رمضان هداوند
گاهی اوقات دیده می شود که از سوی برخی مسئله مهدویت با خرافه ها درآمیخته می شود و تمام هم و غم برخی در خصوص مسئله مهدویت به ذکر نکات و علائم و شواهد ظهور ختم می گردد. هرچند که آیات و روایات متقنی نیز در خصوص مسئله ظهور و علائم آن وجود دارد اما توجه صرف به این مسئله می تواند از کلیات مفاهیم مهدویت بکاهد.دین و اعتقادات را آفات بسیاری تهدید می کند و شاید ملموس ترین تهدید، مقابله رو در رو به قصد نابودی باشد. اما تاریخ ادیان و تجربه امت ها ثابت کرده است مقابله رو در رو بیشتر به استحکام دین و پایه های آن کمک کرده است. ولی آفاتی که غیرمستقیم دین و اعتقادات را تهدید می کند خطرناک تر است.
از آن جمله سطحی نگری و آمیختگی با خرافات است. شکی نیست که شناخت کامل ابعاد دین از طریق علوم تجربی یا حتی عقلی محض امکان پذیر نیست، بلکه معنویات جایگاه خاصی داشته و بهترین مسیر ارتباط با آن از طریق قلب و درک شهودی است که البته آسان نیست اما امکان پذیر و موثرتر است. اما این بعد، هم می تواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد، هم با مسائل واهی آمیخته و به سطحی گرایی کشیده شود. بر همین اساس بزرگان معرفت و عرفان سعی بر کتمان حالات خود داشته اند و بنا بر شواهد و قراین بسیار دشمنان هم به این نتیجه رسیده اند یکی از بهترین راه های مبارزه با مکتبی چون اسلام تهی کردن مغز آن و حفظ قشر و پوسته آن است تا سطحی نگری و خرافه در بین مسلمانان رونق گیرد.
در ادوار تاریخ اسلامی عدهای با بهرهمندی کاذب از این باور و معرفی خویش به عنوان موعود آخرالزمان یا مرتبط با امام مهدی، انحرافاتی در تحرکات سیاسی و حق طلبانه جامعه ایجاد کردهاند. اما در دو سده اخیر تلاش برای انحراف این باور فراتر از اغواگریهای عدهای در درون جامعه اسلامی رخ داد و با نقش آفرینی عوامل بیگانه رنگ دیگری به خود گرفت؛ به گونهای که در میان باورهای انحرافی که درباره موعود و مهدویت پدید آمده است نقش تشکیلاتی و سازمانی عوامل استعمار و صهیونیسم و نیز سایه تفکرات مدرنیت و غربیت مشهود است.
به اعتقاد صاحب نظران: روایاتی نقل شده که از اشخاص و ویژگیهایی به عنوان نشانههای ظهور نام بردهاند. نخست اینکه همین روایات نیازمند مطالعه و بررسی عالمانه است و باید روایات قوی و ضعیف را از هم تفکیک کرد. دوم اینکه تطبیق دادن این نشانهها بر مصادیق، یکی از خطاهای فاحش و بزرگ است که اخیراً در جامعه ما اتفاق افتاد. افراد این نشانهها را بر مصادیقی تطبیق میدهند، اما پس از مدتی این مصادیق تغییر میکند یا اینکه معلوم میشود آن طور نیست که گفته بودند.
اما متاسفانه گاهی اوقات برخی از افراد با مطرح کردن مصدایق فرج و بیان نادرست علائم و نشانه های ظهور مهدویت را تنها چند موضوع فراحسی محدود می کنند و این اصل عقلی را به نحوی غیر عقلایی نشان میدهند. بخش مستند ظهور نزدیک است نیز در همین مقوله می گنجد. هر چند سازنده این مستند بر این باور بود که اگر تطبیق های ما درست نباشد فاجعه ای رخ نمی دهد اما نگاهی بر تاثیر این گونه فیلم ها بر مردم بیانگر لوس کردن مسئله ظهور است.
در واقع انتساب برخی از اسماء یاران حضرت صاحب امر(عج) به برخی چهره های سیاسی مطرح می تواند از اهمیت مسئله ظهور به عنوان یک اصل کاملامنطقی ، شفاف و تمدن ساز بکاهد و مهدویت را در میان غباری از جهالت و خرافات کمرنگ سازد. لذا در نهایت باید گفت موضوع مهدویت یک موضوع کاملادقیق و البته حساس است که ورود به آن نیازمند اطلاعات دقیق است. قرن های متمادی مقوله مهدویت تنها در میان چند حدیث مربوط به خرق عادات در آخر الزمان محدود شده بود تا اینکه با حرکت انقلابی رهبر کبیر انقلاب تعریف جدیدی از مهدویت به عالم عرضه شد که مبتنی بر نقش و وظیفه افراد در آماده سازی جهان برای ظهور منجی بشریت بود . از این رو مطرح کردن مسائل آخر الزمانی آن هم نه به صورت درست به نوعی باز گشت به عقب در عرصه مهدویت محسوب می گردد.