رضا رئیسی
شاید مشی همیشگی اعتدالجویی آیتالله هاشمی، گزاره سکوت و کنارهگیری را در این برهه زمانی برای وی توجیهپذیر کند، علیالخصوص که حساسیتها پیرامون وی بالاست و کوچکترین سخن او موجی از تخریبهای نامنصفانه و نابردبارانه عدهای زیادهخواه را به همراه دارد، فضایی که همگان بر بیاخلاقی رواج یافته در آن اعتراض دارند و آنرا منطبق با آرمانهای اخلاقی و مداراجویانه نمیدانند. در این فضا سیاستمداران ترجیح میدهند تا خارج از این گود به کنشگری بپردازند و خود را در معرض امواج پرتلاطم حملهها و هجمهها قرار ندهند. با توجه به حساسیتهای گفته شده هاشمی هم طبیعتا باید سکوت را ترجیح بدهد، اویی که حتی در برابر تخریبهای آشکار و علنی نسبت به خود سکوت ورزید و بخاطر حفظ مصالح انقلاب و ایجاد بستر مهیا برای وحدت به عنوان دغدغه همیشگیاش، پاسخ بداخلاقیها را نداد اما اکنون سکوت و کنارهجویی را مجالی نمیدهد و به مناسبتهای مختلف از دغدغههایش میگوید. هاشمی از خود هزینه میکند و برای تغییر این بستر معوج، بر معایب و کجرویها انگشت میگذارد. انذارهای هاشمی برآمده از تجربیات پرشمار اوست و آنها را بدون هیچ چشمداشتی در اختیار مردم و مسئولان میگذارد. بعد از سالها تصدی سمتهای مختلف؛ اکنون هاشمی در دهه هشتم زندگی خود از هر فرصتی بهره میجوید تا یادآوری کند که او و بنیانگذاران انقلاب برای دستیابی به چه شاخصههایی عمر خود را مصروف داشتهاند و برای تحقق چه دستاوردهایی رنج دوران کشیدهاند.
اعتماد و اطمینان به سرمایههای انقلاب
هاشمی با تأسی به پیر انقلاب و مقتدای همیشگی خود، همواره بر نقش ممتاز جوانان تاکید کرده و لزوم اعتماد همه جانبه به آنان را یاد آور شده است. او خوب به خاطر دارد که این اعتماد و نقشدهی به جوانان چه ثمرات مبارکی را به همراه داشته و در زمانهای خطیر، انقلاب را از گردنه تلاطمهای پر شمار به سلامت گذرانده است. هاشمی با لحاظ همین دغدغههابود که با جمعی از یاران، سه دهه پیش نهال آموزشعالی را پر بارتر نمود و با تاسیس دانشگاه آزاد، آموزشعالی را که آن روزها در عدهای خاص و در مکانهای معدود خلاصه میشد فراگیر کرد آنگونه که این روزها میلیونها دانشآموخته این نهاد بار علمی گرانسگی را برای کشور رقم زدهاند.
آیتالله در جمع اساتید و دانشآموختگان دانشگاهی که خود پایه آن را نهاد، از لزوم اطمنیان و اعتماد به نسل نخبه و دانشگاهی کشور میگوید و به نقش ممتاز و بیبدیل آنان در چرخه پیشرفت کشور اشاره میکند. او در اثنای سخن خود به زمینهسازی برای ایجاد فضای با طراوت و با نشاط سیاسی در جامعه تاکید میورزد و دستیابی به آن را جز از معبر دانشگاهی پویا و زنده نمیداند؛ دانشگاهی که به عنوان یک عنصر بیهمتا بدیلی ندارد و باید بستری برای تضارب آرا و اندیشههای مختلف در آن مهیا گردد. وی در این میان به روی دیگر ماجرا هم میپردازد و در توصیه به دانشگاهیان میگوید: کسانی که علاوه بر تحصیل دغدغه مشارکت در امور اجتماعی، سیاست و آینده کشور خود را دارند و بخشی از زمان مفید خود را به فکر کمک به حل مشکلات کشور و روشنگری جامعه و دانشگاه میگذرانند، نقشی مضاعف و موثرتر در جامعه ایفا میکنند. هاشمی در این سخنان از یکسو به مسئولان انذار میدهد که جوانان و نقش اصیل و ناب آنان در پیشرفت جامعه را دریابند و با نگاه اعتمادمحورانه به آنان و کنشگریشان بنگرند و از سوی دیگر جوانان را مورد خطاب قرار میدهد و اهتمام به دغدغههای فراروزمره را برای آنان واجب میشمارد. از منظر او اگر این دو رویکرد به منصه ظهور برسد میتوان فردایی بهتر برای کشور را به نظاره نشست.
نقد سازنده به مثابه داروی شفابخش
همواره دو نگاه به نقد و نقادی در جامعه و در سپهر سیاسی قابل مشاهده است، عدهای هرگونه نقد و پرسشگری را به مثابه تخریب و زیادهگویی میبینند و عدهای دیگر نقد را هر چند در وهله اول تلخ و گزنده بنمایاند لازم میشمرند و آن را کیمیایی برای دفع کجرویها و پالایش ساختار قلمداد میکنند. دسته اول جامعهای را مطلوب میشمرند که مطیع و فرمانبردار باشد. در مقابل، دسته دوم جامعهای را زنده و پویا میداند که مردمانش با ابزار رسانهای یا نظارتی خود بر کجرویها دست میگذارند و با نقادی مانع استیلا یافتن بیاخلاقی میشوند. تجربه نشان داده که رویکرد رواداری و تعامل در برابر نقد، از افتادن به ورطه فرصتسوزی جلوگیری میکند و با خوددرمانی این روش میتوان ساختاری با ثبات و مورد اقبال همگانی را تدارک دید.
هاشمی بر همین نکته دست میگذارد و تاکید میکند که خواست ما همواره این بوده که میدان برای نقد سازنده بیشتر باز باشد، چراکه در هیچ شرایطی، نقد درست و سالم تهدید برای جامعه به حساب نمیآید. این نگاه هاشمی مبتنی بر آموزههای دینی و قرآنی ماست که توصیه به شنیدن هر گفتار و سخن و عمل به بهترین آن میکند و در گفتار با مخالفین و کافران هم توصیه به بحث سازنده و روش نیکو میشود. یکی از اهداف انقلاب هم توجه به این مهم بوده است. در قانون اساسی هم در اصول متعددی بر حق آزادی بیان تاکید ورزیده شده و روح عمومی این قوانین بر آن صحه تام و تمام میگذارد. با تمامی این آموزهها و سخنان، دیگر جایی برای برخورد نامنعطفانه با منتقدین و نقد سازنده باقی نمیماند. درواقع نقد سازنده و ملزومات برونآیی آن نه تنها چالش نمیآفریند که میتوان آنرا به مثابه فرصتی بکر و بیبدیل دانست که پایههای نظام را از صدمات مصون میدارد.
لوازم نقد و نقادی سازنده
اگر نقد را در جایگاهی رفیع مینشانیم و از آن اصلاح و برونرفت از معضلات را انتظار داریم، رعایت ملزوماتی در این راستا غیر قابل اجتناب مینمایاند. همواره عدهای سوءاستفادهگر و ناخیرخواه از پوششی هرچند ظاهر صلاح استفاده میکنند تا منویات معوج خود را در قالب آن پی بجویند، دقیقا همین جاست که تفاوت نقد سازنده و تخریبی جلوهگر میشود. آیتالله دوراندیده به همین نکات اشاره میکند و معیارهای نقد سازنده را گوشزد میکند. وی میگوید: همگان باید در نقد و روشنگری خود، قانون، منافع ملی و مصالح کشور را مد نظر قرار دهند. اشارات صریح وی مرز میان تخریب و نقد را هویدا میکند و میتواند دستمایه خوبی برای تمایز این دو را به دست بدهد. در ادامه وی به یکی از آفات جبههگیری در برابر نقد سازنده میپردازد و غرور و خودبزرگبینی را عامل اصلی در عدم پذیرش منتقدین میشمارد.
تحولپذیری رمز ماندگاری
آیتالله با مرور تجربیات تاریخی نکته مهمی را گوشزد میکند. او ایستایی نظامهای سیاسی را موجب رکود، رخوت و در نهایت مرگ آنها میخواند و تاکید میکند که نظامهای پویا تحولپذیرند و بر اساس مولفههای روزآمد به پالایش ساختار خود بر اساس ملزومات روز میپردازند. از منظر هاشمی مردمان جهان به حدی از آگاهی و خرد در پرتو دانش و فناوری رسیدهاند که نظامهای توتالیتر و متصلب دیگر جایگاهی در آن ندارند، او شاهبیت سخنان خود را در این گفتار بازگو میکند: بهترین و درستترین طریق اداره جوامع در حال حاضر، همراهی با مردم، نخبگان و منتقدان دلسوز است. نکتهای که به تصریح وی برآمده از کتاب و سنت الهی است چراکه خداوند به پیامبر خاتم فرمود: با امت خود مهربان باش و با آنان مشورت کن تا با کمک خود آنان بر مشکلات فائق آیید. سخنی که چون چراغی فروزان و راهی روشن برای همیشه تاریخ در برابر ماست.