک قبلاً تقاضای پیوستن به ناتو را کرده بودند لیکن اوکراین و گرجستان از جنس بدنه روسیه محسوب می شوند و به آن بسیار نزدیک ترند.

به نظر می رسد که پوتین در تلاش است یک حالت انتقالی آرام را برای نفر بعدی خود که در ماه مارس 2008 انتخاب خواهد شد، فراهم نماید.

پوتین، سرگی ایوانف را از سمت وزیر دفاعی به پست معاون اول نخست وزیری ارتقاء داد، اکنون او از نظر رده، همطراز دیمتری مدودف است. هر دوی اینها از نزدیکان پوتین هستند و شانس جانشینی وی را دارند.

با توجه به این موارد بعید به نظر می رسد که دموکراسی در روسیه حاکم گردد. در حالیکه بحران در چچن، استفاده پوتین از ابزار انرژی در برابر کشور های همسایه CIS ، مانند بلاروس، گرجستان و اوکراین را پیچیده تر نموده است.

فروش سلاح به چین، ایران، روسیه و ونزوئلا، دلیل واضحی است که طرفداران روسیه را نسبت به آمریکا در حال دفاعی قرار دهد. علیرغم وجود این دیدگاه ها، کماکان دولت مردان آمریکایی با نظر و دیدگاه نا خشنود از وضعیت سیاسی روسیه نام میبرند. اما برخی نشریات در آمریکا دیدگاههای متفاوتی نسبت به پوتین دارند، روزنامه وال استریت در سر مقاله خود به این مطلب اشاره نمود که در سال 2000 زمانی که پوتین رئیس جمهور شد، ارزش صادرات آن کشور 74 میلیارد دلار بود، در حالی که اکنون از مرز یک تریلیون دلار گذشته است، که سهم مهمی از آن را به خود اختصاص می دهد. وضعیت ثبات سیاسی بر این اوضاع اقتصادی تأثیر مثبت گذاشته است.

پوتین سمبل امنیت و ثبات است. کمپانی هایی مانند بوئینگ، اکسون، موبیل، جنرال موتور، IBM ، مایکرو سافت و تعدادی دیگر، در زمان صدارت پوتین منافع سرشاری را به جیب زده اند و به همین خاطر است که از وضعیت سیاسی روسیه ابراز خشنودی می کنند.

در بحث روسیه و کشور های آسیایی، روابط روسیه با کره شمالی از گرمی چندانی برخوردار نیست، چرا که روسیه از بخشیدن 8 میلیارد دلار بدهی آن کشور چشم پوشی نمود و به همین خاطر کره شمالی حاضر نیست در روابط خود با آمریکا از کارت روسیه استفاده نماید.

نگاه به آینده:

شاید زود باشد که در خصوص انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008 سخن گفت اما چیزی که در کوتاه مدت می تواند روابط روسیه و آمریکا را تحت الشعاع قرار دهد، حداقل 60روز آینده، یکی اینکه ایران می بایست پیشرفت خود را در مذاکرات هسته ای نشان دهد و دوم بحث کوزوو در سازمان ملل است که البته روسیه حامیانی از قبیل چین، اندونزی، رومانی، اسلواکی و چند کشور دیگر را داراست.