تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۶۸۷۳
سیدوحید مصباح چکیده: سخن اساسی در این پویش این است که دین چگونه می‌تواند در فرایند نظم‌سازی سهیم بوده باشد؟ پاسخ تحلیلی بدین پرسش، از اینجا آغاز می‌شود که پیدایی هر نظمی در گرو دو چیز است؛ هنجارها و روش و سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها. سهم دین (اسلام) از همین دو زاویه یا محور نگریسته و ارزیابی می‌گردد. یعنی نقش اسلام هم در هنجارسازی و هنجارشناسی و هم در ارائه‌ی راهکار و روش اجتماعی‌سازی آنها دیده می‌شود. منتهی این جستار بیشتر باز نمود زاویه و محور دوم است و به هنجارهایی که از این زاویه بیرون می‌آیند، می‌نگرد. از این روی‌، در سرتاسر این نوشتار سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها که از سوی اسلام عرضه گردیده و برایند آن که چه نوع نظمی است پی‌گیری شده است. جهت شناسایی سرشت آن نظم، تحلیل و کاوش از ویژگی‌های ساختاری و کارکردی امر به معروف و نهی از منکر، همچون سازوکار اجتماعی هنجارها و نظارت اجتماعی انجام گرفته است. در ادامه،‌ ویژگی‌های ساختاری و به ویژه کارکردی آن، در ذیل پنج محور و برایند وجوب و مشارکت همگانی، دانایی محوری، احتمال تأثیر و آزمون‌پذیری، تنوع و انعطاف روشی حق‌مندی، حفظ و حمایت از توازن حریم‌ها و حقوق به طور روشن بازتاب پیدا می‌کند و بالاخره به این نتیجه رهنمون می‌شود که نظمی برآمده از این سیستم اجتماعی‌سازی هنجارها (امر به معروف و نهی از منکر) همانا نظم مردم‌سالار دینی می‌باشد. سپس با بازگو نمودن پاره‌ای از مختصات همپوش مردم‌سالاری این برایند را مستدل‌تر می‌سازد، در نهایت چنین نظمی جایگزین برتر برای جامعه‌ی علمی پس از سرمایه‌داری معرفی می‌گردد. واژگان کلیدی: دین، نظم، اجتماعی‌سازی، دانایی، حق‌مندی، حریم، خصوصی، همگانی، آزمون‌پذیری، انعطاف.

پیش‌در‌آمد
در جهان معاصر، منابع، مبانی و روش‌های متنوع و متعددی برای تولید و توسعه‌ی نظم، در ساحات گوناگون زیستی، سر بیرون داشته‌اند. به همین جهت نظم‌های به وجود آمده تنوع‌پذیری دارند و تغییر و تکامل‌پذیر هستند.
از سوی دیگر، در فرایند نظم‌سازی، هر کس در پی سلطه و توسعه‌ی نظم برون داد خویش می‌باشد و، طبعاً، در این بازار، نظمی پاینده خواهد بود و بر فراز خواهد نشست که نسبت به رقبا برتری‌هایی (کارکردی، معرفتی، اخلاقی،‌ اجرایی و...) داشته باشد تا بتواند در فراگرد رقابت پیشی گیرد.
در جامعه‌ی دینی، دین یکی از مبانی، منابع و سازوکارهایی به شمار می‌رود که در پیدایش نظم نقش چشم‌گیری دارد. شاید درست به نظر آید که گفته شود پیدایش جامعه‌ی دینی میسور نیست، مگر آن که نظم دینی به وجود آمده باشد. و چنین نظمی هنگامی پدید می‌آید که دین نقش کلیدی در شکل‌گیری آن داشته باشد.
از سوی دیگر هر نظمی بر روی دو محور و ستون در حرکت است، به طوری که در فقدان آن دو هیچ حرکت نظم‌آوری آغاز نخواهد شد. این یک اصل و آیینی است که در مورد هر نظمی (دینی و غیردینی) حاکم است. آن دو امر اساسی یکی هنجارهاست و دیگری، سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها و، به تعبیر جامعه‌شناختی، نظارت اجتماعی.
دین اسلام نسبت به هر دو مولد است. یعنی از سویی هنجارسازی و هنجارشناسی می‌کند، و از سوی دیگر سازوکار اجتماعی‌شدن هنجارها را نیز عرضه داشته است، که همانا فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد. طبعاً ماهیت و هویت هر نظمی وابسته به مختصات این دو امر می‌باشد.
هنجارهایی که اسلام تولید نموده است و مورد تأیید قرار داده است و نیز مختصات، شرایط و ویژگی‌هایی که برای امر به معروف و نهی از منکر لازم دانسته است، نظم دینی ویژه‌ای را عرضه می‌دارد.
اصل امر به معروف و نهی از منکر همچون روش و سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها، نظمی را که پدید می‌آورد، به ویژه در حوزه‌ی عمومی ـ سیاسی گونه‌ای از مردم‌سالار دینی است. نکته‌ی مرکزی این جستار تبیین و تثبیت همین مدعی است. به تعبیر دیگر پاسخ این پرسش که «چگونه امر به معروف و نهی از منکر به نظم مردم‌سالار دینی می‌انجامد؟».
نظم مردم‌سالار دینی برایند امر به معروف و نهی از منکر
شرایط،‌ ویژگی‌ها، مختصات و نتایجی که امر به معروف و نهی از منکر همچون سیستم اجتماعی‌سازی هنجارها در اسلام دارد نظمی را تولید می‌کند که از آن می‌توان به مردم‌سالاری دینی تعبیر نمود. اینک هر کدام را به طور جداگانه تحلیل و ارزیابی می‌نماییم.
1) ضرورت و وجوب همگانی
امر به معروف و نهی از منکر در اسلام بر همگان لازم می‌باشد (لزوم عینی یا کفایی)؛ یعنی دولت، جامعه، نهادها و سازمان‌های مختلف و نیز افراد، هم به عنوان عامل هم به عنوان معمول، در فراگرد امر به معروف و نهی از منکر واقع می‌شوند. این برابر است با این که تمامی سطوح جامعه نسبت به هم مسؤولیت و رسالت متقابل دارند، و در مقابل آسیب‌ها، آفات، تهدید و انحرافات نباید بی‌تفاوت بمانند؛ هر چند این رسالت در سایه‌ی قانون و شرایط ویژه‌ای که ترسیم شده است اعمال می‌گردد، و پاره از اعمال متوجه گروه خاص می‌شود.
این واقعیت در اسلام بدین‌گونه بازتابیده است.
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ (توبه، 71)
مردان و زنان با ایمان راهنما و یاور یکدیگرند، و به خوبی‌ها راهنمایی و از زشتی‌ها بازدارند.
این آیه‌ی شریفه، عموم آدمیان را در یک جامعه، به ویژه در اجتماع دینی، مسؤول و موظف امر به معروف و نهی از منکر می‌داند.
وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران، 104)
باید از شما جمعی باشد که آدمیان را به خیر و خوبی فراخواند و از زشتی و بدی باز دارد و اینان همانا رستگارانند.
این آیه‌ی مبارکه، ضرورت این اصل و سازوکار را متوجه گروه و جمعی خاص نموده است که می‌تواند شامل دولت و نهادهای وابسته، نهاد دین و نیز سازمان‌های غیردولتی و... گردد.
بار دیگر در قرآن می‌خوانیم:
الذِینَ اِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأِرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتوُا الزَّکاةَ وَ أَمَروُا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ (حج، 41)
آنانی که خدا را یاری می‌کنند کسانی هستند که اگر به آنان در روی زمین قدرت و اقتدار دهیم نماز بپا می‌دارند و اموال خود را پاک نموده و می‌بخشند و به سوی خیر و خوبی فرا می‌خوانند و از شر و بدی باز می‌دارند و پایان کارها به قدرت خدا است.
از این آیه فهمیده می‌شود مراکز توان‌مند، که مهم‌ترین آنها دولت است، مسؤول اجتماعی‌سازی پاره‌ای از هنجارها می‌باشند. ضرورت همگانی یاد شده از روایات نیز استفاده می‌گردد.
و روی عن‌النبی صلی‌الله علیه و آله أنه قال لا یزال الناس بخیر ما أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البر فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الأرض و لا فی السماء (مفید، 1413، 808)
پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: آدمیان مادامی که به خوبی‌ها فراخوانند، از زشتی‌ها باز دارند و در جهت توسعه و نیکی‌ها همکاری نمایند، سعادت و برخورداری برای آنها پایدار است. و هنگامی که این فریضه را انجام ندهند برکت و گشایش از آنها گرفته شده، بعضی بر بعضی مسلط گردیده و برایشان در زمین و آسمان یاوری نخواهد بود.
در این کلام به روشنی همگان را مسؤول و موظف به این عمل نموده است و پیامدهای سازنده‌ی عمل به آن و نیز پیامد بی‌توجهی به آن را در حوزه‌ی تعاملات انسانی بازگو نموده است.
قال الکاظم علیه‌السلام لتأمرن بالمعروف و لتنهون عن المنکر أو لیستعملن الله علیکم شرارکم فتدعوا خیارکم فلا یستجاب لهم (احسائی، 1405، 190)
در این فرمایش، از سویی دستور اکید به اجرای امر به معروف و نهی از منکر داده شده است و از سوی دیگر برایند ترک آن را، که همانا سیطره‌ی شرارت شرور باشد، باز نموده است. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبیِلِ‌ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ اِلَّا کَنَفْثَهٍ فِی بَحْرِ لُجّیٍّ وَ اِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَا یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا یَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ کَلِمَهُ عَدْلٍ عِنْدَ اِمَامٍ جَائِرٍ (ابی الحدید، 1404، 306)
چند نکته‌ی آموزنده در این سخن وجود دارد:
1) امر به معروف و نهی از منکر از گونه‌ی عمل و فعالیت است؛
2) برایند این فعالیت افزایش و توسعه است؛
3) این‌گونه از فعالیت، اساس هرگونه عملیات توسعه‌بخش و نیکی آفرین می‌باشد. نه این که تنگناآور و میراننده باشد؛
4) دستگاه حکومت باید از سوی مردم پیوسته نظارت گردد، و ثمربخش‌ترین نظارت همان است که به گسترش عدالت و زدودن ستم بیانجامد.
ضرورت و همگانی بودن فراگرد اجتماعی‌سازی (امر به معروف نهی از منکر) در اسلام تمامی افراد جامعه را به عنوان انسان‌های عامل، فعال و شرکت‌کننده در حوزه‌ی اجتماعی و عمومی نه تنها می‌پروراند و صاحب حق می‌داند، بلکه فراتر از آن، آنها را به طور عملیاتی درگیر و وارد این حوزه‌ی زیستی می‌سازد.
از سویی بر همگان پیداست که از شمار بنیادهای نظم مردم‌سالار و نیز برایند چنین نظمی همانا مشارکت فعال عمومی و نظارت همگانی در حوزه‌ی عمومی، به ویژه عرصه‌ی قدرت و سیاست است. چهره‌های مختلف دموکراسی مانند دموکراسی ریاستی، دموکراسی پارلمانی، دموکراسی گفتگویی (گیدنز، 1382، 188)، دموکراسی مشورتی، که شیوه‌ای است برای رسیدن به توافق در حوزه‌ی استراتژی و خط‌مشی سیاسی (miller-btu-55-57) دموکراسی حقوقی که حداکثر میدان عمل برای جامعه‌ی بازار آزاد از خصوصیات عمده‌ی آن به شمار می‌رود، دموکراسی مشارکتی، که حق مساوی تکامل نفس و مشارکت مستقیم شهروندان در تنظیم نهادهای اصلی جامعه از اصول و ویژگی‌هایش به شمار می‌رود (هلد، 1378، 382 ـ 397) و دموکراسی سازمانی، که از اندیشه‌های «دراکر» استفاده می‌شود و متناسب با جامعه‌ی پس از سرمایه‌داری، یعنی جامعه‌ی علمی است، که در آن همکاری، هم پایه بودن، جمع‌گرایی، روح تعاون و مشارکت، عمل دانایی محور و ثمربخشی عمل و فعالیت از اصول و مؤلفه‌های آن شناخته شده است (دراکر، 1374، 107) و هیچ‌گونه فرودستی یا فرادستی ذاتی برای افراد پذیرفته نشده و جز مشارکت فعال افراد و آدمیان جهت ثمربخشی فعالیت و به ثمر رساندن هدف، چیزی دیگر ملاک برتری و ارزش‌گذاری نمی‌باشد. همگی که از سیرت‌های نظم مردم‌سالار در جهان معاصر هستند، مشارکت را به مثابه اصلی عملی باور داشته و بدان عمل می‌نمایند، گرچه مکانیزم، دامنه، سطح و سقف مشارکت در همه، صورت و سیرت یکسان ندارد.
بنابراین امر به معروف و نهی از منکر سازوکاری بسیار کارامد در جهت تنظیم و زایش مشارکت فعال مردم و نیز تعیین دامنه و عرصه‌ی آن می‌باشد.
2) دانایی محوری
سیستم نظارتی و اجتماعی‌سازی اسلام (امر به معروف و نهی از منکر) بر محور و مبنای دانایی ساخته شده و عمل می‌کند. چون دانایی توانایی می‌آورد. و توانایی برای عملیاتی شدن عدالت، که از اهداف کلیدی جامعه‌ی اسلامی است، لازم و ضروری می‌باشد. در نتیجه دانایی در تأمین عدالت سهم اساسی و غیرقابل انکار می‌یابد. از این رو، اسلام این سیستم و سازوکار دانایی را با تمامی زیرمجموعه‌ها و برآیندهایش، به طور همپوش، می‌طلبد.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِْ بْنِ الْفَتَّالِ فِی رَوْضَةِ الْوَاعِظینَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه‌السلام قَالَ اِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ فِیهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ عَالِمٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ تَارِکُ لِمَا یَنْهَی عَنْهُ عَادِلٌ فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَی رَفِیقٌ فِیمَا یَأْمُرُ رَفیِقٌ فِیمَا یَنْهَی (الحر العاملی، 1382، 403)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: تنها کسانی که سه ویژگی دارند به خوبی‌ها می‌خوانند و از بدی‌ها بازدارند. و آن سه، عبارتند از: دانایی به چیزی که می‌خوانند دارند و از آنچه که باز می‌دارند خود نیز دوری می‌گزینند. در فراگرد فراخوانی و بازداری، عدالت می‌ورزند. مهربان و مدارا دارند در چیزی که به آن می‌خوانند و یا از آن باز می‌دارند.
این فرمایش، با صراحت، جایگاه دانایی و عدالت را در اجتماعی‌سازی هنجارها باز نموده است.
امام علی علیه‌السلام از آدم‌هایی که در نادانی زندگی می‌کنند و در گمراهی می‌میرند، به خدا شکایت می‌برد:
الی الله اشکو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالاً
زیرا چنین آدم‌هایی عامل از هم گسستگی جامعه هستند؛ چون این‌ها معروف را نمی‌شناسند منکر را به جای آن می‌نشانند و از آن استقبال می‌نمایند.
و لا عندهم انکر من المعروف و لا اعرف من المنکر (اویس، 1408، 217)
این امام همام در جای دیگر سقوط و نابودی ملت‌های گذشته را همانا آلودگی به فساد و معاصی جامعه و خاموش نشستن عالمان و مربیان و توان‌مندان جامعه در مقابل چنین ناهنجاری‌هایی می‌داند:
فانه انما هلک من کان قبلکم حیثما عملوا من المعاصی و لم ینهاهم الربانیون و الاحبار عن ذلک نزلت بهم العقوبات (الحر العاملی، 1382، 395)
پیامبر گرامی اسلام علیه‌السلام جامعه‌ی دینی و دینداران ناتوان را سرزنش می‌کند و دلیل و علت آن را ضعف و زبونی‌شان در اجتماعی‌سازی هنجارهای سالم و بازداری از انحرافات می‌خواند:
قال النبی صلی‌الله علیه و آله: ان‌الله عز و جل لیبغض المؤمن الضعیف الذی لا دین له، فقیل: و ما المؤمن الضعیف الذی لا دین له؟ قال الذی لا ینهی عن المنکر. (الحر العاملی، 1382، 397)
پر روشن است دانایی که در این فرمایشات بازتابیده است، شامل دانایی و آگاهی و توانایی نسبت به خود معروف و منکر، خوبی‌ها و بدی‌ها، خیرات و مضرات و نیز شرایط و پیش زمینه‌ها و فرهنگ جامعه و نیز هنجارهایی که قرار است نهادینه گردند می‌شود. مهم‌تر از همه روش‌ها و سازوکارهای اجتماعی‌سازی هنجارهای سازنده می‌شود و همه را پوشش می‌دهد.
از سوی دیگر نظم مردم‌سالار هنگامی رویش پیدا می‌کند و زایندگی آن پیوستگی می‌یابد که مردم حقمند دانسته شده و نسبت به حقوق و مسؤولیت‌های خود دانایی و توانایی لازم را پیدا نمایند، چون در فقدان دانایی نمی‌داند به چه فرابخواند و از چه باز دارد؛ چگونه بخواند و کی را بخواند. در غیاب توانایی نمی‌تواند آنچه را می‌طلبد و حق دارد که داشته باشد و یا بدان فرا می‌خواند و یا باز می‌دارد به صورت عملیاتی درآورد.
یکی از اصول اساسی نظم مردم‌سالار، خودمختاری است. این را می‌توان در کوشش‌هایی که در راستای ارائه‌ی جایگزین برای دو مدل دموکراسی قانونی و مشارکتی، که راست جدید و چپ جدید در جهان معاصر از آنها نمایندگی می‌کنند، به روشنی مشاهده نمود. در این جایگزین سعی بر آن است تا نقایص دو مدل یاد شده وجود نداشته باشد. به همین جهت بر اصل خودمختاری تأکید فراوانی می‌رود. طبعاً هنگامی که خودمختاری باز می‌گردد، دانایی و توانایی، دو عنصر و سازه‌ی کلیدی در ساختمان آن می‌باشند.
هلد در این خصوص می‌گوید:
خودمختاری بر آن استعداد انسان‌ها دلالت می‌کند که می‌توانند خود آگاهانه استدلال کنند، خوداندیش و خود سامان‌دهنده باشند. این استعداد متضمن توانایی سنجش، داوری، انتخاب و اثرگذاری بر جریان‌های عملی ممکن در زندگی خصوصی و عمومی است. ... شرایط عمومی: دسترسی آزاد به اطلاعات برای تضمین تصمیم‌گیری‌های آگاهانه در کلیه‌ی امور عمومی. ... (هلد، 1378، 410 ـ 439)
در نظم مردم‌سالاری که در جامعه‌ی پس از سرمایه‌داری پیش‌بینی شده و پیش آمده است و از آن به جامعه‌ی علمی و نظم سازمانی یاد می‌شود، دانایی و کاربرد دانش، بنیاد آن را می‌سازد، به طوری که دانایی از عوامل اساسی تولید کالاها و خدمات به شمار می‌رود. زایش و پیدایش تغییرات و دگرگونی در تمامی حوزه‌های زیستی وابسته به آن می‌باشد. از این روی، دانایی و دست‌یابی به اطلاعات روزامد، در نظم مردم‌سالار معاصر، از حقوق غیرقابل انکار انسان به شمار می‌رود.
به این ترتیب امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، به مثابه سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها، هم وابسته به دانایی است و هم برآیند و برون دادش دانایی و اطلاعات است، و از دو سو به نظم مردم‌سالاری دینی می‌انجامد.
3) احتمال تأثیر
از نظر اسلام یکی از شرایط و ویژگی‌های امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر است. معنا و مراد از این شرط و ویژگی، به خصوص در حوزه‌ی عمومی، این است که ظرفیت پذیرندگی ذهنی و عملیاتی جامعه نسبت به هنجارهایی که به سوی آنها فراخوانی انجام می‌گیرد، در کدام سطح و اندازه‌ای است.
طبعاً چنین امر مهمی، تنها با یکسری نشانه‌ها و قرائن و تصورات ذهنی، نسبت به فرد یا جمع حاصل نمی‌گردد. قهراً به سنجه‌های عینی و عملیاتی نیاز هست، و ثمربخش‌ترین سنجه‌ای که در این فراگرد وجود دارد، همانا آزمون‌پذیری می‌باشد. پس احتمال تأثیر وابستگی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و کارکردی به آزمون‌پذیری دارد:
و قال علیه‌السلام انما یؤمر بالمعروف و ینهی عن المنکر مؤمن فیتعظ أو جاهل فیتعلم فأما صاحب سوط و سیف فلا (الحر العاملی، 1382، 401)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: همانا کسی امر به معروف و نهی از منکر می‌شود که مؤمنی باشد پندپذیر، یا نادانی که علم بیاموزد، اما صاحب تازیانه و شمشیر هرگز.
در این فرمایش به دو عامل یا پیش‌زمینه‌ی پذیرندگی (ایمان و جاهل مشتاق فهم و آموختن) و نیز به عامل بازدارنده (خود را بی‌نیاز دیدن) اشاره شده است. اما این که ثابت بشود این دو گونه انسان‌ها دو حالت یا واکنش یاد شده را دارند، قهراً، باید با روش‌های مختلف مورد آزمون قرار گیرند. اوصاف نامبرده کاملاً آزمون‌پذیر بوده و در امتداد تاریخ به واسطه‌ی آزمون روشن شده است.
در پایان روایت مسعده ابن صدقه از امام صادق علیه‌السلام آمده که ایشان می‌گوید از امام شنیدم که می‌فرمود: پرسشی شد از روایتی از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به این مضمون "بهترین جهاد سخن عدلی است که نزد پیشوای ستمگر گفته شود" که چه معنا می‌دهد؟ قال: هذا علی ان یامره بعد معرفته و هوم ذلک یقبل منه و الا فلا. این بدان معنا است که وی را امر به معروف و نهی از منکر کند، پس از آن که نسبت به آنها شناسایی داشته و می‌داند که از او می‌پذیرد و در غیر این صورت خیر. (الحر العاملی، 1382، 400)
در این فرمایش، به روشنی، احتمال تأثیر برابر با ظرفیت و ضریب پذیرندگی مخاطب و جامعه دانسته شده است، و به مسؤولین ذی‌ربط دستور و هشدار داده می‌شود که پیش از انجام اجتماعی‌سازی هنجارها، باید آگاهی لازم از پذیرش آن فراهم آورد. طبعاً پرسشی که در این مقام سر بر می‌آورد این است که «چگونه چنین دانایی و آگاهی به دست می‌آید؟». آیا به صرف این که دیگران گفته‌اند، می‌توان بسنده نمود؟ و یا این که نوعاً قدرت پیشگان راهنمایی و نقد برنمی‌تابند و یا می‌تابند، کافی است؟ پاسخ منفی است، چون روش‌های فراخوانی و بازداری محتوایی هنجارها و مهم‌تر از همه، شرایط و اوضاعی که مخاطب در آن قرار دارد، کاملاً متفاوت می‌گردد.
اساسی‌تر از همه، تغییر و تحول‌پذیری انسان، باز آزمونی ظرفیت افراد و جامعه را ضروری و حیاتی می‌نماید. قهراً بدون چنین آزمونی، هیچ‌گونه معرفت و دانایی که در فراگرد اجتماعی‌سازی و پذیرایی هنجارها لازم است، به وجود نمی‌آید. در روایت دیگر از امام صادق علیه‌السلام آمده است "لا ینبغی للمؤمن ان یذل نفسه قیل له: کیف یذل نفسه؟ قال یتعرض لما لا یطیق" (الحر العاملی، 1382، 425) مؤمن نباید خویش را خوار و کم ارزش نماید. گفته شد چگونه حیثیت و ارزش خویش را از بین می‌برد؟ فرمود: به فعالیتی اقدام نماید که توانایی انجام آن را ندارد.
طبعاً طیف زیادی از فعالیت‌ها وجود دارد که تنها از طریق آزمون و آزمودن پی به توانایی انجام و عدم انجام آن برده می‌شود، و صرفاً با درون‌نگری به آن نمی‌رسیم.
این که گفته می‌شود مردم‌سالاری، به مثابه شیوه، بهترین روش ممکن حکومت کردن است، دقیقاً، به خاطر همین خصلت آزمون‌پذیری‌اش می‌باشد. در این سازوکار قابلیت و توان‌مندی افراد جامعه، دولت و نظام، به طور روشن، مورد ارزیابی همگانی قرار می‌گیرد. سیاست‌ها و مدیریت‌هایی اعمال و گزینش می‌شوند که ضریب توفیق و ثمربخشی آن بالا و قابل اعتماد است.
وعده‌های غیرقابل دسترس کمتر داده شده و مورد استقبال قرار می‌گیرد. قوانین، آیین‌نامه‌ها، مدیریت و برنامه‌ریزی‌ها حالت ابدیت خویش را از دست می‌دهند و مشروعیت و مقبولیت آنها بیشتر به ثمردهی و نتایج آنها گره می‌خورد تا به منابع و عاملین آنها. از این روی، تغییرپذیری، تحول و جایگزینی سیر منطقی تجربی و تدریجی می‌یابد. در این رویه و روش، همگان در فراگرد تولید نهادها، سازمان، کالاها و خدمات متنوع فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و صنعتی با آزادی می‌توانند سهیم شوند.
در واقع آزمون‌پذیری (احتمال تأثیر) از عناصری است که بهبود و تداوم نظم مردم‌سالار را تضمین می‌کند. البته به هر اندازه که دامنه، نفوذ و کیفیت آزمون‌پذیری گسترده و عمیق باشد، به همان اندازه، ضریب تداوم و بهبود آن نیز بیشتر می‌شود.
از این رو آزمون‌پذیری در میان اندیشمندان سیاسی و حقوقی به جهت کارکردهای مختلف و کلیدی‌اش بسیار حیاتی نموده است.
یکی از این معیارها آزمون انتخابات، یا دقیق‌تر آزمون انتقال قدرت است. بر این اساس، دموکراسی هنگامی تحکیم شده به حساب می‌آید که یک حکومتی که خودش از طریق مبارزه‌ی آزاد و عادلانه انتخاب شده، در انتخابات بعدی شکست بخورد و نتیجه را بپذیرد. مضمون اصلی این معیار این است که پیروزی در مبارزه اهمیت ندارد، بلکه شکست در آن و پذیرش نتیجه اهمیت دارد. ... (بیتام، 1383، 117)
همان‌طوری که پیش از این گفته شد، دامنه‌ی آزمون در نظم مردم‌سالار فراخ‌تر از آزمون انتقال قدرت است؛ گرچه این آزمون در ساحت نظم حکومتی بسیار مهم می‌باشد.
4) تنوع و انعطاف روشی
امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، به مثابه سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها و نیز نظارت همگانی بر عوامل و منابع قدرت بسیار سیال، انعطاف‌پذیر و تکامل‌گرا می‌باشد. به همین جهت روش‌های گفتاری، کرداری، تصویری، سازمانی و نهادی، رسمی و غیررسمی، دو سویه و چندسویه، همه را جمع داشته و اعمال می‌نماید، به طوری که استدلال و منطق بر همه حاکم بوده و در اولویت اعمال قرار دارند.
امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
فمنهم المنکر للمنکر بیده و لسانه و قلبه فذلک المستکمل لخصال الخیر (اویس، 1408، 218)
کسانی که با زبان، دست و قلب‌شان از منکر باز می‌دارند، آنانی هستند که خیر را به طور کامل دارند.
در این کلام به ابزارهای سه‌گانه‌ی اجتماعی‌سازی اشارت رفته است، و مهم‌تر از همه برآیند ثمربخش هماهنگ عمل نمودن آنها به روشنی بازگو گردیده است:
وَ بِهَذَا الْاِسْنَادِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه‌السلام وَ سُئِلَ عَنِ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ أَ وَاجِبٌ هُوَ عَلَی الْأُمَّةِ جَمیِعاً فَقَالَ لَا فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ قَالَ اِنَّمَا هُوَ عَلَی الْقَوِیِّ الْمُطَاعِ الْعَالِمِ بِالْمَعْروُفِ مِنَ الْمُنْکَرَ لَا عَلَی الضَّعیِفِ الَّذِی لَا یَهْتَدِی سَبِیلاً اِلَی أَیٍّ مِنْ أَیٍّ یَقُولُ مِنَ الْحَقِّ اِلَی الْبَاطِلِ (کلینی، 1365، 59)
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: امر به معروف و نهی از منکر بر عالمان و توان‌مندان واجب است نه بر ناتوانان و نادانان، چون این دو گروه نه از سوی دیگران اطاعت می‌شوند، و نه راه درست و حق را از باطل می‌شناسند تا مردم را به سمت درستی رهنمون گردند.
در این فرمایش نظارت و اجتماعی‌سازی نهادی و رسمی مورد توجه قرار گرفته و پیشنهاد شده است:
وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَم عَنْ سَیْفِ بْن عَمِیرَةَ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِاللهَ عَلَیه‌السَّلام یَقُولُ سُئِلَ رَسُولُ‌‌اللهِ صَلَی‌الله عَلَیه وَ آلِه مَنْ أَحَبُّ النَّاسِ اِلَی اللهِ قَالَ أَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ (الحر العاملی، 1382، 563)
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: از پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرسیده شد: «محبوب‌ترین مردم نزد خدا کیست؟». فرمود: کسانی که بیشترین منافع را برای همگان فراهم می‌آورند.
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ عَلَیه‌السلام قَالَ مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ اِشْبَاعُ جَوْعَهِ الْمُؤْمِنِ أَوْ تَنْفِیسُ کُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَیْنِهِ (الحر العاملی، 1409، 47)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: دوست‌ داشتنی‌ترین اعمال نزد خدای متعال، سیر نمودن گرسنه، رفاه و راحت‌سازی شخص گرفتار و به سختی افتاده و پرداخت دیون آنها می‌باشد.
قال علی علیه‌السلام: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ اِمَاماً فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْاِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدّبِهِمْ (ابی الحدید، 1404، 220)
نکاتی که از سه فرمایش بالا به دست می‌آیند، بدین گونه هستند:
1) امر به معروف با روش‌های گوناگون می‌تواند انجام بپذیرد؛
2) پربازده‌ترین روش آن است که الگوهای عملی و عینی در ساحات مختلف ارائه گردد؛
3) این الگوها واجد اوصاف خوب و شایسته، در مقیاس بالا، بوده باشند؛
4) فرایند اجتماعی‌سازی هنجارها به طور رسمی و از سوی نهادها و سازمان‌ها، پیش از آن‌که با توبیخ و تهدید انجام بپذیرد، باید با خودسازی پیشین مسؤولین، نهادها و سازمان‌ها و تبدیل شدن تمام عیار آنها به نمونه‌ی کامل و کاربردی از معروف و هنجارهای سالم صورت بگیرد؛
5) بهبود، توسعه و سلامت اقتصادی، فرهنگی، مالی، سیاسی، بهداشتی، حقوقی، علمی و مدیریتی جامعه و افراد فرایند اجتماعی‌سازی هنجارها را سرعت چند برابر می‌بخشد، و بهترین صورت و سیرت امر به معروف و نهی از منکر را ترسیم می‌نماید. امروز به نظر می‌رسد یکی از عواملی که امر به معروف و نهی از منکر کارکرد نظارتی و اجتماعی‌سازی هنجارها را از دست داده است، همانا کمبود مواد پنج‌گانه‌ی یاد شده در جامعه می‌باشد.
از آنجایی که نظم مردم‌سالار به خرد جمعی تکیه دارد و از آزمون‌پذیری، به مثابه یک اصل، استقبال می‌کند، طبعاً، به زایش روش‌ها می‌انجامد و تنوع آنها را به سهولت برمی‌تابد. گذشته از این، اگر به ماهیت و سیر پیدایش مردم‌سالاری نیک بیاندیشیم، در می‌یابیم که اساساً مردم‌سالاری زاییده‌ی تنوع و انعطاف‌پذیری در شیوه‌ها و روش‌ها بوده است.
به دلیل همین ویژگی است که در این نظم، روش‌های اجتماعی‌سازی هنجارها بسیار سیال و تحول‌پذیر می‌باشد، به گونه‌ای که هم در ابعاد نظری و فکری و هم در ساحت نهادی و مدیریتی خط پایانی برای این مهم ترسیم نکرده‌اند. حتی کسانی همچون فوکویاما، که به پایان تاریخ باور دارد، دموکراسی را هنوز برای تحول رشدی از درون مستعد می‌داند.
در این گونه از نظم، افکار و اندیشه‌های متفاوت و متعارض می‌زایند و می‌زیند؛ اعتقادات و باورهای متنوع همزیستی آرام می‌نمایند؛ نهادهای کیفری، مدنی، حقوقی، آموزشی، سیاسی و امنیتی، مدیریتی و حسابرسی، به موازات و در عرض یکدیگر، فعال هستند و زمینه‌ی مشارکت همگان را در فرایند تصمیم‌سازی فراهم می‌آورند، و گفت‌وگو، مناظره، تفاهم و همیاری بهترین و برترین روش مدیریت و سامان‌دهی به شمار می‌رود. این‌ها همه گواه آن است که این نظم ظرفیت بسیار بالایی در پرورش و پذیرش روش‌های متنوع اجتماعی‌سازی هنجارها و نیز تجربه‌اندوزی آدمیان دارد.
به همین جهت از خصوصیات عمده‌ی مردم‌سالاری مشارکتی و از شرایط عمومی دموکراسی خودمختاری مستقیم (هر دو از مدل‌های نوین هستند) تجربه‌اندوزی انسان‌ها در این نظم معرفی شده است.
برقراری یک نظام نهادی باز به منظور تأمین امکان تجربه‌اندوزی از اشکال سیاسی. ... حفظ چارچوب نهادی پذیرای تجاربی با اشکال سازمانی. (هلد، 1378، 397 و 439)
پیداست که تجارب سیاسی و تجارب سازمانی برابر و یکسان نبوده و تجارب سازمانی دامنه‌ی بسیار گسترده‌تر و ماهیت متفاوت‌تری از تجارب سیاسی دارد. همگام و در عرض هم قرارگرفتن این دوگونه تجربه در جامعه، طبعاً، به حضور و زایش شیو‌ه‌های متنوع اجتماعی‌سازی هنجارها می‌انجامد.
5) حق‌مندی و حفظ حریم‌ها و حقوق
از شمار ایرادهایی که بر امر به معروف و نهی از منکر گرفته شده، یکی این است که این فریضه یا سازوکار با حق‌مندی انسان نمی‌سازد، چون به خصوصی‌ترین حقوق و حریم‌های آدمیان احترام نمی‌گذارد و به گونه‌ای ورود و تجاوز به چنین ساحاتی را مجاز می‌سازد، و به این ترتیب استبداد و ناامنی را دامن می‌زند.
این بدآموزی و کج‌اندیشی نسبت به این سازکار اجتماعی‌سازی، پیش‌زمینه‌ای داشته است که بر اساس آن چنین ایرادی شکل یافته است. مواردی دیده شده که به نام و زیر پوشش این اصل، ستم و آزار فراوانی بر مردم روا داشته‌اند. نمونه‌ی گویا و روشن آن در آغاز قرن 21 جنبش طالبان در افغانستان بود که گروه آنان به نام آمرین به معروف و ناهین از منکر در خیابان‌های شهر، کسانی که موهای بلند و محاسن کوتاه داشتند، زنانی که روبند و روپوش نداشتند، هر چند حجاب شرعی‌شان درست بود، فقط به خاطر نبود روپوش و نیز زنانی که در روز بدون مرد بیرون از منزل می‌آمدند و... را با تازیانه، در هر جا که می‌دیدند مورد آزار قرار داده و به خیال خودشان امر به معروف و نهی از منکر می‌نمودند.
علل و عوامل وارونه‌سازی کارامدترین سازوکار اصلاح‌گرایانه‌ی اسلامی پیش از آن که بیرونی و خارجی باشد، درونی و داخلی است، که همانا بی‌توجهی و ناآشنایی به حقوق آدمیان یکی از مهم‌ترین آنها به شمار می‌رود. سخن دردمندانه و هشیارانه‌ی استاد مطهری قدس‌سره در این خصوص بسیار شنیدنی است:
این خود ما بودیم که این اصل را به صورتی درآوردیم که مردم را بیزار کردیم و این اصل را فراموشاندیم... ما فقط در منکراتی که علنی است و به آنها تجاهر می‌شود، حق تعرض داریم. دیگر حق تجسس و مداخله در اموری که مربوط به زندگی خصوصی مردم است، نداریم. ولی در گذشته‌ی نزدیک یک عده مردم ماجراجو و شرور بالطبع، که می‌خواستند ماجراجویی کنند و حساب خرده‌های خود را با دیگران صاف کنند، این اصل مقدس را دستاویز قرار می‌دادند، احیاناً برای آن که بتوانند مقاصد خود را عملی کنند.
چند صباحی در گوشه‌ی مدرسه زندگی می‌کردند و برای خود عبایی و ردایی و عمامه و نعلینی و ریش و هیکلی می‌ساختند و بعد به جان مردم می‌افتادند. چه جرم‌ها و جنایت‌ها که به این نام نشد! و چه منکراتی شنیع که به نام نهی از منکر واقع نشد! داستان‌ها در این زمینه همه شنیده‌ایم و می‌دانیم (مطهری، 1368، 80)
این در حالی است که اسلام، به ویژه در فرایند امر به معروف و نهی از منکر، به حمایت جدی از حقوق و حریم خصوصی برخاسته است. گویا این اصل به مثابه سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها، در جهت تأمین و شناسایی حق‌مندی و حقوق آدمیان عمل می‌کند.
در قرآن کریم آمده است:
إِنَّ‌ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (نور، 19)
کسانی که در پی نشر اعمال زشت و ناروا در جامعه‌ی دینی هستند، برای آنها در دنیا و آخرت عذاب دردناکی خواهد بود. خدا آگاه است و شما نمی‌دانید.
این آیه‌ی کریمه از یک سوی گستراندن و آشکار ساختن اعمال و گفتار ناروا و نادرست را در جامعه ممنوع می‌دارد، و از سوی دیگر نسبت دادن کارهای ناشایسته را به دیگران، و آشکار نمودن اخلاق نادرست و مخفی دیگران را در سطوح عمومی قبیح و مستحق مجازات می‌داند.
پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله می‌فرماید:
انی لم أومر ان انقب عن قلوب الناس و لا اشق بطونهم (بخاری، 1401، 111)
من مأمور نیستم تا آنچه بر قلب مردم می‌گذرد برون آورم و باز گویم و درون آنها را بشکافم و نیات‌شان را بدانم.
این سخن، با توجه به مورد آن، به روشنی می‌رساند که در فرایند امر به معروف و نهی از منکر و نیز فرایند اجتماعی‌سازی هنجارها، مجاز به ورود در حریم خصوصی افراد و بی‌حرمتی به حقوق آنها نمی‌باشیم. هنگامی که پیامبر صلی‌الله علیه و آله، با آن همه عظمت و اختیارات گسترده‌ی دنیوی و اخروی، به خویش چنین اجازه‌ای نمی‌دهد، وضعیت دیگران، در هر مقامی که باشند، روشن است.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
لا تفتش الناس عن ادیانهم فتبقی بلا صدیق (مجلسی، 1404، 253)
تجسس و تفحص از دین و دین‌ورزی مردم نکنید چون بدون دوست و یاور می‌شوید.
عَنْ أَبی بَصِیرٍ عَنْ أَبی جَعْفَرِ علیه‌السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ‌‌اللهِ صَلَی‌الله عَلَیه و آله یَا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لاَ تَتَبَّعُوا عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ فَاِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ تَتَبَّعَ اللهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللهُ عَثْرَتَهُ یَفْضَحْهُ (کلینی، 1365، 355)
ای کسانی که در زبان مسلمانید، اما در قلب و تمامیت شخصیت‌تان اسلام نیاوردید، لغزش‌ها و عیوب یکدیگر را تجسس نکرده و در پی افشای آن نباشید. هر که چنین کند خداوند عیوب و لغزش‌هایش را جستجو و بازگو نموده و در پایان خوار و رسوایش می‌سازد.
نکته‌ی آموزنده‌ای که در این کلام نهفته این است که کسانی که در پی آگاه شدن از لغزش‌های دیگران می‌باشند و سپس آنها را در سطح عمومی می‌گسترانند، از یک سوی اسلام‌شان درست و صحیح نیست و صرفاً تکانه‌ی زبانی بیش نمی‌باشد، و از سوی دیگر چنین آدم‌هایی باید بازداری شوند (یفضحه)، و طبعاً مجموعه‌های توان‌مند مسؤول جلوگیری از چنین رفتارهای ناروا هستند (و من تتبع الله عثرته یفضحه).
بنابراین از کارهای ویژه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، همانا حمایت و حراست از حریم خصوصی (privacyRight) و حقوق مردم است، به طوری که اگر به چنین امری نیانجامد هیچ مشروعیت نخواهد داشت. از این رو در باب امر به معروف و نهی از منکر دستورات بسیار اساسی و کاربردی دینی، در حمایت و مراعات از حقوق مردم آمده است.
وَ قَالَ رَسُولُ‌‌اللهِ صلی‌الله علیه و آله مَثَلُ مُؤْمِنٍ لاَ تَقِیَّهَ لَهُ کَمَثَلِ جَسَدٍ لاَ رَأْسَ لَهُ اِلَی أَنْ قَالَ وَ کَذَلِکَ الْمُؤْمِنُ اِذَا جَهِلَ حُقُوقَ اِخْوَانِهِ فَاِنَّهُ یُفَوِّتُ ثَوَابَ حُقُوقِهِمْ فَکَانَ کَالْعَطْشَانِ یَحْضُرُهُ الْمَاءُ الْبَارِدُ فَلَمْ یَشْرَبْ حَتَّی طَغَا وَ بِمَنْزِلَهِ ذِی الْحَوَاسِّ الصَّحِیحَهِ لَمْ یَسْتَعْمِلْ شَیْئاً مِنْهَا لِدَفْعِ مَکْرُوهٍ وَ لاَ لِانْتِفَاعِ مَحْبُوبٍ فَاِذَا هُوَ سَلِیبٌ کُلَّ نِعْمَهٍ مُبْتَلًی بِکُلِّ آفَهٍ (الحر العاملی، 1382 ق، 473)
پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: ... مؤمنی که حقوق دیگران را نداند، همانا حقوق آنها را از بین می‌برد. چنین شخصی تشنه‌ای را ماند که آب گوارای سرد در اختیارش است و نمی‌نوشد، تا این که سرکشی می‌کند. و نیز همین آدم مانند فردی است که تمامی حواس و نیروهایش سالم است، ولی از آنها در جهت دفع مضرات و فراهم‌سازی خیرات استفاده به عمل نمی‌آورد. پس چنین شخصی در این حالت از بین برنده و بازدارنده‌ی هر خوبی، خیر و نعمتی و مبتلا کننده‌ی جامعه به هرگونه آفت و آسیبی می‌باشد.
چند مطلب مهم از این فرمایش فهمیده می‌شود:
1) انسان موجودی حق‌مند می‌باشد؛
2) اقدام به امر معروف و نهی از منکر و اجتماعی‌سازی هنجارها از سوی فرد یا نهادی در گرو آگاهی و شناخت از حقوق و حق‌مندی دیگران است؛
3) امر به معروف و نهی از منکر در فقدان چنان آگاهی و شناخت، امنیت، سلامت و هویت فرد و جامعه را تهدید و آفت زده می‌سازد، و به تجاوز و تعدی به دیگران زیر پوشش امر به معروف و نهی از منکر دامن زده و آن را مشروع جلوه می‌دهد؛
4) در این وضعیت و حالت از ظرفیت‌ها و توان‌مندی‌های موجود در جامعه بسیار بد و ویران‌گرانه استفاده می‌شود، و یا اصلاً استعمال به عمل نمی‌آید. برآیند هر دو یکی است و آن این که در نهایت توانایی‌ها و نیروهای جامعه مستهلک می‌گردد.
5) بنابراین از مؤلفه‌های ساختاری و کارکردی امر به معروف و نهی از منکر همانا شناخت و حمایت عملی از حقوق آدمیان است.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: روزی پدرم امام محمدباقر علیه‌السلام ما را گرد آورد و فرمود: «فرزندانم هشدارید به حقوق دیگران تجاوز نکنید. و در برابر مشکلات صبر داشته باشید. و هرگاه جمعی شما را به سوی چیزی فراخوانند که مضرات آن بر شما بیشتر از منفعت آن است نپذیرید.»
یا بنی ایاکم و التعرض للحقوق، و اصبروا علی النوائب، و ان دعاکم بعض قومکم الی امر ضرره علیکم اکثر من نفعه له فلا تجیبوه (الحر العاملی، 1382 ق، 545)
در این فرمایش چند دستور وجود دارد؛ اولاً، اجتناب از آسیب رساندن و سلب حقوق دیگران در فرآیند اجتماعی‌سازی هنجارها، ثانیاً، حضور و فعال بودن اصل لاضرر در این فرایند، هم در روانه‌ی سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها، و هم در نفس چیزی که بدان فراخوانده و یا بازداری می‌شویم.
براساس چنان مبانی است که بنیان‌گذار و رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی قدس‌سره فرمان هشت‌ ماده‌ای را در تاریخ 24/9/1361 به مثابه دستورالعمل دولت و به ویژه دستگاه قضایی صادر می‌کند. در ماده‌ی ششم آن آمده است که هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسی را جلب کند، به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، نسبت به فردی اهانت نموده... یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند، و یا برای کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید، یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یک نفر فاش کند؛ تمام این‌ها جرم و گناه است... و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آنها موجب حد شرعی می‌باشد.
این سخن از کسی است که هم مرجعیت دینی بلامنازع دارد و هم مرجعیت سیاسی، به همین جهت این دستور الزام دینی و اجرای قانونی را با هم دارد.
از آنچه که تاکنون در این باب گفته آمد نتیجه می‌گیریم که حرمت و حفظ حریم خصوصی، مادامی که خصوصی بماند، بر همگان لازم و بیرون از ساحت امر به معروف و نهی از منکر قرار می‌گیرد، و نیز اجتناب از سلب حقوق و حمایت از تأمین حقوق آدمیان در فرایند اجتماعی‌سازی هنجارها، از اصول غیرقابل انکار می‌باشد.
شاید به خاطر چنین حساسیت و اهمیتی بوده که هرگاه امر به معروف و نهی از منکر به اقدامات عملی نیازمند بوده است، اجازه‌ی امام لازم دانسته شده است. شرط تکرار بر خطا و گناه در این فریضه که برآمده از خطاپذیری انسان می‌باشد، در واقع بازنمود سیاست حمایتی از حقوق آدمیان است.
نظم مردم سالار، همچون روش ساماندهی حیات جمعی، که از ترتیبات نهادی و اصول اساسی ساخته شده است، معطوف به دو چیز می‌باشد: یکی حق‌مندی انسان و ارائه‌ی بهترین راهکارهای عملیاتی حمایت از حقوق آدمیان، و اجتناب از سلب آنها و دیگری ایجاد توازن، تعادل و تعامل سازنده و پیوسته میان حریم خصوصی و عمومی، حقوق فردی و حقوق اجتماعی و نیز ورود فعال، پیوسته و آگاهی مسؤولانه‌ی فرد در حوزه‌ی عمومی، و نهادینه‌سازی تصمیم‌گیری جمعی بر مبنای مسؤولیت اجتماعی عالمانه. این دو که بر مبنای ملکیت مشاع، نظارت و مسؤولیت همگانی استوار است و معنای محصل پیدا می‌کند، به توزیع قدرت و اعمال سالم آن می‌انجامد.
لیبرالیسم با حق‌مندی به آسانی کنار آمد و آن را در چهره‌ی حقوق فردی متمرکز و منحصر نمود و با بخش دوم (خیر عمومی، حقوق اجتماعی، نظارت و مسؤولیت همگانی) مشکل پیدا کرد. اساساً نزد آنها خیر عمومی و حقوق اجتماعی واقعیت عینی و محاسبه پذیری ندارد. از این روی، با دادن هویت قراردادی به آنها، همه را همچون ترتیبات نهادی در خدمت منافع و غایات فردی پذیرفتند، و به این ترتیب حریم عمومی و حقوق اجتماعی و نظارت همگانی عملاً به حقوق فردی و حریم آن تحویل گردید؛ دقیقاً یکی از محورهایی که نظم مردم‌سالار برآمده از امر به معروف و نهی از منکر با آن مخالف و متفاوت می‌باشد، زیرا در این نظم هیچ یک از دو حریم و حقوق به نفع یکدیگر تحویل نگردیده و از اصالت نمی‌افتند و جنبه‌ی قراردادی صرف پیدا نمی‌کنند، بلکه بر مبنای ملکیت مشاع، نظارت همگانی و مسؤولیت اجتماعی این نظم به توازی و تعادل و حمایت از هر دو گونه حقوق و حریم و نیز حفظ هویت واقعی‌شان می‌انجامد.
بنابراین میان مردم‌سالاری و حقوق انسانی پیوند ناگسستنی وجود دارد و در فقدان حقوقی که هویت اجتماعی دارند و نیز تعادل یادشده، مردم‌سالاری نابارور خواهد بود. این واقعیت را اندیشمندی به گونه‌ی دیگر نیک دریافته است:
و از سوی دیگر، به تضمین آن دسته از حقوق بشری نیاز داریم که حقوق مدنی و سیاسی نامیده می‌شوند و در کنوانسیون‌هایی نظیر میثاق بین‌المللی، حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون اروپای حقوق بشر قید شده است. (بیتام، 1383، 149)
نتیجه‌گیری
با توجه به جستاری که انجام گرفت به این نتیجه می‌رسیم که امر به معروف و نهی از منکر، به مثابه روش و سازوکار اجتماعی‌سازی هنجارها، به نظم مردم‌سالاری می‌انجامد که در خور و متناسب جامعه‌ی علمی می‌باشد، و جایگزین توان‌مند برای پس از سرمایه‌داری است. در این نظم دانایی و دانش، روحیه همیاری و مشارکت همگانی، مسؤولیت اجتماعی، جایگزینی ارزش‌گذاری بر مبنای تعهد با ارزش‌گذاری براساس رتبه و درجه، جانشینی فعالیت‌های تکمیلی چندسویه به جای مراکز قدرت رقابتی، از برآیندها و بر ساخته‌های ضروری و ذاتی این نظم دینی می‌باشد که همین مؤلفه‌ها را برای جامعه‌ی پس از سرمایه‌داری نیز معرفی نموده‌اند؛ البته با تفاوت‌هایی که در پاره‌ای عناصر و جهت‌گیری‌ها پیش خواهد آمد.