تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۹۸۴
سیری در اهداف عملیاتی حلقه انحرافی
اشاره: هفته گذشته یکی از روزنامه های زنجیره ای که از یکسو به جریان تجدیدنظر طلب و غربگرا تعلق داشته و از سوی دیگر با سرمایه دلارهای نفتی کشور اداره می شود مصاحبه ای با یکی از اعضای حلقه موسوم به انحرافی ترتیب داده و در آن هر آنچه خوش خدمتی که در توان داشته، نسبت به این حلقه شکل گرفته در اطراف دولت تقدیم کرده است. اما در این زمینه نکاتی قابل طرح است:

1- آنچه به طور واضح و شفاف از متن مصاحبه مزبور استنباط می شود آن است که حلقه انحرافی با برداشت غلط و نا صحیح از اسلام و شریعت در صدد جااندازی عقیده انحرافی عرضه دین خارج از چارچوب های شریعت بوده و در این مسیر عزم خود را جزم نموده است. این حلقه با برخورداری از التقاط فکری و اندیشه ای در پی آن است که هم عقیدگانی از هر صنف و جریان را به خود ملحق ساخته و بدین ترتیب با تعدد کمّی تبدیل به جریانی تاثیرگذار در فضای سیاسی کشور شود. از این روست که دلسوزان بایستی نسبت به هر اقدامی که موجب جریانی شدن این تفکر التقاطی در کشور می شود هوشیاری لازم را به خرج دهند.
2- یکی از موانع پیشرفت و رشد کیفی سیاسی اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه در دوره موسوم به اصلاحات، ورود سران این دولت به حیطه نظریه پردازی و حوزه اندیشه ای به جای فعالیت مستمر اجرایی و برنامه ریزی بود. گو آنکه نوع نظریات ارائه شده دولتمردان نیز بویی از اندیشه های اسلامی و ایرانی نداشت و در صدد بود تا تفکرات اومانیستی و لیبرالیستی غربی، در قالب روشنفکری و تجدیدنظر طلبی و با نام اصلاح طلبی به مردم عرضه شود اما صِرف نظریه پردازی برای افرادی که مردم، آنان را برای خدمت در امور اجرایی انتخاب کرده اند باعث عقب افتادگی از مسیر و دور شدن از اهداف می شد.
در دولت احمدی نژاد اما یکی از شعارهای مطرح شده از سوی او فاصله گرفتن از این نوع عملکرد بود. او در ابتدای دولت نهم به خوبی نشان داد که محل نظریه پردازی، رفت و آمد فکری و عقیدتی به جای صحن دولت در محیط های نظریه پردازی علمی و دانشگاهی و فکری حوزوی است و مسئولان به جای آنکه وقت مردم را با اینگونه مباحث تلف کنند باید در بحث خدمت به مردم کوشا باشند. اما مع الاسف رسوخ همان جنس از انحرافات در اطراف دولت دهم باعث شده تا حلقه انحرافی درصدد بر آید تا به جای خدمت، به نظریه پردازی عقیدتی در حوزه های دینی و فکری اهتمام ورزیده و بخشی از انرژی دولت را در این زمینه مصروف دارد.
صرف نظر از انحرافی بودن این عقاید و ضرباتی که ترویج این نوع از التقاط در بالاترین سطوح مدیریتی به تفکر ناب فقاهتی خواهد زد باید دانست که جای سخن گفتن شیک و قشنگ نه دفتر رئیس جمهور و نهاد ریاست جمهوری که حوزه های علمیه و دانشگاهها است و استفاده از این نهادها برای ترویج عقاید، به مثابه سوءاستفاده از امکانات دولتی و البته قابل پیگرد خواهد بود.
3- گریز سر حلقه موسوم به انحرافی از بحث و مناظره پیرامون عقاید انحرافی اش و فرستادن عناصر دست چندم خود به میدان برای دفاع از آنچه مظلومیت وی خوانده می شود حکایت دیگری از انحرافات این حلقه دارد. با این تدبیر اولاً سر حلقه مذکور از جایگاه یک فرد معمولی و عادی به سطح یک نظریه پرداز بزرگ برکشیده می شود که دارای شأن و مقامی بوده و جایگاه او اقتضا می کند که خود وارد این مباحث نشود و ثانیاً در صورت باخت احتمالی شاگردان و برادران فکری!، او همچنان از بازندگی و شکست مصون بوده و خدشه ای به اعتبارش وارد نخواهد آمد. ضمن آنکه فواید مطرح شدن او و تفکرات انحرافی اش نیز به کیسه وی سرازیر خواهد شد.
این پُز و ژست جناب سرحلقه اما پیش از این نیز از سوی افرادی نظیر عبدالکریم سروش و کدیور دنبال می شد. علاوه بر آنکه بایستی جایگاه امروزی چنین افرادی را شناخت و تأملی درباره آینده حلقه انحرافی روا داشت اما باید گفت که این رفتار بیش از آنکه ناشی از قدرت اینگونه تفکرات باشد برخاسته از ضعف مفرط آنان در ارائه بحثی منطقی، مستدل و در فضایی علمی و غیر عوامانه خواهد بود.
اینکه طلبه ای در دفاع از مهندسی در روزنامه ای حضور یابد که تریبون عمومی و به اصطلاح عوامانه بوده و طیف مخاطبان آن را همه سطوح فکری جامعه تشکیل می دهد دلیل آن است که انحرافیون می خواهند خود را در میان عوام تکثیر کنند و از نقدشدن در بین علما و اهل فن واهمه دارند.
درهمین راستا بایستی بر این مدل اصرار ورزید که اگر سر حلقه انحرافیون حرفی در چنته دارد به جای تک تیراندازی بی هدف که نشان از ترس و واهمه او از عیان شدگی و برهنه شدگی اش دارد بایستی در فضایی علمی، پاسخگوی شبهات مطرح شده اش باشد، چرا که رهاسازی حرف در جامعه بدون شنیدن پاسخ های آن، به یقین نشان از بیم و هراس و ترس از رسوا شدن صاحبان آن دارد.
4- فرستادن یک طلبه به میدان دفاع از سرحلقه انحرافیون نیز نشانه های خطرناکی از اهداف حلقه مزبور دارد و این سؤال مطرح می شود چرا در حالی که منشأ همه این حرف و حدیث ها فردی مرموز و سایه نشین در اطراف دولت است که هیچگونه سابقه ای از تحصیل علم و فن مربوطه ندارد و بالطبع در میان جامعه علمی و حوزوی اعتباری برای وی قائل نیستند از فردی ملبس به لباس روحانیت استفاده می شود تا حرفهای عاشقانه و عارفانه مهندس را علیه شریعت فقاهتی مطرح سازد و به عقیده خود به دفاع از وی برخیزد؟
این نوع دفاع، بی شک با هدف به تقابل کشاندن روحانیت و دو شق ساختن این ید واحده بوده و البته مقاصدی نیز در پی دارد. از جمله آنکه بدین وسیله حرّافی های یک مهندس آنقدر اعتبار می یاید که در میان جماعت روحانیت ایجاد اختلاف کرده و عده ای – به ظاهر – طرفدار او شده و عده ای دیگر علیه او برخیزند.
از این روست که بایستی نسبت به نحوه مقابله با این تفکر نیز تدابیر لازم اندیشیده شود. بدین منظور بایستی دانست برخوردهای سخت نظیر احضار به دادسرا و دادگاه و ... دقیقاً پازلی است که انحرافیون آن را طراحی نموده اند تا با تمسک بدان، خود را مظلوم جلوه داده و ضمن آنکه با اعتبار دولت از پاسخگویی جدی رها می شوند، در جامعه اینگونه القا نمایند که آزادی بیان وجود نداشته و اندیشه شان مورد هجمه قرار گرفته است تا شاید از این مسیر به تعداد انگشت شمار هوادار خود بیافزایند.
از این روست که نوع برخوردها با چنین انحرافاتی بایستی کاملاً‌حساب شده، فرهنگی و دقیق انجام گیرد. اما از سوی دیگر نیز نبایستی از علاقه وافر انحرافیون به تکثیر خود و کادرسازی برای آینده غفلت ورزید. این وظیفه دستگاههای امنیتی را بیش از پیش سنگین می کند.
5- علاوه بر آنچه ذکر شد، همپوشانی عجیب میان نو روشنفکران غربزده و فتنه گر با انحرافیون جای بسی تأمل دارد. اینکه مطبوعه ای وابسته به محفل کیان که همچنان همصدا با بی بی سی و ... در صدد است تا انتخابات 88 را تقلب لقب دهد، حاضر می شود تا تریبون خود را به عنصری از عناصر وابسته به دولت اختصاص دهد، البته ناشی از آن است که این دو تفکر اگرچه در ظاهر با هم سر ستیز نشان داده اند اما در باطن از یک مرکز فرماندهی هدایت می شوند.
ضمن آنکه در حال حاضر سر حلقه انحرافیون دقیقاً همان اهدافی را دنبال می کند که جریان تجدیدنظرطلبی نتوانست در طول 16 ساله مدیریت خود به آنها جامه عمل بپوشاند. به علاوه آنکه بدین ترتیب ترویج این اندیشه های انحرافی، باعث رویارویی بیشتر اصولگرایان با کل مجموعه دولت شده و آن بخش عظیم از دولت نیز که مشغول خدمت رسانی است، زمین گیر خواهد شد.
6- و بالاخره آنکه نبایستی از اهداف سیاسی پشت صحنه این نوع همپوشانی ها غفلت ورزید. اینکه اصولگرایان جماعتی چماق به دست،‌خشونت طلب و ضد اندیشه معرفی شوند دقیقاً راهبردی است که پیش از دوم خرداد 76 از سوی جماعت فاسد اقتصادی،‌سیاسی و فرهنگی اصلاح طلب دنبال شد و البته تا مقطعی نیز موجب دردسرهایی برای انقلاب اسلامی شد. جریان اصولگرایی در این بین بایستی ذی نفع اصلی این نوع نگاه را شناسایی کند و تمرکز خود را بر مهار آن کانون قرار دهد و به این سؤال پاسخ گوید که آیا بازیگر پنهان تمامی ابعاد این معادله را تعبیه نکرده است؟