آمریکا جنگ با ایران را با حملات سایبری آغاز کرده است
نویسنده با مغرضانه خواندن جنگ های آمریکا و نیز اشاره به انتشار ویروس های رایانه ای با هدف مقابله با برنامه هسته ای ایران می نویسد: چهارمین جنگ (مغرضانه) آمریکا، که در واقع همان جنگ این کشور با ایران باشد، نزدیک و در هاله ای از ابهام است، این جنگ امروزه محتمل تر به نظر می رسد و علت آن گزارش نیویورک تایمز در مورد ورود ویروس رایانه ای یا کرم سایبری استاکس نت است، ویروس پیشرفته ای که به دستور اوباما برای نابودی سانتریفیوژهای هسته ای به ایران فرستاده شده است. از آنجا که ارتش آمریکا این اقدام کشورش را به منزله «آغاز جنگ» با ایران می داند، منطقی به نظر می رسد که بگوییم در حال حاضر آمریکا در حال «جنگ» با ایران است.
آمریکا به شیوههای متعدد، و البته مخفیانه، در حال جنگ با ایران است
پایگاه تحلیلی «تام دیسپچ» ادامه می دهد: درواقع می توان این گونه بیان کرد که آمریکا از سال 2008 جنگ با ایران را آغاز کرد، یعنی زمانی که مجلس سنا به حکومت بوش مبلغی معادل 400 میلیون دلار برای «سرمایه گذاری به منظور افزایش تدریجی شدت و وسعت اقدامات مخفیانه علیه ایران» داد، که البته شامل اقدامات «بین مرزی از جانب عراق» نیز می شد.
به علاوه، نیروهای عملیاتی ویژه آمریکا مخفیانه در حال آموزش اعضای مجاهدین خلق، گروه سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی، در مکان مربوط به وزارت انرژی، در صحرای نوادا، نیز بوده اند و هنوز هم نام این گروه در فهرست تروریستی وزارت خارجه آمریکا دیده می شوند.
ظن به ایران در جهانی پر از سلاحهای هستهای
نویسندگان این گزارش با اشاره به جهان پر از سلاح های هسته ای و فشار به ایرانی که به دنبال فناوری صلح آمیز هسته ای است می نویسند: جهان خیلی پیش تر پر از سلاح های هسته ای شده است، که البته شامل هزاران سلاح هسته ای تحت اختیار آمریکا و روسیه نیز می باشد، همچنین سلاح های موجود در افغانستان را نیز نباید فراموش کرد، کشوری که هر آن در حال فروپاشی و نابودی است. با این وجود تنها سلاح هسته ای که تیتر اول تمام روزنامه ها در سرتاسر جهان شده، و البته واقعیت نداشته و دروغی محض است، بمب اتمی ایران است.
آمریکا با زمان بازی می کند، نه ایران
این پایگاه تحلیلی با غیرواقعی خواندن رویکرد دولت آمریکا نسبت به برنامه هسته ای ایران ادامه می دهد: از وقتی که مذاکرات هسته ای با ایران دوباره در آوریل آغاز گردید، مقامات آمریکایی مکررا هشدار داده اند که اجازه نخواهند داد تهران برای مذاکرات بعدی «با زمان بازی کند». اما در واقع این حکومت اوباماست که با زمان بازی می کند.
برخی ها معتقدند که «باراک اوباما» سعی دارد با استفاده از دیپلماسی مسئله هسته ای را اداره کرده و مانع حمله اسرائیل به اهداف هسته ای ایران طی سالی شود که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آن برگزار می شود. درواقع، دولت اوباما برای دستور کار مهلک تر «زمان می خرد»: زمان برای ایجاد اختلاف در برنامه هسته ای تهران؛ زمان برای اجرای تحریم ها تا بستری برای تغییر رژیم در ایران مهیا شود؛ و زمان برای ایالات متحده و شرکای اروپایی و عرب سنی و ترکیه تا با سرنگونی دولت «بشار اسد» در سوریه، جمهوری اسلامی را تضعیف کند.
سیاست خرید زمان
«آنتونی جی. بلینکن»، مشاور امنیت ملی «جو بایدن»، معاون باراک اوباما، در ماه فوریه، تلویحا گفت که سیاست دولت در قبال ایران «خرید زمان و ادامه دادن این مسئله تا آینده است و اگر بتوانید این کار را انجام دهید، مسائل عجیبی در این فاصله اتفاق می افتد.» «میشل فلورنوی»، مقام پیشین پنتاگون- که اکنون دیگر از مقامات حکومتی نیست و تنها مشاور ستاد انتخاباتی باراک اوباما است- در ماه جاری به مخاطبان اسرائیلی خود گفت که از نظر دولت بسیار مهم است که قبل از حمله به ایران به سراغ اقدامات دیپلماتیک برود تا «در مشروعیت اقدام نظامی، خللی وارد نشود.»
اوباما مخفیانه دست به حملات سایبری علیه ایران زد
روزنامه نویس نیویورک تایمز، «دیوید سانگر»، اخیرا گزارش داده است: «باراک اوباما، از اوایل ماه های آغاز ریاست جمهوری اش، مخفیانه دستور حملات پیچیده علیه سیستم های کامپیوتری ایران را که وظیفه کنترل تأسیسات مهم غنی سازی اورانیوم را برعهده دارند، صادر کرد و اولین استفاده پایدار از تسلیحات سایبری آمریکا را به شدت گسترش داد»- اگر چه او می دانست این اقدام «کشورهای دیگر، تروریست ها و هکرها را قادر می سازد حملات سایبری علیه ایالات متحده را توجیه کنند.» اسرائیل- که مقامات اطلاعاتی آمریکا می گویند از ترور دانشمندان ایرانی و دیگر حملات تروریستی در ایران حمایت می کند- در این برنامه (حمله سایبری) نیز دست داشته است.
اوباما از دیپلماسی برای جلب حمایت بینالمللی استفاده کرده است
اسناد طبقه بندی شده وزارت خارجه آمریکا که توسط وبگاه «ویکی لیکس» منتشر شد، نشان می دهد که اوباما و تیمش از همان آغاز دوران ریاست جمهوری او، دیپلماسی را اساسا به عنوان ابزاری برای جلب حمایت بین المللی جهت اتخاذ تحریم های سخت تر علیه تهران، از جمله محدودیت های شدید در صادرات نفت ایران می دیده اند.
هدف از این تحریم ها چیست؟ اوایل سال جاری، مقامات دولت واشنگتن به روزنامه «واشنگتن پست» گفتند که هدف آنها این است که مردم ایران را به مخالفت با دولتشان وادارند. اگر این مسئله باعث شود تهران خواسته های آمریکا مبنی بر تعطیل کردن فعالیت های هسته ای اش را بپذیرد، بسیار خوب است و اگر خشم مردم منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی شود، بسیاری از دولتمردان آمریکا از آن استقبال می کنند.
براندازی در سوریه گامی برای مقابله با جمهوری اسلامی
اندکی پس از آغاز ناآرامی های سوریه، تیم باراک اوباما خواستار سرنگونی «بشار اسد» شدند و خشم خود را از آنچه که مرگ هزاران بیگناه سوری به دست نیروهای امنیتی سوریه می خواندند، ابراز کردند. اما بیش از یک سال است که آنها روی بعد دیگری از موقعیت سوریه تمرکز کرده اند.
آنها محاسبه کرده اند که سقوط یا حذف بشار اسد ضربه محکمی به موقعیت منطقه ای تهران وارد می کند- یا حتی ممکن است جرقه ای برای سرنگونی حکومت اسلامی باشد. در واقع، به همین دلیل است که واشنگتن از شورشیان سوریه، از طریق فراهم سازی پشتیبانی «غیرمهلک»، در حمله به نیروهای دولتی حمایت می کند و درعین حال از طرح های میانجیگیری در درگیری های داخلی این کشور که ممکن است جان افراد بسیاری را نجات دهد، اما باعث سقوط اسد نمی شود، حمایت نمی کند.
اولویتهای اوباما برای مقابله با ایران
مقامات وزارت خارجه آمریکا، ماه گذشته در دیدار با مخالفان ایران، اولویت های سیاست باراک اوباما در قبال ایران را به این ترتیب عنوان کرد: «برنامه هسته ای، اثرات آن بر امنیت اسرائیل و راه هایی برای تغییر رژیم ایران». با درنظر گرفتن چنین اهدافی تیم باراک اوباما به جز بازی با زمان در مذاکرات هسته ای، چه کار می تواند بکند؟
قدرتهای غربی به جایی نخواهند رسید
بیان اینکه «ایران فعالیت های هسته ای خود را متوقف کند وگرنه فشارها را افزایش خواهیم داد»، هیچ دستاوردی برای جایگاه آمریکا در خاورمیانه نخواهد داشت. تقریبا 10 سال است که قدرت های غربی سعی کرده اند با ایران وارد مذاکره شوند تا فعالیت هسته ای خود را کنار بگذارد. در هیچ برهه زمانی ایران حاضر نشده از حق مسلم خود در برخورداری از توانمندی چرخه سوخت طبیعی از جمله غنی سازی اورانیوم دست بکشد.
استحکام اراده ایران با تحریمها
تحریم ها و تهدیدات نظامی فقط اراده ایران را مستحکم تر کرده اند. با وجود تمام فشارهای واشنگتن و تل آویو، تعداد سانتریفیوژهای مورد استفاده در ایران طی 5 سال گذشته از کمتر از هزار دستگاه به بیش از 9 هزار دستگاه افزایش یافته است. با این وجود، تهران بارها پیشنهاد کرده است که در ازای به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی اش، نظارت شدیدتر- و شاید محدود کردن فعالیت های هسته ای اش را می پذیرد.
مخالفت با دیکتاتوری آمریکا در منطقه رمز موفقیت ایران
حکومت «جورج دبلیو بوش» غنی سازی تحت محافظت در ایران را نپذیرفت. در واقع، این دولت تا زمانی که ایران تمام برنامه غنی سازی خود را متوقف نکرد با این کشور وارد مذاکره نشد. این کار فقط ایران را به پیگیری برنامه هسته ای اش ترغیب کرد، درحالی که نظرسنجی ها نشان می دهد که تهران با به چالش کشیدن اوامر دیکتاتوروار آمریکا حمایت مردم منطقه را برای موضع هسته ای اش کسب کرده است.
کلید بقای آمریکا در دستان ایران است
همچنان که دولت های خاورمیانه بیش از پیش نماینده نگرانی ها و خواسته های مردم خود می شوند، در برابر اختلافات راهبردی با آمریکا- مانند اختلافات مصر و عراق- نیز کمتر سر تعظیم و تسلیم فرود می آورند. این امر واشنگتن را به چالش می طلبد تا دست به کاری بزند که تمرینی برای آن نداشته، یعنی پیگیری دیپلماسی راستین با کشورهای مهم منطقه، براساس بده بستان واقعی و هماهنگ با منافع دوجانبه.
مهم تر از همه این است که آمریکا می تواند از طریق برقراری روابط حسنه با جمهوری اسلامی تنها مانع سقوط حکومت خود گردد (همان طور که احیاء جایگاه واشنگتن در اوایل دهه 70، مستلزم توافق و سازش با جمهوری خلق چین بود).
ایران حتی به قیمت جنگ تسلیم نمیشود
حال جانشین حکومت جورج بوش بعد از سه سال و نیم، به جای توافق و سازش با ایران، همچنان براین مطلب پافشاری می کند که ایران باید تسلیم واشنگتن شود، درغیراین صورت مورد حمله قرار می گیرد اوباما با این شیوه، آمریکا را در مسیری هدایت می کند که منجر به جنگی دیگر در خاورمیانه در اولین سال های دوره رئیس جمهوری جدید خواهد شد و لطمه ای که جنگ با ایران به جایگاه راهبردی آمریکا وارد خواهد آورد، آن قدر عظیم خواهد بود که خسارات وارد شده به واسطه عراق، در مقایسه با آن، به چشم نمی آید.