هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه باید فقه مقارن را جدی بگیریم، معتقد است که شورای فقهی برای مسایل عمده مدیریتی کشور یکی از ضروریات زمانه است.
اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگوی مکتوب و تفصیلی با شفقنا (پایگاه بینالمللی همکاریهای خبری شیعه) به بحث مرجعیت علمی اهل بیت(ع) پرداخته و میگوید: در مسالهای که باز فقه مقارن مطرح میکند پیشنهاد دیگری دارم که باید علمای شیعه و سنی منصفانه درباره این پیشنهاد قضاوت کنند. طبق روایت متواتر ثقلین که پیامبر فرمودند: «کتاب الله و عترتی» یعنی اینها مرجع شما خواهند بود. با این حدیث این دو تا روز قیامت و لب حوض کوثر با هم خواهند بود.
پس هم اهل سنت و هم شیعه باید مرجعیت علمی اهل بیت (ع) را بپذیرند. نمیگویم انحصاری باشد. باید به عنوان یک مرجع مطمئن که در زمان حضرت علی (ع) و زمان امام صادق (ع) این گونه بود به اهل بیت توجه کنیم.
او بیان میکند: علمای اهل سنت در کتابهایشان این روایات را آوردهاند و ما هم که معتقدیم باید یکی از مراجع علمی ما در بحث فقه مقارن روایاتی باشد که از اهل بیت (ع) به ما رسیده است. البته باید با علم روایت و درایت به روایات صحیح برسیم. چون روایات ناصحیح در اخبار ما و اهل سنت زیاد است. فرزند حسن البنا در مصر که یک عالم و شخصیتی معتبر است نظر داده بود که در صحیح بخاری و مسلم 653 حدیث غیرقابل اطمینان وجود دارد. در حالی که از صحاح معتبر اهل سنتاند و کتابهای خوبی هم هستند. ایشان در تحقیقات خود به این نکته رسید. ما هم اگر کتابهای مهم مثل بحارالانوار و حتی کتب اربعه را نگاه کنیم مطمئنا احادیث غیرقابل قبول فراوانی در آن میبینیم. الان نمیگوییم باید به هر حدیثی تمسک کنیم. اما اگر فقه مقارن باشند و علمای ما با هم بنشینند و بحث کنند تحقیقا مرجعیت اهل بیت یکی از مراجع قابل اتکا خواهد بود و خود اهل سنت نقل کرده اند.
احادیثی مثل حدیث ثقلین و چند حدیث دیگر.هاشمی رفسنجانی میافزاید: در همان روزهای جوانی ام که در قم به درسهای آیتالله بروجردی میرفتم ایشان در یکی از جلسات درس گفتند، «به جای مجادله با برادران اهل سنت بر سر خلافت باید بر سر مرجعیت اهل بیت بحث کنیم که مال امروز است. باید با هم به توافق برسیم که اگر چنین شود به درد جامعه میخورد.»
او تاکید میکند که توجه به عقل آن هم به خواست قرآن در اجتهاد جدی گرفته شود که الحمدلله الان جدی گرفته میشود.او ادامه میدهد: لازم است به تخصص در علوم اسلامی و ابواب و رشتههای مختلف فقهی بها دهیم و برای هر رشتهای تخصصی در حوزهها به وجود بیاید؛ البته این تخصصها موقعی مفید است که شخص متخصص دارای اجتهاد مطلق باشد.
هاشمی رفسنجامی میگوید: هم اکنون و از قرون گذشته نوعی تخصص در علوم دینی مربوط به فقاهت وجود دارد. البته معمولا 15 علم لازمه اجتهاد مطلق فقهی به حساب میآید که در حوزه ادبیات و علوم عقلی و علوم نقلی دسته بندی شده: در ادبیات: 1 ـ آشنایی به زبان عربی 2 ـ علم صرف 3 ـ علم نحو و بلاغت شامل : 4 ـ بیان 5 ـ معانی 6 ـ بدیع در علوم عقلی : 1 ـ علم منطق 2 ـ فلسفه 3 ـ علم کلام در علوم نقلی : 1 ـ علم تفسیر 2 ـ علم حدیث 3 ـ علم درایه 4 ـ علم رجال 5 ـ علم اصول فقه 6 ـ خود علم فقه اما در زمان ما و حتما در آینده بسیاری از علوم دیگر هم لازمه استنباط و اجتهاد شده و بخصوص در فرض حاکمیت اسلام و ضرورت اجرای نظام اسلامی که با توجه به جامعیت و شمول کامل احکام اسلامی بر همه شئون زندگی به تعبیر جالب امام: «فقه اسلامی تئوری کامل و جامع اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است.»
او با تاکید بر اهتمام به فقه مقارن تاکید میکند که فقه مقارن را جدی بگیریم. اینها از نوآوریهای ما نیست. میدانید که شیخ طوسی و سیدمرتضی فقه مقارن مینوشتند. الان کتابهای فقه مقارن ما مال آنهاست و ما دنبال روی آنها هستیم.
هاشمیرفسنجانی میگوید: تخصصی شدن اجتهاد، تخصصی شدن تقلید در بعضی از مسایل، شورای فقهی برای مسایل عمده مدیریتی کشور و همراهی علمای اهل سنت و شیعه در دانشگاهها میزگردها اجلاسها و همایشها از ضروریات زمانه است. باید در دانشگاهها کلاسهای مخلوط از دانشجویان شیعه و سنی با استادان شیعه و سنی تشکیل شود که اگر این اقدامات را داشته باشیم میتوانیم به وحدت جهان اسلام امید ببندیم و میتوانیم به ظرفیت اسلام برای اداره جهان بشریت اتکا کنیم که از اهداف بزرگ رسالت پیامبر(ص) و خاتمیت دین و انقلاب اسلامی و حتی خواست مسلمانان و علمای شیعه و سنی است.