تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۸۹۵

محمود احمدی‌نژاد تابه‌حال رکورد حضور در سازمان ملل و مصاحبه با خبرنگاران خارجی را در بین رؤسای جمهور ایران شکسته است. او علاقه زیادی به مصاحبه دارد و نوعی اعتماد به نفس دارد که به اعتقاد برخی صاحب‌نظران کاذب است و طبیعی نیست. در ابتدا باید عنوان نمود تلاش او در تخطئه حق وتو چند کشور بزرگ و نقد حمایت چشم بسته آمریکا از اسرائیل و حمایت از حق مردم فلسطین در تعیین تکلیف کشورشان گرچه قابل تقدیر است اما از متن برخی مصاحبه‌های او با رسانه‌های خارجی به‌نظر می‌رسد احمدی‌نژاد گاه توانایی‌های خویش را بسیار بیشتر از حیطه جغرافیایی کره زمین می‌داند. تصویری که او قصد دارد از خود ارائه دهد چندان با واقعیت تطابق ندارد.
آنچه از مصاحبه‌های او با رسانه‌های خارجی می‌توان دریافت کرد این است که او بیشتر علاقه دارد آدمی با توانایی‌های فرا طبیعی جلوه کند که مشکلات برای او مانند موم است در دست و در چشم بر هم زدنی آنها را حل می‌کند. طرفدارانش او را «مرد حلال مشکلات» می‌دانند و معتقدند هیچ مشکلی قادر نیست او را از پای درآورد و گرفتاری‌ها زمانی که به او می‌رسند دست بسته تسلیم می‌شوند، اما آیا این تصویر درستی از اوست؟ بسیاری از اصول‌گرایان که قبل از این به توانایی‌های او اذعان داشته‌اند اینک و با گذشت زمان در درک خود از او تردید کرده‌اند و هیاهوهای پیرامون او را پروپاگاندا و تبلیغات ارزیابی می‌کنند که حتی ذهن آنها را هم برای مدتی فریفته بوده است.
اصول‌گرایان پیرو ولایت، دیگر کمترین باور را به سخنان او دارند و اعمال و رفتار رئیس‌جمهور را یکی نمی‌دانند و به این سبب از او ناامید گشته‌اند. احمدی‌نژاد به‌خصوص در مصاحبه‌هایش با رسانه‌های خارجی در دنیایی سوررئال و بیشتر تخیلی سیر می‌کند و سیاستمداری واقع‌بین جلوه نمی‌کند. تصویر آن رسانه‌ها از او مردی است که دوست دارد خود را به همه نشان دهد و همه عالم را نصیحت کند و همه را ترغیب نماید تا روش‌های او را دنبال کنند. او تصور می‌کند سخنانش پیام تازه‌ایی دارد و همه چشم و گوش‌ها منتظرند تا ایده‌های بکر او را بشنوند و به کار گیرند؛ غافل از این که اروپا و آمریکا از دادن تریبون به او قصد شناخت بیشتر او و انجام اقدامات احتیاط‌آمیز در قبال آن را دارند.
آنها ترجیح می‌دهند طرف مقابل احمدی‌نژاد را بشناسند تا این که با حریفی ناشناخته مواجه باشند. رسانه از منظر آنان وسیله تبادل و تخلیه اطلاعات است اما به‌نظر احمدی‌نژاد تریبونی جهت بسط و گسترش افکارش می‌باشد و نوعی احتمال از تاثیر و تنبه و رویگردانی طرف مقابل از مسیرش را می‌دهد. سؤال این است که با وجود بدیهی بودن عدم تاثیر نصایح و عدم پذیرش روش او در مدیریت جهان، چرا رئیس‌جمهور باز هم اصرار بر بیان چنین سخنان تکراری در سفرهایش با سازمان ملل دارد؟ آیا جز این است که او در ذهنیات خود به نوعی «خود نخبگی» رسیده و تصور این‌که سرنوشت، او را هدایت نموده تا بدانجا که به او ماموریت داده تا به مجامع جهانی راه یابد و بتواند خود را معرفی و حامل پیام‌های اخلاقی برای جهانیان باشد و انتظار دارد آنها هم قدر بدانند و دست از لجبازی بردارند و افکار پیامبر گونه او را بر چشم و قلبشان نهند و با روی باز و گشاده از او استقبال کنند.
آیا وعده‌های اداره جهان و مدیریت کره زمین که او مدعی آن است، با واقع‌بینی سازگاری و تطابق دارد؟ آیا نخبگان، چنین ادعاهایی را پذیرا هستند.
احمدی‌نژاد یک پدیده است؛ او با دیگران فرق دارد و خودش هم به نظر می‌رسد به دنبال همین مطلب است که دیگران او را متفاوت بنگارند. او دوست ندارد کلیشه‌ایی و تکراری باشد و اگر شده چرخ را از نو اختراع نماید دست به این کار می‌زند تا در چشم دیگران متفاوت جلوه کند، اما این به معنای خوبی یا بدی نیست این ویژگی در ذات اوست، تمایل به تجربه کردن تجربه‌ها را دارد و دستاورد هیچکس را قبول ندارد، حال این‌که این بی‌توجهی به تجربیات پیشینیان و دوباره تجربه کردن چه هزینه‌ایی به شهروندان وارد می‌سازد برای او مهم نیست.
به نظر می‌رسد برای احمدی‌نژاد مهم نیست که نتیجه تصمیمات و گفتار و رفتارش چه خواهد شد و از قبل محاسبه‌ایی برای آن نمی‌کند، برای او مهم این است که آنچه تشخیص می‌دهد بلافاصله به عمل درآورد. احمدی‌نژاد در مصاحبه با خبرنگار «ان بی سی» در جواب سوالی در مورد افزایش تحریم‌ها می‌گوید: «ما ملتی با سابقه عمیق تاریخی هستیم و ترسی از تحریم‌ها نداریم».
سوال این است که سابقه تاریخی چه ربطی به تحریم‌ها دارد؟ آیا ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا می‌توانند زمان تحریم‌ها به کمک مردم ما بیایند؟ آیا تحریم‌ها افتخار دارد که هر روز با رویکردی تخاصمی موجب افزایش آن شویم؟ آیا رویگردانی کشور مسلمان ترکیه که حزب حاکم بر آن، اسلامی است از ایران نشانه اشتباه بودن سیاست خارجی دولت نیست؟ در همان مصاحبه احمدی‌نژاد بارها مردم غرب و آمریکا را اسیر و زندانی دست سیاستمدارانشان عنوان می‌کند و اعلام آمادگی جهت آزاد کردن و نجات آنان می‌نماید.
در ادامه احمدی‌نژاد تئوری اثبات نشده توسط عده‌ایی را که «11 سپتامبر کار دولت آمریکا بوده» عنوان می‌نماید، به‌راستی عنوان چنین سخنی چه دستاوردی برای منافع ملی ملت ما دارد جز ایجاد تخاصم بیشتر؟ آیا مشکلات ما با چنین سیاست خارجی‌ایی حل می‌شود و یا گره کور آن کورتر می‌کرد؟ احمدی‌نژاد خود را نگران کارتن خواب‌ها و اراذل و اوباش و بی‌خانمان‌ها و مساکین و معلولان و مجروحین و مستمندان آمریکایی می‌داند و نگران کم شدن رفاه مردم آمریکا است، آیا علاقه شدید به حل مشکلات آمریکا و غرب در حالی‌که عده زیادی از مردم کشورمان زیر خط فقرند افتخاری برایمان به همراه دارد؟
او تابه‌حال 5 بار با چارلی رز خبرنگار بی بی اس مصاحبه داشته به حدی که کاملا با او صمیمی شده و با لحن شوخی با بردن نام کوچک او (چارلی) از وی می‌خواهد که سؤال‌های احمقانه نپرسد، آیا این خودمانی شدن دستاوردی است برای کشور ما؟ آیا برای دور زدن تحریم‌ها اجناس مورد نیاز را به چند برابر قیمت خریدن از بودجه عمومی؛ افتخار است؟
احمدی‌نژاد علاقه زیادی به پند و اندرز و ارشاد دیگران دارد. او در مصاحبه‌هایش اکثرا اوباما و رهبران اروپا را نصیحت می‌کند که دست از زورگویی و تجاوز به حقوق مردمشان و سلب آزادی آنان بردارند و بگذارند شهروندانشان نفس بکشند. او معتقد است رؤسای جمهور مغرب زمین با حیله و نیرنگ به سر کار می‌آیند و همواره در حال فریب شهروندان خویشند و بهتر است خجالت بکشند و به اسلام روی آورند. او بارها اعلام آمادگی نموده که حاضر است اروپا و آمریکا را از فقر و بدبختی نجات دهد و سعادت دنیا و آخرت را به آنان هدیه دهد.
آیا شهروندان اروپا و آمریکا آنقدر مفلوک و از ستاندن حق خود از حکومتشان ناتوان و منتظرند که احمدی‌نژاد بیاید و آنها را نجات بخشد؟ گاهی احساس می‌شود رئیس‌جمهور کشورمان بیشتر از اروپاییان و آمریکاییان برای مردم آن دیار دل می‌سوزاند. گرفتن خسارت جنگ جهانی که او در یکی از مصاحبه‌هایش مطرح کرده بود براستی چقدر واقع‌بینانه است؟ این در حالی است که مسئولان ما، حتی خسارت جنگ با عراق را هم نتوانستند اخذ کنند.
احمدی‌نژاد بارها بیان کرده که علاقه دارد ریشه تمامی مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و ... دنیا به‌خصوص غرب را حل نماید. او می‌گوید: همه ملت‌ها ناراضی و خواهان تحول در اداره جهان و تشنه و شیفته عدالت‌اند و او در خدمت ایشان است. احمدی‌نژاد معتقد است اکثر شهروندان غربی از حکومت‌هایشان به تنگ آمده‌اند و آنان باید پی به اشتباهشان ببرند. او در موارد متعددی پیش‌بینی شکست و بن‌بست را برای غرب کرده و آنان را دعوت می‌کند قبل از پشیمانی که سودی ندارد؛ با اعتراف به کج‌روی و خطاهایشان توصیه‌های او را گوش کنند و مدیریت جهان را با پیشنهادهای او انجام دهند.
احمدی‌نژاد در مصاحبه‌هایش به طور ضمنی تاکید زیادی دارد بر آنکه غرب به انحراف می‌رود و به زودی مردمان آنها به نور ایمان پی می‌برند و بر علیه آنها قیام می‌کنند و نظام سرمایه‌داری به آخر خط رسیده و رسوا شده است. آیا چنین مسئله‌ایی واقعیت دارد؟
آیا حل نکردن مشکلات داخلی و پرداختن به مشکلات دیگر کشورها فرافکنی نیست؟
احمدی‌نژاد در مصاحبه با واشنگتن پست می‌گوید: «آنهایی که ایران را تحریم کردند خود دچار بحران اقتصادی شدند چرا که در دوره تجارت آزاد، خود را از اقتصاد بزرگ ایران محروم کردند.» آیا واقعیت آن است که در تحریم‌ها آنها بیشتر ضرر می‌کنند؟ آیا اقتصاد ما بزرگتر از اقتصاد آنهاست؟ به‌نظر می‌رسد قلب واقعیت همان چیزی است که اکنون در حال رخ دادن است.
او در همان مصاحبه می‌گوید: «معتقدیم مردم اروپا و آمریکا شرایط سختی را به‌خاطر اشتباهات حاکمانشان باید تحمل کنند.» این سخن چقدر با واقعیت تطابق دارد؟ اگر آن سطح از رفاه سختی نام دارد پس وضعیت در جهان سوم و وضعیت کشور ما چه نامی خواهد داشت؟ آیا بهتر نیست به‌جای رسیدگی و دلسوزی و تمرکز بر فقرا و مساکین اروپایی و آمریکایی به فکر برنامه‌ریزی برای شهروندان خودمان باشیم؟ میزان واقعی بیکاری و بی‌خانمانی در کشور خودمان چقدر است؟
احمدی‌نژاد در مصاحبه با سی ان ان می‌گوید: «در مورد سوریه متأسفانه برخی دولت‌ها به داخل این کشور اسلحه ارسال می‌کنند که این شرایط کمکی به بهبود شرایط نمی‌کند. او در مصاحبه با شبکه «ان بی سی» می‌گوید: «ملت ایران برای اصلاح وضغ جهان و حل مشکلات بشریت و تقویت عشق و محبت پیشنهادات سازنده دارد.» چه خوب بود رئیس‌جمهور مقداری هم پیشنهاد برای بسط عشق و محبت و حل مشکلات داخلی ارائه می‌داد.