علی خانی
پیروزی در انتخابات مجلس هشتم مهمترین افقی است که احزاب و گروههای مختلف سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب برای فعالیتهای خود در سال 86 ترسیم نمودهاند. مجلس به دلیل اختیارات زیادی که در قانونگذاری و نظارت بر امور کشور دارد از جایگاه رفیعی نزد مردم و بویژه جناحهای سیاسی برخوردار است. هر چند فرصت زیادی تا فصل انتخابات و شروع رقابتهای انتخاباتی باقی است، لکن تلاش هر دو جناح رقیب از هماکنون آغاز شده است. به طور قطع تداوم موفقیتهای سیاسی اصولگرایان در عرصه انتخابات و استمرار حضور آنها در عرصه مدیریت تقنینی و اجرایی کشور مستلزم توجه به دو ضرورت ذیل است:
1- اتحاد و انسجام درون حزبی
به نظر میرسد "ایجاد همگرایی و انسجام درون حزبی" به عنوان یکی از ارکان اساسی موفقیت سیاسی احزاب مهمترین اولویت برنامههای تشکیلاتی اصولگرایان و اصلاحطلبان در سال جاری خواهد بود. توجه به اظهارات فعالان سیاسی دو جناح رقیب نشان میدهد تبیین سیاست و استراتژی واحد جهت تعامل مثبت و همافزایی منطقی بین طیفهای مختلف اصولگرا و اصلاحطلب از دیگر اولویتهای کاری اصولگرایان و اصلاحطلبان خواهد بود.(1) تجربه انتخابات در سالهای اخیر نشان داده است که موفقیت سیاسی اصولگرایان نشأت گرفته از همبستگی، وحدت گفتمانی و اجماع سیاسی موجود میان گروههای اصولگرا بوده است. (به عنوان نمونه: انتخابات مجلس هفتم) گرچه اختلافات سیاسی موجود میان اصولگرایان (که نمونه عینی آن را در انتخابات شوراها شاهد بودیم) ریشه در اختلاف مبانی و اصول ندارد لکن باید دقت داشت که مبادا این اختلافات جزئی و سلیقهای از بستر عرض مفارق به عرض لازم اصولگرایی تبدیل شود. بدیهی است تفرقه، عدم وفاق و همدلی و ناهماهنگی نیروهای اصولگرا در سیاستها و اهداف میتواند زمینه لازم را برای پیروزی رقبای اصلاحطلب فراهم آورد. به علاوه واگراییهای درون حزبی پیامدی جز اخلال در تحقق اهداف و برنامههای جریان اصولگرا و متعاقباً سلب اعتماد عمومی نخواهد داشت. اصولگرایان در حالی درصدد برداشتن گام پنجم پیروزیهای پی در پی خود هستند که مدعیان اصلاحات تلاش خود را معطوف به ایجاد تفرقه، جدایی و گسست در میان جبهه اصولگرایی نمودهاند. تلاش اصلاحطلبان در تخریب و سیاهنمایی عملکرد دولت اصولگرا در عرصههای مختلف، بزرگنمایی اختلافات جزئی میان اصولگرایان، القای عدم تفاهم و تعامل میان رهبران و بزرگان گروههای اصولگرا و نیز سوءاستفاده از برخی نقدهای مشتاقانه و دلسوزانه اصولگرایان مجلس و دیگر احزاب اصولگرا نسبت به اقدامات دولت از همین رهگذر قابل ارزیابی است. در چنین شرایطی درایت سیاسی اصولگرایان اقتضا دارد با پرهیز از امتیاز خواهی و خودمحوری و با در نظر داشتن مصلحت و منافع ملی اختلافات موجود را کنار نهاده بیش از پیش به تعامل با یکدیگر و حفظ وحدت و انسجام درون حزبی همت گمارند. چه اینکه به فرمایش مولای متقیان علی علیهالسلام: "ایاکم و الفرقه فان الشاذ من الناس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب ... باید از تفرقه پرهیز کرد؛ چرا که افراد تک رو و جدا شده دستخوش امیال شیطانی میشوند همانطور که گوسفند تنها و تک افتاده طعمه گرگ میشود." (2)
2- تعریف اهداف و برنامههای واقعگرا و تحقق پذیر
پس از تحولات سیاسی سالهای اخیر احزاب و گروههای فعال سیاسی به خوبی تجربه کرده و دریافتهاند که بقا و استمرار حیات سیاسی آنها مرهون "ارتباط صادقانه با مردم و جلب اعتماد و رضایت آنهاست." برآیند تحرکات تشکلها و احزاب سیاسی چنین مینمایاند که استراتژی مشترک اصولگرایان و اصلاحطلب جهت پیروزی و موفقیت در انتخابات مجلس هشتم بر مبنای همین اصل (تعامل با مردم و جلب اعتماد آنها) بنا نهاده شده است. اقبال، اعتماد و حمایت مردم سرمایهای بس گرانبهاست که تنها با درک مطالبات و خواستههای حقیقی مردم از سوی احزاب و تشکلهای سیاسی و تلاش متعهدانه در راه برآورده ساختن آنها حاصل میشود. اصولگرایان بیشک به یاد دارند که اعتماد و حمایت مردم و نیز همیاری بدنه اجتماعی اصولگرایی در صحنههای متعدد سیاسی بویژه انتخابات هفتم مجلس و نهم ریاست جمهوری مهمترین و اصلیترین عامل پیروزی این جریان بوده است. چه اینکه عدم مطابقت برنامهها و شعارهای اصلاحطلبان با خواستههای حقیقی مردم و عدم التزام و اعتقاد عملی آنها به شعارها و مواضع اعلام شده مهمترین عامل ادبار و رویگردانی مردم از جریان اصلاحات و انزوای سیاسی آنها بوده است. بدون تردید عملکرد یک سال آینده مجلس هفتم، دولت نهم و شورای شهر سوم که از اعتبار اصولگرایی بهره میگیرند بر گرایش و اقبال مردم به اصولگرایان در انتخابات آتی سایه خواهد انداخت. از این رو لازم است اصولگرایان با تداوم و گسترش تلاش خود در حل مشکلات و معضلات مردم و جلب اعتماد و رضایت آنها در جهت تقویت بدنه اجتماعی اصولگرایی همت گمارند. کسب موقعیت برتر در انتخابات مجلس هشتم، مستلزم آن است که اصولگرایان با شناخت صحیح نیازها و انتظارات واقعی مردم به تعریف اهداف و برنامههای واقعگرا و تحققپذیر و نیز ارائه راهکارهای عملی و مناسب جهت محقق ساختن این اهداف اقدام نمایند. ناگفته نماند که اصلاحطلبان نیز با اذعان به کاهش مقبولیت اجتماعی جریان اصلاحات (با استناد به نتایج انتخابات سالهای پیش) سعی دارند با ایجاد شبهه ناکارآمدی اصولگرایان در اداره کشور و تشکیک در توانایی آنها نسبت به برآورده ساختن انتظارات و مطالبات مردم از مقبولیت اجتماعی اصولگرایان کاسته و پایگاه مردمی خویش را بازیابند. این عده همچنین در تلاشند با بزرگنمایی مشکلات موجود و تخریب چهره اصولگرای دولت دکتر احمدینژاد، به اقناع افکار عمومی نسبت به عدم موفقیت مدیریت اصولگرا پرداخته، امید خویش را برای حضور دوباره در عرصه سیاسی کشور فزونی بخشند. بیشک حمایت خردمندانه همه گروههای اصولگرا از دولت احمدینژاد میتواند این استراتژی اصلاحطلبان را نیز ناکام گذارد.