تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۲۰۸
بررسی فعالیت‌های حزبی از منظر نظریه‌پردازان دینی

گروه سیاست:
تحزب و فعالیت‌های سیاسی حزبی در کشور ما معمولا متاثر از نگاه فرهنگ عمومی و دینی است. اگر چه تشکل‌بندی سیاسی و روی آوری به فعالیت‌های گروهی در چارچوب نگاه افکار عمومی کشورمان همواره مورد اقبال قرار گرفته است اما این مسئله به لحاظ تفاسیر متنوع دینی و مذهبی گاه به موضوعی چالش بر انگیز و محل اختلاف سیاستمداران تبدیل شده است. این دوئل فکری در قبال فعالیت‌های حزبی به وضوح در سطوح رسانه‌ای و سیاسی قابل مشاهده است. گاه به افراد و سیاستمدارانی برمی‌خوریم که با افتخار از عدم وابستگی خود به هیچ حزب و تشکلی سخن می‌گویند و برخی اوقات نیز سیاستمدارانی پیدا می‌شوند که اعتبار اجتماعی و سیاسی خود را جز در قالب برخی تشکل‌های حزبی خاص نمی‌بینند.
نگاه دولتی به این مقوله هم از اهمیت بسزایی برخوردار است. در دوره‌هایی مانند اصلاحات تحت تاثیر گفتمان توسعه سیاسی سید محمد خاتمی فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی رونق بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد اما در دوره‌هایی مانند دولت محمود احمدی نژاد حزب گرایی و گفتمان‌های توسعه تحزب به رکود و انجماد زیادی دچار شد. دیدگاه‌های مختلف وابستگان هر دو طیف مذکور هنگامی موضوعیت خاص‌تری پیدا می‌کنند که هر کدام برای اثبات حقانیت خود به تئوری‌های فکری نظریه پردازان دینی روی می‌آورند. بر این اساس در گزارش حاضر به این مسئله می‌پردازیم که تحزب از منظر نظریه پردازان دینی و حکومت اسلامی چگونه تفسیر می‌شود. آیا در نگاه این نظریه‌پردازان فعالیت‌های حزبی دارای منع دینی و اسلامی هستند؟
تحزب؛ منع دینی یا رسالت مدنی
هر چند در اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت از تشکیل حزب و عضویت در آن یاد شده است اما در این بین کم نیستند کسانی که حزب را به رسمیت نمی‌­شناسند و از موضع دینی با آن مخالفت می‌کنند. بر اساس این نوع نگاه، حزب پدیده‌ای غربی است که ریشه در فرهنگ غرب دارد و پدیده‌ای نیست که بتوان آن را اسلامی کرد. تنها حزبی که می‌توان از آن سخن گفت «حزب الله» است . همچنین بر طبق این نوع نگاه، حزب معطوف به کسب قدرت است اما در اسلام قدرت طلبی نداریم. حزب به واگرایی در جامعه دینی منجر می‌شود و وحدت را تهدید می‌کند.
بر خلاف این نوع نگاه، نگاه دیگری ضمن تایید تشکیل و عضویت در احزاب، فعالیت‌های حزبی را مغایر فرهنگ دینی نمی‌داند و با استناد به برخی از آیات قرآن هرگونه منع دینی برای فعالیت‌های حزبی را نفی می‌کند. افرادی که این نوع نگاه را دارند با استناد به آیاتی مانند «اِن حزب‌‌الله هم‌ُ الغالبون» بر این عقیده‌اند که اسلام در مدح یا مذمت فعالیت‌های حزبی سخنی نگفته و دین دیدگاه منفی یا مثبت به حزب ندارد و بلکه حزب را یک گروه‌بندی اجتماعی مطلق می‌داند که مسلمانان نیز می‌بایست در قالب آن گروه‌بندی اجتماعی به پیگیری‌ فعالیتهای خود بپردازند و از همین رو حرکت توده‌های سازمان نیافته دینی یا فاقد تشکل و بی‌انسجام را فاقد هر نوع منشا اثر اجتماعی در نظام جامعه تلقی می‌کنند.
در امتداد هر دوی این دیدگاه‌ها هم یا افرادی به تحزب روی آورده و نگاه دینی را تایید کننده فعالیت‌های حزبی دانسته‌اند و بر این اساس به تشکیل گروه‌ها و احزاب مختلف مبادرت کرده‌اند یا عده‌ای با استناد خاص به منابع دینی و اسلامی هر گونه فعالیت حزبی را برنتافته و دیگران را هم از تشکل‌بندی حزبی بر حذر داشتند. نمونه‌های تحقق این نوع نگاه هم در ادوار گوناگون پس از انقلاب به وضوح قابل مشاهده است. در اوایل پیروزی انقلاب شاهد تلاش و تقلا‌های خاص بسیاری از فعالین سیاسی و انقلابی برای تشکیل احزاب مختلف بودیم و بر این اساس هم احزاب بزرگی چون حزب جمهوری اسلامی شکل گرفتند و در برخی ادوار پس از پیروزی انقلاب هم تحزب دچار رکود اساسی شد.
شهید بهشتی، پیشگام تحزب دین‌گرایانه
امروزه یکی از مهم‌ترین نمونه‌های اعلای نظریه پردازی دینی درخصوص تحزب که به عنوان پیشگام این عرصه هم نامیده می‌شود، نظریات تحزب شهید بهشتی است. این شهید بزرگوار از کسانی که اعتقادی به فعالیت‌های حزبی نداشته و به توجیه دینی و مذهبی در این خصوص می‌پردازند، انتقادات صریحی کرده و معتقد بود که فعالیت‌های تشکیلاتی و حزبی هیچ منافاتی با اوامر و توصیه‌های دینی ندارد. بر اساس این نظریات بود که شهید بهشتی به تشکیل حزب بزرگ جمهوری اسلامی مبادرت ورزید و پیشگامی وی در این زمینه بسیاری را قانع نمود که فعالیت‌های حزبی در چارچوب دینی و مرز اسلامی منعی نخواهد داشت.
وی تشکّل و حزب را در مسیر پاسخگویی به نیازهای زمان برقراری حکومت اسلامی معنا می‌کرد: «بدون تشکیلات حرکت کردن را نپسندید که در چنین صورتی، روز پشیمانی در برابرمان قرار خواهد گرفت، روزی که به اشتباه خود پی ببریم. می‌دانید یک گروه پنجاه نفری متشکل می‌­تواند یک جمعیت پانصد نفری بی‌­تشکّل را از پا درآورد؟ و این روشن است و نیز نگویید که احزاب و تحزب‌­ها با منطق قرآن سازگار نیست. کدام منطق قرآن ؟تمام دستورات قرآنی تشکیلاتی است.»
شهید بهشتی از برخی فواید و کارکردهای تشکل و تحزب یاد می‌کند که بدون گام نهادن در این مسیر حاصل نخواهد شد: «حزب به این معنا یعنی یک گروه دارای نقطه نظرهای اسلامی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگیِ هماهنگ و دارای هماهنگیِ عملی و برخوردار از همسازی و دمسازی عملی و تشکّل در طرح برنامه و اجرا، چیز بسیار مفیدی است و از ضرورت‌ها می‌باشد.» شهید بهشتی نمی‌پذیرد که قدرت طلبی جزء ذات تشکّل است و بلکه انحصارگرایی و قدرت طلبی را یک آفت برای تشکّل می­ شمارد.
امام خمینی(ره) و تحزب مشروط
اهمیت مسئله تحزب و فعالیت‌های حزبی هنگامی نمود بیشتری پیدا می‌کند که نظر امام خمینی (ره) را در این خصوص بررسی کنیم. برخی بر این عقیده‌اند که امام نظر مثبتی به پدیده تحزب نداشته و معتقدان به فعالیت‌های حزبی را سرزنش می‌کرد. برخی دیگر معتقد بودند که تحزب جایگاه برجسته‌ای در اندیشه امام خمینی داشته و ایشان با نگاهی مشروط نگر فعالیت‌های حزبی در چارچوب دینی و اسلامی را در فضای سیاسی جامعه تشویق می‌نمود.
واقعیت این است که امام خمینی(ره) نسبت به آفات و معایب تحزب و احزاب به ویژه در دهه های اخیر در کشورمان اشراف کامل داشتند و ضمن ارائه نقدهای متعدد نسبت به تحزب در جوامع غربی و به تبع آن در جهان سوم و کشور ایران، موافقتی مشروط با این پدیده داشتند. اما باید خاطر نشان نمود که این موافقت مشروط به انضمام دیدگاه انتقادی نسبت به تحزب، به هیچ وجه به معنای مخالفت آن حضرت با دستاوردها و ابعاد نظام‌های دموکراتیک و مولفه‌های آن همانند احزاب نبود بلکه امام(ره)، اساسا نظام اسلامی را دموکراسی واقعی می‌نامیدند.
از طرف دیگر امام(ره) را نمی توان به طور کلی مخالف تحزب به شمار آورد. ایشان در عین حال که به «پدیده احزاب سیاسی» - که از دستاوردهای جوامع غربی است و به جوامع مسلمین نیز سرایت کرده – چندان خوشبین نبودند،اما مخالف فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی هم نبوده و ملاک صحت عملکردی احزاب را اندیشه و نوع کارویژه‌های آن‌ها به شمار می‌آوردند و می‌فرمودند که ما باید کوشش کنیم حزب‌مان را حزب‌الله کنیم زیرا احزاب با مقاصد غیرالهی را شیطانی می‌دانستند.
تحزب در چارچوب فکری مقام معظم رهبری
دیدگاه رهبر معظم انقلاب در خصوص تحزب نیز در چارچوب‌های فکری امام(ره) قابل تبیین است و از سخنان ایشان در باب فعالیت‌های حزبی بر می‌آید که رهبر انقلاب همانند امام موافقت مشروطی با تحزب و فعالیت‌های حزبی دارند. ایشان در این خصوص می‌فرمایند: «حزبی که تقلید از احزاب کنونی غربی است به معنای باشگاه‌هایی برای کسب قدرت هستند اینجور حزبی مورد تأیید ما نیست، اینجور حزب‌سازی، اینجور حزب‌بازی معنایش عبارت است از کشمکش قدرت، این هیچ‌وجهی ندارد.» ایشان در عین حال در تبیین اهمیت وجود احزاب و رسالت نهایی فعالیت‌های حزبی می‌فرمایند: «وجود حزب در یک جامعه باعث می‌شود که خلأهای ذهنی عده‌ای از مردم پر شود، در حقیقت حزب یک کانال‌کشی برای رساندن خوراک فکری لازم به ذهن‌های عده‌ای از مردم است، که در حزبند ما این را در جامعه‌مان نداریم.»
این نوع نگاه رهبر معظم انقلاب که ضمن تایید فعالیت‌های حزبی و سودمندی آن برای جامعه و فضای سیاسی، احزاب را از فعالیت بر طبق الگوی حزبی غربی بر حذر می‌دارد نشانگر این است که نفس تحزب در اندیشه ایشان در چارچوب دیدگاه دینی و اسلامی قابل دفاع است و منعی ندارد.
نتیجه‌گیری
بر طبق آنچه گفته شد فعالیت‌های حزبی در کشور ما اگر چه تحت تاثیر فرهنگ عمومی و دینی قرار داشته و همواره نگاه‌های مختلفی را تجربه کرده است اما باید گفت که بر طبق تفاسیر دینی و حتی نظرات مراجع دینی تحزب و فعالیت‌های تشکیلاتی در فرهنگ دینی منعی ندارد.
همانگونه که شهید بهشتی فعالیت‌های تشکیلاتی را توصیه صریح دینی می‌نامد و امام‌خمینی(ره) نیز تحزب را در چارچوب قلمرو دینی مورد تایید قرار داده است و همچنین رهبر معظم انقلاب نیز بارها درخصوص سودمندی احزاب و رسالت محوله به آنها سخن گفته‌اند، تحزب و فعالیت‌های حزبی در جامعه ما در قلمرو قانون و مرز دین می‌تواند سودمندی‌های زیادی داشته باشد و البته به عنوان منافذ اتصال جامعه مدنی به لایه‌های حکومتی نقش موثری در پیشرفت و تعالی سیاسی داشته باشد.