* از فاصله نشست بغداد تا مسکو طرف ایرانی پنج نامه برای گروه 1+5 نوشت و تأکید کرد که لازمه موفقیت در مذاکرات تشکیل جلسات کارشناسی است، اما نوع رفتار طرف غربی نشانگر به کارگیری سیاست وقتکشی یا اتلاف وقت برای مذاکرات بود. غرب و گروه 1+5 چه اهدافی را از این سیاست دنبال میکنند؟
** مجموع رفتارها و عکسالعملهایی که از طرف ایرانی بعد از اجلاس استانبول 2 از سوی محافل رسمی و غیر رسمی و رسانهای بروز کرد، نوعی بیتابی در رفع تحریمها از سوی ایران را نشان داد و غرب را به این اشتباه محاسباتی انداخت که اگر تحریمها را تداوم و گسترش دهد موجب انعطاف بیشتر ایران خواهد شد و لذا درحال حاضر سیاست وقت کشی و گسترش تحریمها را دنبال میکنند.
* بر اساس شواهد و قرائن موجود به نظر میرسد 1+5 به رغم ادعا برای بررسی بسته پیشنهادی ایران تمایلی به بررسی آن ندارد. با در نظر گرفتن شرایط موجود وضعیت پرونده هستهای ایران در مذاکرات آتی به چه شکل خواهد بود؟
** اینکه جلوه داده شده که اعضای گروه 1+5 در مذاکرات اختیاری از خود نداشتند و یا در بین آنها هماهنگی نبود و وقت و زمان بیشتر برای فهم مواضع ایران لازم داشتند صرفاً ترفندهای دیپلماتیک برای وقت کشی بوده است وگرنه اگر اراده سیاسی از طرف اصلی برای حل و فصل مسائل وجود داشت در مذاکرات حتی با یک اشاره ما هم توافق حاصل میشد.
* با عنایت به در نظر گرفتن این موضوع که معاهده NPT یکی از شروط ایران برای مذاکرات است طرف غربی چرا از پذیرش حقوق مصرح ایران در رابطه با غنیسازی اورانیوم سر باز میزند و واکنش مناسب تیم ایرانی به این قبیل واکنشها چه باید باشد و اصولاً تا چه حد مانور بر روی NPT میتواند راهگشای تیم ایرانی باشد؟
** باید توجه کرد که اساس مناقشه هستهای یک اختلاف فنی یا حقوقی در نحوه اجرا یا برداشت از معاهده NPT نیست و اساس مناقشه، سیاسی است و هدف اصلی جلوگیری از توانمندی جمهوری اسلامی ایران است. البته طرف ایرانی باید به طور مرتب و گسترده برای جهانیان این نیت غرب را افشا کند و نشان دهد که آنها در چارچوب معاهده، حاضر به رسمیت شناختن حقوق ایران نیستند و لازم بوده بعد از هر مذاکرهای هیأتهایی به اکثر کشورها جهت ارائه گزارش از مذاکرات اعزام گردد.
* تاکنون 36 دوره مذاکرات میان ایران و کشورهای غربی بر سر برنامههای هستهای کشورمان صورت گرفته است که تاکنون به نتایج درستی نرسیده است. آینده مذاکرات هستهای ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
** از آغاز مناقشه هستهای از ده سال پیش تاکنون مشکل اصلی همین بوده که غرب حاضر به پذیرش حق ایران در غنیسازی نبوده است و آنها تا موقعی که دست خود را پرتر و بالاتر ببینند به این حق قانونی ایران تن نخواهند داد.
* با عنایت به درخواستهای غیرمنطقی 1+5 از ایران از جمله متوقف کردن غنیسازی 20 درصدی، تعطیلی تأسیسات فردو و خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده 20 درصد، به نظر میرسد که دور بعدی مذاکرات که احتمالاً در آستانه قزاقستان برگزار میشود نیز به نتیجه ملموس نرسد. نظر شما در این رابطه چیست؟
** وقتی قبل از شروع مذاکرات مسکو طرف مقابل صحبت از دورهای بعدی مذاکرات میکند حاکی از نیت وقتکشی و کش دادن مذاکرات است.
دکتر جلیلی هم ارزیابی خود از پیشنهادهای طرف مقابل را ارائه میدهد و هم دقیقاً پیشنهادهای خود را تشریح میکند اما خانم اشتون یک طرفه فقط بر پیشنهادات خود پافشاری میکند و اعتنایی به نظر طرف ایرانی نمیکند، این گونه برخوردها نشان دهنده عدم علاقه طرف مقابل به حصول توافق است.
بنابرابن تداوم این وضعیت نمیتواند مذاکرات بعدی احتمالاً در قزاقستان را نیز به نتیجه مطلوب برساند.
* جلیلی و اشتون بارها و بارها در مذاکرات مسکو تأکید کردهاند که مذاکره را برای مذاکره نمیخواهیم. اما با نیمنگاهی به 36 دور مذاکرات ایران و غرب به این نتیجه میرسیم که طرف غربی بههیچوجه تمایلی برای بستن پرونده هستهای ایران ندارد و ممکن است تعداد مذاکرات ایران و 1+5 در روزگاری نه چندان دور به یک عدد سه رقمی نیز برسد. تحلیل شما در این رابطه چیست؟
** به نظر من تا اساس معادلات حاکم بر نوع توازن بین طرفین در ابعاد گوناگون تغییر اساسی نکند وضع به همین منوال در هر تعداد از مذاکرات بعدی نیز ادامه خواهد یافت.
* ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلیس علاوه بر تأکید بر تحریم نفتی ایران از یازدهم تیرماه هشدار داد که در ماههای آینده در صورت عدم پیشرفت در مذاکرات هستهای میان ایران و گروه 1+5، تحریمهای اروپا علیه ایران شدت پیدا خواهد کرد. با توجه به تهدیدهای اخیر وزیر امور خارجه انگلستان، ارزیابی شما از نشست معاونان و کارشناسان در بغداد و همچنین دور بعدی مذاکرات چیست؟
** اظهارات هیگ نشان میدهد استراتژی طرف مقابل فعالسازی کلیه اهرمهای فشار و حتی گسترش آنها همزمان با مذاکره است تا ایران را به عقب نشینی وا دارند. تنها راه کنترل حریف این است که ما هم کلیه اهرمهای خود را همزمان با مذاکره فعال و حتی گسترش دهیم، اما بعد از مذاکرات استانبول2 ما دچار خوشبینی شدیم و آرام گرفتیم و لذا طرف مقابل حریص و زیاده خواه شد. در کل، شرایط پس از 10 سال مناقشه مثل این است که دو نفر در حال خصومت تفنگشان را به طرف هم گرفتهاند و درضمن با هم گفتوگو را آغاز میکنند یک طرف با شنیدن حرفهای طرف مقابل با خوشبینی اعتماد کرده و تفنگ خود را روی میز میگذارد در حالی که طرف مقابل هنوز تفنگ دردست دارد و لذا این شرایط علایم غلطی به طرف مقابل میدهد و او را جریتر و حریصتر میکند.
* به واقع آیا نگرانی غرب به انحراف ایران از برنامه هستهای باز میگردد یا این که مسائلی دیگر در میان مطرح است؟
** باید توجه کنیم که امریکا قبل از مناقشه هستهای و در زمان ریاست جمهوری کلینتون یعنی حدود 16 سال پیش، تحریمهای یکجانبهای علیه ایران را با هدف مهار ایران و بدون هیچ بهانهای (بدون بهانه مناقشه هستهای) و صرفاً برای جلوگیری از رشد و ارتقای توانایی ایران در منطقه توسط همین دموکراتها اعلام و اعمال کردند.
در آن زمان این اقدام را استراتژی مهار دوگانه نامیدند که منظور از آن این بود که عراق (رقیب ایران) در اثر حمله بوش پدر و متحدین امریکا تضعیف شده و با محاصره نظامی و اقتصادی مهار شده است و این شرایط باعث اعتلای ایران گشته و لذا باید ایران نیز با اعمال تحریمها مهار گردد.
اما این استراتژی دموکراتهای امریکایی با شکست مواجه شد زیرا آن زمان به تحریمهای یکجانبه امریکا، دیگر کشورها نپیوستند و حتی تلاش کردند از فرصت استفاده کرده و خلأ امریکا را با توسعه منافع خود پر کنند و ایران روز به روز قدرتمندتر شد و امریکا در برنامه تحریم ایران منزوی شد.
بنابراین هدف اصلی امریکا در تحریم ایران از قدیم، مهار استراتژیک ایران بوده است و نه نگرانی از تولید سلاح هستهای، زیرا که آنها بهتر از دیگران اطلاعات دارند که ایران در پی سلاح هستهای نیست، امریکاییها حتی در دوره آقای خاتمی که همه نوع انعطافها و سازشها صورت گرفت با کارشکنی از مصالحه جلوگیری کردند.
اکنون امریکاییها بعد از دو دهه تازه از انزوا در تحریم ایران خارج شدهاند و بهانهای بدست آوردهاند تا دیگر کشورها را در تحریم علیه ایران، همراه خود کنند.
بنابراین نباید انتظار داشت که امریکاییها به سهولت از این اهرم تقویت شده بدون توجه به اهداف استراتژیک و دیرینه خود مبنی بر مهار استراتژیک و همه جانبه ایران دست بر دارند.
به همین دلیل من معتقدم حتی اگر ایران در مذاکرات بعدی انعطافهای بیشتری نشان دهد باز امریکاییها مانند دوران خاتمی سنگاندازی خواهند کرد و مانع حصول توافق و حل و فصل مناقشه هستهای خواهند شد.
* موضع و نقش روسیه و چین در این میان چیست؟ آیا آنها به تداوم این وضع راضیاند؟
** چرا که نه! روسیه و چین از تداوم این مناقشه در این سطح منتفع میشوند البته در ظاهر و بهطور تاکتیکی بینابین حرکت میکنند، اینکه امریکا و کلاً غرب با کشور مهم، مؤثر و ثروتمندی چون ایران همه نوع مراودات خود را آن هم داوطلبانه قطع کنند برای روسیه و چین که همیشه غرب در ایران رقیبشان بوده یک سورپرایز است، در واقع امریکا و غرب دچار اشتباه استراتژیک شدهاند، روحیه ایرانیها نشان داده که فشار موجب عقب نشینی از حقوق اولیهشان نمیگردد بلکه آنها را مصممتر میکند و نهایتاً دوری ایران از غرب را استراتژیک و نهادینه میگرداند.
* مسئله پذیرش آتشبس با عراق را چگونه توصیف میکنید؟
** اشتباه نکنید، در آن زمان ایران به حقوق اساسی خود در تأمین مرزها و دفع تجاوز دست یافته بود و فقط از اهداف بیشتر از حقوق اساسی خود دست برداشت و آتش بس را پذیرفت اما اگر آن زمان همچنان متجاوز در درون حتی یک وجب از خاکمان بود جنگ را تا آخرین نفر ادامه میدادیم.
* حقوق اولیه و اساسی ما امروز در این مناقشه چیست؟
** چرخه سوخت و غنیسازی و به طور کلی توانایی صلحآمیز هستهای حقوق اساسی و اولیه ما در چارچوب معاهده NPT است. نگاه ما در این زمینه صرفاً مسئله تأمین انرژی نیست بلکه مسئله رشد علمی و فنی کشور است و اگر از آن دست برداریم برای همیشه عقب ماندگی علمی فنی کشور را امضا کردهایم، بهطوری که بچههای مان حتی از خواندن فیزیک هستهای در دانشگاه محروم خواهند شد.
این است که ممکن است در خصوص درصدهای خیلی بالای غنیسازی انعطافهایی حاصل شود اما ایران به هیچ وجه از اصل فن غنیسازی دست بر نخواهد داشت.
باید تهدید را به فرصت تبدیل کرد زیرا ما ایرانیها بیش از 50 سال است که آرزوی اقتصاد بدون نفت را داشتهایم و حتی این یکی از اهداف انقلابمان نیز بود اما این هدف را هیچ دولتی جدی نگرفت و این آرزو تحقق نیافت که اگر تحقق مییافت امروز چنین فشارهایی بر ایران ممکن نبود و لذا شرایط کنونی میتواند با مدیریت مدبرانه و هماهنگ، ایران را به این هدف نزدیک گرداند.