تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۰۴۹
سایه انشقاق دوباره بر سر جامعه روحانیت مبارز

مطهره شفیعی
هاشمی، ناطق‌نوری، امامی‌کاشانی، حسن روحانی، طباطبایی مردانی هستند که دیگر شاید کمتر از قبل زنگ ورودی به ساختمان جامعه روحانیت مبارز را فشار دهند و بخواهند وارد جلسه‌ای شوند. این مردان را باید از شناخته شده‌ترین اعضای جامعه روحانیت که شاید قدیمی‌ترین تشکل روحانی در کشور است، دانست که هر یک این روزها غزل خداحافظی از جامعه روحانیت مبارز را سر داده‌اند. البته عدم حضور هاشمی‌رفسنجانی در این تشکل روحانی که خود موسس آن بود، سابقه‌ای بیش از دو سال اخیر دارد و او مدت‌هاست در جلسات این تشکل حضور ندارد بلکه اگر فرصتی داشته باشد، اعضای جامعه روحانیت به دفتر او می‌روند. اما تاریخ ترک جامعه روحانیت از سوی افراد دیگر مشخص است و آنها از سال 88 به بعد عطای حضور در جلسات این تشکل روحانی را به لقای آن بخشیده‌اند و ظاهرا هم قصد بازگشتی ندارند چرا که اگر غیر از این بود زمینه بازگشت در این دو سال اخیر فراهم بود. نه تنها این حضور انجام نشد بلکه تعدادی دیگر از اعضا هم اگر چه جلسات حضور دارند، اما به نظر می‌رسد از نحوه رفتار هم حزبی‌های روحانی خود آزرده هستند. از جمله این افراد حجت‌الاسلام نواب است که در طی روزهای اخیر شایعه کمک او به ستاد یکی از کاندیداهای انتخابات سال88 در سایت‌ها منتشر شد که البته او روزها سکوت کرد و در نهایت روز جمعه پاسخ داد که شایعه کمک وی به جبهه اصلاحات، ساخته و پرداخته برخی افکار بیمار جامعه است و بدین ترتیب اتهامات را از خود دور کرد.
خودی‌ها هم بر طبل جدایی می‌کوبند
اما بخش دوم اظهارات نواب خبر از جدایی عضو دیگری داشت. او گفت که «تنها فعالیت سیاسی‌ام، معاونت سیاسی مجمع روحانیت مبارز است و بعد از انتخابات در آن مجمع فعالیتی نداشته‌ام و اگر آیت‌الله مهدوی‌کنی قبول کنند، مایلم به قسمت دیگری منتقل شوم.» این حرف بدان معناست که نواب هم دیگر تمایلی به ماندن در بخش سیاسی جامعه روحانیت ندارد که شاید علت آن هم فشارهایی باشد که در این روزها و پس از انتشار خبر کمک مالی او به ستاد اصلاح‌طلبان صورت گرفت. نواب می‌تواند توجیه دیگری هم برای اعلام خروجش از بخش سیاسی جامعه روحانیت داشته باشد که همان دلیل گلایه‌های ناطق‌نوری است شیخ نورزمانی، عطای حضور در جامعه روحانیت را به لقای آن بخشید که احمدی‌نژاد در مناظره‌ای اتهامات مالی به او وارد کرد اما هیچ‌یک از اعضای جامعه روحانیت در مقام حمایت از عضو باتجربه خود بر نیامدند و موضع سکوت را پیش گرفتند . اکنون نیز که نواب مورد هجمه اصولگرایان تندرو قرار دارد، اعضای جامعه روحانیت نه تنها در حمایت از او سخنی نمی‌گویند بلکه عضوی مانند شجونی خواستار اخراج او از جامعه روحانیت می‌شود.
منتقدان ساکت در جامعه روحانیت
سیدرضا اکرمی هم عضوی است که در سال 88 از ریاست جامعه وعاظ که نهادی زیر مجموعه جامعه روحانیت است، کنار گذاشته شد و اعضای تندروی این تشکل بر کرسی او نشستند. اکرمی هم از جمله میانه‌روهای جامعه روحانیت است که اگر چه انتقادات زیادی دارد اما ترجیح داده است تا سکوت کند و بماند. رضا تقوی هم عضوی از گروه 7 + 8 و عضو کمیته داوری است که اخیرا روح‌الله حسینیان از جبهه پایداری او را به باد انتقادات تندی گرفت اما این عضو جامعه روحانیت در قبال او سکوت کرد. باز هم اعضای جامعه روحانیت در دفاع از تقوی اقدامی نکردند و ترجیح دادند سکوت کنند و تقوی هم مانند آنها پاسخی به عضو جبهه پایداری نداد.
سایه انشقاق دوباره بر سر روحانیت مبارز
اما وضعیت کنونی جامعه روحانیت معطوف به این نارضایتی‌ها نمی‌شود بلکه هراس از انشقاق مجدد این تشکل روحانی است یعنی از 33 عضو شورای مرکزی بیش از 10 عضو یا در جلسات حضور ندارند یا مشخص است که با نارضایتی حضور دارند. هاشمی، ناطق‌نوری، امامی‌کاشانی، حسن روحانی و طباطبایی از افراد غایب جلسات و اکرمی و نواب و تقوی و... از ناراضیان نسبت به عملکرد مجموعه هستند که در جلسات حضور دارند. تندروهای جامعه روحانیت که شجونی جزو آنهاست اگرچه تلاشی برای ترمیم فضای این تشکل نمی‌کنند بلکه با اظهارات خود موجبات دوری هر چه بیشتر میانه‌روها را فراهم می‌کنند.
چرا تلا شهای مهدوی‌کنی به وحدت نمی‌انجامد؟
اکنون سوالی که در اذهان بدون پاسخ مانده است در این راستاست که آیت‌الله مهدوی‌کنی که این روزها به عنوان ریش‌سپید اردوگاه اصولگرایی به ایفای نقش می‌پردازد چرا برای ایجاد وحدت در مقیاس کوچک‌تر یعنی جامعه روحانیت تلاش او به وحدت منجر نمی‌شود. به نظر می‌رسد ادامه وضع موجود همانطور که پیش از این از سوی برخی سیاسیون پیش‌بینی می‌شد به انشقاق دوباره جامعه روحانیت بینجامد و تشکلی با حضور میانه‌روهای سیاسی جامعه روحانیت راه‌اندازی شود که در آن حمایت از کاندیدای غیراصولگرا برابر با برکناری از جامعه وعاظ نباشد و اعضای آن، به حمایت از یکدیگر در مقابل هجمه تندروها بپردازند. البته تمام اعضا چنین موضوعی را در گفت‌وگوهایشان با رسانه‌ها تکذیب می‌کنند اما آنچه در عیان مشخص است، خلاف این تکذیب‌ها است و شاید بعد از جدایی اعضایی از جامعه روحانیت و تشکیل مجمع روحانیون اکنون هم باید منتظر تشکیل تشکل دیگری بود تا یک تشکل در کمتر از 30 سال به سه بخش تقسیم شود...