سیدرضا میرطاهر
ب ـ همکاریهای استراتژیک ترکیه و اسرائیل (به ویژه در ابعاد نظامی و امنیتی)
همکاریهای استراتژیک ترکیه و اسرائیل در پرتو شرایط نوین جهانی و منطقهای از اواسط دهه 90، شکل وسعت بیسابقهای بخود گرفت.21 نقطه عطف این همکاریها انعقاد توافقنامه همکاریهای نظامی در 23 فوریه 1996 بین ترکیه و اسرائیل بود.22
به نوشته یکی از کارشناسان، به طور خلاصه23 این اتحادیه نظامی شامل مواردی از قبیل تدارک تسلیحات از سوی اسرائیل برای ترکیه، مانورهای دریایی در دریای مدیترانه (با مشارکت ایالات متحده) تمرینهای آموزشی نیروی هوایی اسرائیل در فضای هوایی وسیع منطقه آناتولی ترکیه، همکاری و مشارکت اطلاعاتی و آموزش ضد تروریسم میگشت. علاوه بر آن، ترکیه، لابی قدرتمند اسرائیل را در ایالات متحده، و پشتیبانی آن از ترکیه را به عنوان پاداش اضافه در نظر میگرفت. با توجه به اینکه ترکیه با مانعتراشیهای لابیهای یونانی و ارمنی در کنگره آمریکا مواجه بوده، لذا برای حفظ جریان تسلیحات آمریکایی مبارزه کرده و پشتیبانان اسرائیلی در اینجا صمیمانه از موضع ترکیه دفاع میکردند.24
به نوشته برخی منابع، بنیان پیمان نظامی ترکیه و اسرائیل توسط «اسحاق رابین» در سالهای 95 ـ 1994 مورد گفتگو قرار گرفت و در نتیجه آن، دو موافقتنامه در فوریه و آگوست 1996 بین اسرائیل و ترکیه امضا شد.25
موافقتنامه نخست در پس سفر ژنرال «چویک بیر»، معاون رئیس ستاد ارتش ترکیه به اسرائیل به صورت محرمانه منعقد شد. امضای این توافقنامه برخلاف روال قانونی بدون اجازه و آگاهی کمیته امور خارجی پارلمان ترکیه انجام گرفت و موضوع پوشیده داشتن آن به علت ابعاد امنیتی شاید مهمترین عامل عدم ارجاع به این کمیته بوده است. در عین حال رئیسجمهور و نخستوزیر ترکیه کاملاً از آن حمایت کردند.
با توجه به اینکه هیچگاه تفسیر روشنی از این توافقنامه از سوی دو طرف توافقنامه صورت نگرفته است، ولی با توجه به بیانیهها و اظهارات مقامات دو طرف میتوان تا حدودی به ابعاد و ماهیت آن پی برد. کما اینکه وزارت دفاع اسرائیل در تاریخ 18 مارس 1996 با انتشار بیانیهای اعلام کرد «میان ترکیه و اسرائیل در زمینه انجام مانورها و تمرینهای مشترک، تاسیس دانشکده امنیتی برای گفتگوی استراتژیکی میان دو کشور توافق حاصل شده است.» اسرائیل در این بیانیه خاطرنشان کرد که دو کشور توافقنامه امنیتی امضا کردهاند و سیاست اسرائیل افشای جزئیات آن نیست.
یک ماه بعد در تاریخ 9 آوریل 1996 وزیر امور خارجه وقت ترکیه اظهار داشت که ترکیه برای حمله به سوریه نیازی به کمک اسرائیل ندارد و اصولا معاهده چنین هدفی را دنبال نمیکند... توافقنامه همکاری نظامی میان ترکیه و اسرائیل معاهده دفاع مشترک نیست و نه سوریه و نه ایران را تهدید نمیکند، بلکه هدف آن کمک به اسرائیل برای نوسازی و تجهیز هواپیماهای «اف ـ 4 ـ فانتوم» ترکیه و مبادله کارشناس در زمینههای نظامی است.
«سلیمان دمیرل» رئیسجمهوری ترکیه نیز در تاریخ 2 مه 1996 درباره این توافقنامه گفت: «قوانین نظامی ترکیه و اسرائیل جنبه آموزشی دارد و نه استراتژیک.
«مصطفی قالملی» رئیس مجلس ترکیه نیز در تاریخ 12 اکتبر 1996 در قاهره اعلام کرد: «توافقنامه ترکیه و اسرائیل توافقنامه از نوع همپیمانی و یا دفاع مشترک نیست و هیچ کشوری را تهدید نمیکند، بلکه این توافقنامه صرفاً جنبه همکاری نظامی و آموزشی دارد و همانند27 توافقنامه دیگری است که ترکیه با سایر دولتهای عربی و غیر عربی امضا کرده است.26
قبل از انعقاد توافقنامه 1996، در اواخر سال 1995 ترکیه مدرنیزاسیون 54 فروند هواپیمای «اف ـ 4 ـ فانتوم» خود را به مناقصه نهاد که اسرائیل در آن برنده گشت. در نتیجه قراردادی 630 میلیون دلاری برای اورهال (تعمیر کلی) و تجهیز این هواپیماها با سیستمهای الکترونیکی پروازی (اویونیکز) پیشرفته و دیگر بهسازیها با اسرائیل منعقد گردید. قرار بود تا نیمی از این کار در ترکیه و با استفاده از دانش و تخصص اسرائیلیها صورت پذیرد27، اما به دنبال امضای توافقنامه همکاری نظامی در تاریخ 23/2/1996 و پیمانهای تکمیلی بعدی، مناسبات ترکیه و اسرائیل وارد مرحله جدیدی از همکاری نظامی و یا به عبارت بهتر همکاری استراتژیک گردیده است. برخی از مفاد توافقنامه ناظر بر موارد ذیل است:
1ـ تجهیز 56 فروند هواپیمای جنگی «اف ـ 5» ترکیه توسط نیروی هوایی اسرائیل،
2ـ تبادل اطلاعات بین سازمانهای جاسوسی دو کشور،
3ـ پرواز آزمایشی ـ آموزشی مشترک جنگندههای دو کشور بدون حمل سلاح در فضای هوایی یکدیگر،
4ـ آموزش نیروهای ضد شورش ترکیه در جنوبشرقی این کشور برای سرکوب کردهای استقلالطلب،
5ـ زمینههای دیگر از قبیل حفظ مرزها، خرید تسلیحات، برگزاری مانورهای مشترک و غیره28.
برخی از بندها و مفاد این توافقنامه که شایان توجه میباشند، عبارتند از:
ـ بندی که به همکاری تنگاتنگ نیروی هوایی ترکیه و اسرائیل مربوط بوده و اجازه استفاده از حریم هوایی طرف مقابل و برپایی تمرینهای مشترک را میدهد.29 همچنین به هواپیمای اسرائیلی اجازه حضور در دو پایگاه هوایی «اینجرلیک» و «قونیه» ترکیه را میدهد. بدین ترتیب اسرائیل با پشتوانه پایگاههای متعدد در داخل خاک خود و قلمرو ترکیه، همه منابع نفتی و راههای انتقال آن به خارج را در تیررس نیروی هوایی خود قرار داده است.30
نیروهای هوایی هر دو کشور دستکم طی دو سال پس از شروع همکاری چهار مورد مبادله هواپیما و خلبان داشتهاند.(31) ترکیه حوزه هوایی وسیعی را در اختیار اسرائیل میگذارد که بتواند به تمرینهای هوانوردی دوربرد پرداخته و بر فراز سرزمینهایی که برای خلبانان اسرائیلی تازگی دارد، به پرواز پرداخته و تجربهاندوزی کنند. چنین پروازهایی برای اسرائیل که عمق استراتژیک ندارد، ضروری است و چنانچه بخواهد حملات نفوذی به داخل عراق، یا مقرهای موشکی سوریه و یا تاءسیسات موشکی و اتمی ایران داشته باشد، به چنین تمرینهایی نیازمند است.
در عین حال، اسرائیل دسترسی به تنها منطقه آتشباری خود را که برای آموزش جنگهای الکترونیک و فنون ضد الکترونیک بکار میبرد، در اختیار ترکیه قرار داده است. مانورهای مشترک نجات هوا ـ دریا و امکان برگزاری مانور مشترک زمینی نیز در چارچوب این مناسبات مطرح است32 ادامه دارد...