تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۴۶۵

سمیه چیتی
فعالیت های اجتماعی و ساماندهی نیروهای آن همیشه مورد توجه فعالین سیاسی بوده است؛ زیرا نظام ها با تکیه بر مردم می توانند حیات یک تفکر را تضمین کنند.
به نظر می رسد احزاب و جریان های سیاسی امروز به درستی قادر به ایفای نقش برای ساماندهی مردم در راستای گفتمان انقلاب نیستند؛ زیرا که اغلب آنان قابل اعتماد و اتکاء برای مردم نمی توانند باشند؛ شاید یکی از دلایل عمده آسیب فوق عدم ورود فقه سیاسی و حکومتی در ادبیات رایج سیاسی کشور است و به تبع آن وام گرفتن اهالی سیاست از همان تعاریف غرب و البته این در خوشبینانه ترین حالت است و بدون درنظر گرفتن منافع و مصالح افراد که گویا فاصله آنها با مردم و دردهایشان به ارقام نجومی این روزها ربط پیدا می کند.
بنابراین گروهی که پشتوانه مردمی قوی تری دارند باید پیشگام این هدایت در لایه های زیرین اجتماعی باشند و به نظر می رسد جنبش دانشجویی بهترین گزینه ممکن در فضای امروز است.
جنبش دانشجویی حقیقی به علت ظرفیت های بسیاری که در آن وجود دارد همیشه تأثیرگذار در گفتمان سازی و نقش آفرینی در موقعیت های حساس کشور بوده است.
اما چرا دانشجویانی که زمانی قادر به درک مسئله و نیاز انقلاب اسلامی متناسب با سخنان مطرح شده امام بودند، امروز قادر به محقق کردن خواست بارها تکرار شده رهبری (کرسی آزاد اندیشی) نیستند؟
جنبش دانشجویی امروز به جمع ذیل که گذشته هر کدام نیاز به بازخوانی دارد اطلاق می گردد: دفتر تحکیم وحدت؛ جنبش عدالتخواه؛ انجمن مستقل؛ جامعه اسلامی و بسیج دانشجویی.
اما این ارگان ها تنها بخشی از نهادهایی هستند که جنبش دانشجویی در زیر چتر آنها قرار دارند. با دیدن آسیب ها و نوع عملکرد جنبش دانشجویی فعلی می توان به ساختارهای نهانی که ماهیت جنبش دانشجویی (آزادی، استقلال در فکر و عمل) را تحت تأثیر قرار می دهند رسید که به دو صورت اعمال نظر می کنند:
1- افرادی از اعضاء که به دلایل فردی از جمله منافع، مصالح و حتی سردرگمی در شناخت جنبش دانشجویی به روابطی پنهان و گسترش آن می پردازند و به مرور سیاست های جنبش دانشجویی تحت تأثیر روابط افراد قرار می گیرد؛ بدیهی است که فعالین دانشجویی بخشی از فعالیت های خود را براساس روابط تنظیم می کنند نه براساس نیاز جامعه و حقیقت.
عدم درک درست از علت حضور جنبش دانشجویی و نوع فعالیت آن سبب گردید تا فعالین به درستی به نقشه راهی که دورنمای درستی برای فعالیت فعالین ترسیم کنند نرسند و نتیجه آن شد که فعالین از آینده سیاسی و شغلی مشخصی برخوردار نبودند پس به تبع آن باید با تعیین و گسترش روابط مختلف آینده مطمئنی را برای خود پایه گذاری کنند که این همیشه آفت بزرگی برای جنبش دانشجویی بوده است و همین مسئله شرایط مطلوبی را برای حضور جریان های مختلف سیاسی و نهادهای قدرت فراهم می کند.
بعد از انقلاب اسلامی ماهیت و نوع عملکرد جنبش دانشجویی با قبل از آن تغییر کرد اما عدم درک درست و مناسب این تغییر و عدم حضور جنبش دانشجویی مبتنی بر حفظ اصالت های خود از جمله آزادی و استقلال در فکر و عمل و حضور ارگان های همسو و هم جهت با ارزش ها و فعالیت های جنبش دانشجویی خود آسیب دیگری است که به نظر می رسد یکی از علت های عمده حضور و نفوذ ارگان ها و سازمان های مختلف و اعمال نظرهای آنان می باشد.
تقلیل جنبش دانشجویی به ابزاری برای نهادهای مختلف ماحصل بخشی از این سردرگمی است.
عدم حضور فعال حوزه و به تبع آن فقه سیاسی و حکومتی در عرصه سیاست نیز بخشی از علت های جذب جنبش دانشجویی به سمت احزاب و افکار مختلف که به بازخوانی گفتمان انقلاب پرداخته شده است.
تغییر گفتمان یک نظام بدون حضور دائم و تبدیل شده آن در تمام موارد زندگی؛ نفاق را به شدت دامن خواهد زد. زیرا که افراد متناسب با تغییر نظام برای حفظ جایگاه ها و منافع خود مجبور به تبعیت از ظواهر آن هستند و به اقناع افکار عمومی در برخوردها و رفتارهای خود می پردازند و اینجاست که ما شاهد ریا و نفاق در سطوح مختلف هستیم و ناگزیر در جنبش دانشجویی هم شاهد گرته برداری از چنین رفتارهایی هستیم.
به نظر می رسد آسیب جدی جنبش دانشجویی را باید در ساختار فعلی به وجود آمده در آن که البته با کالبدشکافی گذشتگانش رابطه مستقیم دارد دانست زیرا که عاری شدن هر جریانی از اصل و هویتش آن را از نقش آفرینی حقیقی بازمی دارد و البته که بیشتر این ساختار را باید در سطوح بالا و تصمیم ساز یافت.
به وجود آمدن ساختاری پنهان و تأثیرگذار در جنبش دانشجویی به گسترش بی عدالتی و ظلم دامن می زند، افراد بی اطلاع از آسیب ها و فرصت طلبی های مختلف و متناسب با صداقت و اعتقادات خود متحمل بیشترین تلاش ها و زحمات می گردند و در لوای تلاش های آنان دیگران منتفع می گردند. یعنی نسبت مستقیمی بین حضور، فعالیت فعالین دانشجویی و به دست آمدن آینده روشن در دنیای سیاست نیست.
طبیعی است که رشد فعالین، بدون تناسب با توانایی حقیقی افراد آنان را دچار بی انگیزگی خواهد کرد بدون آنکه علت آن واضح و روشن باشد. در چنین فضایی افراد یا در جهل به سر می برند و نمی دانند دیگران چگونه پله های ترقی رشد را طی می کنند و تعدادی از اینان به مرور و به صورت ناخودآگاه برای رشد کردن در چنین فضایی جذب افرادی خواهند شد که تناسب رفتاری دانشجویی ندارند. افرادی که پایبند و معتقد به اعتقادات تعریف شده در جنبش دانشجویی هستند به انزوا خواهند رفت. افرادی که یکی یکی پله های ترقی را طی خواهند کرد.
افرادی که در سطح پایین تاثیرگذاری چه فکری چه عملی صادقانه و خالصانه کار خواهند کرد و البته دیگران منتفع از خدمات آنان خواهند بود.
آسیب های ذیل در راستای تهی شدن جنبش دانشجویی از هویت اصیل خود در فکر و عمل و روش می باشد.
- اختلافات درونی
- عدم توجه به بدنه دانشجویی
- نفوذ نهادهای بیرون از مجموعه به درون آن
- کسب قدرت، نه نقد قدرت
- عدم شفافیت مالی
- عدم حضور تاثیرگذار بر سیاست های کلان کشور
- تبعیت رفتاری و فکری افراد تصمیم ساز جنبش دانشجویی از جریان ها سیاسی حاکم
- ماکیاولیسم دینی و حتی انقلابی در بین فعالین
- عدم حضور افرادی با معدل دانشجویی از قبیل شاخصه های آزادی استقلال و تفکراتی مبتنی بر اسلام ناب محمدی
- ناتمام ماندن و محقق نشدن انقلاب فرهنگی به معنا و حقیقت آن و سکوت در مقابل اجرای قوانین و برداشت های سطحی از دین در سطح دانشگاه
- عدم پیوند حقیقی و موثر حوزه و دانشگاه و جاری نشدن فقه در ابعاد مختلف سیاست
- سردرگمی فعالین دانشجویی در تعیین اولویت برای فعالیت های خود
- عدم ساماندهی مناسب حداقل نیروهای فعال موجود
- آگاهی کم نسبت به رفتار و گفتمان تشکیلاتی
- تکیه بر روش های ژورنالیستی برای پر کردن خلأ هویت تشکل دانشجویی
دربین سطوح مختلف جنبش دانشجویی هنوز می توان افرادی را یافت که حقیقتا صداقت و اخلاصشان مثال زدنی است و  هنوز آرمان و عقیده خود را به هیچ رانت قدرت و... نمی فروشند اما به دلیل نفوذ پررنگ قدرت و جایگزین شدن ماکیاولیسم دینی با اخلاق ناب محمدی دربین فعالین دانشجویی تاثیر و قدرت نفوذ این عده بسیار کمرنگ می شود و به مرور شاهد انقراض جنبش دانشجویی با شاخصه های اصلی انقلاب خواهیم بود مگر آنکه به درستی بار دیگر دانشجویان پیرو خط امام بتوانند خود را هم از لحاظ ساختار و هم از لحاظ محتوا بازتعریف جدی کنند.
برای بازتعریف در ساختار به نظر می رسد دانشجویان باید بار دیگر به درستی با پشتوانه معنوی امام خامنه ای نسبت خود را با قدرت مشخص کنند و البته هر تشکلی متناسب با ظرفیت ها و توانایی های موجود خود قطعا با تعریف درست آن می تواند سلایق و افکار مختلف دانشجویان را پوشش دهد.
به امید آنکه ساختاری که داعیه دار آرمانخواهی است از حقیقتی آرمانخواهانه در تمامی سطوحش برخوردار باشد.
کی تشنه سیراب گردد ز سرابی