تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۶۹۹
گفتگو با کارشناسان پیرامون قیام مردمی 15 خرداد و تأثیر آن در پیروزی انقلاب

منیره غلامی‌توکلی
نهضتی که حضرت امام خمینی (ره) آغاز کرد، اکنون به چهل و نهمین سال خود رسیده است، نهضتی که در 15 خرداد سال 1342 رنگ خون گرفت و شمیم شهادت نقش‌آفرینان این راه، فضای کهن بوم و بر ایران را دربر گرفت. با توجه به اینکه مبارزه با فرهنگ مذهبی مردم ایران، ماهیت اصلی سیاست ها و برنامه های رژیم شاه بود و این مسئله با روحیه مذهبی مردم سازگاری نداشت، به طور طبیعی قیام پانزده خرداد دارای ماهیت اصیل دینی و مذهبی و برای دفاع از فرهنگ اسلامی و ارزش ها و هنجارهای مذهبی مردم مسلمان صورت گرفت. از این رو، قیام پانزده خرداد 1342، دارای ویژگی هایی است که هیچ یک از جنبش های سیاسی - اجتماعی پیشین ایران، واجد این خصوصیات نبوده و نیست و این مسئله، این قیام را یک حرکت سیاسی- اجتماعی و فکری ـ فرهنگی منحصر به فرد معرفی می کند.
امروز با آنکه بیش از ربع قرن از پیروزی انقلاب اسلامی می‌ گذرد، هنوز هم تمامی ابعاد و زوایای آن به درستی بازشکافی نشده است‌ و ضرورت بازخوانی این قیام و انتقال ارزش های آن در سطح جامعه احساس می شود. بنا بر فرمایش مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 18 خرداد 1363؛ «15خرداد را متن مردم با انگیزه اسلامی و با انگیزه عشق به روحانیت و با انگیزه عشق و ایمان به امام خودشان به وجود آوردند و ستون فقرات حادثه 15 خرداد علاقه به اسلام و امام بود و مردم بودند که این حرکت را میدان دادند و به وجود آوردند. پس آنچه در 15 خرداد به وجود آمد، عبارت بود از پیوند مستحکم ملت و امام، آن هم به برکت اسلام…» که همواره باید مورد توجه ملت ایران بخصوص نسل جوان قرار بگیرد.
راهگشای رهایی از اسارت‌ با تکیه بر حرکت‌های اسلام‌خواهانه و عدالت‌طلبانه:
حجت الاسلام علیرضا یحیایی کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی با اشاره به ارزش و اهمیت ذاتی 15 خرداد به عنوان مقطع برجسته و تاریخ ساز ملت ایران و تاریخ انقلاب اسلامی بر لزوم بازنگری این واقعه از منظر فرهنگی به دلیل نگرانی نسبت به فراموشی و تحریف انگیزه‌های پیدایش انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی‌(ره) برای نسل های امروز و فردا تأکید کرده و می افزاید: تجلی روزافزون نتایج نهضت اسلامی 15 خرداد در ایران و دیگر عرصه‌های جهان اسلام‌، ضرورت آشناسازی نسل های تشنه عدالت و آزادی و سرخورده از «ایسم‌» های بشری با الگویی راهگشا و تجربه‌ای موفق برای رهایی از زنجیرهای اسارت‌ با عقبه و خاستگاه فکری فرهنگی خویش و ریشه حرکت های اسلام‌خواهانه و عدالت‌طلبانه و جلوگیری از تحریف تاریخ و وارونه جلوه دادن واقعیت های فرهنگ و تاریخ گذشته این ملت و مقابله با هجوم بیگانگان به اصالت های فرهنگی، سیاسی و تاریخی ملت ایران از دیگر ضرورت های بررسی این واقعه است.
وی ادامه می دهد: با توجه به تأکید بنیانگذار جمهوری اسلامی بر مبدأیت قیام 15 خرداد و رهنمودهای دلسوزانه و هشدار دهنده ایشان بر ضرورت شناخت اهداف‌، عوامل‌، تعقیب ‌کنندگان و مخالفان 15 خرداد بر ما فرض است تا با به تصویر کشیدن تلاشهای مجاهدان اولین و ترسیم چهره‌ای واقع‌بینانه از حوادث سال های نخستین نهضت اسلامی مردم ایران‌ در قالب گزارش، رمان، فیلم، سریال و... از فراموشی آن در اذهان جامعه جلوگیری کرده و وقایع انقلاب اسلامی را به نسل جوان انتقال دهیم.
یحیایی با نگاه تیتروار بر تاریخ قیام 15 خرداد؛ درگذشت آیت‌‌الله بروجردی و آیت ‌الله کاشانی و به صحنه آمدن حضرت امام خمینی ‌(ره‌) به عنوان مرجعیت و رهبری مذهبی سیاسی جامعه با وجود سوابق سیاسی‌، علمی‌، حوزوی و اجتماعی امام خمینی قبل از دهه چهل، ملتهب بودن فضای حاکم بر حوزه‌ها و روحانیت در سالهای 43ـ1340 نسبت به مسائل و علنی شدن مخالفت حوزه و مراجع و روحانیون با مصوبات رژیم و حتی درخواست رفراندوم ششم بهمن توسط علما، حوادث و اتفاقات محرم سال 1383ق و الهام از نهضت عاشورای حسینی، تحریم عید سال 1342 توسط امام و چگونگی برخورد مردم با این جریان را از مهم ترین دلایل فرهنگی وقوع قیام 15 خرداد برشمرد.
وی می افزاید: آمادگی فضای فرهنگی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی و مذهبی جامعه و حمایت توده‌های مردم از رهبری امام به جای اتکای ایشان به مذاکرات پشت پرده با جناحهایی از رژیم‌، یا اتکا به احزاب سیاسی و روشنفکران و بالاخره نخبگان و صاحبان زر و زور و وضعیت مناسبات مردم (به معنای عام کلمه‌) با رژیم و خاستگاه فرهنگی و اجتماعی آنان (مردم کوچه و بازار، روحانیون‌، بازاریها، میدانی‌ها، دانشگاهیان و روشنفکران‌، کشاورزان‌، زنان و...) از دیگر عوامل اجتماعی و فرهنگی بروز این اتفاق تاریخی است که باید با دقت مورد توجه قرار گیرد.
قیام 15 خرداد نقطه عطف انقلاب اسلامی:
قیام 15 خرداد نقطه عطف انقلاب اسلامی مردم ایران بود. سرآغاز این قیام به مهر ماه 1341 و به تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی توسط اسدالله علم برمی گشت.در این طرح که یک بار به علت مخالفت آیت الله بروجردی با اصلاحات ارضی به تعویق افتاده بود به بانوان حق رأی در انجمن ها داده شده، قید اسلام از شرایط انتخاب‌ کنندگان و انتخاب ‌شوندگان حذف و در مراسم سوگند انتخاب شوندگان، ذکر«کتاب آسمانی» به جای«قرآن»، کافی دانسته شده بود.این موارد که از نظر امام حفظ منافع استعمار و امپریالیسم و نابودی اسلام بود با اجماع آیات عظام گلپایگانی، مرعشی و حائری مورد مخالفت قرارگرفت. تا جایی که نخست وزیر وقت، «علم» مجبور به پذیرش برخی از خواسته های علما شد. امام خمینی‌(ره) واکنش دولت را کافی ندانسته و خواستار لغو کامل این طرح شد.
احمد چوری؛ کارشناس ارشد علوم سیاسی با ورق زدن کتاب قطور مبارزات انقلابی مردم می گوید: امام خمینی در جریان اعتراض به این لایحه موضوع «خطر صهیونیسم»، «عدم آزادی مطبوعات» و «نابسامانی زندگی مردم» را مطرح کردند تا جایی که با عقب‌نشینی کامل دولت و لغو رسمی تصویبنامه در آذرماه، دامنه نزاع در این مرحله فروکش کرد. اما در دی ماه همان سال، شاه بحث رفراندوم «انقلاب سفید» را مطرح و ششم بهمن را روز رفراندوم اعلام کرد.
اصول شش گانه ای که مفاد آن را «الغای رژیم ارباب رعیتی، ملی کردن جنگل ها، فروش سهام کارخانجات دولتی، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه های تولیدی و صنعتی و اصلاح قانون انتخابات» در برمی گرفت. این اصول شش گانه نوعی ابزار برای فریب افکار عمومی بود. ابزاری که می توانست افکار لایه بیرونی جامعه را به قبول مشروعیت و عدالت خواهی حاکم وقت، هدایت کند و فرصتی را برای ذینفعان قدرت طلب به وجود آورد تا بهترین چپاول را از ثروت ملی مردم داشته باشند.
وی ادامه داد: امام خمینی بار دیگر با تیزبینی و درایت خود با طرح اشکالاتی چون پیش‌ بینی نشدن آن در قانون، روشن نبودن مقام صالحه اجرای آن در قانون، کم بودن مهلت بررسی، کافی نبودن معلومات رأی دهندگان برای بررسی و وجود جو زور و فشار با صدور اعلامیه آن را تحریم کرد. با این حرکت بصیرت زای امام (ره) مردم تهران و قم به عنوان پایتخت حکومتی و مذهبی با برپایی تظاهرات، مخالفت خود را با این به اصطلاح «انقلاب سفید» اعلام کردند.
شاه در واکنش به این موضع گیری ترفند سفر به قم را اجرا کرد. بی اعتنایی و عدم استقبال مردم و علما او را طوری عصبانی کرد که طی یک سخنرانی روحانیت را با تعابیر موهن «ارتجاع سیاه» و بدتر از «ارتجاع سرخ» مورد حمله قرار داد. سرانجام رفراندوم در ششم بهمن همین سال انجام شده و اصول پیشنهادی شاه به تصویب می رسد. در حالی که جامعه با افشاگری امام خمینی(ره) به نیت و قصد شاه پی برده و آن را باور نداشتند.
آگاه‌سازی افکار عمومی و وحدت، مؤثرترین راهکار امام(ره) در مبارزات:
احمد چوری، استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه امام خمینی در حرکت انقلابی به قدرت مردم و لزوم آگاه سازی اقشار به اوضاع سیاسی کشور تأکید داشتند، به علما و مراجع پیشنهاد می ‌کنند در ماه رمضان از شرکت در نماز جماعت و سخنرانی خودداری کنند. این شوک بزرگ در ماه سخنرانی ها و اجتماعات مردمی در مساجد، ماه رمضان را در هاله ‌ای از تردید و سکوت و کشور را در وضعیت فوق العاده قرار داد و چند صباحی بعد در تصمیمی بزرگ تر به پیشنهاد امام و توافق آیات عظام میلانی، روحانی و بهبهانی در اعلامیه‌ های جداگانه و چهل و شش نفر از علمای سرشناس تهران در اعلامیه مشترک، عید نوروز را عزای عمومی اعلام کردند. اجرای این تصمیمات آغاز وحدت میان علما و حضور بیشتر و آگاهی بیشتر مردم نسبت به اوضاع کشور شد. حضوری که در واقعه 15 خرداد به راحتی می توان آن را دید.
وی در ادامه می گوید: در دومین روز از سال نو، رژیم شاه با حمله به مراسم عزاداری امام صادق (ع) در مسجد فیضیه و طالبیه تبریز عده‌ای از طلاب را کشته و زخمی کردند. این واکنش بی بخردانه در واقع سیر سقوط رژیم حاکم را سرعت بخشید. چرا که حال، انقلاب مردم خون های بسیار داده و احساسات مردم مسلمان جریحه دار شده بود.
امام خمینی فردای مراسم چهلم حادثه فیضیه در بیانات آغاز درس حوزه، در سخنرانی با محوریت مذمت دولت در حمایت از بهائیت و اسرائیل، این حکومت غاصب را خطری برای جهان اسلام دانست و با لحن محکم و آشتی ناپذیری مواضع ملت ایران را مشخص می کند. نکته قابل توجه در این سخنرانی ها تأکید امام بر اسلام ستیزی حکومت و حمایت از اسرائیل است. مواردی که علاوه بر ایران اسلامی می تواند تمام کشورهای مسلمان را نیز بیدار و هوشیار کند و باعث وحدت میان مسلمانان جهان باشد. خط مشی و مواضعی که سال های بعد از پیروزی نیز اصول اولیه انقلاب اسلامی ماست.
سرکوب قیام 15 خرداد؛ سرایت افکار انقلابی در لایه‌های اجتماع:
عاشورای سال 42 و سخنرانی های امام در مسجد فیضیه قم، واکنش های دقیق ایشان نسبت به وقایع، امواج انقلابی مردم را با وحدتی دینی و سیاسی به حرکت در می آورد؛ در این دوره محور سخنرانی های امام، بیداری مردم و سرزنش شاه و مؤاخذه دولت در حمله به فیضیه و گوشزد کردن خطر اسرائیل و نقش او در سیاست ایران بود. این آگاه سازی ها موجی را در جامعه ایران به وجود آورد که تا بازگشت امام خمینی به وطن و پیروزی انقلاب ادامه یافت و هر نوع قشری را که دغدغه اسلام و استقلال ایران را داشتند با خود همراه کرد.
حجت الاسلام مهدی فروزنده با بیان اینکه افکار مردم جامعه در آن دوران تشنه درک واقعیت ها و خواستار نگرشی دینی در سطح کلان حکومتداری بود، افزود: نگاه عاشورایی امام خمینی به وضعیت جامعه و تشبیه کردن اقدامات یزیدانه حکومت در اجرای خواست اسرائیل، بهترین موقعیت برای بروز جنبش های مردمی محسوب می شد. از طرف دیگر، حسینی وار جهاد کردن امام خمینی و سخنرانی های شجاعانه شان در عاشورای 42 حماسه بزرگی را رقم زد. وی ادامه داد: نتیجه این سخنرانی ها بیداری و تجمع مردم در قم و تهران بود.
شاه با قبول این واقعیت که موج های خروشان در دستان امام قرار دارد، تصمیم ‌گرفت با حذف ایشان از صحنه، به هر شکل ممکن، اوضاع را کنترل کند. 15 خرداد مأموران شاه، امام را دستگیر و به پادگان قصر منتقل کردند. با پخش خبر دستگیری امام، مردم، خودجوش و پیش‌بینی نشده در خیابان های مرکزی قم و تهران دست به اعتراضات در قالب راهپیمایی و تظاهرات زدند. نیروهای انتظامی که سخت غافلگیر شده بودند به دستور شاه، کفن‌پوشان ورامین و مردم معترض قم و تهران، شیراز و اصفهان را قتل عام کردند. این جنبش با فرو خزیدن به درون لایه‌‌های اجتماعی در سال های بعد لبه ‌های تیزتر خود را در سطوحی گسترده ‌تر نمایان ساخت.
این کارشناس مسائل تاریخ انقلاب اسلامی 15خرداد را مرحله انتقال مرکزیت مبارزات از پایتخت به قم دانسته و می‌گوید: امام خمینی در این مرحله از قیام انقلابی با سخنرانی های روشنگرانه خود نقش مردم در ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی و قدرت رهبری روحانیت را نمایان تر کرده و جایگاه روحانیت را در هدایت سیاسی و بیداری اجتماعی مردم مستحکم کردند.
اقدامات افکارفریبانه رژیم؛ نشانه استیصال شاه در برابر امام خمینی(ره):
بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی، سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامی به منزلی در شمال تهران منتقل شد و تحت نظر قرار گرفت. از نخستین ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستان ها به مناسبت آزادی نسبی امام با نصب پرچم و چراغانی کردن مغازه ها و پخش شیرینی بین مردم، شادی ملی خود را نشان دادند. شاه که تصور می‌ کرد با سرکوب قیام 15 خرداد، دستگیری امام، کوتاه آمدن برخی از علما و از همه مهمتر شایعه تفاهم، امام را منزوی کرده است، به تدریج در جهت عادی نشان دادن اوضاع برآمد. علم را در 17 اسفند 42 برکنار نمود و وانمود کرد او مسبب حوادث اخیر بوده و عزل وی به دنبال تفاهم با امام صورت گرفته است.
منصوره زاهدی، محقق و دانشجوی دکترای علوم سیاسی با اشاره به اینکه نخستین واکنش های قابل توجه حکومت بعد از آزادسازی امام که به منظور فریب افکار عمومی مردم صورت گرفت، برکناری علم و جایگزینی «حسنعلی منصور» به نخست‌ وزیری بود، یادآور می شود: منصور، طی نطقی اسلام را یکی از مترقی‌ترین و بر جسته ‌ترین ادیان جهان نام برد و بر مراحم و عطوفت خاص شاه نسبت به مقامات روحانی تأکید کرد. از نظر من، این واکنش نوعی به ظاهر عقب نشینی در برابر مردم و روحانیت بود. فرصتی که به حکومت اجازه می داد تا با کم کردن خشم مردم به تحقق خواست های خود نزدیک شود. البته می توان گفت این‌گونه واداشت ها اگر چه شیطنت آمیز و دروغین بودند اما نشان از استیصال حکومت در برابر جامعه داشت.
وی در ادامه با اشاره به ورود غیر مترقبه امام خمینی به قم و چاپ مقاله ای در روزنامه اطلاعات با این مضمون که «چقدر جای خوشوقتی است که جامعه روحانیت نیز اکنون باهمه مردم، همگام در اجرای برنامه ‌های انقلاب شاه و مردم شده است!»، ادامه می دهد: امام خمینی در واکنش به این اتهام در 21 فروردین 43 طی سخنانی مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تکذیب کردند و اظهار داشتند: «خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح به دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. باید این مملکت را از این گرفتاری ها نجات داد.»
طرح نظریه ولایت فقیه و رد سلطنت؛ مهمترین دستاورد قیام 15 خرداد:
منصوره زاهدی، کنش و واکنش های بعد از جریان 15 خرداد را نوعی مبارزه نرم دانسته و می گوید: هر چه شاه و عمال او با تدابیر غلط و رسوا کننده در پی تخریب جایگاه روحانیت در نزد مردم بودند، امام خمینی (ره) با هوشیاری و بصیرتی زاییده از افکار اسلامی و قیام حسینی، آن را به فرصتی جهت استحکام جایگاه روحانیت در جامعه تبدیل می کردند که مهم ترین نتایج آن انتقال رهبری حرکت های مخالف رژیم از چپی ها به مذهبی‌ ها بود. همچنین قتل عام مردم در 15 خرداد، چهره مزدور شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت افشا کرد و انقلابیون پس از آن به راه های اصلاح طلبانه پشت کرده و سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.
وی در ادامه تأکید می کند: قیام 15 خرداد نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ‌مدند و جو غیر اسلامی در دانشگاه ها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد. پیدایش نسلی از روحانیون، پس از واقعه 15 خرداد 42 که سعی کردند پس از تبعید امام خمینی از ایران به ترکیه و سپس عراق، مقابله ‌ای را که ایشان مابین قم و رژیم پهلوی به وجود آورده بودند همچنان ادامه دهند، از دیگرنتایج قیام 15 خرداد است.
این محقق و پژوهشگر با بیان اینکه یکی از دستاوردهای بزرگ قیام 15 خرداد، بصیرت مردم و برخی روشنفکران در شناخت استعمار و استکبار داخلی و حمله توأمان مخالفین شاه علیه هر دوی آنها بود، ادامه می دهد: قیام 15 خرداد یک جریان سیاسی و ملی بود که سال ها بعد اثرات خود را در طرح نظریه ولایت فقیه در سال 1348 و رد نظریه سلطنت ولو به نحو مشروطیت و اپوزیسیون مذهبی به رهبری امام خمینی نشان داد. فاز جدیدتری از مبارزه که می‌ توانست نه تنها شاه بلکه کلیت ساختار قدرت در ایران را برهم زند و سرنگون کند. تغییر جغرافیای مکانیِ مرکز مخالفت با شاه از تهران به قم، یکی دیگر از دستاوردهای قیام 15 خرداد بود که این شهر را از حاشیه به کانون مخالفت تبدیل کرد؛ به طوری که مردم توانستند با بهره ‌مندی از نهاد مرجعیت عامه، رژیم پهلوی را سرنگون کنند.
وی با اشاره به جایگاه ولایت فقیه در جامعه اسلامی ایران، قرار گرفتن مرجعیت شیعه در سطح رهبری سیاسی نیروی مذهبی را یکی دیگر از نتایج واقعه 15 خرداد بر می شمارد و می گوید: در این قیام، امام خمینی(ره) به عنوان یک مرجع دینی در رأس رهبری یک حرکت فعال سیاسی که منجر به بیداری جامعه شد، قرار گرفت و دیگر مراجع را نیز با خود به میدان آورد و این مسئله ‌ای بود که از صدر نهضت مشروطیت تا این مقطع عملی نشده بود و بعد از آن تا‌کنون به عنوان کلید پیروزی و اقتدار انقلاب اسلامی ایران شناخته می شود.
خیزش تفکرات انقلابی در هسته اصلی جامعه:
حجت الاسلام علیرضا یحیایی، بازتاب وقوع قیام 15 خرداد و نتایج فرهنگی و اجتماعی حاصل از آن در سطح جامعه را بازتاب تحرکات سیاسی ـ انقلابی و فرهنگی مبارزین در میان خانواده‌ها، رشد و ارتقای فزاینده فکری و معنوی نسل جوان، بارز شدن نقش شورآفرین و مقاومت‌ ساز و معنی ‌دهنده حادثه عاشورا و نهضت حسینی در قیام امام خمینی‌(ره)، درک تقابل برداشت ها و عملکردهای ناشی از اسلام انقلابی و اسلام شاهنشاهی، حضور محوری زنان مسلمان با فرزندانشان در نهضت‌ اسلامی و تعمیق و توسعه باورهای دینی در جامعه برشمرد که حفظ این دستاوردها برای بقای فرهنگ ناب انقلاب اسلامی و ترویج آن میان سایر انقلاب‌ها ضروری است.‌