فاطمه ذوالفقاریان
از آنجایی که در مقایسه با حیوانات، انسان کمتر تحت تاثیر و کنترل غرایز است. بنابراین نظریههای جامعهشناسی به عنوان چارچوبهای نظری برای توضیح و تحلیل فعالیتها، فرآیندها و ساختارهای اجتماعیای که توسط انسانها شکل میگیرند به وجود آمدند. نظریههای جامعه شناسی به بررسی جوامع بشری، بر هم کنشهای آنها و فرآیندهایی که جوامع را در وضعیت جاریشان نگه داشته یا تغییر میدهد، میپردازد.
یکی از این نظریهپردازان جامعهشناسی که نظریه کارکردگرایی ساختاری متعلق به اوست و نظام فکری عظیمی را به راه انداخته است که مدعی بود به وسیله آن میتواند تمام پدیدههای اجتماعی را تبیین کند، پارسونز است. پارسونز برای تحلیل کنش شیوههای متفاوتی را طراحی کرده است و آن را متغیرهای الگویی مینامد.
او معتقد است که متغیرهای الگویی در نظامهای قدیم و جدید با هم متفاوت است. متغیرهایی که او برای نظام قدیم بیان میکند شامل خاصگرایی، روابط عاطفی بین افراد و روابط انتصابی و از پیش تعیین شده است. او معتقد است که در جوامع سنتی یکسری متغیر از اجداد به افراد میرسد بدون این که بتوانند از قبول آن سرباز زنند یا برای آن تلاش کنند. نژاد، ملیت، قومیت، زبان، دین وبسیاری از متغیرها که انتصابی است از جمله این متغیرهای الگویی است.
در مقابل، او متغیرهایی را برای نظام جدید بیان میکند و اعتقاد دارد که روابط در جوامع جدید از هم گسیخته میشود و دیگر آن رابطه قومی عاطفی وجود ندارد و انسان برای رسیدن به هدف و پیشرفت خود نیاز به گزینههای اکتسابی دارد. تحصیل علم، آموختن حرفهوفن و عمل، کنش و زحمت را فعالیتهایی میداند که فرد باید انجام دهد و هیچ کدام از این متغیرها، مواردی نیستند که از پیش تعیین شده باشد و از اجداد به ما برسد.
در جوامع سنتی امنیتی وجود دارد که همیشه ما را به خود فرا میخواند و باعث میشود پیوندهای خود را با سنت حفظ کنیم اما نحوه بازی کردن در این جوامع بسیار مهم است.
همه این مطالب گفته شده مقدمهای بود بر وضعیت عراق امروز. کشور عراق در اواخر سال 81 حملهای را از سوی کشور آمریکا تجربه کرد. آمریکا این حمله را به بهانه این که عراق دارای سلاحهای کشتار جمعی است و ادعای این که عراق جز و کشورهای حامی تروریسم است انجام داد.
بعد از حادثه 11 سپتامبر، آمریکا کشورهایی را به عنوان حامی تروریسم اعلام و مسوولیت این حادثه را به آنها واگذار کرد. آمریکا عنوان کرد که میخواهد به مردم عراق دموکراسی هدیه بدهد و آنها را از دست اقتدارگرایی و دیکتاتوری صدام نجات دهد. مردم عراق سالها با ریاست صدام بر تمام ارکان زندگیشان دست و پنجه نرم کرده بودند و خواهان تغییر بودند اما نه تغییری که از بیرون صورت گیرد و نتیجه این تغییر تنها برکناری و محاکمه صدام باشد.
این روزها که 10 سال از آن حمله می گذرد جز اخباری مبنی بر بمبگذاری و عملیات انتحاری از کشور عراق به گوش نمیرسد. امنیت عراق به شدت به هم ریخته است و هر چند پس از سالها اشغال عراق، آمریکا نیروهای خود را از این کشور خارج کرده است ولی هنوز اوضاع عراق به سامان نشده و خبرهای جدید درگیریهای بین شیعه وسنی نیز بیشتر شده است.
بحثی که اوضاع عراق را به نظریات پارسونز نزدیک میکند این موضوع است که حتی نیروها و احزابی هم که هم اکنون در عراق وجود دارند بیشتر انتصابی هستند و صبغه قومی، زبانی، دینی و مذهبی دارند و هیچ کدام از آنها مدنی نیستند. احزاب و نیروهایی که هم اکنون در عراق به دنبال کسب قدرت هستند و افرادی که در این احزاب تلاش میکنند هیچ کدام برای موقعیت و مرتبهای که در آن قرار دارند زحمت نکشیدند بلکه همه آنها دارای خصوصیاتی هستند که پشت به پشت از نیاکان به آنها به ارث رسیده است و از بدو تولد دارای این خصوصیت بودند.
نیروها و احزابی که در عراق به دنبال کسب قدرت هستند سه دسته کلی دارند. اولین دسته کردها هستند که از قدیم در عراق زندگی کردهاند و تعدادی از جمعیتشان در سوریه و ایران پخش شدهاند. کردها دارای حکومت فدرال هستند و در عراق برای خود مجلس دارند و خواهان ارتباط با کردهای ایران و ترکیه و سوریه هستند.
بین همین کردهای عراق فرقههای متفاوتی وجود دارند و هنوز هم در بین آنها ریش سفید و رئیس گروه حکم میکند اما همین کردها نیز خواهان خود مختاری هستند.
دسته دوم اهل سنت هستند که تاکنون قدرت را در دست داشتند. این گروهها و احزاب که تعبیر خاص از اسلام دارند که با تعابیر شیعیان در بعضی موارد متفاوت است.
دسته سومی که بعد از رفتن صدام قدرت را در دست گرفتهاند شیعیان عراق هستند که روابط خوبی با ایران دارند. هرچند که در بین شیعیان عراق هم این روزها دو دستگی ایجاد شده است و از سوی آیتالله سیستانی به عنوان رهبر مدنی که علاقهای به قدرت سیاسی ندارد، طرفدارانی را در کنار خود جمع کرده است.
در کنار آیتالله سیستانی، صدر به عنوان یک وزنه سیاسی به دنبال فعالیتهای حزبی در عراق است و در سوی دیگر عمار حکیم قرار دارد که حزب مجلس اعلای اسلامی را از آن خود دارد و بیشتر به دنبال فعالیتهای سیاسی است. اما با تمام این مطالب گفته شده جالب است که هیچ کدام از این ائتلافها و احزاب و گروهها اکتسابی نیستند یعنی عدهای از روز تولد به عنوان اهل سنت، یا شیعه یا کرد به دنیا آمدهاند و ائتلافی که بین آنها برقرار شده ناشی از فن، حرفه و تجربهای نیست که به دست آورده شده باشد.
باید عنوان کرد که در عراق تنها چیزی که حد و مرزها را مشخص میکند تاریخ است. قانونی از پیش تعیین شده که حدود را مشخص میکند.
باید دانست که دموکراسی الزاماتی را میطلبد که باید در کشور به وجود بیاید. حقوق شهروندی، مدنیت، حوزه عمومی، عقلانیت و... چیزی نیست که بتوان یک شبه به آن رسید.
دموکراسی را نمیتوان به کشوری تزریق کرد. به گفته پارسوتر این حرکت جوامع از قدیم به جدید باید صورت بگیرد تا بتوان متغیرهای جوامع جدید را پیاده کرد. دموکراسی نیاز به موارد اکتسابی دارد علم، حرفه، فن و افراد تحصیل کردهای که طالب دموکراسی و حقوق مدنی در کشور باشند. هرچند هیچ گاه نمیتوان کشوری را یافت که تمام متغیرهای دموکراسی را به صورت اکتسابی به دست آورده باشند. مسلما برخی از افرادی که در دانشگاههای معتبر ادامه تحصیل میدهند دارای موارد انتصابی از قبیل ثروت، ملیت و... هستند که برایشان زحمت نکشیدهاند اما واضح و مبرهن است هرچه این موارد اکتسابی بیشتر باشد، دموکراسی بیشتر در آن جامعه به بار نشسته است.