تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۰۸۲
محسن غرویان در گفت‌وگو با آرمان:
سعید شمس اشاره: انتخابات مجلس در حالی فرا می‌رسد که گره‌های جریان‌های مختلفی که می‌توانند با حضور جدی خود در پرشور بودن آن تاثیرگذار باشند، گره‌هایی سخت بازشدنی به نظر می‌رسند و شاید به همین دلیل است که این انتخابات را انتخاباتی غیر قابل پیش‌بینی کرده است. اینکه اصولگرایان با وجود نزدیکی به انتخابات همچنان تلاش‌های خود را برای رسیدن به وحدت انجام می‌دهند و یا اینکه اصلاحات همچنان اسباب حاشیه‌نشینی را در خود می‌بیند، موجب شده تا این سئوال مهم در جامعه به وجود آید که آیا اصلاً می‌توان انتخاباتی دو قطبی را شاهد بود؟ در اینصورت اصولگرایان با چه شرایطی وارد رقابت با رقیب خود می‌شوند؟ درآن سو اصلاحات با کدام نیروها و در چه فضایی کاندیداهای خود را معرفی می‌کنند. رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور و یکی از شاگردان سابق آیت‌الله مصباح‌یزدی بر این باور است که در انتخاباتی که اصلاحات حضور خواهد داشت، برخی اصولگرایان به دلایلی نمی‌توانند به اتحاد لازم برسند. محسن غرویان به سئوالات انتخاباتی «آرمان » اینطور پاسخ می‌گوید:

* انتخابات مجلس نهم را می‌توان انتخاباتی دانست که در شرایطی متفاوت با دوره‌های گذشته برگزار خواهد شد؟
** حتما همینطور است. با توجه به موضع‌گیری‌هایی که تشکل‌ها و چهره‌های سیاسی در این چند وقت از خود نشان داده‌اند و البته به تداوم مشی خود اصرار دارند، به نظر می‌رسد نهمین دوره قوه مقننه در انتخاباتی خاص ترکیب خود را تعیین کند. به طوریکه به راحتی می‌توان پیش‌بینی کرد که گروه‌های مختلف و سلیقه‌های گوناگون هر کدام به اندازه تلاش خود در کرسی‌های بهارستان سهمی را از آن خود کنند.
* اصولگرایان در آستانه انتخابات چه شرایطی را در حال تجربه کردن هستند؟ آیا جبهه اصولگرایی و در کل جناح راست می‌تواند به تمدید سه باره فرصت قانون‌گذاری خود امیدی داشته باشد؟
** این جریان مهم سیاسی مانند همیشه در بطن اتفاقات مهم کشور حضوری جدی خواهد داشت و از حالا خود را آماده ورود به مراتب جدی‌تر از همیشه به انتخابات کرده است. تحلیل من این است که مجلس نهم هم مانند مجلس‌های هفتم و هشتم در حالی برای 4 سال قانون‌گذاری فعالیت خود را شروع خواهد کرد که بیشتر صندلی‌هایش را در اختیار چهره‌هایی خواهد دید که مهر اصولگرایی را بر پیشانی خود دارند.
* البته اختلافات گروه‌های مختلف اصولگرایی به بالاترین حد ممکن خود رسیده است.
** با توجه به شرایط موجود، مشخص است که تشکل‌های اصولگرایی نمی‌توانند با هم به تعامل برسند و به همین دلیل هیچ‌کس نمی‌تواند فاصله‌ای که گروه‌ها و چهره‌های سیاسی‌ نسبت به هم پیدا کرده‌اند را منکر شود یا درصدد توجیه آن برآید.
* ریشه وضعیت موجود آن هم در سال مهمی چون سال انتخابات در چیست؟
** رایزنی‌های کمیته وحدت 8 + 7 و تحرکات جبهه تازه تاسیس جبهه پایداری و همچنین تجمع‌های پراکنده‌ای که هر کدام به نوعی داعیه اصولگرایی دارند و سعی می‌کنند خود را مرتبط با این قطب سیاسی معرفی کنند، اوضاعی به وجود آورده است که انتخاب و معرفی یک لیست واحد را برای اصولگرایان سخت کرده است. باید منتظر ماند و دید در روزها و هفته‌های آتی چه اتفاقاتی می‌افتد و آیا می‌توان کاندیداهای اصولگرایی را با حضور در فقط «یک لیست» وارد کارزار تبلیغاتی، انتخاباتی کرد.
* "کمیته وحدت 8 + 7"، چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟
** این کمیته با محوریت آقای مهدوی‌کنی تشکیل شده و بنده هم با توجه به دغدغه‌های ایشان و ترکیب کمیته معتقدم که اگر چالش‌ها اجازه بدهند، می‌تواند وحدت اصولگرایان را رقم بزند. البته برخی به طور کامل به اهداف این کمیته نظر مثبتی ندارند و
نمی‌خواهند که محوریت آیت‌الله کنی را قبول داشته باشند تا کمیته 8+ 7 نتواند آنطور که باید برنامه‌ها و تدابیر خود را اجرایی کند. مشاهدات این چند وقت اخیر به خوبی نشان می‌دهد که به عنوان مثال جبهه پایداری در عمل نمی‌خواهد به همسویی لازمی با کمیته اصولگرایان برسد و به همین دلیل حاضر نیست تا در نشست‌های انتخاباتی حاضر باشد. واقعا نمی‌دانم چرا این تشکل تازه تاسیس تا به این حد ساز مخالف می‌زند و با ساز مخالف خود مشکلات را بیش از پیش کرده است.
* آنها بارها عنوان کرده‌اند که با حضور نماینده لاریجانی در کمیته 8+ 7 مخالف هستند و شرط هم‌نشینی خود با اصولگرایان را حذف او می‌دانند.
** نمی‌توان به هر خواسته‌ای تن داد. واقعا نمی‌دانم چرا باید با حضور نماینده فردی که یکی از چهره‌ههای شاخص اصولگرایی است، مخالفت شود.
* شاید به این دلیل که تشکل‌ها تمایلی برای همکاری با یک «فرد» ندارند و حضور نماینده یک چهره را غیرمتعارف تلقی می‌کنند.
** باید این را در نظر گرفت که علی لاریجانی نه یک فرد بلکه رئیس قوه مقننه است و خب! کسی نمی‌تواند جایگاه رئیس مجلس را نادیده بگیرد. حتم داشته باشید که اگر او عنوان «ریاست مجلس» را یدک نمی‌کشید، نمی‌توانست نماینده‌ای در ترکیب کمیته7+8 داشته باشد.
* حاشیه و بحث‌ها برای این جبهه‌ای که مدت کمی از شروع فعالیتش می‌گذرد، چه علتی دارد؟
** خب! نوع موضع‌گیری آنها به گونه‌ای بود که تعمدا دنبال این بودند تا خیلی سریع در جامعه مطرح شوند، به هر حال در عمل نشان دادند که با اعتدالگرایی آیت‌الله مهدوی‌کنی مخالف هستند و همچنین متانت و آرامش ایشان را قبول نداشته و برنمی‌تابند و دقیقا به همین دلیل است که به فکر تشکیل جبهه‌ای به نام جبهه پایداری افتادند.
* این یعنی اختلاف یا حداقل فاصله گرفتن آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله مصباح‌یزدی؟
** طرح همین سئوال از سوی شما که به عنوان روزنامه‌نگار اتفاقات سیاسی را دنبال می‌کنید، نشانگر این مساله است که چنین ذهنیتی در جامعه وجود دارد.
* این اختلاف‌ها "اتحاد" را به آرزوی اصولگرایان بدل نمی‌کند؟
** حتما، اختلافات در آرایش انتخاباتی هم خودنمایی خواهند کرد و در نتیجه همانطور که تحلیلگران سیاسی اعتقاد دارند که اگر اصولگرایان به لیست واحد نرسند، باعث می‌شود که رای‌هایشان ریزش کند و البته این به نفع اصلاحات است. چون اصلاح‌طلبان می‌توانند از این فرصت استفاده کرده و رای‌های ریزشی رقیب را به نفع خود و به سمت کاندیداهای خود جلب کنند. واقعا جای تاسف است که آقایان نسبت به شرایط اصولگرایی بی‌تفاوت هستند و با اصرار به بی‌توجهی‌هایی که به نگرانی‌ها و دلسوزی‌های بزرگان اصولگرایی، وضعیت دشواری را رقم زده‌اند و وحدتی را که لازم هم است، به تاخیر انداخته‌اند. انتخابات نزدیک است و جبهه پایداری حتی اگر با شرایط کنار هم بیاید، زمان زیادی برای جبران کاستی‌ها نمانده است.
* حاشیه‌نشینی اصلاحات چقدر در شرایط فعلی اصولگرایان تاثیر داشته است؟
** ببینید! اصولگرایان بالاخره باید محور واحدی را انتخاب کنند که این نمی‌تواند چیزی جز توجه به منویات مقام معظم رهبری باشد. باید با تحمل سلیقه‌های مختلف کاری کرد که وحدت حاصل شود. این مهم در حالی احساس می‌شود که برخی قرار را بر این گذاشته‌اند تا رای و نظر خود را تحت هر شرایطی به کرسی بنشانند. متاسفانه برخی حرکاتی که دیده می‌شود، ذوق‌های مختلف را به حاشیه برده است و این در حالی است که اصلاح‌طلبان همیشه سعی می‌کنند در درون جریان خود تحمل بیشتری داشته باشند و نگاهی جدی‌تر به تنوع‌طلبی دارند و در نتیجه با دغدغه‌های کمتری به فکر انتخابات مجلس هستند و می‌توانند به این امید باشند که در راهیابی به ساختمان بهارستان به موفقیت برسند.
* این تحلیل شما از شرایط اصلاح‌طلبی در شرایطی است که به نظر می‌رسد آنها فضایی برای حضوری جدی در انتخابات ندارند.
** من این نظر شما را قبول ندارم. نمی‌شود که از حالا گفت که آنها نمی‌توانند بیایند و یا خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که از ملزومات لازم برای فعالیت انتخاباتی محروم هستند. ما نباید این مساله را فراموش کنیم که اصلاحات، جبهه‌ای فراگیر است و این حق را دارد و البته ابزارهای لازم را هم دارد تا بتواند برای مجلس‌نشینی با رقیب خود وارد رقابت شود.
* اما خودتان اذعان کردید که مثلا با تعامل احتمالی جبهه پایداری، زمان محدود، اجازه وحدت انتخاباتی را از اصولگرایان سلب می‌کند.
** در عالم سیاست همه چیز ممکن است و ممکن است در همین فرصت باقی مانده اتفاقاتی بیفتد و اصلاحات هم به سرعت وارد میدان شوند. البته این احتمال هم وجود دارد که برجسته‌های اصلاح‌طلبی در سایه باشند و چهره‌های جوان و کم شناخته شده
این ماموریت را از طرف آنها داشته باشند تا به عنوان نماینده‌های جبهه اصلاحات تحرکاتی برای کسب عنوان نمایندگی مجلس و همچنین تزریق تفکر اصلاح‌طلبی به قوه مقننه را در اختیار بگیرند. به نظر من این احتمال، احتمالی محتمل است.
* سئوال مشخص این است که حضور یا عدم حضور طیف اصلاح‌طلبی چه تاثیری در روند انتخابات خواهد داشت؟ عده‌ای حکم به «باید» بودن ورود آنها به انتخابات می‌دهند و گروهی هم معتقدند که بودن یا نبودن‌شان نمی‌تواند بحثی مهم باشد.
** به هر حال انتخابات هم آثار داخلی دارد و هم وجهه بین‌المللی و رسانه‌های جهان به بحث و تحلیل انتخابات خواهند پرداخت. آنهایی که در چارچوب نظام و ولایت فقیه هستند حتما مشارکت می‌کنند و این هم به نفع‌شان است تا در صحنه، اندیشه‌های خود را مطرح کنند. به همین دلیل است که معتقدم نظام‌مدارها با در نظر گرفتن شرایط، وارد انتخابات می‌شوند، چون هر سیاست‌مداری که منطق را اولویت می‌داند، به این مساله اشراف دارد که حضور همه تشکل‌ها الزامی است.
* از بحث انتخابات خارج شویم، عملکرد مجلس هشتم را چطور دیدید؟
** در مجموع می‌توان نمره قبولی به مجلس هشتمی‌ها داد. مثلا در مساله استیضاح وزیر اقتصاد موضع مجلس حکیمانه بود و نشان دادند تا دنبال این هستند تا به عنوان حامی به دولت کمک کنند تا بتواند آنطور که باید به فکر اجرایی کردن برنامه‌هایش باشد. این نشانه‌ای بود از منطق‌مداری مجلس هشتم.
* مجلس هشتمی‌ها می‌توانند امیدوار به تمدید دوباره رای مردم باشند؟
** البته نمی‌تواند درصدی در این خصوص آورد. پیش‌بینی من این است که مجلس نهم با آرایشی جدید شروع به کار کند و می‌توان گفت که حداقل نیمی از آنها نمی‌توانند به مجلس نهم راه پیدا کنند.
* "حداقل نیمی از آنها نمی‌توانند به مجلس نهم راه پیدا کنند" این نظر با نمره قبولی که به مجلس هشتم دادید، منافاتی ندارد؟
** نه، به هر حال مردم همیشه دنبال این هستند تا با تنوع‌طلبی نیروهای جدید و تازه نفس‌تری را انتخاب کنند تا مجلس با شادابی بیشتری از اینی که تا حالا بود، به فکر قانون‌گذاری و همچنین وظیفه نظارتی خود باشد. بحث درباره انتخابات مجلس و بایدها و نبایدهایی که باید مورد توجه افراد و تشکل‌ها قرار بگیرد، هر چقدر هم که باشد، کم است. همه باید کاری کنیم تا با برگزاری انتخاباتی پرشور و آزاد بار دیگر «مردم‌مداری» جمهوری اسلامی را به اذهان عمومی دنیا گوشزد کنیم.
* حرفی مانده است؟
** همه گروه‌ها و تشکل‌ها، حتی اصلاحات باید در انتخابات حضوری جدی داشته باشند.