صبح 28 اسفند 90 با شنیدن اخبار موثق از بارش برف سنگین در شمالغرب کشور و راهبندانهای پیش آمده در جادههای منطقه، ناچار کوله سفر به ترکیه را با کمی دلخوری کناری میگذارم. ظاهرا تاریخ سفر را باید برف و باران تعیین کنند. از شوخیهای طعنهآلود اهل خانه که از عقب افتادن سفرم بسیار خوشحال شدند کمی دلگیر میشوم. پس از صرف صبحانه مفصل با طیبخاطر سری به دوستان میزنم. اغلب آنان معلم هستند که هریک به نوعی دستی بر نوشتن دارند؛ برخی روزنامهنگار و برخی نویسنده کتب در حوزههای اجتماعی– فرهنگی هستند که با تعطیلی زودهنگام مدارس به مناسبت عید نوروز از فراغت کسلکنندهای برخوردار شدهاند. بعضی دومخردادی و برخی اصولگرا هستند. جمع دوستداشتنیای دارند.
عموما از اواسط روز در مرکز نشر یکی از دوستان جمع شده و به قیل و قالهای فرهنگی– سیاسی دوستانه خود را مشغول میکنند. سرگرمی جالبی به نظر میرسد. دوستان که از موضوع سفرم مطلع میشوند هریک نظر کارشناسی خاصی را درباره سفر به ترکیه ارائه میدهند. برخی موافق و برخی مخالف این سفر و خاطرهنویسی من برای روزنامه «وطنامروز» هستند. یکی از دوستان شدیدا مذهبیام که به نظر من به غلط به پانترکیسمی شهرت دارد با عصبانیت مخالفتش را با سفر و خاطرهنویسیام ابراز میدارد. هیچ اتفاقنظری در میان آرای دوستان نمیبینم. فضای گفتوگو همانند اوضاع جوی امروز ایران و فضای سیاسی- اجتماعی ترکیه بسیار آشفته به نظر میرسد. در مجموع دوستان معتقد هستند کشور ترکیه در بخش یکپارچگی ملی از چالشها و شکافهای قومیتی ترمیمناپذیر تاریخی رنج میبرد.
من نیز در سفر به ترکیه به دفعات در جای جای آن کشور چندپاره؛ رنگ و بوی اختلافات شدید قومیتی را ملاحظه کردهام. هر اتفاق کوچک و پیش پا افتادهای میتواند به برافروخته شدن آتش درگیریهای داخلی در محلات ترکیه دامن بزند. دعوای قومیتی در ترکیه آتش زیر خاکستری است که هر آن امکان شعلهور شدن آن وجود دارد. در حقیقت 2 قوم ترک و کرد ترکیه که هریک جمعیت کثیری را شامل میشوند با یک ناسازگاری تاریخی به زیست اجباری در کنار هم تن در دادهاند. تبعیضهای مستمر دولت مرکزی کنونی رجب طیب اردوغان بیش از گذشته بر میزان این نفرت افزوده است. بخشی از کردهای ساکن شرق ترکیه که به واسطه سیاستهای نژادپرستانه به یادگار مانده از سیستم لائیک کمال پاشا آتاتورک با فقر جانکاهی روبهرو هستند عموما برای گذران زندگی ناچار به مهاجرت به مناطق مرکزی و توریستی ترکیه شدند.
بخش قابل توجهی از جمعیت استانبول و آنکارا را کردهای مهاجری تشکیل میدهد که عموما از سر بیکاری و فقر فزاینده و تامین مایحتاج خانواده خویش مشقتهای مهاجرت به دیگر مناطق را به تن خریده و در غربت با زحمات طاقتفرسایی به کارگری مشغول هستند و اغلب در مشاغل پست مانند باربری، نظافتچی و دربان هتلها و مراکز فحشا و فساد اشتغال دارند اما در عین حال در فرصتهای پیش آمده با کینه و نفرت تاریخی عجیبی با ترکها مواجه میشوند. آنان دولت مرکزی را غاصب و اشغالگری میدانند که به زور سرنیزه بر مناطق شرقی ترکیه ظالمانه حکمرانی میکند و اساسا دولت مرکزی هیچ توجهی به رفاه عمومی، اشتغال و بهداشت شهروندان این مناطق ندارد. بزرگترین آرزوی کردهای شرق ترکیه تجزیه کشور و تشکیل یک دولت مستقل کردی است. کلمه «خودمختاری» ملکه ذهن هر کرد ترکیهای است.
روز چهارم سفر به ترکیه برای اطلاع از رونق اقتصادی و کم و کیف قیمت کالاهای مصرفی سری به بازار سنتی بلورفروشان استانبول زدم. در اواسط بازار چند نفری در حال بگو و مگوی دستهجمعی بودند. از سر کنجکاوی مدتی نظارهگر دعوا مرافعه آنها شدم. در ابتدا فکر میکردم دعوا بر سر کرد و ترک بودن است. وقتی اصل ماجرا را از یک پیرمرد پرسیدم، متوجه شدم یکی از کسبه در حال جابهجایی یک کارتن لیوان شیشهای بوده که گاری پسر جوانی با او برخورد کرده و موجب افتادن کارتن از دست وی میشود و بر اثر این افتادن تعدادی از لیوانهای داخل کارتن میشکند. صاحب کارتن وقتی میفهمد پسر جوان کردزبان است شروع به فحاشی و اهانت به کردها میکند: «شما کردهای گدا گشنه دهات خود را رها کرده و با حضور نحستان شهر استانبول را به لجن کشیدهاید.»
همزمان چند نفر از رهگذران کردزبان که جمعیت قابل توجهی را در استانبول تشکیل میدهند با شنیدن اهانتهای مرد کاسب نسبت به قوم کرد به دفاع از پسر جوان بلند شده و دعوای دستهجمعی شکل میگیرد. کمکم با افزوده شدن بر تعداد ناظران بیکار، وقوع یک نزاع دستهجمعی در وسط بازار شکل جدیتری به خود گرفته بود که با صدای سوتهای ممتد پلیس بازار و دخالت باتومهای پلاستیکی آنان اغلب افراد محل را ترک کرده و مرد کاسب با غرولند مشغول جمعآوری خردهشیشهها شد. عصر همان روز برای خرید لباس به مغازه دودهنه بزرگی در نزدیکی متروی میدان آکسارای استانبول رفتم. از صحبت صاحب مغازه با دوستانش فهمیدم صاحب مغازه کردزبان است. او از اهالی دیاربکر بود که پس از چند سال اقامت در استانبول توانسته بود مغازه نسبتا متوسط فروش البسه را برای خود و برادرانش دست و پا کند.
وقتی به زبان کردی ایرانی با او صحبت کردم ناگهان متوجه تغییرات اساسی در رفتار او و دوستانش شدم. آنها بسیار صمیمی و دوستانه با من برخورد کردند. سفارش چای و دادن تخفیف ویژه در قیمتها از نخستین مزایای این همزبانی بود. وقتی از میزان جمعیت کردهای مقیم استانبول سوال کردم آنها حرفهای بسیاری برای گفتن داشتند. آنها با افتخار و بشاشی عجیبی از تسخیر تدریجی استانبول و آنتالیا توسط کردها حرف زدند. موقع خداحافظی نیز توصیههایی هم به عنوان سوغات سفرم به من کردند. از اوضاع کنونی ایران کاملا بیخبر بودند. به هر حال وضع قومیتی و یکپارچگی قومی در ترکیه بسیار شکننده و آسیبپذیر نشان میدهد و هر آن امکان بروز درگیریهای شدید قومی به کوچکترین بهانه وجود دارد، با این وجود رفتار سیاسی دولت اردوغان در مواجهه با حقایق داخلی 3 کشور همجوار ایران، سوریه و عراق بسیار عجیب و ناهضم مینماید.
بهطور طبیعی بزرگترین اولویت دولتمردان هر کشوری پاسداری از منافع ملی و تلاش هوشمندانه برای حفظ تمامیت ارضی آن کشور است. حزب عدالت و توسعه ترکیه بهتر از هر جریان سیاسی داخلی و خارجی خبر دقیق جزء به جزء دارد که جمعیت 25 میلیونی کردهای ترکیه استعداد سیاسی– اجتماعی بسیار فزایندهای برای پیگیری جدی موضوع جدا شدن از پیکره ترکیه واحد را دارند و در عین حال تجربه بیش از 4 دهه جنگ خونین داخلی و ناتوانیهای ارتش این کشور در سرکوب شبهنظامیان تجزیهطلب کرد که محصول انباشته شدن بیش از یکصد سال کینه و کدورت قومی است موید آن است، بیثباتی ارضی- سیاسی موجودیت ترکیه واحد را بشدت تهدید میکند ولی با این وجود رجب طیب اردوغان در رفتاری ضددینی- انسانی که در تناقض آشکار با منافع ملی ترکیه و همسایگانش است با در پیش گرفتن سیاستی معکوس تلاش جدی دارد تا در راستای کمکرسانی راهبردی به پیشرفت سریع طرح استعماری تجزیه عراق و سوریه از هیچ کوشش خائنانهای فروگذار نکرده و البته طبیعی است که ترکیه در این راستا ناامیدانه نیمنگاهی هم به ایجاد درگیریهای قومیتی در داخل ایران دارد.
در حال حاضر که صهیونیسم بینالمللی با مشارکت دولت آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل میکوشد با تقویت بنیه نظامی سیستم شبهفدرالی حاکم بر کردستان عراق زمینه تجزیه ارضی کشور عراق را فراهم کرده و با تشکیل کشورهای تازهتاسیس اقماری منافع جدیدی را در منطقه برای خویش تعریف کرده و به واسطه تغییرات جغرافیایی پیش آمده هویت نامشروع دولت جعلی صهیونیستی را رسمیت بخشد، دولت رجب طیب اردوغان به مثابه پیادهنظام صهیونیستها به ایفای نقش کلیدی در منطقه میپردازد که مجموع اتفاقات مهمی مانند تلاش برای «ایجاد درگیریهای فرقهای در منطقه، پناه دادن به طارق الهاشمی تروریست، تقویت جریان ضد نوری مالکی و کوشش برای استیضاح و برکناری وی، تسلیح تروریستهای سوری و حمایت از تروریستهای منافق ایرانی» در این راستا قابل تفسیر است.
تجزیه کشور سوریه و در نهایت درهم شکستن محور مقاومت اسلامی در همسایگی کشور غاصب اسرائیل نیز بخش دیگری از سناریوی از پیش طراحی شده آنان را تشکیل میدهد که امروز این سناریوی پیچیده خونبار با محوریت کشورهای خائن عرب و مشخصا دولت آمریکایی رجب طیب اردوغان بشدت پیگیری میشود. بهطور اساسی کشور ترکیه که از چالشهای تجزیهطلبانه داخلی بویژه در شرق کشور رنج میبرد به نظر میرسد با به بار نشستن تدریجی طرح چندوجهی آمریکاییها درباره تجزیه ارضی همسایگان کردنشین ترکیه علاوه بر اینکه آخرین میخ تابوت امپراتوری عثمانی کوبیده میشود در عین حال عملا نیز زمینه را برای تشکیل کشور جدید تحت عنوان «کردستان ترکیه» فراهم خواهد شد.
غیرقابل کتمان است که وقوع رخداد راهبردی مانند تجزیه کشورهای عراق و سوریه یک تهدید جدی برای منافع ملی ترکیه محسوب میشود که در بلندمدت با دامن زدن به مطالبات قومی ساکنان شرق ترکیه و تشدید درگیریهای نظامی داخلی به تجزیه ترکیه و جدا شدن کردهای ترکیه از حکومت مرکزی خواهد انجامید، لذا با وجود چنین احتمالات بحرانآفرینی دلایل اصرار سازمانیافته دولت اردوغان را باید در تسلیح نظامی مخالفان سوریه و تضعیف خط مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین و تقویت مخالفان دولت مرکزی عراق را تنها در وابستگی فکری سیاسی اردوغان به اردوگاه غرب و در اجرایی کردن «طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا » جستوجو کرد. در این میان لازم به اشاره است که اردوغان هیچ ابایی از افشا شدن نقش شوم وی در پیادهنظامی آمریکاییها ندارد.
او که در ابتدا میکوشید در اقدامی حساب شده خود را یک اسلامگرای مدرن معرفی کرده و در ادامه با جلبنظر ملل مسلمان تقش کلیدی در تحولات منطقه برعهده گیرد که اتفاقات اخیر و بیداری اسلامی غیرقابل مهار رخ داده در کشورهای منطقه بویژه مصر موجب شد با به خطر افتادن موقعیت اسرائیل غاصب در منطقه اردوغان با اشاره صهیونیستها ملاحظات سیاسی را کناری نهاده و حتی با بیتوجهی مطلق به منافع ملی کشورش و زیر پا نهادن شرافت دینی– ملیاش بیش از گذشته آشکارا به خوشخدمتی در مقابل غربیها همت گمارد. اردوغان که در ابتدا سعی داشت بر اساس مسؤولیتهای محوله از سوی مراکز صهیونیستی یکتنه بار سهمگین طرح «خاورمیانه بزرگ» را بر دوش گیرد و برای فریب افکار عمومی و مسلمانان منطقه از آشکار شدن نقش آمریکا در تحولات منطقه بشدت پیشگیری عالمانه به عمل آورد اما سرعت بیداری اسلامی طراحان خاورمیانه جدید را مجبور کرد آنها علنا وارد کارزار شده و به مقابله با ملتها بپردازند.
برای نمونه پخش گفتوگوی زنده تلویزیونی 6 اسفند 1389 رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه با شبکه تلویزیونی «آتیوی» درباره بیاساس بودن ارتباط رخدادهای منطقه بویژه درگیریهای داخلی کشور سوریه با طرح «خاورمیانه بزرگ آمریکا» کافی بود تا بار دیگر انگشت اتهام مجامع سیاسی مشخصا به سمت و سوی وی نشانه برود و تحلیلگران سیاسی با دلایل گوناگون اما مستدل رسما وی را متهم ردیف اول اجرای طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ کنند. وی در مصاحبه زنده خود مدعی شده بود: «طرح خاورمیانه بزرگ طرحی متعلق به جورج بوش، رئیسجمهور سابق آمریکاست و ادعاهای مربوط به اینکه رخدادهای اخیر منطقه در ارتباط با طرح خاورمیانه بزرگ است، کاملا بیاساس است.
ارتباط دادن رخدادهای اخیر منطقه با یکدیگر نیز اشتباه است چرا که هر کدام از کشورهای منطقه شرایط مخصوص به خود را دارند و کشور مقتدر ترکیه به دقت تحولات منطقه را دنبال میکند». اگرچه حدود یک سال بعد رجب طیب اردوغان در پی وتوی طرح شورای امنیت علیه سوریه از سوی چین و روسیه دوباره ناچار شد در برابر نمایندگان پارلمانی حزب آمریکایی «عدالت و توسعه» آشکارا از تلاشهای هماهنگ دولت خود با دولت شرور آمریکا در ساقط کردن دولت بشار اسد داد سخن داده و از اعزام وزیر خارجه ترکیه به آمریکا خبر میدهد.
او در میان سوت و کفهای احساسی همحزبیهایش با به فراموشی سپردن ادعاهای قبلی خویش و آداب دیپلماسی بینالمللی ضمن بشدت محکوم کردن موضوع وتوشدن طرح ضدسوری آمریکاییها در شورای امنیت از اقدامات پشتپرده مداخلهجویانه دولت خویش در حوادث سوریه پرده برداشته و اظهار میدارد: «دولت وی تلاش دارد از همه راههای ممکن برای جلب توجه جامعه جهانی نسبت به سوریه استفاده کند و قرار است احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه برای هماهنگی بیشتر بینالمللی درباره ساقط کردن دولت بشار اسد به دیدار هیلاری کلینتون رفته و با همتای آمریکایی خود مذاکرات جدی درباره سوریه داشته باشد.» گفتنی است در همان ایام سیاستهای دولت آمریکایی رجب طیب اردوغان به قدری در تضاد با منافع ملی ترکیه در منطقه بود که بشدت مورد اعتراض احزاب داخلی ترکیه واقع میشود که بیشترین حملات را حزب جمهوری خلق تدارک میبیند.
در 12 آذر 1390 کمال قیلیچ داراوغلو، رهبر کردتبار حزب لائیک جمهوری خلق ترکیه که بعد از حزب عدالت و توسعه بیشترین کرسی را در پارلمان آن کشور دارد با عصبانیت عجیبی از پشت تریبون پارلمان زبان به طعنه میگشاید. او اردوغان را عروسک خیمهشببازی قدرتهای جهانی معرفی میکند. وی در انتقاد از سیاستهای مزورانه اردوغان در قبال مردم منطقه مدعی میشود: «دولت اردوغان عروسک خیمهشببازی قدرتهای جهانی است و سیاستهایش در قبال سوریه خردمندانه نیست بویژه اینکه روابط 2 کشور پیش از موضعگیری منفی آنکارا بهبود یافته بود. دولت رجب طیب اردوغان، عروسک خیمهشببازی در دست قدرتهای جهانی است که آن را بر اساس منافع خود به حرکت درمیآورند، چنین سرسپردگی و دنبالهروی از قدرتهای جهانی شایسته ترکیه نیست».
همچنین در همان جلسه معاون رئیس حزب جمهوری خلق ترکیه نیز با انتقاد شدید از دولت ترکیه به رهبری حزب عدالت و توسعه میگوید: «ایده و دیدگاهی بر این حزب حاکم است مبنی بر اینکه اگر با من نیستی، دشمن من هستی. نگرش حزب مستبدانه و سلطهجویانه است و اعضای حزب معنای دموکراسی را به آسانی درک نمیکنند. دولت عدالت و توسعه در ظاهر به نظر میرسد در حالت درگیری با اسرائیل قرار دارد اما در پوشش آن، ترکیه را به سپر اسرائیل تبدیل کرده است». برخلاف سوز و سرمای بیرون، فضای بحثی دوستان کماکان گرم گرم است. دوستان از هر دری سخن میگویند و برف هم همچنان یکریز در حال بارش است. نزدیک ظهر از دوستان خداحافظی میکنم، عجله دارم هر چه زودتر به منزل برسم. خیابانهای یخزده شهر بسیار لغزان نشان میدهد.
ظاهرا نمکپاشی کارگران شهرداری هم فایده چندانی نداشته است. در حال خداحافظی از دوستان چند سوال راهبردی بشدت ذهنم را به خود مشغول کرده است. در حالی که زیر بارش برف زمستانی کلاه پشمیسیاهی را تا ته بر سر کشیدهام در کنکاش فردی نیز به جواب قانعکنندهای درباره پرسشها نمیرسم. برایم بسیار عجیب مینماید که با وجود استنادات روشن و آشکار درباره وابستگی فکری اردوغان به آمریکاییها و نشر همگانی این دست مسائل در داخل ترکیه باز اغلب افراد در داخل ایران بسیار خوشبینانه به عملکرد اردوغان نگاه میکنند و اساسا وی را فردی اسلامگرا، متعصب به سنن اسلامی و مدافع حقیقی منافع جهان اسلام و فلسطین میدانند.
هنوز نمیتوانم فراموش کنم وقتی با یکی از دوستان نسبتا علاقهمند به مسائل ترکیه درباره تاریخچه سیاسی حزب عدالت و توسعه ترکیه و بیوگرافی شخص اردوغان صحبت میکنم او با تعجب از بیشتر مسائل مطرح شده اظهار بیاطلاعی میکند و با بیان موارد و مصادیق متعددی درباره مناسبات سیاسی چند سال اخیر دولت جمهوری اسلامی با طیف اردوغان شدیدا اظهار تاسف و نگرانی میکند.
او عمیقا معتقد است در شرایط کنونی ضرورت جدی دارد تا سیاسیون کشور با بازنگری در مراودات دیپلماتیک رسمی چند سال اخیر ایران با کشور ترکیه به نوسازی روابط پرداخته و تحکیم رابطه برادری با مردم ترکیه در سطوح مختلف را در دستور کار قرار دهند. او از سوبسیدهای ویژه دولت ترکیه برای جذب جوانان آذربایجانی ایران برای تحصیل در دانشگاههای ترکیه با هدف مشخص جذب نیرو برای تفرقهافکنی در ایران اخبار موثقی دارد که میتواند هر ایرانی میهنپرستی را شدیدا نگران کند. به خانه که میرسم گرمای مطبوع بخاری و بوی آش گوجه حسابی سر حالم میآورد.