آیا میتوان شبکه جهانی اینترنت را با فشردن یک کلید قطع کرد؟ کلید قطع اینترنت در دست کیست؟ چرا آمریکا میخواهد کلید قطع شبکه جهانی را در دست داشته باشد؟ چه زمانی باید اینترنت جهان را قطع کرد؟ راههای مقابله با چنین تهدیداتی چیست؟
به گزارش ایسنا در این گزارش آمده است: پس از حوادث 11 سپتامبر، دولت آمریکا به بهانه مبارزه با تهدیدات تروریستی فرارو، قانونی تحت عنوان قانون میهن دوستی آمریکا را به تصویب رساند تا کنترلهای امنیتی خود را افزایش دهد. این لایحه بدعتی امنیتی در تاریخ آمریکا و در تاریخ روابط بینالملل بود که در مدت زمانی اندک لایحهای با حجم بیش از دویست صفحه را به تصویب رساندند.
10 سال پس از این حادثه، دولت آمریکا بار دیگر اقدامی مشابه را این بار در فضای سایبر در دست انجام دارد. پس از تحولات مصر و اقدام دولت سرنگون شده این کشور در قطع اینترنت برای جلوگیری از سازماندهی معترضان، دولت آمریکا هم به این فکر افتاد تا امکان اقدامی مشابه را در سطح جهانی برای خود فراهم کند. بر این اساس سناتور جو لیبرمن، سوزان کالینز و تام کارپر لایحهای 200 صفحهای را با عنوان لایحه امنیت سایبری تقدیم کنگره کردند.
عنوان دقیق این لایحه، «قانون حمایت از فضای سایبری به عنوان دارایی ملی» است که تشکیل دفتر سیاستگذاری فضای سایبر در دفتر ریاست جمهوری و «مرکز ملی امنیت سایبری و ارتباطات» در سازمان امنیت ملی آمریکا یکی از بندهای این لایحه است. وظیفه این بخش، کنترل تمامی ورودیها و خروجیهای درگاه اینترنت از طریق شرکتهای سرویس دهنده اینترنت است.
در ادامه این گزارش آمده است: یکی از مهمترین بخشهای لایحه امنیت سایبری که جنجال بسیاری هم به دنبال داشتـه، کلیـد قطـع اینترنت یاInternet Kill Switch است. براساس این بند از لایحه، درصورت تصویب، رئیسجمهوری آمریکا میتواند در شرایط اضطراری مانند حملات سایبری به تأسیسات و زیرساخـتهـا، بـخشی از ورودیهای شبکـه جـهانی اینترنت به آمریکا را مسدود کند و بـه طـور کـلی با ابلاغ به سرویس دهندههای عمده اینترنت جهان - یاهو، گوگل و... -، سرویس دهی آنها را متوقف کند.
این قسمت از لایحه از نظر فنی و سیاسی بیشترین بحثها را تا کنون در پی داشته است. کارکرد kill switch بدین صورت است که در مقیاس کوچک، در صورت وجود احتمال حمله سایبری، دولت آمریکا ارتباط یک زیرساخت - مانند نیروگاه- با شبکه جهانی را بطور کامل قطع خواهد کرد یا تمامی ورودیها و خروجیهای آن را بطور کامل رصد کرده و کنترل میکند. این بخش از این قانون انتقادات فراوانی را برانگیخته، چرا که منتقدین و کارشناسان فضای سایبر این اقدام آمریکا را مصادره کنترل اینترنت دانسته و این قانون اینترنت جهانی را دارایی ملی ایالات متحده فرض میکند.
سناتور لیبرمن از تدوین کنندگان این لایحه، اینترنت را برای کاربران آن مکانی خطرناک توصیف میکند که دشمنان میتوانند با استفاده از خطوط الکترونیک تهدیدات امنیتی فراوانی را متوجه امنیت کشور کنند. یکی از دستاویزهای اصلی تهیه کنندگان این لایحه، حملات سایبری کاربران چینی است. براساس این ادعا روزانه میلیونها حمله سایبری علیه آمریکا صورت میگیرد که 98 درصد آنها از چین سازماندهی میشود و برای مقابله با این حملات باید امنیت را به فضای سایبر بازگرداند.
لیبرمن در این خصوص به سیانان میگوید: «رئیسجمهوری و دولت هیچگاه اینترنت را تسخیر نخواهند کرد.» لیبرمن در مورد اینکه آیا طرح او و کالینز با آزادیهای مدنی مغایرتی ندارد، اظهار داشت: «یک حمله سایبری به آمریکا میتواند همچون یک حمله نظامی،یا حتی فراتر از آن، به بانکها، ارتباطات، اقتصاد و حمل و نقل ما آسیب برساند.»
وی برای توجیه این قانون، به اختیاراتی که دولت چین در زمینه اینترنت دارد، اشاره کرده و اظهار میدارد: «دولت چین میتواند در وضع جنگی بخشهایی از اینترنت خود را قطع کند، ما هم میخواهیم چنین امکانی را در اینجا داشته باشیم.»
به گـفته وی، اخـتـیار رئیسجمهوری آمریکا در استفاده از این طرح محدود به زمانهایی شده که امنیت سایبری تهدید میشود چنین اختیاری بر اساس قانون اعطا شده است.
براساس اطلاعات موجود، 40 درصد از شبکه اینترنت چین که عمدتا ارتباط زیرساختهای حیاتی این کشور را تأمین میکند، اینترنت ملی بوده و امکان حمله به آن از خارج از کشور وجود ندارد و در صورت بروز تهدیدات سایبری، زیرساختهای این کشور از حملات احتمالی مصون خواهد بود.
با توجه به افزایش مطرح شدن تهدید چین به عنوان پایگاه حملات سایبری به آمریکا، و با وجود پیشینه حملات11سپتامبر و آغاز جنگافروزی آمریکا برای برقراری نظم نوین جهانی، این احتمال که حملات سایبری پردامنه علیه زیرساختهای آمریکا طراحی و اجرا شود، دور از ذهن نیست.
با وجود تاکید بسیار مقامات پنتاگون بر آسیبپذیر بودن شبکه برق آمریکا و ایجاد هراس از خاموشی سراسری در صورت بروز حملات سایبری، طراحی 11 سپتامبر سایبری از جمله پیشبینیهای سیاستمداران و کارشناسان بوده است.
با این که براساس آخرین خبرها، «کلید قطع اینترنت» از آخرین لایحه امنیت سایبری حذف شده است، کاخ سفید ادعا میکند که بنا بر قانون 1934 که منجر به شکلگیری »کمیسیون ارتباطات فدرال» شد، رئیسجمهوری آمریکا همچنان قادر به دخالت در شبکه جهانی اینترنت است. بنا بر این قانون، در صورت بروز «هر گونه شرایط اضطراری یا بحران یا خطری که ملت را تهدید کند»، رئیسجمهوری دارای «حق استفاده یا کنترل هر گونه... پایگاه یا وسیلهای» است.
با وجود این که جنبههای بحثبرانگیز از این لایحه حذف شد، این لایحه همچنان دربرگیرنده مفاد بسیاری است که نشاندهنده اعطای قدرت گستردهای به رئیسجمهوری به نمایندگی از دولت فدرال است. یکی از مفاد این لایحه، این قدرت را به وزارت امنیت داخلی آمریکا میدهد تا از شرکتهای خصوصی در بخشهای خاصی ارزیابی احتمال خطر به عمل آورد و آنان را مجبور به پیروی از فرمانهای گسترده برای ایمنسازی سیستمهایشان کند.
کلید هفت مرحلهای قطع اینترنت
به جز Kill Switch، کلید قطع دیگری برای قطع شبکه جهانی وجود دارد که از هفت کلید یا کارت هوشمند تشکیل شده و در دست گروهی هفت نفره از بریتانیا، ایالات متحده، بورکینا فاسو، ترینیداد و توباگو، کانادا، چین و جمهوری چک است. برای فعال کردن این کلید باید پنج عضو از هفت عضو در پایگاهی در آمریکا گرد هم آیند تا کل سیستم را restart کنند. این کلیدها در واقع کارتهای هوشمندی هستند که هر یک دربرگیرنده بخشی از کلید اصلی DNSSEC (ضمیمههای امنیتی سامانه نام دامنه) است. این برنامه امنیتی زیر نظر«شرکت اینترنتی نامها و شمارههای واگذارشده» یا به اختصار «آیکان»(ICANN) اداره میشود. این شرکت یک گروه نظارتی است که به یک سیستم امنیتی دسترسی دارند، سیستمی که برای محافظت از کاربران در برابر کلاهبرداریها و حملات سایبری طراحی شده است.
حمله سایبری
سایبر یا فضای سایبری (cyberspace)مجموعهای از تمامی شبکههای ارتباطی رایانهای» است که از میان آنها، «اینترنت» بزرگترین شبکه محسوب میشود. بنابراین، سایبر یا فضای سایبری، اینترنت و دیگر سامانههای رایانه ای، ارتباطی و مخابراتی را در برمیگیرد. به هـمین تـرتیب، حمـلـه سایبری (cyber attack) یا (cyber warfare) در معنای عام و کلی خود، حمله به شبکههای رایانه ای، ارتباطی و مخابراتی با هدف تخریب یا سرقت دادهها و اطلاعات معنا میشود.
در حملات سایبری، تمامیت، صحت و اصالت دادهها، معمولاً توسط کدهای مخرب تغییر داده شده، باعث بروز خطا در دادههای پردازش شده خروجی سامانه میگردند. بدافزارها (ویروسها) کدهای مخرب را از طریق اینترنت به رایانه مورد نظر ارسال، و سپس دستورات مورد نظر خود را برای تصاحب یا اِعمال تغییر در محتواهای موجود در رایانه قربانی /یا ایجاد اختلال در دیگر رایانههای مرتبط با رایانه قربانی (شبکه) صادر میکنند.
با این توصیف، راهبرد جدید آمریکا در برخورد با حملات سایبری، عمدتاً ناظر به حملاتی است که دارای این ویژگیها باشند.
دستورالعملهای وضعیت اضطراری سایبری
در این راهبرد سه دستور العمل عمده برای وضع اضطراری سایبری پیش بینی شده است:
دستور العمل زمان صلح: نیروهای آمریکایی اجازه خواهند داشت با ارسال کدهای رایانهای غیرفعال به شبکههای کشورهای دیگر، سلامت مسیرهای ارتباطی آنها را مورد آزمایش قرار دهند. همین کدهای غیرفعال در صورت بروز درگیری و حمله سایبری، مسیری را در اختیار فرماندهی عملیات سایبر آمریکا قرار میدهد که میتواند از طریق آن حملات سایبری علیه کشور مورد نظر را ساماندهی کند. این دستورالعمل کشورهای متحد و دوست آمریکا را مستثنی قرار میدهد.
دستورالعمل مقابله به مثل در وضع اضطراری: در چنین شرایطی نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با نفوذ به شبکه دشمن، سرورهای آن را در هر جای جهان غیرفعال کرده و مسیرهای حملات سایبری را مسدود کنند.دستور العمل درباره کشورهای بیطرف: حمله کنندگان اغلب برای اینکه ردپایی از خود برجای نگذارند، حملاتشان را از طریق رایانهها و شبکههایی انجام میدهند که نقشی در موضوع ندارند و بی تقصیر محسوب میشوند.
در این دستور العمل، نیروهای آمریکایی در صورت اطلاع از نبود مشارکت و تقصیر کشوری در حمله سایبری علیه آمریکا، برای انجام حمله سایبری علیه گروه حمله کننده، از کشور مذکور کسب اجازه میکند. البته باید دید در عمل تا چه اندازه این دستورالعملها رعایت میشود و آیا دولت ایالات متحده که در مورد دخالتهای نظامی در دیگر کشورها هم کسب اجازه نمیکند، آیا در مورد دخالت سایبری کسب اجازه خواهد کرد یا خیر؟!
به نظر میرسد محدوده امنیت و تأمین آن، امروزه از مرزهای فیزیکی فراتر رفته به فضای مجازی و سایبر رسیده است. آنچه که در آغاز موج بیداری اسلامی در منطقه هم رخ داد شاهدی بر این ادعاست که فضای مجازی رابطهای مستقیم با امنیت ملی و بقای حکومتها دارد. دولتها در شرایطی که امنیت ملی خود را در خطر ببینند، تمامی راههایی را که امکان خدشه وارد شدن به امنیت از طریق آن وجود دارد، مسدود خواهند کرد. دولت آمریکا هم از این قائده مستثنی نبوده و حرکتی را که از 10 سال پیش برای امنیتی کردن فضای کشور و القای ذهنیت ترس و در معرض حمله بودن به افکار عمومی آمریکا آغاز کرده، با بسط آن به فضای سایبر ادامه میدهد.
نگرانیهای موجود از اجرای این طرح به یکجانبهگرایی آمریکا و فقدان پایبندی این کشور به موازین بینالمللی باز میگردد. این که آمریکا چه اقدامی را در فضای سایبر مستحق پاسخ نظامی بداند یا چگونه میتوان از صحت ادعاهای آنها مبنی بر انجام حملات از کشوری خاص اطمینان حاصل کرد، همگی از نقاط مبهم این قانون است که با توجه به پیشینه سیاه آمریکا، اما و اگرهای بسیاری را بدنبال دارد.
در آن سوی این فرضیه مخالفانی هم هستند. برخی از مخالفان این فرضیه را ناممکن و برخی دیگر آن را دور از عقل میدانند. پل کوشر، مدیر و دانشمند ارشد مرکز پژوهشی رمزنگاری و یکی از مهندسان پروتکل SSl 3.0 که در زمینه امنیت سابقهای طولانی دارد، بر این باور است که این فرضیه «از یک سو بیمعنی و از سوی دیگر غیرعملی و وحشتناک است.» او در ادامه میگوید که کلید قطع اینترنت «یک سلاح بیفایده است... شبکههایی مانند اینترنت در انجام بسیاری از امور نقشی حیاتی دارند.
اگر زمانی با یک کلید قطعش کنید، منجر به صدمات جبرانناپذیری خواهید شد و بعید بدانم اصلاً از این کار منفعتی ببرید.... شاید من زیادی بدگمان هستم، اما برداشت من این است که این فرضیه ریشه در تکنولوژی-هراسی دارد... من به شما قول میدهم اگر چنین امکانی وجود یابد، هر هکر نوجوانی سعی خواهد کرد که سر در آورد چگونه آن را فعال کند.»
وی در جای دیگری جلوگیری از حمله سایبری با قطع اینترنت را مانند «تلاش برای جلوگیری از یک انفجار به وسیله یک انفجار به مراتب مهیبتر میداند.» پرسشی که پیش میآید این است که آیا اصلاً شرایطی وجود دارد که کسی بخواهد کل اینترنت را قطع کند؟... بنا به دلایل فنی و سیاسی، هیچ لایحهای مشابه با یک «کلید قطع اینترنت« هرگز به امضا نخواهد رسید.