محمد منصوریبروجنی
امیر محبیان، تحلیلگر سرشناس جناح راست اعتقاد دارد به زودی جریان سیاسی جدیدی در میان منسوبین به دولت ظهور خواهد کرد. جریان سوم حامی دولت، هم با جبهه پایداری مرز دارد و هم با آ نچیزی که امروزه جریان انحرافی خوانده میشود. این روزنامهنگار باسابقه به خبرگزاری مهر گفته است: «ما داریم به سمتی میرویم که از هواداران آقای احمدینژاد چند گروه به وجود آمده است که یک گروه هواداران جبهه پایداری بوده و خود را متعلق به جریان سوم تیر میدانند و میگویند که احمدینژاد را بدون جریان انحرافی را قبول داریم. یک گروه دیگر کسانی هستند که از سوی رقبای خود انحرافی خوانده میشوند و سوم جریانی دیگر نیز احتمالا از درون دولت بیرون میآید که نه یکپارچگی با جریان موسوم به انحرافی داشته باشد و نه با جبهه پایداری».
البته محبیان پاسخ روشنی به این سوال خبرنگار مهر که آیا مصداقی برای این جریان سوم حامی دولت هم وجود دارد، نداده و اظهار داشته است: «این یک پیشبینی است که هر چه به انتخابات نزدیک شویم مصداقهای آن را خواهیم دید». این تنها و به عبارتی اولین خبری است که درباره جریان سوم منتشر میشود. تنها چیزی که میتواند آن را جدی کند، اعتبار گوینده است. اگر بین خطها، خبر نادیده گرفته شود، احتمالاً دیدارها و رایزنیهایی در میان برخی اعضای هیأت دولت در جریان است. طی ماههای گذشته چهرههایی نظیر داود احمدینژاد و علی ثمری از هیأت دولت جدا شدند تا صریحاً به آ نچه جریان انحرافی خوانده میشود، اعتراض کرده. جریانهای اصولگرا طی سالهای گذشته نشان دادهاند اعتقادی به وزنکشی در انتخابات ندارند و حتی زمانی که در انتخابات حضوری متکثر داشتهاند، درگیر یک رقابت جدی بودهاند. وزنکشیها در محافلی صورت میگیرد که البته کمتر خبری هم از آنها به بیرون درز میکند، شاید این اظهار نظر محبیان دود سفید یکی از این لابیها باشد. دولتیهایی که میخواهند حساب خود را جدا کنند، ولو با حضوری کمرمق در رقابتهای مجلس.
راهبرد جدید اصولگرایان؟
اما طی ماههای اخیر تلاشهای ویژهای از سوی اصولگرایان صورت گرفته است تا حساب احمدینژاد را از آنچه جریان انحرافی میخوانند، جدا کنند. برجستهترین تلاشها مربوط به جبهه پایداری است. این جبهه خود را حامی اصلی محمود احمدینژاد در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری میداند و معتقد است آنها اصیلترین نمایندگان گفتمان سوم تیر هستند: کسانی که 24 میلیون رأی احمدینژاد را جذب کردند. بسیاری در تعریف نسبت این گروه با اسفندیار رحیممشایی دچار تردیدند و این امر را به ویژه به حضور صادق محصولی در مرکزیت جبهه پایداری و حمایت مالی او از این گروه ربط میدهند. با این حال سران جبهه پایداری این را اتهامی قبول نشدنی میدانند. در تازهترین اظهار نظرها، علیاصغر زارعی، نماینده مردم تهران در مجلس گفته است: «اتهام ارتباط جبهه پایداری با مشایی نابجاست چرا که این جبهه زمانی شکل گرفت که این انحرافات مطرح شد». در عین حال یکی از مهمترین اهدافی که این جبهه برای خود تعریف کرد، جداسازی احمدینژاد از مشایی بوده است.
در اوایل شکلگیری جبهه پایداری در بهار 90 حمید رسایی گفته بود: «ما به احمدینژاد بدون مشایی اعتماد و اعتقاد داریم». این تئوری بارها و بارها از سوی اعضای جبهه پایداری تکرار شد، تا خود را به عنوان یک ظرفیت در دسترس و موجود برای محمود احمدینژاد مطرح کنند، ظرفیتی که فاصله اراده جدایی احمدینژاد از مشایی را – در صورت طرح- تا عملی شدنش به حداقل میرساند. با این حال برگزاری همایش حامیان گفتمان انقلاب اسلامی و سخنان احمدینژاد در جمع اعضای ستادهای خود نشان داد جبهه پایداری در این هدف خود ناکام مانده است، رئیس دولت صریحاً اعلام کرد که هیچ ارتباطی با جبهههای شکل گرفته برای انتخابات مجلس ندارد. بر این مبنا شاید بتوان گمانهزنی دیگری درباره این اظهار نظر امیر محبیان داشت و آن را راهبرد جدید برای جداسازی احمدینژاد از مشایی دانست.
اصولگرایان تلاش میکنند احمدینژاد را به دامن نیروهای خودش بیندازند. نیروهایی که هنوز اخراجی از دولت به حساب نمیآیند و به اعتباری همچنان مورد وثوق احمدینژاد به شمار میروند، اما چندان هم مایل نیستند که تخم مرغهایشان در سبد حمایت از مشایی بگذارند. تکنوکراتهای دولت در سنت سیاسی ایران اگرچه از گروهها و جریانهای سیاسی مختلف، اما یک تیپ به شمار میروند. آ نها با برنامههای دولت همدلی دارند، اما در جریان سیاسی حاکم بر دولت تعریف نمیشوند. چهرههایی نظیر علی شمخانی، محمد شریعتمداری و کمال خرازی در دولت خاتمی نیز از این تیپ به شمار میروند؛ تیپی که عموماً اهل فعالیت تشکیلاتی هم نیستند، اما اینک احتمالاً تلاشهای برای استفاده از ظرفیت و توان آنها برای جداسازی احمدینژاد از مشایی آغاز شده است. شاید اصولگرایان سنتی قصد دارند یک سال و اندی باقیمانده از ریاستجمهوری احمدینژاد را، با پررنگ کردن این حلقه از مدیران دولتی، به خیر و خوشی برگزار کنند و با در دست گرفتن ابتکار عمل در فضای سیاسی، انتخابات ریاستجمهوری آینده را به سود خود به انجام برسانند.
قضاوت زود است
با این حال هنوز برای قضاوت قطعی درباره جریان سومی حامی دولت زود است. آیا اساساً چنین جریانی به وجود خواهد آمد؟ آیا این تلاشی از سوی مدیران ارشد دولت، برای تفکیک بین احمدینژاد و مشایی خواهد بود؟