تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۸۹۳

شهراد اثنی‌عشری
تعریف نظام‌های ریاستی و پارلمانی
نظام‌های مبتنی بر آرای مردم عمدتا به دو صورت ریاستی یا پارلمانی هستند. در نظام ریاستی مقام‌های اجرایی و تقنینی با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند. در این نوع نظام گاهی به دلیل بروز اختلاف بین رؤسای قوه مجریه و مقننه مشکلات در روند امور به وجود می‌آید که در نظام پارلمانی کمتر به چشم می‌خورد. اما در نظام‌های پارلمانی رئیس‌جمهوری توسط مجلس انتخاب می‌شود و در واقع کارکردی تشریفاتی دارد و فقط در هنگام بروز مشکلات حاد یا بحران‌های ناخواسته می‌تواند در روند امور دخالت کند. در این گونه سیاست رئیس حزب اکثریت نخست‌وزیر است که از سوی مجلس انتخاب خواهد شد و بیشتر در نظام‌های دموکراتیک اروپایی مانند آلمان، انگلیس و ایتالیا رواج دارد.
در نظام‌های مبتنی بر ریاستی نیز که بیشتر کشورهای در حال توسعه از آن بهره می‌برند، اختلاف‌نظر بین مقام‌های اجرایی و پارلمانی گاهی اوقات بیش از حد طولانی می‌شود که این مسئله مشکلات فراوانی بوجود می‌آورد.
در کشور ما مدتی است که به دلیل بروز اختلاف‌نظر بین رئیس‌جمهوری و مجلس و تبعات منفی آن در جامعه بحث تغییر ساختار نظام سیاسی از ریاستی به پارلمانی مطرح شده که با واکنش‌های متفاوت روبرو شده است.
هر چند که نظام پارلمانی مزایا و فواید قابل توجهی دارد، با این حال به دلیل اهمیت موضوع و چالش‌هایی که ممکن است مسئولان را در این مسئله درگیر کند، ابتدا باید پیش‌شرط‌ها و مقدمات ورود به نظام پارلمانی از سوی صاحب‌نظران به دقت مورد بررسی قرار گیرد و سپس در صورت رفع مشکلات احتمالی، به این موضوع در سطح ملی پرداخته شود.
فواید نظام پارلمانی
نظام‌های پارلمانی فواید زیادی دارند و می‌توان از این سیستم برای اداره بهتر کشور استفاده کرد. هر نظام سیاسی در ادامه حیات خود برای پویایی بیشتر نیاز به یکسری تغییر و تحول‌سازی دارد که مقاومت در برابر این تغییرات ممکن است لطمات بسیاری به بدنه نظام وارد کند. البته این تحول‌سازی باید در بحث سازوکارها اعمال شوند، نه در اصول مربوط به هویت نظام. مهم‌ترین فوایدی که برای نظام‌های پارلمانی می‌توان برشمرد، به شرح زیر است:
- افزایش وحدت قوا
- پاسخگویی بهتر رئیس‌جمهوری به مجلس و مردم
- بروزتر شدن قانون اساسی و ثمربخشی اصل تحول‌پذیری
- اصلاح برخی از قوانینی که نیاز به تغییر دارند.
- در نظام ریاستی برخی اوقات به ویژه هنگام برگزاری انتخابات ممکن است جامعه با تنش‌ها و بحران‌های سیاسی غیرقابل کنترلی مواجه شود که در نظام‌های پارلمانی کمتر دیده می‌شود.
- تقویت احزاب و مطبوعات
- جلوگیری از بروز اختلافات شدید بین نهادهای حاکمیت
- چابک‌تر و کارآمدتر شدن نظام سیاسی
- اثبات جلوه انعطاف‌پذیری نظام
- جلوگیری از تمرکز و تجمیع قدرت در یک نقطه
- آسان‌سازی مسئولیت‌پذیر کردن رئیس‌جمهوری
معایب نظام پارلمانی
- با انتخاب این سیستم جلوه مردم‌سالای نظام یعنی انتخاب مستقیم رئیس‌جمهوری توسط مردم از دست می‌رود.
- ضمانت ۱۰۰ درصدی برای مسئولیت‌پذیری رئیس‌جمهوری در برابر مجلس وجود ندارد.
- منشأ برخی مشکلات قانون نیست، افراد است.
- با انتخاب نظام پارلمانی ممکن است پدیده‌ای به نام «دولت ائتلافی» شکل گیرد که با فرهنگ و آداب ملت ما چندان سنخیت ندارد، زیرا تفکر بیشتر ما «مطلق‌پنداری» است.
- تضاد و اختلاف‌نظر حاد و اساسی بین رئیس‌جمهوری و مجلس نخواهد بود و از این منظر ممکن است تضارب آرا و نبرد اندیشه‌های سیاسی به تولید افکار و ایده‌های جدید منجر نشود.
- همخوانی نداشتن با فرهنگ مردم‌سالاری.
- اگر در این مدل حکومتی احزاب قوی و کارآمد وجود نداشته باشد، ممکن است فاسد و غیرکارا شود.
- کاهش مشارکت سیاسی مردم.
- عدم گرایش به همگرایی ملی و تحمل نکردن عقاید مخالفان.
- نبود اراده قوی برای طراحی نظام حزبی جامعه در کشور.
- نظام پارلمانی مستلزم وجود فرهنگ سیاسی کثرت‌گراست که متاسفانه در جامعه ما این مهم بسیار کمرنگ است.
- در غیاب سیستم حزبی کارآمد در نظام پارلمانی، مشکلات بیشتر خواهد شد.
ضرورت‌های بحث تغییر ساختار نظام سیاسی
معمولا نظام‌های مردم‌سالار در ادامه فعالیت‌های سیاسی خود برای تحرک بیشتر و به روز شدن، چاره‌ای جز تن دادن به یکسری تغییر و تحول که باعث پویایی بیشتر روند امور می‌شود، ندارد. طرح این مسئله نیز از لحاظ حقوق اساسی روشنگرانه و به جا بوده است. یکی از دغدغه‌های مرسوم در حکومت‌داری جمع اصل ثبات و تحول‌پذیری و روزآمدسازی قانونی اساسی با یکدیگر است، زیرا گاهی اوقات مقاومت و ایستادگی در مقابل تحول‌سازی و کارهای اجرایی ممکن است لطمات جبران‌ناپذیری بر پیکره جامعه وارد آورد، بنابراین در یک نظم سیاسی پویا و فعال آن اصولی که پایدار و ارزشی هستند، غیرقابل تجدیدنظرند و فقط دامنه تغییرات به سازوکارهای اجرایی مربوط می‌شود که ربطی به اصول هویتی نظام ندارند.
به عبارتی دیگر هویت نظام که مبتنی بر عدالت، آزادی، اخلاق‌مداری، برابری، حفظ شأن و کرامت انسان‌ها و پاسداری از اصول اساسی اسلام است، قابل بازنگری نیست و فقط روش‌ها و سازوکارهایی که می‌تواند نظام سیاسی را چابک‌تر و کارآمدتر کند، می‌تواند مورد بازنگری قرار گیرد.
جمع‌بندی
با توجه به نکات مطرح شده درباره تغییر احتمالی نظام سیاسی از حالت ریاستی به پارلمانی و مرور مزایا و معایب آنها و نیز ضرورت و توجه به بافت فرهنگی و هنجارهای اجتماعی جامعه ایران بحث کارآمدی، چابک‌تر شدن نظام و روان‌سازی بیشتر امور یک اصل مترقی و قابل دفاع و ارزیابی تشخیص داده می‌شود اما به نظر می‌رسد خلاءهای موجود و مشکلات به وجود آمده ناشی از نقصان قانون نیست، بلکه ناشی از اجرا نشدن قانون و نظارت نکردن صحیح بر اجرای آن قانون است.
با این توصیف حتی اگر قانون اساسی نیز اصلاح شود و نظام پارلمانی در آینده‌ای دور جای مدل ریاستی بنشیند، نباید چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای حل مشکلات در نظر گرفت، زیرا مشکل اساسی جامعه ما در نوع نگاه و نگرش جریان‌ها به مسائل است که باید این نگرش‌ها تغییر کند. حتی اگر ساختار سیاسی نظام هم عوض شود، باز متأسفانه به دلیل عدم اجرای قانون و نبود نظارت بر آن به نظر نمی‌رسد این اقدام نتایج قابل تصوری داشته باشد. برخی از اصول و سازوکارهای موجود در قانون اساسی یا سایر قوانین عادی که البته منطبق با نیازهای روز نیست، شکی در بازنگری آنها نباید باشد، اما متأسفانه برخی از مسئولان ما به منطق قانون اساسی و نهادهای سیاسی وفادار نیستند.
امروز تعدد نهادها، فقدان تجربه لازم و ضعف فرهنگ مدیریت مشارکتی موجب نوعی ناکارآمدی در سازوکارهای اجرایی شده است که تغییر این سازوکارها نیز نمی‌تواند حلال مشکلات باشد، زیرا همان‌طور که اشاره شد، مشکل اصلی جامعه ما اجرا نشدن قانون و حاکم شدن تفکر مطلق‌پذیری در نزد برخی مسئولان است. به دیگر سخن آنچه که موجب ضرر و زیان می‌شود، نهادها یا قوانین نیستند، بلکه افرادند که با عدم اجرای قانون باعث وارد شدن لطمات جبران‌ناپذیری به کشور می‌شوند.
مشکل کارآمد ما اساسا ربطی به داشتن نخست‌وزیر یا تشریفاتی بودن نقش رئیس‌جمهوری نیست، زیرا در همین قانون اساسی کنونی نیز انواع زیادی از مسئولیت‌ها برای رئیس‌جمهوری پیش‌بینی شده که نیاز به وضع قانون جدید نیست. مشکل ما ناشی از این است که بسیاری از قوانین کشور ما در عمل استفاده نمی‌شود. اگر مجلس از اختیاراتی که دارد، به درستی استفاده کند بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود، اما حاکم شدن یک سری تابوهای حقوقی و سیاسی مانع از فع پیچیدگی‌ها شده است.
با توجه به اینکه مردم ما از لحاظ فرهنگ سیاسی اعتقاد چندانی به اجماع ائتلاف یا همگرایی ندارند، و از آن‌جایی که در نظام پارلمانی همیشه باید احزاب و گروه‌های سیاسی مقتدر و قوی حضور داشته باشند، باز هم نه نظر نمی‌‌رسد با حاکمیت این نگرش در جامعه، نظام پارلمانی مثمرثمر باشد. ما باید با هم بودن و زندگی کردن کنار یکدیگر را با تغییر نگرش‌ها تمرین کنیم و تغییر نوع سیاسی نظام نمی‌تواند چاره‌ساز مشکلات کنونی باشد.