تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۹۱۷
(گزارش – دوماهنامه چشم‌انداز – آبان و آذرماه ۱۳۹۰ – شماره ۷۰ – صفحه ۱۸۹ تا ۱۹۱﴾

نویسنده: سیدسلیم شهزاد*
برگردان: چشم‌انداز ایران
در بحبوحه بحث و جدل بر سر این که چه کسی خوب است وچه کسی بد، پاکستان «نظیر احمد» مرتبط با القاعده را به عنوان نمونه‌ای از «طالبان خوب» معرفی می‌کند.
اما آن‌سوی مرز در افغانستان داستان کمی متفاوت است: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نظیر احمد، رهبر قبیله پاکستانی وزیر در وزیرستان جنوبی را «بدترین دشمن» خویش و طراح اصلی حمله‌های مرگبار به نیروهای ناتو در ولایت پکتا و کسی که بیشترین سرباز را برای طالبان در ولایات زابل و هلمند اجیر کرده می‌شناسد.
با این حال ناتو و ایالات متحده هر دو در راستای سیاست آشتی‌جویانه با طالبان، نظیر را طالبان از نوع «خوب» قلمداد می‌کنند؛ اشتباهی فاحش که شاید به بهایی گزاف برایشان تمام شود.
نظیر ۳۶ ساله، معروف به ملانظیر یا مولوی نظیر، نخستین گفت‌وگویش با رسانه‌ای مستقل را با Asia Times Online انجام داد (او پیشتر تنها با رسانه القاعده یعنی السحاب گفت‌وگو کرده بود). به نظر می‌رسد القاعده نسل تازه‌ای پرورش داده است؛ ملانظیر اکنون همه چیز را از عینک القاعده و ایدئولوژی آن می‌بیند.
نظیر قدرت و نفوذ بی‌همتایی در وزیرستان جنوبی و حتی بخش‌هایی از ولایت پکتای افغانستان دارد، ‌به‌طوری‌که اگر گفته شود حرف او قانون به شمار می‌رود، اغراق نکرده‌ایم. تا سال گذشته او در قندهار یعنی منطقه تحت اختیار طالبان در افغانستان ملک و املاک داشت.
به جز در چند مورد خاص، نظیر هرگز با حضور ارتش در وزیرستان جنوبی مخالفت نکرده است. همچنین هیچ‌گاه کاری به کار استانداری نماینده دولت مرکزی (اسلام‌آباد) در شهر اصلی وانا نداشته، مگر این که دولت با او کاری داشته یا در امور طالبان مداخله کرده باشد. او در خلال عملیات گسترده نظامی سال ۲۰۰۹ بر ضد Tehrik-e-Taliban (طالبان پاکستان) بی‌طرف ماند.
در سال ۲۰۰۷، او کشتار اعضای ارتش ضد پاکستانی حرکت اسلامی ازبکستان را سازماندهی کرد که طی آن ۲۵۰ ازبک کشته و صدها نفر از وزیرستان جنوبی که پس از سقوط طالبان و فرار از افغانستان به آن پناه آورده بودند رانده شدند. شبکه او از وزیرستان جنوبی تا جنوب غرب افغانستان یعنی پکتیا، زابل، هلمند و قندهار گسترده شده است.
از آن‌سو سراج‌الدین حقانی از پایگاه خود در وزیرستان شمالی، بزرگترین شبکه ضد نیروهای ائتلاف در ولایات جنوب شرقی افغانستان را از پکتیا، خوست و غزنی گرفته تا کابل اداره می‌کند. هواپیماهای بدون سرنشین CIA بارها نظیر را هدف قرار داده‌اند و حتی در ۲۰۰۸ یکی از این حمله‌ها به زخمی شدن او انجامید. خود او این خوش شانسی را مدیون احتیاط همیشگی و عدم حضور خویش در برابر رسانه‌ها می‌داند.
نظیر مبارزه به عنوان یک طالب مؤمن و وفادار را در کنار ملاعمر آغاز کرد. در سال ۲۰۰۶ این روند تغییر یافت و به این معنا که نظیر نیز همانند بسیاری دیگر از جمله سراج‌الدین حقانی با الهام از القاعده کم کم دریافت که جنگیدن بدون بهره‌گیری از تکنیک‌های مدرن چریکی جز هدر دادن سرمایه‌های ارزشمند انسانی، حاصلی دربر نخواهد داشت.
این دریافت به بهبود مهارت‌های جنگی چریک‌‌های تحت فرمان نظیر و در پی آن پیروزی‌های چشمگیر انجامید.
در افغانستان، اگر فرمانده‌ای صرفاً به رابطه‌اش با طالبان متکی باشد هرگز از نردبان ترقی بالا نخواهد رفت، چون طالبان تنها قادر به فراهم آوردن شمار معدودی جنگجو و اندکی پول است. اما اگر کسی با القاعده متحد شود به منافع سرشار پول، سلاح و کمک فرماندهان رده بالای عرب در عملیات مشترک و بسیار پیچیده دسترسی خواهد داشت.
این گونه فرماندهان مرتبط با القاعده از منبع تمام نشدنی‌ای همچون سیل مجاهدان و جنگجویان منفصل از گروه‌های جهادی پاکستانی همانند لشگر طیبه، جیش محمد و حرکت المجاهدین نیز برخوردارند. ظاهراً همکاری نظیر با القاعده از چشم ایالات متحده و ناتو که سخت سرگرم تلاش برای آشتی‌جویی با «طالبان خوب» هستند دور مانده و گویی آنان از دگرگونی بنیادینی که در کادر رهبری طالبان روی داده کاملاً بی‌خبرند.
نظیر با لحنی آرام می‌گوید: «ما از گفت‌وگو با آمریکایی‌ها استقبال می‌کنیم، ‌اما معتقد نیستیم وقتش رسیده باشد.» و سپس می‌افزاید: «ما احمق نیستیم. آمریکایی‌ها به دنبال آخرین وقت هستند و ما هم قصد دادن آن را به آنان نداریم. اصلاً در حال حاضر نیازی به گفت‌وگو نمی‌بینیم.
شاید پس از خروج کامل نیروهای اشغالگر ناتو از افغانستان بتوان از گفت‌وگو صحبت به میان آورد.» او در ادامه با خنده می‌گوید: «حتماً می‌اندیشید خوب پس از خروج ناتو از افغانستان دیگر چه دلیلی برای گفت‌وگو باقی می‌ماند؟ پاسخش ساده است: ما و ناتو بر سر یک میز نشسته و آنها به ما التماس خواهند کرد که به منافعشان در سراسر دنیا حمله نکنیم و متقابلاً این لطف ما را به نحو شایسته‌ای جبران خواهند کرد.»
شنیدن این جمله از یک طالبان متعصب و سرسخت که صرفاً در حال پیکار با اشغالگران افغانستان است و نه درگیر جهاد بین‌المللی، مرا وادار کرد بپرسم، «هدف قرار دادن اهداف غرب در سراسر دنیا به القاعده و استراتژی آن مربوط می‌شود به طالبان، از این رو چرا غرب باید با طالبان بر سر آن مذاکره کند؟»
نظیر با تحکمی مثال‌زدنی پاسخ داد: «القاعده و طالبان هر دو یکی هستند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. شاید در سطح عملیاتی استراتژی‌های متفاوتی داشته باشیم، اما در اصول و اهداف با هم اختلافی نداریم.» وقتی گفتم «ولی شما که پیشتر ضد القاعده به شمار می‌آمدید و حتی حرکت اسلامی ازبکستان را که با القاعده مرتبط بود از وزیرستان جنوبی بیرون انداختید» چهره او ناگهان در هم رفته و با لحنی جدی و البته خونسرد گفت:‌ «چه کسی گفته من ضد القاعده هستم؟ من خود القاعده‌ام. درگیری میان ما و ازبک‌ها به اختلاف‌های درونی‌مان برمی‌گشت، وگرنه انگیزه دیگری پشتش نبود.»
به گفته نظیر پس از مرگ رهبر حرکت اسلامی ازبکستان، طاهر یولداشف در حمله هواپیمایی آمریکایی در ۲۰۰۹، او [نظیر] و فرماندهان ازبک دوباره به یکدیگر نزدیک شده و اختلاف‌هایشان را کنار گذاردند. او می‌گوید: «هر چه نباشد،‌ مجاهدین همه متحد و برادرند و جهاد هم به افغانستان ختم نمی‌شود. راه درازی در پیش داریم.
دیکتاتورها و سلاطین حاکم بر کشورهای عرب همگی نامشروع و غاصبند. تظاهرات دموکراسی‌خواهانه مردم تحت ستم این حکومت‌های فاسد نیز سرانجام به سود مجاهدین تمام می‌شود. اوضاع اکنون کاملاً به سود ما چرخش یافته و از این رو مجاهدین افغان به برادران عربشان خواهند پیوست. یمن نخستین مقصد منتخب ما برای اعزام جنگجو برای جهادست.»
اینجا بود که تصمیم گرفتم موضوع بحث را به آشتی با طالبان بکشانم: «به‌ تازگی صحبت‌هایی مبنی بر گشایش دفتر نمایندگی طالبان در ترکیه و موافقت طالبان با این امر به عمل آمده است.»
نظیر گفت: «من مجاهدی ساده بیش نیستم و از سیاست نیز چیز زیادی سر درنمی‌آورم. اما از یک چیز مطمئنم و آن این ‌که ناتو خواب بدی برای طالبان دیده است. دفتری که شما [در ترکیه] از آن نام بردید حقه‌ای آن هم به هدف نفوذ در ساختار ارتباطی ـ عملیاتی طالبان بیش نیست. من مجاهدی ساده و یا اگر شما ترجیح می‌دهید فرمانده‌ای در میان فرماندهان مجاهدان هستم.
اما این را با اطمینان صددرصد می‌گویم نه هیچ یک از فرماندهان وفادار به ملامحمد عمر و نه هیچ یک از مجاهدان تحت فرمان ایشان، گول چنین حقه مسخره‌ای را نخواهند خورد. کل جنبش از عالی‌ترین سطوح رهبری تا پایین‌ترین رده مجاهدان یا با این فرایند مذاکرات مخالفند.» و افزود معمولاً همه قدرت‌های دنیا وقتی در گل گیر می‌کنند دست به چنین حیله‌هایی می‌زنند.
او شوروی سابق را مثال می‌آورد که «در اواخر دهه ۱۹۸۰ وقتی از پیروزی نظامی در افغانستان ناامید شده بود در تلاشی مذبوحانه سعی در نزدیکی به جنگجویان شمال افغانستان کرد و دست آخر هم مانند سگ پا سوخته از ان دیار فرار کرد.»
دیدار من از وزیرستان جنوبی همزمان شده بود با اعلام حمله بهاره طالبان به نیروهای اشغالگر غربی، از این رو من پرسیدم: «آیا امسال استراتژی تازه‌ای برای حمله در دستور کار خواهد بود؟»
نظیر با خنده گفت: «گفت‌وگو»
من پرسیدم: «گفت‌وگو با کی؟»
او پاسخ داد: «ما گفت‌وگو با اردوی ملی [ارتش ملی افغانستان] را آغاز کرده‌ایم. این مذاکرات در سطوح مختلفی جریان دارد. استراتژی امسال ما تلاش حداکثری برای جلوگیری از کشتار افغان‌ها به دست یکدیگر است مگر در حالتی که چاره‌ای جز آتش گشودن به سوی یکدیگر نداشته باشیم.»
من فوری پرسیدم: «منظورتان صحبت با وزارت دفاع یا وزارت کشور افغانستان است؟»
نظیر در پاسخ اظهار داشت: «هیچ گفت‌وگویی با سران و رهبران سیاسی در کار نخواهد بود. ارتباط یاد شده تنها میان فرماندهان عملیاتی دو طرف صورت خواهد گرفت. پیش از آمدن اینجا برای انجام گفت‌وگو، پیغامی از سوی یکی از فرماندهان مهم ارتش افغانستان دریافت کردم که خواهان گفت‌وگو با من بود. تنها چیزی که ما از این برادران می‌خواهیم این است که خود را کنار کشیده و بگذارند ما اشغالگران خارجی را نفر به نفر به درک بفرستیم و اتفاقاً آنها نیز از این درخواست استقبال کرده‌اند. حتی در مواردی مستقیماً برای کمک به ما وارد عمل شده‌اند.»
آنگاه از او درباره اتحاد سابق شمال، بلوکی که در شمال افغانستان با طالبان می‌جنگید پرسیدم. او پاسخ داد: «آنها ابتدا مشتاق بودند، اما طالبان این امر را به روشنی آشکار کرد که آنان [اتحاد شمال] نیز باید در برخی موارد کوتاه بیایند... و آنها هم قیدش را زدند.» نظیر افزود بسیاری از فرماندهان رده بالای اتحاد شمال خواهان رسیدن به نوعی تفاهم سیاسی با طالبان بودند. به گفته نظیر «همه فرماندهان پنجشیر از جمله مارشال فهیم با این امر موافق بودند.
آنها فرمولی ارائه کردند که هر گونه حکومت آینده به رهبری ملامحمد عمر را که ایشان [اتحاد شمال] در آن نقش ثانوی داشته باشند به رسمیت می‌شناختند. ما با پذیرش این خواست آنان اعلام کردیم هیج مخالفتی با تصدی مناصب دولتی مانند وزارت از سوی ایشان نداریم،‌ اما ابتدا باید آنان از پست‌های سیاسی کنونی کناره‌گیری و برای جنگ با اشغالگران خارجی به طالبان بپیوندند، که البته آنها نپذیرفتند.»
نظیر در ادامه افزود: «این تنها پیشنهاد صلح نبود. ما از خارجی‌ها نیز پیشنهادهای مخفیانه بسیاری دریافت کرده‌ایم. سال گذشته نیروهای انگلیسی مستقر در استان هلمند با ارسال پیامی به طالبان با اشاره به این‌که بیشتر عملیات‌های نظامی بزرگ توسط آمریکایی‌ها انجام می‌شود خواستار آن شدند که از سوی طالبان مورد هدف قرار نگیرند و متقابلاً همین برخورد را با نیروهای طالبان داشته باشند.»
می‌خواستم جزئیات بیشتری در این مورد از او بپرسم که نظیر گفت: «چرا ناهار را با ما نمی‌خوری» که فهمیدم مؤدبانه عذرم را خواسته است.