تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۵۷۰
حیاط خلوت صهیونیست‌ها، بیخ گوش ایران

جمهوری آذربایجان به عنوان همسایه شمالی ایران با 618 کیلومتر مرز خاکی و بزرگترین کشور شیعی در جهان بعد از ایران (نسبت شیعیان به کل جمعیت) و دارای پیوندهای تاریخی و فرهنگی، پتانسیل های بالایی برای برقراری روابط استراتژیک با ایران دارد. اما متاسفانه نوع نظام سیاسی به شدت لائیک این کشور، رویکردهای آن در سیاست خارجی، اختلافات اساسی در رژیم حقوقی دریای خزر و البته گاهاً اشتباهات سیاست خارجی ایران در مواجهه با این کشور باعث شده است که روابط ایران و جمهوری آذربایجان از ابتدای استقلال این کشور در حالتی نه چندان مسالمت آمیز قرار داشته باشد.
اتفاقات چند ماه اخیر مانند برقراری مسابقات یورویژن که با راهپیمایی همجنس بازان در این کشور همراه بود، باعث شد بحران روابط تشدید شده و حتی پس از اتمام این مسابقه نیز فروکش نکند. البته در کنار آن موضع گیری های اخیر مقامات دو کشور در برابر یکدیگر و به خصوص ورود جاسوسان رژیم صهیونیستی به ایران از طریق آذربایجان فضای روابط دو کشور را وارد عرصه ای کرده است که اصطلاحاً آن را "پارادایم تهدید متقابل علیه تهدید" می نامند. این امر باعث می شود تهدیدات متقابل دو کشور علیه یکدیگر شرایط تصاعدی و تقویت کنندگی پیدا کند و در نتیجه اقدامات هر یک از طرفین به وسیله طرف دیگر از دیدگاه امنیتی تفسیر و تبیین شود.
نمونه روشن آن تفسیر امنیتی آذربایجان از هر گونه اقدام جمهوری اسلامی ایران مانند تبلیغات دینی است که آن را برای جذب شیعیان این کشور و ایجاد آشوب در آذربایجان تفسیر می کند.
با توجه به این مقدمه، در یک نگاه کوتاه مهمترین دلایل ایجاد چنین وضعی در روابط ایران و آذربایجان را می توان در موارد زیر دید:
1- یکی از مهمترین دلایلی که باعث تیرگی روابط دو کشور می شود، روابط روبه گسترش آذربایجان با اسرائیل می باشد. هدف سیاسی اصلی اسرائیل ممانعت از گسترش نفوذ ایران در منطقه است. آذربایجان یک کشور مهم ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی است. به عنوان یک کشور ساحلی خزر، آذربایجان این امکان را دارد که یک صادر کننده عمده هیدروکربن باشد. براساس نظر برخی تحلیل گران حتی این اندیشه وجود دارد که نفت خام خزر روزی به اسرائیل راه پیدا کند. از سوی دیگر آذربایجان از نظر تاریخی یک کشور مسلمان شیعه محسوب می شود، که بر همین اساس سیاستگذاران اسرائیلی بسیار مشتاق اند که این استنباط را که اسرائیل به طور ذاتی یک کشور ضد مسلمان است، از بین ببرند و این تفکر را جا بیندازند که رژیم صهیونیستی برای توسعه روابط با کشورهای مسلمان همسو با غرب ارزش بسیاری قائل است.
اسرائیل با توجه به نزدیکی آذربایجان به ایران نگاهی استراتژیک به توسعه حوزه نفوذ خود در جمهوری آذربایجان داشته و این امر را با برنامه ای دقیق و فارغ از تبلیغات درحال پیشبرد دارد. این در شرایطی است که روند فزاینده گسترش حضور رژیم صهیونیستی در گستره های اجتماعی اقتصادی، تجاری، سیاسی و امنیتی آذربایجان رفته رفته ابعاد جدیدی می باید و حتی بر طبق اخبار، این کشور به پایگاه جاسوسان رژیم صهیونیستی علیه ایران تبدیل شده است.
علاوه بر این، اخبار منتشر شده درباره مسابقات یوروویژن حکایت از آن دارد که نمایندگی فرهنگی رژیم صهیونیستی در باکو، نقش اصلی را در پرورش خواننده آذری، که در سال 2011 برنده این مسابقات شده، ایفا کرده است و بر اساس توافق آذربایجان با این کشور، رژیم صهیونیستی در تأمین امنیت این مسابقات وظیفه اصلی را بر عهده داشته است. کنار هم قرار دادن این موارد با قرارداد سال گذشته نظامی بین آذربایجان و رژیم صهیونیستی که بر اساس گزارش واشنگتن پست ارزش تقریبی آن حدود 6/1 میلیارد دلار است، حکایت از گسترش سریع روابط این دو کشور می کند، که قطعاً برای جمهوری اسلامی ایران خوشایند نیست.
2- عامل دیگر، تلاشهای آذربایجان در برقراری روابط نزدیک با آمریکا بوده است. آمریکا مایل نیست تا زمانی که مشکلات تهران- واشنگتن حل نشده، ایران بتواند مناسبات خود را با آذربایجان گسترش دهد. به همین دلیل از تمامی امکانات تهدید و تطمیع خود در برابر آذربایجان بهره می گیرد. آمریکا در این مورد دو سیاست متفاوت را در پیش گرفته است، از یکسو با ایرانی های مخالف و مقیم آذربایجان ارتباط برقرار می کند و از سوی دیگر به دنبال گرفتن امتیاز ایجاد پایگاه نظامی در این کشور است تا بتوانند از نزدیک بر ایران کنترل داشته باشد. در این میان با خرج کردن مبالغ هنگفتی برای اصحاب مطبوعات آذربایجان، آنها را به تبلیغات منفی علیه ایران تشویق می کنند تا افکار عمومی در آذربایجان علیه ایران بصورت منظم تحریک شود.
تمامی این حمایت ها و روابط صمیمانه کشورهای به اصطلاح مدافع حقوق بشر در حالی رخ می دهد که شاهد بدترین شرایط حقوق بشری در آذربایجان هستیم، ویران کردن مساجد، توهین به مقدسات، ممنوعیت حجاب، آزار و اذیت شیعیان، ممانعت از برگزاری مراسم مذهبی و تحت فشار زندگی کردن اقلیت هایی مانند تالشی ها و لزگی ها، تنها نمونه های کوچکی از نفض حقوق بشر در این کشور است.جالب اینجاست که این اقدامات صراحتاً توسط دولت اعلام می شود و به عنوان یک اقدام مترقیانه از سوی مقامات غربی به خصوص آمریکایی مورد تشویق قرار می گیرد. آمارهای حقوق بشری مانند آزادی مطبوعات نشان از جایگاه 162 آذربایجان در 178 کشور جهان است.
درکنار این عوامل خارجی که بر روابط ایران و آذربایجان تأثیر گذاشته، می توان به برخی از کاستی ها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز اشاره کرد.
اقداماتی مانند ضعف در ایجاد یک موازنه و تعادل در روابط با آذربایجان و ارمنستان که 20 درصد خاک آذربایجان را در اشغال دارد، اقدامات رسانه ای مانند برنامه های شبکه سحر و رادیوی صدای آذری که با ظرافت بهتری می تواند انجام گیرد تا موجب حساسیت امنیتی در آذربایجان نشود - متاسفانه آذربایجان برای مقابله به مثل طرح، ایجاد یک شبکه فارسی را در دستور کار دارد - اختلافات مرزی به خصوص در دریای خزر، حضور فرهنگی به شیوه دولتی در این کشور که قطعاً با برخورد آذربایجان مواجه می شود، همگی دلایلی هستند که موجب شده این کشور با وجود تمامی پتانسیل ها برای ایجاد روابط حسنه و مسالمت آمیز، کاملاً در مسیری عکس حرکت کند و موجب رویارویی دو کشور شود.
در مجموع بررسی روابط خارجی آذربایجان در ارتباط با ایران نشان می دهد که روابط دوستانه ابتدای استقلال این کشور، به تدریج هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی دچار چالش هایی شده است.
به طور کلی عوامل مختلفی از قبیل وجود نظام سیاسی به شدت لائیک و سرکوب فعالان اسلامی به جرم جاسوسی و همکاری با ایران، رویکرد پان ترکیستی در مواجهه با ایران، انجام تبلیغات منفی در رسانه ها برعلیه ایران، گسترش همکاری های نظامی با آمریکا و گسترش رو به رشد روابط این کشور با اسرائیل علی رغم نگرانی های ایران، تلاشها برای جلب نظر کشورهای سرمایه گذار در آذربایجان که عموماً علاقه مند به بهبود روابط ایران و آذربایجان نیستند و همچنین برخی اشتباهات در سیاست خارجی جمهوری اسلامی باعث سردی روابط بین ایران و آذربایجان شده اند و مانع از شکل گیری روابطی متناسب با اشتراکات فرهنگی، مذهبی و تاریخی شده اند.