محمد نوروزی
با وجود منابع غنی و سرشار انرژی در ایران، جمهوری اسلامی هماکنون آنگونه که باید و شاید دارای قدرت چانهزنی بالا در جهان نیست. این مسأله، ناشی از فقدان یک ساختار دیپلماتیک قوی، به روز و کارآمد است.
امنیت انرژی را میتوان مهمترین ابزار حفظ قدرت در جامعه امروز دانست که با ملاحظههای بسیار زیاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و... پیوند خورده است. ضعف در تأمین انرژی و عدم اطمینان نسبت به این مقوله، میتواند زمینه عقب ماندگی اقتصادی و تولیدی و به دنبال آن سیاسی و اجتماعی را فراهم آورد. از این رو تلاشهای بسیاری از سوی کشورهای گوناگون به ویژه کشورهای توسعه یافته در جهت تأمین انرژی صورت میگیرد که گاه قالبهای نظامی نیز به خود میگیرد.
«استوینس» بیان میدارد که انرژی همواره یک مسأله حائز اهمیت است، هر چند که در برخی از دورهها به دلیل سیر نزولی قیمت آن، توجه چندانی به آن نشده است ولی مفهومی کلیدی در مفهوم استاندارد سطح زندگی است که گاه فقدان یا کمبود آن بقای یک جامعه را به خطر میاندازد و شاید به همین دلیل بوده است که نفت بهعنوان یکی از منابع اصلی و دیرین انرژی تأثیری عمیق بر سیاستهای بینالمللی داشته است. هر چند که نباید از خاطر دور داشت که انرژی حتی در سطح محلی و منطقهای نیز دارای اهمیت بسیار است و چه از نظر اقتصادی و چه از نظر مسائل دیگر مثل زیست محیطی و... مورد توجه بوده است.
جمهوری اسلامی ایران با وجود برخورداری از موقعیتها و نقاط قوت مناسب در عرصه بهره گیری از ابزار انرژی در جهت حضور مؤثر در معادلات بینالملل انرژی، هنوز به جایگاهی شایسته و در خور خویش در این حوزه دست نیافته است، این امر دلایل گوناگونی دارد که میتوان به بروز جنگ تحمیلی، تربیت نکردن نیروهای مناسب پیش از انقلاب اسلامی، تحریمهای پیدرپی و کارشکنیهای کشورها و شرکتهای بینالمللی و... اشاره کرد.
یکی از مهمترین دلایلی که در طی چند سال اخیر، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است، ضعف ایران در مقوله «دیپلماسی انرژی» است. فقدان یک ساختار دیپلماتیک قوی، به روز و کارآمد موجب شده است که حوزه انرژی در ایران با وجود منابع غنی و متنوع در فضای جهانی با فراز و نشیب همراه باشد. این نوشتار، ضمن ارایه کلیاتی درباره مفهوم دیپلماسی انرژی، به بیان ضرورت توجه به آن در جمهوری اسلامی ایران میپردازد که به نقل از پایگاه تحلیلی «برهان» تقدیم شما میشود.
دیپلماسی انرژی چیست؟
هرچند نمیتوان تعریفی دقیق، صریح و روشن از دیپلماسی انرژی ارایه داد ولی با مقدمهای کوتاه میتوان چارچوب کلی آن را مشخص کرد. در دنیای امروز، حوزههای سیاست، اقتصاد و حقوق آن چنان به هم در آمیختهاند که گاه نمیتوان یک گزاره را تنها از بعد حقوقی یا سیاسی مورد توجه قرار داد. متأسفانه در هم آمیختگی این حوزهها سبب شده است که مرز بین حقیقت و واقعیت نیز دچار خدشه شده و حتی آثار این در هم آمیختگی در داوریهای بینالمللی و مجامع جهانی نیز ظهور و بروز یابد.
نکته جالب توجه این است که هر چقدر مقوله مورد بحث، مهمتر و حساستر باشد، این در هم آمیختگی بیشتر رخ مینماید. از آنجا که امروزه، انرژی یکی از مهمترین – و به جرئت مهمترین- مسأله مورد بحث جامعه جهانی است، تلاش کشورها برای کسب و حفظ امنیت انرژی خویش بسیار فراوان است و در این راستا از هیچ تلاشی- حتی جنگ- فروگذار نمیکنند، به گونهای که بسیاری از صاحبنظران، جنگها و ناآرامیهای منطقه خاورمیانه را ناشی از وجود منابع غنی انرژی به ویژه نفت و گاز در این منطقه میدانند.
بسیاری از صاحب نظران معتقدند که عرضه و تقاضای نفت بهعنوان یکی از اصلیترین منابع انرژی، به هیچوجه از محاسبات فنی- مهندسی تبعیت نمیکند و یک متغیر کاملاً سیاسی است هر چند که میتوان از معادلات ریاضی، میزان بهینه آن را تعیین کرد ولی دولتها با توجه به پیشبینی وضعیت سیاسی خود در آینده به تقاضا یا عرضه نفت با یک قیمت مشخص که آن هم با متغیرهای سیاسی تعیین میشود، میپردازند.
دیپلماسی انرژی، استفاده از ابزار دیپلماتیک جهت حضور در صحنه بینالمللی و حفظ جایگاه خویش در نظام بینالملل است. در واقع دیپلماسی انرژی، بهکارگیری ابزارها و دانش سیاسی در مسائل مربوط به انرژی اعم از عرضه، تقاضا، تبدیل و... است. دیپلماسی انرژی حرکتی هدفمند، بلندمدت و دارای قوانین خاص خود بوده که در صدد ایجاد و حفظ امنیت انرژی کشور میباشد. برخورداری از یک چارچوب دیپلماتیک قوی و کارآمد برای هر کشور، میتواند زمینه موفقیت آن را در امر انرژی در فضای جهانی فراهم آورد.
دیپلماسی انرژی، به مجموعه رفتارها و تعاملاتی گفته میشود که یک کشور در حوزه انرژی حداقل به دو منظور در تعامل با کشورهای جهان آن را به کار میبرد. به عبارت دیگر دیپلماسی انرژی مجموعهای از رفتارها و تعاملاتی است که یک کشور با جامعه جهانی برای پیشبرد حداقل دو هدف از آن استفاده میکند. این دو هدف یکی به حوزه انرژی و دیگری به حوزه امنیت ملی یا منافع ملی کشور باز میگردد.
دیپلماسی انرژی، مبتنی بر دیپلماسی کنشمند و مستلزم تعامل با دیگر بازیگران برای دستورالعملسازی، تعریف بازی جدید در زمینه تأمین امنیت انرژی فراگیر و تدوین قواعد رفتاری جهانی در بخش انرژی است. به این دلیل که دیپلماسی امروز از حالت امنیتی-سیاسی به دیپلماسی اقتصادی- سیاسی تبدیل شده است بر هماهنگی و هدفمند بودن دستگاه دیپلماسی و اقتصادی تأکید بیشتری وجود دارد چرا که قدرت رقابت پذیری اقتصاد و ضریب اعتبار و امنیت کشورها را افزایش میدهد.
اهمیت دیپلماسی انرژی
نفت از اوایل قرن گذشته همواره بهعنوان یک کالای استراتژیک مطرح بوده است. در زمانی صرفاً انرژی برای تأمین سوخت مورد نیاز در جنگها اهمیت پیدا کرد و در دوران جنگ سرد، نفت عامل مهمی برای رشد کشورهای صنعتی تلقی میشد. در دوران پس از جنگ سرد نیز به دلیل تأثیر نفت بر رشد اقتصاد جهانی، بر اهمیت آن افزوده شد. در آینده با توجه به افزایش نیاز به انرژی در صورتی که تعامل و تفاهم میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی وجود نداشته باشد این نگرانیها افزایش و موضوع امنیت انرژی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
راه اندازی نهادها و سازمانهای بینالمللی برای حفظ امنیت انرژی کشورها – به کشورهای غربی- نظیر سازمان آژانس بینالمللی انرژی، اعمال فشار به کشورهای صاحب منابع زیرزمینی، تحریمهای گسترده سیاسی- اقتصادی، راه اندازی جنگ با بهانههای گوناگون نظیر مبارزه با تروریسم، حضور نیروهای نظامی در منطقه خلیج فارس به منظور کنترل شاه راه انرژی دنیا و... تنها گوشهای از اقدامهایی است که توسط این کشورها صورت گرفته است به گونهای که تحلیلگران این جنگها را «جنگهای نفتی» نامگذاری میکنند.
ناگفته پیداست که کشورها با توجه به اهمیت مقوله انرژی، از هر ابزاری در جهت قوت بخشی به دیپلماسی انرژی خود استفاده میکنند که میتوان به مواردی نظیر تهدید، تطمیع، تحریم، جنگ، صلح و... اشاره کرد که بازیگران عرصه جهانی بنا به جایگاه و قوت دیگر بازیگران به تناسب از یک یا ترکیبی از این ابزارها بهره میگیرند. اگر دیپلماسی انرژی در راستای دیپلماسی اقتصادی دانسته شود، میتوان گفت که دیپلماسی انرژی یکی از لایههای اصلی در روابط خارجی کشورهای با توسعه اقتصادی بالاست. در دیپلماسی اقتصادی کشورهای برخوردار از منابع عمده نفت و گاز و همچنین کشورهای مصرف کننده عمده انرژی، دیپلماسی انرژی از جایگاه ویژه و مهمی برخوردار است، چرا که بستر تعاملات و تبادلات بسیار اساسی را فراهم میکند.
دیپلماسی انرژی با ایفای نقش میانجی در حل و فصل مناقشات دیرین و رفع سوء تفاهمها و در جنبه ایجابی با تعمیق پیوندها، مناسبات میان کشورها و تعاملات جهانی را بهبود میبخشد. دیپلماسی انرژی، تعامل میان دو یا چند کشور است که به واسطه بخشهای مختلف انرژی اعم از یک یا چند مؤلفه از تجارت، خدمات، سرمایهگذاری، تکنولوژی و انتقال انرژی به صورت شبکه مرتبط به هم شده باشند. دیپلماسی انرژی علاوه بر بُعد اقتصادی و تکنولوژی، ابعاد سیاسی و امنیت را هم مورد ملاحظه قرار میدهد.
اساساً دیپلماسی زمینه کاهش تنشها را فراهم ساخته و از بروز برخوردهای مناقشه آمیز جلوگیری میکند و در دنیای امروز که انرژی بحث اول دنیا بوده و بسیاری از جنگها به این دلیل به وقوع میپیوندد، میتواند پیام آور صلح نیز باشد.
جایگاه نهادهای بینالمللی در دیپلماسی انرژی
همانگونه که اشاره شد، راه اندازی نهادها و مجامع بینالمللی در جهت کسب قدرت بیشتر در جامعه جهانی در امور اقتصادی و سیاسی امری معمول است که وجود این مجامع در حوزه انرژی نیز بسیار معمول است و گاه دو یا چند کشور با ایجاد پیمانهای مشترک در صدد حمایت از یکدیگر در امر مدیریت انرژی بر میآیند. سه سازمان تأثیرگذار در بخش انرژی وجود دارند که عبارتند از: «سازمان کشورهای صادرکننده نفت خام که اوپک (OPEC) نامیده میشود، مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) که این دو سازمان مربوط به تولیدکنندگان است و سازمان سوم، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) است که متشکل از کشورهای تولیدکننده نفت خام و گاز طبیعی و کشورهای مصرف کننده انرژی است.» کشور ایران عضو دو سازمان اوپک و مجمع کشورهای صادرکننده گاز است و با سازمان سوم یعنی (IEA) نیز در غالب مجمع بینالمللی انرژی (IEF) همکاری دارد.
آژانس بینالمللی انرژی در پی وقایع و حوادث متعدد در فضای متشنج ناشی از جنبشها و اعتراضهای سراسری در حوزه نفت و برای تأمین امنیت انرژی برای کشورهای قدرتمند، تأسیس گردید. از جمله این وقایع میتوان به جنبش ملی کردن نفت، تلاش برای افزایش قیمت نفت، حذف امتیازهای شرکتهای بزرگ نفتی و جلوگیری از بهره برداری سیاسی و اقتصادی ناشی از وابستگی کشورهای توسعه نیافته به کشورهای صنعتی اشاره کرد. بحران انرژی سال 1973م. ضربه نهایی بود که آمریکا، اروپای غربی در ژاپن را به ضرورت تأسیس آژانس ترغیب نمود. سرانجام این آژانس در طی یک گردهمایی در 18 نوامبر 1974م. با شرکت نمایندگان کشورهای عضو همکاری اقتصادی و توسعه و عضویت اتحادیه اروپا تأسیس گردید. مرحله اجرایی آژانس سال 1976م. و مقر آن در پاریس و زیرمجموعه (OECD) است. (موسوی، 1384: 169)
راه اندازی این آژانس را میتوان یکی از گامهای بزرگ کشورهای مصرف کننده نفت در امر دیپلماسی انرژی دانست ولی نکته جالب توجه، التزام اعضا به قواعد آژانس است که موجبات قوت و یکپارچگی آن را – هرچند که این امر به نفع برخی از اعضای خاص است- فراهم آورده است در حالی که اوپک، همواره با کارشکنی عربستان سعودی و تک رویهای خودخواهانه این کشور همراه بوده است.
جمهوری اسلامی ایران و دیپلماسی انرژی
نفت بهعنوان یک ابزار قدرتمند، جایگاهی بس عظیم در پیشبرد دیپلماسی سیاسی- اقتصادی ایران و تضمین امنیت ملی کشور از راه توسعه همکاریها و تعاملات منطقهای و بینالمللی دارد. صنعت نفت یکی از اصلیترین مزیتهای اقتصاد ایران به شمار میرود به طوری که بخش عمدهای از بودجه کل کشور از بخش نفت تأمین میشود. بنابراین مناسب است که با تکیه بر آن، ضمن حفظ استقلال بودجه کشور از درآمدهای نفتی، زمینه توسعه اقتصادی پایدار را فراهم نمود. ایران با داشتن 137 میلیارد بشکه ذخیره هیدروکربن مایع و همچنین 29 تریلیون متر مکعب ذخیره قابل استحصال گاز طبیعی، یکی از مهمترین کشورهای تأمین کننده انرژی جهان است و با توجه به عمر باقیمانده از ذخایر نفت و گاز کشور، این جایگاه تا چندین سال آینده حفظ خواهد شد.
علیرغم تلاشهایی که در طی چند دهه اخیر برای تنوع بخشیدن به منابع انرژی در جهان صورت گرفته است، نفت همچنان یکی از منابع مهم انرژی در جهان محسوب میشود. تقریباً دو سوم ذخایر موجود جهان در حوزه خلیج فارس و دریای خزر قرار دارد. وجود وابستگی فراوان جهان به منابع نفت خلیجفارس موجب شده است که آمریکا در طی سه دهه اخیر، به حضور نظامی خود در این منطقه بیفزاید، یکی از تغییرات مهمی که در چند دهه اخیر در بازارهای عمده نفت روی داده است، افزایش تقاضا در حوزه «آسیا- پاسیفیک» است.
از این رو و بر اساس تحلیل روندها، از چندین سال گذشته، پیشبینی میشد که بخش عمدهای از نفت خاورمیانه با عبور از تنگههای هرمز و مالاکا به سوی بازارهای مصرف در چین، ژاپن و کره سرازیر شود که پس از تحریم نفتی ایران توسط اروپا، این امر سرعت بیشتری گرفت. به این ترتیب، اتکا به راههای دریایی انتقال نفت از مسیر تنگههای مهم استراتژیک هرمز و مالاکا بر اهمیت این دو تنگه افزوده است که این خود به نقش ایران در آینده انرژی جهان اشاره دارد.
جمهوری اسلامی ایران با توجه به جایگاه منحصر به فرد خود در امر انرژی، به ویژه نفت و گاز و در وضعیت پیچیده خود در فضای بینالمللی (که همواره مورد تحریمها و کارشکنیهای فراوان بوده است) میبایست در صدد تدوین چارچوبی دقیق برای دیپلماسی انرژی خود باشد، هر چند که با وجود تلاشهای اندک و پراکنده در طی چند سال اخیر، این امر مورد توجه و تمرکز خاص قرار نگرفته است.
تدوین سند جامعی در خصوص دیپلماسی انرژی کشور به مثابه ابزاری است که نقشی اساسی در پیوند جمهوری اسلامی ایران با جامعه جهانی برقرار ساخته و میتواند بهعنوان عامل تأثیرگذار در یک ساختار مبتنی بر همکاریهای بینالمللی تبدیل شود چرا که مواضع، خطوط قرمز، راهبردها و خط مشیها، ایران را در مقوله انرژی معرفی میکند و فضای تصمیم گیری را برای مسؤولین روشنتر میکند، هر چند که تحقق این امر مستلزم دقت، تأمل و تلاش بسیار زیاد متخصصان است.
ضرورت برخورداری از دیپلماسی انرژی فعال برای جمهوری اسلامی ایران
در چشم انداز صنعت نفت و گاز ایران در افق 1404ه. ش. آمده است: «جمهوری اسلامی ایران در پی حفظ جایگاه ظرفیت دومین تولیدکننده نفت خام در اوپک که مستلزم حفظ فاصله مناسب از نظر ایجاد ظرفیت تولید با سایر رقبای این جایگاه میباشد.» ضمن اینکه «دستیابی به جایگاه دوم جهانی در ظرفیت تولید گاز طبیعی با توجه به ضرورت استفاده از مخازن مشترک» یکی دیگر از بندهای این سند میباشد.
ناگفته پیداست که تحقق چنین امری مستلزم بهره گیری از یک سیاست مناسب در یافتن مصرف کنندگان جدید و قابل اطمینان بوده و نیازمند تعاملات مناسب بینالمللی در حوزه انرژی است و نکته صریحتر در این رابطه را میتوان در سیاستهای کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در بخش نفت و گاز مشاهده کرد، در بند 6 از این سیاستهای ابلاغی آشکارا به امر بهرهبرداری از موقعیت منطقهای و جغرافیایی کشور برای خرید و فروش، فرآوری، پالایش، معاوضه و انتقال نفت و گاز منطقه به بازارهای داخلی و جهانی اشاره میگردد که جز با بهره گیری از یک دستگاه دیپلماتیک توانمند و کارآمد در امر انرژی به وقوع نخواهد پیوست.
سیاست جمهوری اسلامی ایران باید با اتکا به منابع نفتی در پی ابداع و یافتن روشهای جدید در سیاست خارجی باشد که راه را برای تبدیل شدن به یک قطب مستقل قدرت، دست کم در خاورمیانه فراهم آورد. چرا که وجود بازارهای مصرف غیرقابل اعتماد نظیر چین یا وابستگی به نهادهایی نظیر اوپک که همواره تحت کارشکنی عربستان سعودی است، نمیتواند زمینه قوت ایران را در فعالیتهای مربوط به دیپلماسی انرژی فراهم کند.
بخشی از ضرورت دیپلماسی انرژی ناشی از وابستگی متقابل است که میان ایران و مصرفکنندگان عمده انرژی حاکم است. در این فضای آسیب پذیری متقابل و منافع مشترک که با توجه به آن که بودجه سالانه کشور و توسعه آن تا حد قابل ملاحظهای به درآمدهای نفتی وابسته است.
در سیاستهای کلان حوزه انرژی بر ضرورت اتخاذ تدابیر و راهکارهای مناسب برای گسترش اکتشاف نفت و گاز تأکید گردیده است. این امر در شرایطی حاصل میشود که شناخت کاملی از منابع اقتصادی کشور وجود داشته باشد. به این ترتیب، دیپلماسی انرژی را میتوان گامی مؤثر در جهت شناخت کامل منابع، افزایش ظرفیت تولید صیانت شده منابع انرژی و توسعه فنآوری در زمینه منابع و صنایع انرژی بخصوص در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی اشاره داشت.
الزامات یک دیپلماسی انرژی مناسب برای جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران، به واسطه قرار داشتن در موقعیت ژئوپلتیکی منحصر به فرد در خاورمیانه و برخورداری از منابع غنی هیدروکربونی دارای جایگاه ویژهای در حوزه انرژی است؛ از سوی دیگر تنگه هرمز را میتوان شاه راه اصلی نقل و انتقال منابع نفتی به کشورهای واردکننده نفت از خاورمیانه دانست که امکان کنترل آن توسط ایران میتواند از برگههای برنده کشور در فضای جهانی محسوب شود.
موقعیت جغرافیایی ایران این امکان را فراهم میسازد تا بتواند نقش واسط و انتقال دهنده نفت و گاز منطقه به خارج از منطقه و یا در میان کشورهای منطقه را از راه شبکههای خطوط لوله ایفا نماید. البته ضعف تکنولوژیک ایران در صنایع نفتی موجب ضعف این کشور در بهرهبرداری از میادین نفتی مشترک شده است که میتواند در روند دیپلماسی انرژی ایران تأثیر منفی داشته باشد. از سوی دیگر، تحریمها دارای مزایای بسیاری هستند ولی عدم مدیریت صحیح آن، زمینه ضعف ایران را در جامعه بینالملل فراهم میکند.
به نظر میآید که به منظور ایجاد و حفظ یک نظام کارآمد و قدرتمند در دیپلماسی انرژی برای جمهوری اسلامی ایران، میبایست به موارد زیر توجه کرد:
1. مدیریت صحیح و دقیق تحریمها و تبدیل تهدیدها به فرصت؛
2. ایجاد سبد متنوع انرژی و مصرف کنندگان مختلف، در جهت حفظ مشتریان و حفظ قیمت مناسب؛
3. تبدیل مواد خام به فرآوردههای نفتی با ارزش افزوده بالاتر و جلوگیری از خام فروشی؛
4. سازمان دهی قانونمند برای جذب منابع مالی مورد نیاز داخلی و خارجی در حوزه نفت و گاز؛
5. گسترش تحقیقات بنیادین، تربیت نیروی انسانی متخصص، ایجاد مراکز جذب و صدور دانش و خدمات فنی و مهندسی انرژی در سطح بینالمللی و ارتقای و توسعه فنآوری در زمینه منابع و صنایع نفت، گاز و پتروشیمی؛
6. استفاده از بستر نهادها و مجامع بینالمللی در جهت حفظ قدرت جمعی برای مقابله؛
7. عقد معاهدههای همکاری میان کشورهای حاشیه خلیجفارس و حاشیه دریای خزر و ایفای نقش محوری و کلیدی در این معاهدهها؛
8. تبیین دقیق و بهبود جایگاه خویش در اوپک و مجمع کشورهای صادرکننده گاز.
یک دیپلماسی مناسب در عرضه انرژی میتواند دربردارنده این ویژگیها باشد
ـ تلاش در جهت احراز جایگاه شایسته در بازار انرژی؛
ـ رصد و بررسی مداوم بازار انرژی و سیاستهای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان؛
ـ تلاش در جهت جذب بازار مصرفکنندگانی که در حال ورود به دایره قدرتهای بزرگ اقتصادی هستند و در سالهای آینده سهم آنها در مصرف انرژی خلیج فارس افزایش مییابد؛
ـ افزایش و تقویت همکاری با دیگر تولیدکنندگان انرژی منطقهای؛
ـ افزایش تعاملات سازنده در صحنه سیاست خارجی که میتواند در جذب مصرفکننده انرژی و ایجاد بازار مطمئن، سرمایه گذار در صنعت انرژی، انتقال فنآوری پیشرفته، عاملی تسهیلکننده باشد؛
ـ بهره گیری به موقع از ابزارها و امکانات خارجی به منظور اتخاذ سیاستهای انرژی با توجه به تحولات و روندهای بازار انرژی و همچنین تعامل با بازیگران این عرصه.
یک گام دیگر در ایجاد و مدیریت یک نظام دیپلماسی انرژی مناسب برای جمهوری اسلامی ایران، تربیت نیروهای توانمند در این زمینه است. نیروهایی که ضمن آشنایی کاربردی با تمامی حوزههای دانشی مرتبط نظیر حقوق، اقتصاد، مدیریت پروژه، مسائل فنی انرژی و... با قواعد مذاکره و چانهزنی نیز آشنا باشند.
جمعبندی و نتیجهگیری
با توجه به اهمیت انرژی در دنیای امروز، کشورها میکوشند با روشهای گوناگون به امر کسب، تثبیت و حفظ امنیت انرژی خویش بپردازند. وابستگی مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی حقوقی با یکدیگر منجر به مطرح شدن مفهوم جدیدی به نام دیپلماسی انرژی شده است. دیپلماسی انرژی، بهکارگیری ابزارهای دیپلماتیک و ایجاد بسترهای تعاملی در حوزه مسائل مربوط به انرژی است. با توجه به جایگاه خاص جمهوری اسلامی ایران در حوزه انرژی و حساسیتها و پیچیدگیهای منحصربهفرد آن در مسائل سیاسی و اقتصادی، استفاده از یک چارچوب قوی و کارآمد در حوزه دیپلماسی انرژی بسیار ضروری است.
برای تدوین یک سند جامع در حوزه دیپلماسی انرژی جمهوری اسلامی ایران، میبایست افزون بر توجه به نقاط ضعف و قوت، فرصتها و تهدیدهای احتمالی، رویکردی دینامیکی و پویا و نگاهی مسأله محور داشت. توجه به بازیگران اصلی حوزه انرژی و پیشبینی قابل اطمینان رفتار آنها در آینده که مستلزم رصد مستمر و دقیق است، یکی دیگر از الزامات طراحی چنین سندی میباشد. دیپلماسی انرژی یک فرآیند همیشگی، دقیق و به روز شده است که جز با همکاری متخصصان و اندیشمندان حوزههای نظری و عملی تحقق نمییابد.