علیاکبر عالمیان
به نظر میرسد همانگونه که اقدامات ضد انسانی و معاندانه دولت سعودی با ایران تمامی ندارد، در مقابل نیز عملکرد نامناسب مسئولان دیپلماسی کشورمان در برابر زیادهخواهیها و اقدامات خلاف عرف دولتمردان ریاض پایانی نداشته و در برابر دشمنیهای آل سعود بر ضد ایران موضعی توأم با سکوت، نرمش و غیر فعال اتخاذ کردهاند تا بدینسان سعودیها گستاختر از قبل به مثابه یک طلبکار از ایران به شمار آمده و آنچه میخواهند بر جمهوری اسلامی تحمیل کنند!
جایگاه عربستان بهعنوان کشوری که مقدسترین اماکن مذهبی مسلمانان را در خود جای داده و مورد توجه میلیونها مسلمان میباشد، بسیار رفیع و مهم است، اما این اهمیت را نباید به ساختار نظام سیاسی این کشور تسری داد. این یعنی آنکه سرزمین عربستان قداست دارد و نه حاکمان آن. حکومت آل سعود هر چند خود را خادم حرمین مینامند اما کدام انسان با وجدان و آزادهای است تا این ادعای گزاف را با توجه به سالها خیانت این خاندان به ساحت اسلام ناب محمدی(ص)، باور نماید؟ این حکومت، چگونه خود را خادم حرمین مینامد در حالی که امیهوار به هتک حرمت این حرم امن الهی پرداخته و در امنترین مکان دنیا که حتی حیوانات نیز از امنیت برخوردارند، صدها زائر بیگناه را به شهادت رسانده و بدترین خیانتها را به حرم امن الهی رواداشته است؟ تبیین ابعاد جنایت و خیانت سعودیها به پیامبر اکرم و خاندان مطهرش، مسألهای نیست که بتوان در قالب یک مقاله به رشته تحریر درآورد، به علاوه آنکه موضوع این نوشتار نیز بحث دیگری میباشد.
در هر حال این مسأله باید مورد اشاره قرار گیرد که روابط جمهوری اسلامی ایران با عربستان سعودی، بیش از هر چیزی ناشی از جایگاه مقدس سرزمین حجاز و علقه ناگسستنی ملت ایران با سرزمین وحی بوده و در این میان حاکمان سعودی هیچ جایگاه و اهمیتی در این راهبرد ندارند. پس میتوان نتیجه گرفت که روابط ایران با دولت سعودی، روابطی از جنس علقه مذهبی با سرزمین وحی است و نه بیشتر و چه بسا اگر این حکومت در کشوری دیگر حاکم بود، با توجه به تعدّد اهانتهای آنان نسبت به ایرانیان، هیچگونه روابطی با آن متصور نمیگشت. سعودیها هم به این نکته پی بردهاند و با سوء استفاده از این علقه معنوی، هر از چند گاهی به بازیگوشیهای نفرت انگیز دست میزنند.
البته این مسأله نباید و نمیتواند دلیل بر پذیرش اهانتهای گاه و بیگاه سعودیها قرار گیرد بلکه بر اساس سه اصل مهم دیپلماسی یعنی عزت، حکمت و مصلحت، باید به عداوتهای شیوخ عربستان پاسخ قاطع داد و از هر امری که موجب مخدوش شدن عزت ایرانیان میشود جلوگیری کرد. این مهم، مسألهای است که متأسفانه بهویژه در یک سال اخیر خاطر ایرانیان را آزرده کرده و عزت آنان را خدشهدار نموده است، بدون آنکه حرکت درخور مناسبی از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان صورت گرفته و به سران زیادهخواه عربستان گوشمالی داده شود.
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کینه سعودیها نسبت به ایرانیان سیر فزایندهای پیدا کرد. این کینهتوزی هر چند مسبوق به سابقه بوده و به علت حاکمیت اندیشه افراطی و ضد اسلامی وهابیت در عربستان، و وجود شیعیان فراوان در ایران، نشو و نما پیدا کرد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی دو دلیل عمده علاوه بر دلیل ذکر شده، موجب هراس سعودیها شد؛ اول آنکه یک حکومت منشعب یافته از ایدئولوژی ناب شیعه بر مصدر کار قرار گرفت و دیگر آنکه آنان از صدور انقلاب اسلامی و جهانی شدن گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) و علوی، به وحشت افتادند. همین عوامل موجب شد تا از آغازین روزهای تأسیس نظام جمهوری اسلامی، انواع و اقسام عداوتها از سوی دولتمردان حاکم بر عربستان، بر ضد جمهوری اسلامی اعمال شود. این عداوتها، جنبههای گوناگونی داشته است، از بدرفتاری با حجاج ایرانی گرفته تا کمکهای هنگفت مالی و نظامی به حکومت بعثی عراق در طی جنگ 8 ساله با ایران.
اما بیگمان، اوج کینهتوزی حکام سعودی را باید در حج خونین سال 1366 شمسی دانست که در آن، صدها تن از حجاج ایرانی توسط نیروهای امنیتی رژیم سعودی به خاک و خون کشیده شدند و جنایتی بیسابقه آن هم در حرم امن الهی رقم خورد. عداوت سعودیها اما به همینجا ختم نشد بلکه همواره در مجامع بینالمللی بر ضد ایران موضع گرفته که واضحترین آن در جریان فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران و همصدایی دولت عربستان با رژیم صهیونیستی و دول غربی نمود عینی یافته است.
آخرین نمونه از اقدامات ایذایی و کینه توزانه دولتمردان سعودی نیز در دو اقدام آنان پدیدار گشته است؛ اقدام اول، که بسیار تأسفبار بوده و موجبات فراهم شدن آزردگی خاطر ملت ایران نیز شده است، جریان اعدام 18 تبعه ایرانی، زندانی در عربستان میباشد که بدون توجه به ابتداییترین قوانین حقوقی و بدون داشتن حق وکیل و سایر مسائل حقوقی این حرکت غیر انسانی و ضد بشری صورت پذیرفت و اقدام دوم و جدید این دولت نیز، توقف صدور روادید برای زائران ایرانی است که این اقدام با ذوقزدگی و استقبال ویژه و سؤال برانگیز شبکههای خبر پراکنی بیبیسی، رادیو فردا و... مواجه شده است.
این اقدامات کینهتوزانه و تقریباً ممتد سعودیها بر ضد نظامی جمهوری اسلامی، تنها یک روی سکّه است. آن روی سکّه مربوط به نوع برخورد دستگاه دیپلماسی با این دولت است. پس از جنایت بیسابقه دولت عربستان در جریان حج خونین، یکی از بهترین مواضع تاریخ جمهوری اسلامی به منصه ظهور رسید. حضرت امام خمینی(ره) با اتخاذ موضعی تهاجمی و نه انفعالی به سران آل سعود به شدت تاختند و حتی در وصیتنامه سیاسی الهی خویش نیز حاکمان سعودی را از این حملات، بینصیب نگذاشتند. این سیاست و موضعگیری حضرت امام(ره) که در قالب رعایت سه اصل عزت، حکمت و مصلحت معنا میشود، متأسفانه در یک سال اخیر فراموش شده و دست کم، اصل عزت مخدوش شده است.
در جریان دستگیری 18 تبعه ایرانی، وزارت خارجه، یکی از ضعیفترین و سؤال برانگیزترین مواضع را به نمایش گذاشت که اگر این ضعف مدیریت در هر کشور دیگری اتفاق میافتاد قطعاً به استیضاح، عزل و یا استعفای وزیر منجر میشد! ابتدا اصل خبر تکذیب شد، بعدها اعلام شد که خبر دستگیری درست است و همگی در زندان هستند و بعد از پخش خبر اعدام، وزارت خارجه ایران اعلام کرد که خبر اعدام درست نیست به این دلیل که دولت سعودی قول داده آنان را اعدام نکنند! چند مدت بعد که خبر اعدام پخش شد، شاهد سکوت چندین روزه و منفعلانه مسئولان دیپلماسی کشور بودیم و وقتی که افکار عمومی این اقدام دولت عربستان و در کنار آن، اهمال و بیمدیریتی وزارت خارجه ایران را محکوم کرد، سخنگوی محترم این وزارتخانه و سایر معاونین، به محکوم کردن این اقدام، آن هم با لحن آرام و غیرکوبنده پرداختند!
بهعنوان مثال به بخشهایی از سخنان معاون عربی و آفریقایی وزارت خارجه توجه کنید: «شخصاً فکر میکنم در روابط دو جانبه آنچه را ما بهعنوان دستگاه دیپلماسی باید انجام میدادیم، عمل کردهایم و حقیقتاً به حکم برادری و همسایگی حجت را بر دوستانمان در عربستان سعودی تمام کردیم!»، «ما اعدام اتباع خود را قابل قبول نمیدانیم...»، «این اقدام عربستان سعودی را صرفاً یک اقدام غیر فنی میدانیم!»، «ما به دنبال این نیستیم که روابط تهران-ریاض یا روابط ایران با هر یک از کشورهای منطقه را تقلیل دهیم» و.... باید منصفانه قضاوت کرد که آیا این نوع ادبیات صورت گرفته از سوی یکی از مقامات عالیرتبه وزارت خارجه، با سیاستهای کلان نظام همخوانی دارد؟ آیا این کلمات منفعلانه و غیر تهاجمی با سیاست غیر منفعلانه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری شباهت دارد؟
آیا این مواضع ضعیف، موجب خدشهدار شدن عزت ایرانیان نمیشود؟ سخن بر سر این نیست که باید با دنیا سر جنگ داشت و با آنان با کلام درشت و خشن صحبت کرد، بلکه سخن و نکته اینجاست که در برابر مواضع متعدد و خصمانه سعودیها بر ضد جمهوری اسلامی و اتباع آن نباید تسامح کرد و به همانگونه که آنان با مسأله برخورد کردهاند، برخورد نمود. آیا جان 18 تبعه ایرانی ارزش آن را نداشت تا سفیر و کاردار عربستان بسیار سریع احضار و توبیخ میشد و یا آنکه سفیر ایران در ریاض به تهران فراخوانده میشد؟ فراموش نکنیم که در دهه 20 شمسی، دولت ایران بهخاطر گردن زده شدن یک تبعه خود توسط دولت سعودی، روابط خود را با عربستان قطع نمود.
حال پرسش اینجاست که در مجموعه دیپلماسی نظامی که تمام هم و غم خود را جهت اقتدار دین و عزت ایرانیان به کار بسته است، واژگانی نظیر «عزت»، «اقتدار»، «اقدام تلافیجویانه» و... چه جایگاهی دارد؟ سخن بر سر این نیست که گفتمان غالب دستگاه دیپلماسی کشور ما خالی از مؤلفههای فوقالذکر است، بلکه سخن اینجاست که این گفتمان معالاسف توسط برخی از دستاندرکاران این نهاد تضعیف شده و انتظار میرود که دولت محترم با تکیه بر استراتژی «عزت، حکمت، مصلحت» مقتدرانهتر از قبل در صحنه دیپلماسی حضور یابد.