تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۷۶۹
محمدحسین قنبری‌جهرمی / عضو هیأت علمی دانشکده و پژوهشکده فرماندهی و ستاد و علوم دفاعی، دانشگاه امام حسین(ع) «عمق کافی منطقه پدافندی، اساس دفاع است و دفاع کم‌عمق، ذاتاً آسیب‌پذیر است» چکیده: دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر امر دفاع است. ماهیت این دکترین بیانگر این مطلب است که جمهوری اسلامی ایران هرگز در جنگ پیش‌قدم نشده و از آن به عنوان یک گزینه ابتدایی جهت حل‌وفصل اختلافات با سایر کشورها استفاده نخواهد کرد. این دکترین مبتنی بر راهبرد آفندی پایه‌گذاری شده توسط راهبرد تهاجمی حمایت و تکمیل می‌شود، به این معنا که اگر کشور ایران، درگیر یک جنگ تحمیلی شد، آنگاه چارچوب و روح اقدامات نظامی را شکل می‌دهد، ابتدا دفاع و سپس حملات متوالی و گسترده به دشمن می‌باشد که با پشتیبانی نیروهای بسیجی و توسعه صحنه جنگ به نقاط آسیب‌پذیر دشمن شکل می‌گیرد. از این‌رو، ضرورت ترسیم راهبرد دفاعی همه‌جانبه با لحاظ نمودن تمامی ابعاد یک دفاع مطمئن، کامل و کسب آمادگی دفاعی لازم جهت مقابله با تهدید نظامی احتمالی دشمن اجتناب‌ناپذیر می‌باشد. در این مقاله تلاش شده است در چارچوب اصل دفاع، تاکتیک‌های مناسب آن را مورد بررسی قرار داده و با توجه به توانایی‌های دشمن و دکترین جنگ نامتقارن، الگوی دفاعی مناسبی ارائه شود. کلید واژگان: دفاع، پدافند، دفاع در عمق، دفاع در مناطق مختلف، دفاع در لایه‌های مختلف.

مقدمه:
به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران و اندیشمندان علوم نظامی هم‌چون سون تزو1 «پیروزی در جنگ از به هم پاشیدن شیرازه نظام اندیشه‌ای دشمن و ایجاد اغتشاش و ابهام در نحوۀ استدلال و درک آنها از واقعیت‌ها بسیار سهل‌تر حاصل می‌شود، پس بهتر است که این امر قبل از آغاز هر نوع درگیری صورت گیرد». (سون تزو، 1376، 8) قبل از این که نیروهای نظامی متخاصم در مقابل هم صف‌آرایی نمایند و با هم درگیر شوند، اندیشه در مقابل هم قرار می‌گیرد و طبعاً پیروزی از آن طرفی است که دارای اندیشه برتری باشد. بنابراین حوزه تفکر دفاعی، بسیار وسیع است و الزاماً زمینه‌های تحقق آن در دوران صلح فراهم می‌گردد.
از این‌رو ایران اسلامی با اتکا به دستاوردهای علمی و عملی خود که ثمرۀ فداکاری رزمندگان دوران دفاع مقدس است، برای مقابله با دشمنان، بیش از پیش باید خود را آماده نماید و در چارچوب دکترین برگزیده؛ سه اصل مهم پیش‌دستی2؛ قابلیت بقا (حفظ بقا)3 و دفاع در عمق4 را سرلوحه اقدامات خود قرار دهد و به منظور جلوگیری از تحمیل اراده دشمن، خود را برای یک دفاع همه‌جانبه آماده نماید که در آن، دفاع در عمق یکی از مهم‌ترین اصول به شمار می‌رود.
از سوی دیگر با نگرشی به دوران دفاع مقدس، به نظر می‌رسد که با پیگیری راهبرد آفندی توسط فرماندهان جنگ و تهاجمات خردکننده بر ضد دشمن بعثی و انفعال او، فرصت پرداختن به موضوع پدافند5 به معنی خاص کلمه و تاکتیکهای آن، کمتر حاصل شده است. جبهه‌های جنگ بعضاً دچار یک خلاء تفکر پدافندی است که بازتاب آن در سقوط مناطق تصرف شده از جمله جبهه فاو، خط شلمچه و دیگر مناطقی که نیروهای رزمنده برای تصرف آن روزهای سختی را پشت‌ سر گذاشتند، مشاهده می‌شود. این ناشی از جهت‌گیری عمومی طرح‌های عملیاتی در چارچوب تفکر آفندی است.
امروزه در پرونده دوران دفاع مقدس، آن تجارب گرانبهای دوران دفاع مقدس به ثبت رسیده است، باید بیندیشیم که برای پاسداری از انقلاب اسلامی و حفظ تمامیت ارضی کشور، در جنگ آینده چگونه باید دفاع کنیم؟ و براساس اصل نهم دکترین جنگ نامتقارن سپاه6 که بر دفاع همه‌جانبه (چندلایه، مسطح و موزائیکی کردن دفاع) تأکید دارد، دفاع در عمق چگونه تحقق می‌یابد؟
در این مقاله تلاش شده است با استفاده از تجارب گذشته و شناخت فضای حاکم بر صحنه جنگ آینده به سؤالات بالا پاسخی منطقی داده شود و به منظور توسعه تفکر دفاعی، طرحی تاکتیکی برای چگونگی تحقق دفاع در عمق ارائه نماید.
1- مفهوم دفاع
«دفاع در کلی‌ترین مفهوم خود، دربردارنده حفاظت از خاک و امنیت کشور و رفاه مردم، در برابر نیروهای متخاصمی است که ممکن است مرزها و یا خاک کشور مدافع را تهدید کنند». (دپویی، 1381، 421) بنابراین، وسعت تفکر دفاعی دامنه امنیت ملی را دربرمی‌گیرد و کشورها پس از اقدامات بازدارنده و دوری از بروز جنگ که خسارت‌های جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت، در حوزه جنگ، عموماً دکترین خود را بر پایه دفاع پی‌ریزی می‌نمایند و عمق‌دهی به دفاع را در قالب راهبرد نظامی، متکی بر سرمایه‌های ملی، به خصوص بسیج نیرو و امکانات، جغرافیای صحنه و تدابیر عملیاتی رهبران نظامی می‌دانند.
از سوی دیگر، دفاع به معنی نشان دادن واکنش به ابتکار عمل حریف و یا کنترل و سرکوب آن است و در مفهوم خاص نظامی، به معنی مقاومت در برابر حمله است. (همان) از اهداف دفاع حفظ نیروهای خودی و در عین حال خسته کردن نیروهای دشمن، به دست آوردن زمان، محروم ساختن دشمن از دسترسی به یک منطقه و وارد آوردن تلفات و خسارت به نیروهای مهاجم یا شکست دادن آنها می‌باشد. (همان) بنابراین، اندیشه دفاعی حاکم بر دکترین عملیاتی نیروهای مسلح در قبال تهاجم دشمن، مؤید این امر است که قبل از هر چیز باید بتوان دشمن مهاجم را در هر موقعیت تثبیت کرد و از پیشروی او جلوگیری نمود.
این موضوع، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را بر آن می‌دارد که تاکتیک‌های دفاعی را به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و روش‌هایی را گزینش نمایند که هم‌چون دوران دفاع مقدس برای دشمن ناشناخته باشد و دشمن متکی بر فناوری نظامی برتر را به شکست کشاند. این نیازمند شناخت و درک صحیح از توانایی‌های دشمن و نقاط ضعف اوست.
بنابراین برای تحقق هدف بالا، جلوگیری از بزرگ‌نمایی قدرت و تواناییهای دشمن، ابتدا باید شرایط روانی لازم جهت مقابله با دشمن را در نیروها فراهم نمود. این امر منوط به شناخت کافی از نقاط ضعف دشمن است، دشمنی که در عین داشتن قدرت و توانایی‌های چشمگیر، دارای ضعف‌های بسیار زیادی نیز می‌باشد که می‌توان با بهره‌گیری از آنها، شرایط کلی جنگ را دگرگون نمود.
همچنین باید الگوهای تدافعی را که ممکن است اَشکال بسیار متنوعی را به خود بگیرند، همانند: دفاع مستحکم (منطقه‌ای)، دفاع متحرک (سیال)، دفاع تعجیلی، دفاع با فرصت، دفاع از نقاط ثقل و دفاع غیرفعال و...، را مورد توجه قرار داد که در تمامی این اَشکال، تأکید بر اصلی در پدافند است که آن، دفاع در عمق می‌باشد. بنابراین مقاومت در مقابل دشمن و دست‌یابی به اهداف دفاع، علاوه بر شناخت دقیق تاکتیک‌های آفندی دشمن، نیازمند شناخت تاکتیک‌های دفاع در عمق است که در جنگ آینده بسیار حائز اهمیت است.
مدافع در مقایسه با مهاجم، ایستا بوده و معمولاً در مکان ثابتی قرار دارد. مهاجم ابتکار عمل را در دست دارد و می‌تواند نوع رزم، زمان، مکان و گستره عملیات رزمی را دیکته نماید، ولی مدافع هرگز منفعل نیست و باید بکوشد تا ابتکار عمل را در دست گیرد. (دپویی، 1381، 423) مدافع این امکان را دارد که مکان درگیری قطعی را خود انتخاب و گاهی بر دشمن تحمیل نماید و او را به سمت هدف از پیش تعیین‌شده کشانده و در شرایط نامتعادل قرار دهد، از نقاط ضعف او بهره‌گیری نماید و شیرازه آفندی او را درهم ریزد.
بنابراین، عامل اساسی برای کسب ابتکار عمل در دفاع، حفظ روحیه و مقاومت در نیروها، حداکثر استفاده از نقاط ضعف دشمن و بهره‌گیری از نقاط قوت خود و خنثی‌سازی امتیازات آفندکننده از طریق اِشراف اطلاعاتی، تشخیص راه‌کارهای دشمن و ایجاد ممانعت در برابر راه‌کار آنها می‌باشد.
امروزه با شناختی که از دشمن وجود دارد، به نظر می‌رسد که سیال‌سازی محیط عملیاتی از طریق جنگ و گریز و پدافند متحرک7 نه تنها امکان کسب ابتکار عمل را فراهم می‌کند، با ایجاد سردرگمی در دشمن، موجب برهم خوردن طرح‌ها و ایجاد تردید در تصمیم‌گیری آنها می‌شود. همچنین بهره‌گیری از آتش‌های دوربرد، یکی از مهم‌ترین ابزارها برای مقابله با نیروهای مهاجم است که باید هرچه سریع‌تر و ترجیحاً هنگامی که دشمن مشغول آماده‌سازی برای حمله است، مورد استفاده قرار گیرد و برای برهم زدن سازمان آفندی دشمن، افزایش تمرکز آتش و پیش‌دستی در حمله به اهداف حیاتی دشمن، ضروری است.
2- تأثیر جغرافیا بر دفاع
به طور کلی سبک مقاومت در دفاع، بیشتر تابع عوارض زمین و جغرافیای صحنه است و زمین منطقه عملیات جزو مقوله اِعمال نفوذ فرمانده در صحنه عملیات محسوب می‌شود که با آن می‌تواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد. با این حال به دلیل مجهز بودن دشمن به تجهیزات و فناوری نظامی پیشرفته و بُرد سلاح‌های مرگبار، قلعه‌ها و استحکامات، خاکریزها، کانال‌ها و برخی موانع طبیعی موجود در مناطق عملیاتی، دیگر مانع قابل ملاحظه‌ای در برابر مهاجم به حساب نمی‌آیند، لیکن هنوز ویژگیهای جغرافیای صحنه عملیات، تأثیر بسزایی بر عملیات طرفین جنگ دارد که با شناخت جغرافیای نظامی مناطق عملیاتی، می‌توان جهت عمق دادن به صحنه عملیات از ویژگی‌های جغرافیایی صحنه، بهره کامل را برد.
در هر حال براساس آموزه‌های موجود "موفقیت و یا شکست مدافع، بیشتر تحت تأثیر عوامل جغرافیایی منطقه مورد دفاع است و هر نوع عملیات تدافعی، در منطقه جغرافیایی خاصی انجام می‌شود که دارای ویژگی‌های مختص خود است. از این‌رو، اجرای عملیات در کوهستان با دشت تفاوت زیادی دارد به طوری که در چنین شرایطی نوع طرح‌ریزی، امور پشتیبانی، ساماندهی و... دچار تغییرات اساسی خواهد شد.
در دفاع، مدافع این مزیت را دارد که قادر است برای استفاده بهتر از عوارض زمین به بهترین شکل طرح‌ریزی نموده (دپویی، 1381، 424) و با استفاده از موانع طبیعی ناشی از عوارض زمین و موانع ایجاد شده توسط انسان (موانع مصنوعی)، سرعت پیشروی دشمن را کند، جهت‌دار و یا متوقف نماید. بنابراین با پیوند سه مؤلفۀ جغرافیای طبیعی، جمعیت و طرح‌های دفاعی، می‌توان الگوی دفاعی مناسبی را برای مقابله با تهدیدات نظامی دشمن ارائه داد که در آن، سهم تاکتیک‌های دفاع در عمق بسیار مهم است.
3- دفاع در عمق
در یک تعریف کلی نبرد عمیق (عمق دادن به میدان نبرد) به معنی توسعه در زمان، مکان، منابع و تدابیر عملیاتی است و به دو حالت آفندی و پدافندی در سطوح مختلف راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی است و رهبران نظامی و طراحان عملیات در هر دو حالت باید آن را در دستور کار خود قرار دهند. تحقق نبرد در صحنه عملیات نیازمند وجود نیروهای واکنش سریع، تحرک و توازن رزمی بالایی است که باید در ساختار و سازمان نیروهای مسلح پیش‌بینی گردد. از این‌رو پایه موفقیت دفاع در عمق، در یک مفهوم عملیاتی، دفاع همه‌جانبه و هم‌زمان در عمق منطقه پدافندی است که با به کارگیری هم‌زمان توان رزمی موجود در سرتاسر منطقه نبرد، امکان شکست سریع تهاجم دشمن با حداقل ضایعات خودی فراهم می‌شود.
اجرای تاکتیک‌های دفاع در عمق توسط یگان پدافندکننده باعث ناتوانی دشمن در حفظ دور و انحراف در مسیر پیشروی او خواهد شد. پدافندکننده با وارد کردن ضربات ناگهانی از جهات مختلف به دشمن با به کارگیری و ترکیب صحیح آتش و مانور و تاکتیک‌های رزم نزدیک، می‌تواند حتی قبل از این که تک دشمن دور بگیرد، آن را متوقف نماید و به شکست کشاند.
در الگوی دفاع در عمق، رده‌بندی و تقسیم نیروها باید با تقسیم مناطق همراه باشد. نیروها با طراحی و ایجاد مواضع مناسب و از پیش تعیین‌شده و استقرار در آنها، خود را برای یک دفاع قطعی آماده نمایند و از لحاظ نظری، تقسیم نیروها در صورتی به تحقق دفاع در عمق منجر خواهد شد که شرایط زیر مهیا باشد:
1- پس از حصول اطمینان از امنیت نیروها، آنها بتوانند حداکثر قدرت خود را در جهات موردنظر متمرکز سازند.
2- در جریان عملیات دفاعی، عناصر عمده نیروها را بتوان در زمان و مکان مورد نظر متمرکز نمود.
به طور کلی دفاع در عمق و به طور اخص، به معنی سازماندهی و گسترش صحیح نیروها و امکانات در لایه‌های مختلف دفاعی به منظور تضعیف تدریجی تأثیر حمله و پیشگیری از نفوذ دشمن در مواضع دفاعی و تسهیل در جابه‌جایی نیروهای خودی است که متکی بر دو تاکتیک اساسی زیر می‌باشد:
الف) دفاع در مناطق مختلف
انجام عملیات پدافندی هم‌زمان در سرتاسر منطقه موجب می‌شود، دشمن در چند جهت درگیر و توانش متفرق گردد و اگر عملیات پدافندی همراه با تهاجم نیروهای خودی (ولو محدود) باشد به دشمن آسیب جدی وارد می‌کند، او را گیج نموده و از آنجا که آفندکننده گسترش یافته و در معرض دید نیروی مدافع حرکت می‌کند، فوق‌العاده آسیب‌پذیر بوده و می‌توان تعادلش را برهم زد و او را منهدم نمود. چنین شرایطی باعث ضعف اراده دشمن شده و نمی‌گذارد موفقیت‌های اولیه دشمن موجب اعتماد به نفس آنها گردد. (شکل 1)
در طرح‌ریزی دفاع در مناطق مختلف، طراحان باید تاکتیک‌های پدافندی را بر ضد نیروی زمینی دشمن که به شدت متکی به عملیات متحرک هوایی است و از هر طرفی ممکن است تهاجم نماید در نظر بگیرند. قسمت اصلی نیروها و جنگ‌افزارهای پشتیبانی موجود، طوری در مواضع قرار گیرند که متحمل‌ترین معابر وصولی دشمن را به منظور کشف، درگیر کردن و انهدام نیروهای زمینی و هلی‌کوپترهای دشمن را زیر نظر داشته باشند، ولی باید آمادگی برای مقابله با این تک‌ها در سایر جهات هم فراهم شود.
از این‌رو طرح‌ها باید انعطاف‌پذیر باشند و یگان‌های احتیاط در هر رده‌ای در مواضعی مستقر گردند که امکان انهدام نیروهای چریکی و یا نیروهایی که از طریق هوا در عقب منطقه پیاده می‌شوند وجود داشته باشد. در صورتی که زمین اجازه دهد با استقرار نیروهای تأمینی و آماده کردن یک احتیاط کاملاً متحرک که قادر به حرکت در تمام منطقه پدافندی باشد، ضمن صرفه‌جویی در قوا، می‌توان از پدافند دورادور اطمینان حاصل کرد و در مناطقی که برای نیروهای متحرک مناسب نیست، یگان‌های تأمینی با استعداد کافی باید در نقاط حساس زمین به منظور شکست یا نگهداری دشمن گسترش یابند و مانع از متلاشی شدن عملیات پشتیبانی پدافندکننده شوند.
در دفاع در مناطق مختلف، یگان‌ها و نیروها با گسترش روی مناطق و یا عوارض حساس یک منطقه دفاعی منفرد تشکیل می‌دهند و به لحاظ چارچوب کلی به پدافند دایره‌ای8 و یا پدافند از نقطه اتکا9 که ما در اینجا آن را "آهسته دفاعی" می‌نامیم، شبیه‌اند و به هنگام اجرای طرح‌های پدافندی در مناطق مختلف، فرماندهان باید سه عنصر تکمیل‌کننده عملیات پدافندی "عملیات در عمق، عملیات نزدیک و عملیات در عقب" را با هم هم‌زمان و هماهنگ نمایند.10
فرماندهان در سازمان پدافندی روی مناطق دفاعی، باید نیروهای خود را طوری آرایش دهند که اهداف آسیب‌پذیر در برابر تهدید هسته‌ای و شیمیایی دشمن نباشند. پراکندگی یگان‌ها باید با فراهم شدن تمرکز کافی برای اجرای مأموریت کلی که همان حمله به نقاط ضعف دشمن است، هماهنگ باشد تا بر مبنای یک زمان‌بندی مناسب، بتوان یک نیروی مانورکننده آفندی را فراهم کرد.
با توجه به این که دشمن عملیات عمیق خود را متکی بر محورهای مواصلاتی به اجرا می‌گذارد و تا حدی پیشروی می‌کند که امکان الحاق داشته باشد، ضروری است مسئولیت هر منطقه پدافندی که دارای عرض و عمق مشخصی است، کاملاً مشخص باشد و بدون توجه به نزدیکی و یا دوری یگان‌ها در داخل منطقه پدافندی، فرماندهان عناصر پدافندی خود را یکپارچه ببینند و مدافعان بدانند که عملیات در عمق، عملیات نزدیک و عملیات در عقب آنها، به عنوان یک نبرد واحد است و عملیات هم‌زمان و همه‌جانبه را برای مقصود واحدی زمان‌بندی می‌نمایند که این مقصود واحد، شکست آفند دشمن و انتقال سریع وضعیت پدافندی به وضعیت آفند متقابل خودی است.
اصولاً در تاکتیک دفاع غیرخطی، بیشترین تأکید بر دفاع در مناطق مختلف است که با تکیه بر مراکز ثقل عملیاتی11 شکل می‌گیرند و شناخت این مراکز در طراحی‌ها بسیار حائز اهمیت است، زیرا طراحان عملیات باید از نگاه دشمن به مناطق خودی بنگرند و یک‌بار با توانایی‌های دشمن، طرح دفاعی خود را مورد قضاوت قرار دهند. بنابراین پدافندکننده باید با انتخاب بهترین منطقه برای دفاع که از ویژگیهایی مانند: امکان کنترل منابع و حرکات دشمن، قابلیت دفاع مستحکم را داشته باشد، دشمن را از دست‌یابی به آن ناامید کند و فضای مناسبی برای گسترش داشته باشد و از مزایای جغرافیایی و تاکتیکی زمین و مناطق عملیاتی کمال استفاده را بنماید.
مسئله مهم دیگر تأمین و حفاظت نیروی پدافندکننده است که دائم موجب نگرانی فرماندهان می‌باشد. مدافع باید قبل از هر چیز به اصل قابلیت بقا (حفظ بقا) در ضربه اول بیاندیشد، به همین دلیل باید یک طرح جامع برای استتار و اختفای نیروها در مناطق عملیاتی و پایگاه‌های استقرار، تهیه و به اجرا گذاشته شود و گذشته از اجرای پدافند عامل، از پدافند غیرعامل حداکثر استفاده به عمل آید.
با این حال دشمن با امکاناتی که در اختیار دارد، دیر یا زود، مکان گسترش نیروها را کشف می‌کند و تلاش می‌نماید با تمرکز بر روی برخی مناطق آسیب‌پذیر، از برتری‌های خود جهت سقوط مناطق عملیاتی بهره گیرد. چون دشمن می‌تواند با عمق دادن به فضای عملیاتی، نیروهای خودی را از چند سوی مورد تهدید قرار دهد، "اعتماد به نفس" و "حفظ روحیه مقاومت" از مهم‌ترین موضوعات در دفاع در عمق در جنگ نامتقارن است و مدافع بیش از هر چیز دیگر، نیازمند اعتماد به نفس و روحیه مقاومت است تا در مراحل اولیه بتواند با پایداری در مقابل فشارهای دشمن، زمینه را برای آغاز تهاجم فراهم نماید.
همچنین فرماندهان در دفاع مناطق مختلف، با انتخاب سیستم فرماندهی و کنترل گسترده12 ضمن واگذاری اختیارات منطقه‌ای، به تمام قسمت‌های منطقه عملیات، کاملاً اِشراف داشته و از طریق سلسله مراتب فرماندهی و صدور دستورالعمل‌های اجرایی، بخش‌هایی از اختیارات خود را به فرماندهان مناطق واگذار نمایند و مسئولیت مناطق اشغال نشده را تعیین و با پیش‌بینی احتیاط متحرک و با توان رزمی مناسب، به دشمن در هر جای میدان نبرد که جرأت حضور پیدا کند، تک نموده و آنها را نابود سازند.
ب) دفاع در لایه‌های مختلف
دفاع در لایه‌های مختلف به این مفهوم است که نیروهای مدافع باید بتوانند با طراحی لایه‌های دفاعی مجزا از هم در عین یکپارچگی، در راستای اهداف کلی دفاع در مقابل دشمن مهاجم، عکس‌العمل به موقع و قوی نشان دهند.
شکل‌گیری لایه‌های دفاعی نیازمند تقسیم و گسترش صحیح نیرو، امکانات و واگذاری منطقه مسئولیت به یک رده فرماندهی است. در نتیجه هر رده فرماندهی با امکانات خود، باید حوزه مشخصی را برای دفاع آماده کند و خود را موظف به پاسداری از آن نماید. سقوط و یا نفوذ دشمن در یک لایه دفاعی، دلیل بر سقوط کل سیستم دفاعی نیست، هر لایه باید دارای طرحی برای پاسخگویی به تهدید از هر سمت در منطقه خود باشد.
شکل‌گیری لایه‌های مختلف دفاعی، ارتباط نزدیکی با مقدورات و وسعت منطقه عملیات دارد، بدین معنی که هرچه امکانات مدافع و وسعت منطقه بیشتر باشد، لایه‌های بیشتری شکل خواهد گرفت. از این‌رو مدافع در شکل‌دهی به لایه‌های دفاعی تلاش می‌نماید به منظور کاهش آسیب‌پذیری و ضمن رعایت اصل پراکندگی، بر تمرکز قوا در مقابل معابر خطرناک، تأکید نماید و به منظور مقابله با تهدیدات و اقدامات پیش‌بینی نشده دشمن، احتیاط‌های قوی و کاملاً متحرک پیش‌بینی نماید و با استقرار آنها در مناطق تجمعی کاملاً مخفی و در دسترس، برای وارد نمودن ضربه نهایی به دشمن در هر لایه به کار گیرد.
هرچند دفاع در لایه‌های مختلف در تاکتیک‌های جنگ منظم، متکی به ایجاد رده‌های دفاعی در عمق بوده و مدافع با تقسیم نیروها در سه رده: تأمینی، مقدم و عقب (احتیاط)، پدافند خود را شکل می‌داد و بیشتر به صورت خطی طراحی می‌شد، لیکن امروزه با توجه به توانایی‌های دشمن، تحقق دفاع در عمق را ایجاد می‌نماید که نه تنها در هر لایه دفاعی به طور مجزا، متناسب با امکانات مدافع این سه رده شکل گیرد، بلکه به منظور تجزیه قوای دشمن و جلوگیری از پشتیبانی متقابل آنها، دفاع غیرخطی13 در دستور کار قرار گیرد، زیرا دشمن با قدرت تحرک بالا، تلاش اصلی خود را معطوف به مراکز ثقلی می‌‌نماید که امکان موفقیت سریع‌تر در جنگ برایش فراهم گردد و از تجزیه قوای خود به شدت اجتناب می‌کند و تلاش می‌نماید که با رعایت اصل هماهنگی، هم‌زمانی14 و فراگیری15 بر مدافع غلبه پیدا کند.
در هر صورت امروزه بیش از گذشته تمرکز و ایجاد برتری در نقاط آسیب‌پذیر دشمن و همچنین تشخیص تلاش اصلی دشمن نیازمند استقرار نیروهای تأمینی در مواضع جلو است، این امر واحدهای عمده خودی را در برابر غافلگیری محافظت کرده و عملیات شناسایی دشمن را خنثی می‌کند و حملات قریب‌الوقوع دشمن را سریعاً هشدار می‌دهد.
با توجه به این که دفاع در لایه‌های مختلف تکمیل‌کننده مأموریت کلی است، پراکندگی و گسترش نیروها باید با وسعت زمین منطقه عملیات نیز تناسب داشته باشد و نیروها طوری مستقر گردند که امکان استفاده متقابل از منابع پدافندی وجود داشته باشد. این قبیل منابع ممکن است شامل آتش‌ها و یا یگان‌های مانوری باشد، از این‌رو امکان پشتیبانی متقابل ممکن است در عرض یا عمق به دست آید. در این راستا عواملی مانند مراقبت، گشت‌زنی توأم با روح آفندی، احداث موانع، آتش‌های پیش‌بینی شده و آمادگی یگان‌های مانوری برای کنترل شکاف‌ها، مؤثر باشند.
هرچند که معمولاً بین یگان‌های بزرگ‌تر نسبت به یگان‌های کوچک‌تر شکاف بیشتری پدید می‌آید و به دلیل وسعت مناطق عملیاتی واحدها، پذیرش شکاف بین آنها امری بدیهی است اما طراحان عملیات باید برای پوشش دادن این شکاف‌ها، تدابیر لازم را اتخاذ نمایند. بنابراین یکی از تدابیر مهم برای مقابله با دشمن در فضاها و مناطقی که در آنها دفاع ثابتی شکل نگرفته، طراحی و پیش‌بینی دفاع سیال می‌باشد که با استفاده از یگان‌های کاملاً متحرک و کافی می‌توان چنین دفاعی را سازماندهی و هدایت نمود. (شکل 2)
نتیجه‌گیری
در جنگ قبل از هر چیز ضروری است، تمامی نیروها و وسایل پشتیبانی از مصونیت کامل و آزادی عمل برخوردار باشند و این منوط به رعایت اصل قابلیت بقا است، زیرا دشمن تلاش می‌کند توازن قوا را پیش از آغاز عملیات به نفع خود تغییر دهد و نیروی هوایی و موشکی دشمن، این امکان را فراهم می‌کنند که توازن راهبردی نیروها را قبل از یک اقدام زمینی درهم ریخته و منهدم سازند. در جنگ سال 1991 نیروهای عراقی، خصوصاً آنهایی که در خاک کویت موضع گرفته بودند به راحتی منهدم شدند، زیرا قدرت تحرک را از لحاظ پدافندی از دست داده بودند.
شاید اگر همان نیروها با به کارگیری تاکتیک‌های دفاع سیال به سمت مناطق گسترش یافته دشمن حمله می‌کردند، نه فقط از آتش نیروی هوایی آمریکا رها می‌شدند بلکه در اثر رویارویی نزدیک با نیروی زمینی آمریکا و عربستان نتیجه جنگ را کاملاً دگرگون می‌کردند. این سبک جنگ در دوران دفاع مقدس با پذیرش رزم نزدیک و مخلوط شدن قوای ما با عراق، به معرض آزمایش قرار داده شد که می‌تواند در جنگ آینده بسیار مفید و کارساز باشد.
تجارب جنگ‌های اخیر نشان داده است که اگر دشمن نتواند در ضربه اول موفق شود، دست‌یابی سریع به اهداف جنگ برای او بسیار پرهزینه و پرتلفات خواهد بود. در نتیجه حفظ نیروهای مسلح در ابتدا، از اولویت‌های دفاعی است که با پنهان‌سازی و استفاده از پدافند هوایی، گسترش صحیح و رعایت پدافند غیرعامل می‌توان به آن دست یافت. به هر حال تحقق دفاع در عمق منوط به این است که قدرت نظامی به دقت حفظ شود به طوری که نیروهای مسلح قبل و در زمان آغاز جنگ، خسارت‌های قابل ملاحظه‌ای متحمل نشوند و جغرافیای مناطق عملیاتی کشور ما، این قابلیت مهم را برای نیروهای مسلح فراهم می‌آورند، مشروط به این که این مناطق به خوبی شناسایی و از مزایای آن در دفاع در عمق، استفاده شود.
جغرافیای ایران برخلاف کشورهای کم‌عمق، دارای شرایط مناسب برای دفاع در عمق می‌باشد، با این حال با توجه به بُرد عملیاتی و توان تحرک بالای دشمن، نباید به آنها اجازه داد تا با اولین حمله و شکستن خطوط پدافندی اولیه بر کل مناطق دفاعی پیش‌بینی شده تسلط پیدا کنند و این، منوط به داشتن اندیشه دفاع در عمق است که متکی بر جغرافیا، بسیج و گسترش صحیح نیروها و همچنین اتخاذ تدابیر عملیاتی و تاکتیک‌های مناسب دفاعی است.
از این‌رو برای تحقق دفاع در عمق، ضروری است که قبل از ورود به جنگ به دلیل وسعت کشور و تعدد فرماندهی و نیروهای چندگانه، جغرافیای کشور را به چند صحنه عملیات، تقسیم نمود و هر صحنه با داشتن یک سرفرماندهی و منابع مستقل در آن، قابلیت دفاع مناسب و سازماندهی را پیش‌بینی نمود. این نوع نگرش نیازمند تحول عمیق در سازمان نیروهای مسلح و ساختارهای موجود در آن و تعیین فرماندهی براساس جغرافیای صحنه، از الزامات تفکر دفاعی جدیدی است که تهدید آن دشمنی نامتقارن محسوب می‌شود، می‌باشد.
وسعت کشور ایران و تنوع مناطق عملیات ایجاب می‌کند که مناطق مسئولیتی یگان‌های نیروهای مسلح به طور دقیق مشخص شود و متناسب با توانایی‌های یگان‌ها و محورهای تهدید، با تشکیل قرارگاه‌های عمده، هریک از این مناطق عملیات را به یک سرفرماندهی که مسئولیت‌های او بسیار وسیع می‌باشد واگذار نمود. هر فرمانده موظف به حفظ منطقه مسئولیت خود بوده و تدابیر عملیاتی او برای فرماندهان رده‌های تابعه لازم‌الاجرا می‌باشد. ضمن این که رده فرماندهی فوق باید به لحاظ پشتیبانی‌های رزمی و خدمات رزمی از یک کفایت عملیاتی لازم برخوردار و برای زمان طولانی بدون هیچ پشتیبانی دیگری قادر به پاسخگویی به تهدید باشد.
براساس این الگوی دفاعی، در سطح راهبرد عملیاتی، یگان‌های موجود در سرحدات کشور در چارچوب مأموریت‌های ذاتی خود، پاسداری از تمامیت ارضی کشور، در قالب اولین رده دفاعی باید تلاش نمایند از نفوذ دشمن در مرزهای بین‌المللی جلوگیری کند و تا عمق مشخصی، مسئولیت لایه اولین دفاعی را پذیرفته و در صورت رخنه دشمن، با اجرای عملیات تأخیری، زمان لازم جهت آمادگی یگان‌ها در لایه دفاعی بعدی را فراهم نمایند. این یگان‌ها باید بتوانند با از دست ندادن مناطق حساس و حفظ آنها به هر شکل ممکن، در حوزه مسئولیت سرزمینی خود نه تنها از نفوذ دشمن جلوگیری نمایند، بلکه زمینه را برای مأیوس نمودن دشمن فراهم کنند.
در سطح تاکتیکی در قالب این الگو، یگان‌های مستقر در مناطق عملیاتی در عمق منطقه مسئولیتی خود، باید با انتخاب بهترین تاکتیک‌های دفاعی که مشتمل بر دفاع در مناطق و در لایه‌های مختلف، اقدام به دفاع نموده و با تهدید دشمن از هر سمت مقابله نمایند. هرچند که تاکتیک‌ها و روش‌های اجرایی دفاع ثابت و سیال در مقابل دشمن با برتری‌های مضاعف با جنگ‌های گذشته کاملاً تفاوت داشته باشد.
همچنین وجود پایگاه‌های مقاومت بسیج در سراسر کشور که هریک باید براساس الگوی دفاعی فوق، دارای منطقه دفاعی مشخصی باشند و در قالب مأموریت‌های تعریف‌شده، اجرای دفاع موزائیکی و مسطح را هم‌چون یگان‌های رزمی، در دستور کار خود قرار دهند، از مزیت‌های نسبی دفاعی جمهوری اسلامی ایران می‌باشند که توان بالقوه‌ای را در اختیار فرماندهان نیروهای مسلح قرار می‌دهد و با تکیه بر آن، می‌توان عمق دفاع راهبردی کشور را تا بی‌نهایت توسعه داد. این نیازمند تعریف دقیق مناطق عملیاتی و حوزه مسئولیتی هر پایگاه در وضعیت‌های خاص است.
نظام جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن نیروهای مسلح قدرتمند و همچنین توده عظیم مردم که در قالب نیروهای بسیج سازماندهی شده‌اند، نه تنها می‌تواند در قالب تفکر دفاع در عمق، بهترین سازماندهی را طراحی و به اجرا گذارد، بلکه ظرفیت آن را دارد تا در صورت مشاهده هر تهدیدی، آن را در نطفه خفه نماید و با شکل‌دهی محیط عملیاتی در دوردست، با نفوذ خود به عقبه‌های دشمن و سیال‌سازی محیط عملیاتی، بیشترین ضربه را به دشمن وارد سازد.
از این‌رو براساس تجارب دوران دفاع مقدس، فرماندهان باید بیش از گذشته به نقش عامل انسانی در جنگ آگاهی یابند و به کسانی که مسئول طرح‌ریزی، سازماندهی و تحقق همکاری نیروهای مختلف و اصلاح بسیاری از نقاط ضعف خود می‌باشد، اهمیت داده و آنها را برای یک نبرد نامتقارن آماده نمایند.