تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۰۰۹
گفت‌وگوی آرمان با صادق زیباکلام
علی زمانی اشاره: چندی پیش حمیدرضا کاتوزیان روند جایگزینی نظام پارلمانی را به جای نظام ریاستی مطرح کرد. پس از آن واکنش‌های گوناگونی درباره این موضوع از افراد مختلف مطرح شد. برخی از مزایای این طرح گفتند و در مقابل برخی دیگر از معایب آن. در این میان صادق زیباکلام در گفت‌وگو با آرمان به بررسی دلایل جایگزینی پست نخست‌وزیری به جای ریاست‌جمهوری پرداخته و در خلال این گفت‌وگو به انتخابات ریاست‌جمهوری آینده و احتمالات ممکن و همچنین مقایسه نظام‌های مدیریتی موجود در دنیا پرداخته است.

* آقای دکتر دلیل اینکه برخی از نمایندگان اصولگرا مساله احیای پست نخست‌وزیری را مطرح کردند چیست؟
** فکر می‌کنم سه دلیل وجود دارد؛ نخست انتخابات ریاست‌جمهوری که از سال آینده کم‌کم شروع خواهد شد و در خرداد 92 باید انجام بگیرد. دلیل دوم مجموعه تجربیات نه چندان موفقی است که در دولت‌های قبلی ایجاد شده است. دلیل سوم به این مساله بازمی‌گردد که بالاخره قانون اساسی اختیارات وسیعی را به رئیس‌جمهور واگذار کرده است. اگر رئیس‌جمهور بخواهد از اختیارات وسیعش در اداره و مدیریت مملکت استفاده کند ممکن است در چهار سال ریاست‌جمهوری‌اش بعضا سیاست‌ها و تصمیماتی را اتخاذ کند که اگرچه در قانون اختیار دارد اما مورد موافقت نباشد. در آن صورت همواره احتمال بروز اختلاف وجود دارد.
* با نخست‌وزیر هم ممکن است این وضعیت پیش بیاید؟
** نه با نخست‌وزیر منتخب مجلس یعنی مجلسی که مثل مجالس فعلی باشد هیچ وقت تعارض پیش نمی‌آید. مجلس فعلی یا مجلس هفتم یا سایر مجالس چه مشکلی داشتند.
* آیا این سه دلیل از اولویت یکسانی برخوردارند؟
** خیر. فکر می‌کنم مهمترین دلیل انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 92 باشد.
* اینکه عده‌ای می‌گویند ممکن است احمدی‌نژاد آخرین رئیس‌جمهور باشد درست است؟
** بله؛ من فکر می‌کنم اگر مشکل خاصی پیش نیاید امکانش زیاد است که ظرف دو سال آینده پست رئیس‌جمهوری ملغی شود و به جای آن ما نخست‌وزیر منتخب مجلس داشته باشیم.
* چرا انتخابات ریاست‌جمهوری 92 را در این مساله دخیل می‌دانید؟
** ببینید در مجموع دو رویکرد بیشتر برای انتخابات پیش رو نداریم. رویکرد اول آن است که آن انتخابات یک قطبی برگزار شود.
* یعنی به چه شکلی برگزار شود؟
** به این شکل که 4،5 نامزد از جناح راست نامزدهای اصلی مثلا دکتر سعید جلیلی، دکتر ولایتی، دکتر لاریجانی، آقایان ذوالنور یا روانبخش یا حجت‌الاسلام ناطق‌نوری بشوند نامزدهای اصلی انتخابات سال 92 و از جریانات و جناح‌های دیگر کسی نباشد.
* حتی قالیباف؟
** حتی قالیباف.
* خوب مشکل کجا خواهد بود؟ بالاخره هرکدام اینها که رئیس‌جمهور شوند، مطلوب است.
** اینجوری خیلی عالی است اما یک مشکل کوچک وجود دارد. مشکل این است که در چنین وضعیتی انتخابات پرشور و حداکثری به نظر من نخواهد بود. حداکثر 20 یا 30 درصد واجدین شرایط پای صندوق‌ها خواهند رفت و از آن شور و اشتیاق و مشارکت 70 ، 80 درصدی خبری نخواهد بود.
* و رویکرد دوم؟
** رویکرد یا گزینه دوم آن است که یک انتخابات رقابتی و با مشارکت حداکثری برگزار شود. یعنی در کنار آن نامزدها که عرض کردم، نامزدهای دیگری هم حضور پیدا کنند.
* از اصلاح‌طلبان؟
** حتی از غیراصلاح‌طلبان مثلا آقای قالیباف.
* یعنی شما قالیباف را جزو نامزدهای جناح راست نمی‌دانید؟
** نه، بحث این نیست. اگر قالیباف در کنار مثلا سعید جلیلی، ولایتی یا دکتر علی لاریجانی قرار بگیرد، حتی در چنین وضعیتی هم انتخابات به سرعت دو قطبی می‌شود و بسیاری از کسانی که 2 خرداد 76 یا 22 خرداد 88 یا حتی در تیر 84 در انتخابات شرکت کردند همه در انتخابات شرکت خواهند.
* حالا اگر از اصلاح‌طلبان مثلا دکتر عارف شرکت کند چه وضعیتی پیش می‌آید؟
** خیلی پرشورتر و جدی‌تر خواهد شد و احتمال تکرار 2 خرداد 76 یا 22 خرداد 88 بیشتر خواهد شد.
* قاعدتا همه باید به دنبال گزینه‌ای بروند که مشارکت بالای مردم را به دنبال داشته باشد. چرا شما این را به عنوان مشکل مطرح می‌کنید؟
** انتخابات با مشارکت بالا خیلی عالی است و هر نظامی دلش می‌خواهد انتخابات با مشارکت بالا باشد. اما مشکل بعد از انتخابات شروع می‌شود. من معتقدم ما با دو گزینه روبه‌رو هستیم. اول مشارکت پایین که این شرایط مطلوب و مورد قبول نیست دوم آمدن اشخاصی مثل قالیباف که باز هم امکان توفیق قابل پیش‌بینی نیست.
* فکر می‌کنید طرح نخست‌وزیر به جای رئیس‌جمهور باعث نمی‌شود یکی از این دو گزینه انتخاب شود؟
** حذف جایگاه ریاست‌جمهوری و آوردن نخست‌وزیر منتخب مجلس به جای آنل زوما دموکراسی با سازوکار لازم و مطلوب کمی فاصله می‌گیرد. ببینید ما یک انتخابات ریاست‌جمهوری داشتیم در 2 خرداد 76 که منجر به روی کار آمدن خاتمی شد. 8 سال بعد از انتخابات دیگری داشتیم در تیر 1384 که منجر به روی کار آمدن رئیس‌جمهوری شد که رشد و توسعه سیاسی را مثل قبل پیش نبرد. بودن یا نبودن رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر منتخب مجلس لزوما باعث منجر شدن شرایط سیاسی نمی‌شود. در انگلستان نخست‌وزیر منتخب مجلس است.
در آمریکا انتخاب رئیس‌جمهور با رای مستقیم مردم است و رئیس‌جمهور از قدرت زیادی هم برخوردار است. در فرانسه هم نخست‌وزیر هست هم رئیس‌جمهور و باز جزو کشورهای دموکراتیک دنیاست. در ترکیه مردم نخست‌وزیر را انتخاب می‌کنند. شکل اجرایی خیلی تعیین‌کننده نیست. بلکه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و مولفه‌های دیگر است که باعث توسعه سیاسی و ظهور آزادی و دموکراسی در جامعه می‌شود. می‌خواهم بگویم که ممکن است 4 سال یا 5 سال دیگر که ما نخست‌وزیر منتخب مجلس داریم، شرایط سیاسی در ایران به مراتب بازتر و آزادتر از امروز باشد.
* در عین حال بسیاری با این تغییر مخالفت کرده‌اند. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی هم نظر دادند. به علاوه انتخاب نخست‌وزیر توسط مجلس زمانی مناسب است که احزاب و تشکل‌های سیاسی در آن کشور قوی باشند، مجلس در آن کشور قوی باشد. بنابراین آیا رفتن به سمت نخست‌وزیری که منتخب مجلس باشد به جای رئیس‌جمهوری که منتخب مردم باشد یک گام به جلو است یا یک گام به عقب؟
** نه لزوما به عقب نمی‌برد. مثلا نگاه کنید از سال 1384 به این‌طرف چقدر ما در زمینه توسعه سیاسی رشد داشتیم. حالا فرض کنید سال 1392 آقای دکتر سعید جلیلی یا دکتر لاریجانی یا دکتر ولایتی رئیس‌جمهور شوند. به نظر شما چه می‌شود؟ آیا ما می‌افتیم روی ریل توسعه سیاسی؟
* ولی گفتید که ممکن است قالیباف یا حتی عارف شوند؟
** مطمئن باشید حتی قالیباف هم حضور نخواهد داشت چه رسد به عارف. وانگهی مگر در زمان خاتمی چه شد؟ همه دستاوردهای زمان خاتمی یا بخش عمده‌ای از دستاوردهای توسعه سیاسی زمان خاتمی از تیر 84 به این سو به حرکت خود به سبک قبل ادامه نداد.
* شما دو دلیل دیگر هم مطرح کردید که یکی تجربه بود و دلیل دیگر هم مسائلی که همواره میان رئیس‌جمهور و مجلس وجود داشته.
** همانطور که عرض کردم مساله برگزاری انتخابات سال 92 دلیل اصلی احیای پست نخست‌وزیر است و فکر کنم آن دو را بگذاریم برای مجال دیگری.