سیدمحمدرضا خاتمی
انقلاب اسلامی ایران یکی از پدیدههای بینظیر قرن بیستم بود که آثار ایجابی و سلبی آن همچنان جهان را تحتتاثیر خود دارد و گمان میرود این اثربخشی، حداقل در نیمه اول قرن بیست و یکم نیز تداوم یابد. زایش درونی این انقلاب، مهمترین عامل بقای حیات و پویایی و سرزندگی آن بوده است، تا آن جا که توانسته در سه دهه گذشته، چراغ راهی فراروی افراد و جریانهایی باشد که خارج از نظم سنتی حاکم بر جهان، خواستار سامانی دیگر هستند.
انقلاب اسلامی از لحاظ پایگاه اجتماعی و طبقاتی، آموزههای بنیادی حاکم بر آن، نوع رهبری، شعارها، ایدهها و آرمانها، انقلابی منحصر به فرد است. شاید یکی از مهمترین دلایل اثربخشی آن نیز همین استثنایی بودن (ناشناخته بودن) ساختار و چارچوب آن بود.
انقلاب اسلامی را هرگونه بازخوانی کنیم، با آن موافق یا مخالف باشیم، آن را موفق یا ناموفق بدانیم، به هر حال آثار شگرف آن بر حیات اجتماعی و سیاسی ایرانیان را نمیتوان انکار کرد. اگرچه امروزه میتوان درصد قابل توجهی از مردم را سراغ گرفت که از وضعیت خود راضی نیستند و شان جامعه ایرانی را فراتر از آنچه امروز است، میدانند، اما نمیتوان منکر آن شد که انقلاب اسلامی ایران گسستی تاریخساز در حلقه ناگسستنی استعمار - استبداد ایجاد کرد که بازسازی آن امروز به هیچ وجه امکانپذیر نیست.
رشد سیاسی - اجتماعی ملت ایران در سایه انقلاب، نه تنها سبب شده است ایران و ایرانی در سه دهه گذشته پیشتاز جریانهای متعرض منطقه باشد و موجب شود مردم منطقه به مدد عنصر آگاهی و عزتیابی، به راههای جدیدی برای حاکمیت بر سرنوشت خود دست یابند، بلکه موازنه قوای جهانی را به نحوی رقم زده است که دیگر عده و عده نظامی و سلطه اقتصادی، تعیینکننده سرنوشت جهان نیست.
اما در میان ملت ایران که استقلال خود را وامدار انقلاب اسلامی میداند، بحثهای فراوانی درباره دستاوردهای مادی و معنوی انقلاب و حکومت برخاسته از آن، یعنی جمهوری اسلامی وجود دارد. امروز دو سوم جمعیت کشور را کسانی تشکیل میدهند که انقلاب را در تاریخ خواندهاند؛ حوادث مهم دهه اول انقلاب، نظیر دفاع مقدس و هجمه همهجانبه دشمنان انقلاب و حتی اسلام را فقط در قالب تصاویر و فیلمهای آرشیوی دیدهاند و طبیعی است که چون فضای خفقان زمان پهلوی را درک نکردهاند و در حال حاضر هم تابلوهای دموکراسی و توسعه در کشورهای جهان و منطقه را در پیش چشم خود دارند، به مقایسه وضع و حال امروز خود با دیگران بپردازند و بخواهند از اثر به موثر پی ببرند. بیگمان در یک قیاس ساده، سوالات بسیاری برای آنان مطرح میشود که نپرداختن به آنها، سبب خسران و زیان بسیار برای ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود.
مهم این است که سرمایه عظیم انقلاب اسلامی، رهبری بینظیر امام خمینی(ره) و از همه مهمتر، اسلام که سعادت دنیوی و اخروی همه انسانها را تضمین میکند، امروز با چون و چراهایی روبرو شده است که ناشی از شناخت جامعه ما از آنها نیست، بلکه محصول عملکرد همه ما و همه کسانی است که به هر صورت و در هر شکلی، در قالب نظام جمهوری اسلامی، شکلدهنده برداشت و نگرشی خاص درباره این مقولات بودهایم.
این تصوری نادرست است که فردی یا جریانی تصور کند اگر همه امور طبق نظر او سامان مییافت، تغییری اساسی در بینش و نگرش جامعه ایرانی ایجاد میشد، گمان درست باید این باشد که با ایجاد فضایی امن و سالم، ذهنهای پرسشگر را به طرح سوالات بیشتر ترغیب کنیم و از موضعی پیامبرگونه به هدایت خلق بپردازیم. امروز باید گوشهای شنوایی باشند که صداهای پرطنین جامعه جوان ایرانی را بشنوند و به آنها پاسخ دهند، نه دهانهای بازی که برای هر سوال مقدر و غیرمقدری، از پیش جوابهایی کلیشهای و تکراری بازگو کنند.
تردیدی نیست که اگر خردمندان دلسوز جامعه و وفاداران به انقلاب اسلامی از هر طبقه و گروهی به این باور برسند که برای جاودان کردن امام و اندیشههای او، راهی جز بازتعریف این پیر فرزانه نیست، آنگاه میتوان امیدوار بود نسل جویای حقیقت و جوان ما، چون تشنهای در بیابان برهوت مادیگرایی حاکم بر دنیا، از زلال چشمه معارف مکتب امام، آنچنان توشهای برگیرند که دنیا را تحتتاثیر خود قرار دهند.
گشودن این راه، مستلزم دوری از عصبیت و پیشداوری، تکریم نقد و استیضاح، حرمت داشتن قلم و بیان و در یک کلمه، وجود آزادی است. این شماره مجله آیین به مناسبت سیامین سالگرد انقلاب اسلامی ایران، به بازخوانی این انقلاب از دیدگاهی غیررسمی اختصاص یافته است که هرچند ناچیز و اندک است، اما به مصداق آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید، ادای دین کوچکی است از ما به اسلام بزرگ، امام راحل عظیمالشان، شهدای پاکباخته انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و جانبازان و خانواده شهیدانی که همواره چراغ راه ما بودهاند و خواهند بود.